گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / سینما و تلویزیون / آزاده زارعی: من باران نیستم!

آزاده زارعی: من باران نیستم!

عکس آزاده زارعی بازیگر سریال آوای باران

 آزاده زارعی: من باران نیستم!

آزاده زارعی آخرین مورد از کشف های سهیلی زاده است که در «آوای باران» بازی نسبتا خوبی از خود به نمایش گذاشت و توانست نام خود را بر سر زبان ها بیندازد.

چند سالی می شود که عادت کرده ایم در آثار حسین سهیلی زاده، بازیگران جوان و تازه کاری را ببینیم که از فرصت به دست آمده کمال استفاده را می کنند و با بازی خوب خود جای خود را در قلب مردم باز می کنند و نام خود را به عنوان ستاره های جدید تلویزیون مطرح می کنند.

آزاده زارعی آخرین مورد از کشف های سهیلی زاده است که در «آوای باران» بازی نسبتا خوبی از خود به نمایش گذاشت و توانست نام خود را بر سر زبان ها بیندازد. زارعی که پیش از این در «آمین خواهیم گفت» سامان سالور با یک نقش سخت، بازیگری را آغاز کرده بود، می گوید: باران یک دختر اصیلی است که خیلی جاها باید این اصالت را نشان می داد!

به بهانه توفیق «آوای باران» در میان مخاطبین جعبه جادویی، به سراغ باران این مجموعه تلویزیونی رفتیم. دختری که تا امروز کمتر حاضر به گفتگوهای مطبوعاتی شده اما این بار با خانواده اش جلوی دوربین خانواده سبز قرار گرفت و ساعتی را با ما به گپ و گفت پرداخت. مادری مهربان و بادری که همیشه یار و یاور خواهرش بوده است.

جا دارد به «حسین سهیلی زاده» یک تبریک جانانه بگوییم که توانست با استفاده از هوش مخاطب شناسی خود یک بار دیگر با یک سریال دیگر، بیننده های زیادی را پای تلویزیون بکشاند. همانطور که سال ها قبل با مجموعه های ترانه مادری، فاصله ها، دلنوازان و دختران حوا بیننده تلویزیونی را معطوف کارهای خود کرده بود، این گفتگو را بخوانید…

اخبار ,اخبار فرهنگی ,آزاده زارعی
برای شروع خودت را برایمان معرفی کن.
– متولد دهم خرداد ماه سال 1368 هستم. در رشته کارگردانی سینما تحصیل و کار بازیگری را هم از «آمین خواهم گفت» آقای سامان سالور آغاز کرده ام. این فیلم 4 سال پیش ساخته شد و در جشنواره فجر به نمایش درآمد. بعد از این فیلم سینمایی هم در هیچ پروژه ای حضور نداشتم تا اینکه در «آوای باران» جلوی دوربین آقای سهیلی زاده قرار گرفتم.

چی شد که به «آوای باران» معرفی شدی؟
– دستیاران ایشان من را به آقای سهیلی زاده معرفی کردند. بعد از گذراندن چندین مرحله تست سخت، در نهایت برای حضور در این سریال انتخاب شدم. شاید برایتان جالب باشد بدانید تا روزی که فیلمبرداری آغاز شد، نمی دانستم به صورت قطعی انتخاب شده ام.

یعنی چی؟
– راستش روزی که تست ها تمام شد، حس می کردم که نظر آقای سهیلی زاده روی من مثبت است اما هم ایشان و هم آقای سلیمانی همیشه می گفتند اگر بهتر از تو انتخاب شد، این نقش را او بازی خواهد کرد، در غیر اینصورت تو نقش باران را بازی خواهی کرد! این استرس تا روز اول فیلمبرداری با من همراه بود و آن روز بود که تازه به نوعی اطمینان خاطر پیدا کردم و مطمئن شدم که نقش باران را من بازی می کنم.

زمانی که قرار شد این نقش را بازی کنی، عوامل سریال باران را با چه ویژگی هایی برایت تعریف کردند؟
– روزی که با آقای سهیلی زاده در مورد این نقش صحبت می کردیم، ایشان گفتند باران شخصیتی دو پهلوست! باران دختری است که در کودکی در یک خانواده مرفه زندگی کرده اما از یک جایی به بعد گرفتار باندهای تکدی گری می شود و زندگی جدیدی را تجربه می کند. نکته مهم این بود که باران علاوه بر حفظ برخی رفتارهای بچه های بزرگ شده در خانواده مرفه، رفتارهای عامیانه وشاید گاهی ناسازگار با عرف جامعه را هم از خود نشان می داد. آقای سهیلی زاده تاکید داشتندکه اصیل بودن باران باید یک جاهایی از کار به صورت مشخص نشان داده شود و من هم تلاشم را کردم که این اتفاقات بیفتد.

باران چقدر به آزاده زارعی نزدیک بود؟
– این شخصیت نسبت به خودِ واقعی ام فاصله زیادی داشت. این فاصله در لحن گفتار و رفتار باران بیشتر نمودپیدا می کرد.

و چقدر تلاش کردی که به این نقش نزدیک شوی؟
– خب من مختصات کلی این شخصیت را می دانستم و در مدت زمانی که از انتخابم تا آغاز فیلمبرداری فرصت داشتم تلاش کردم به این نقش نزدیک شوم.

به دیدار کودکان کار هم رفتی؟
– نه. متن کار و شخصیت پردازی ها درست و دقیق بود. از طرفی اسم کارگردانی مثل آقای سهیلی زاده پشت این کار بود و من خیالم راحت بود که ایشان با راهنمایی هایشان من را با سرعت بیشتری به سوی باورپذیر شدن نقش باران رهسپار خواهند کرد. با این تفاسیر حس کردم نیازی به تحقیقات میدانی نیست چون نویسندگان محترم کار هنگام نوشتن متن، تحقیقات میدانی خاص خودشان را انجام داده بودند و نکات لازم را به من انتقال می دادند و از این بابت کار من را راحت تر کرده بودند، ضمن اینکه همه ما در طول زندگی بارها و بارها با شخصیت هایی مثل باران (کودکان کار) برخورد داشته و داریم و من هم از این قاعده مستثنی نیستم.

و از تجربه «آمین خواهیم گفت» چقدر برای بازی کردن باران وام گرفتی؟
– راستش نقشی که در «آمین خواهیم گفت» بازی کردم با بارانِ «آوای باران» تفاوت های زیادی داشت و به همین دلیل نمی توانم بگویم از آن تجربه برای بازی کردن نقش باران استفاده کرده ام. باران یک جاهایی واقعا سیندرلا بود و ذات اصیل خود را نشان می داد در حالی که نقشی که در «آمین خواهیم گفت» بازی کردم چنین ویژگی هایی نداشت.

با توجه به تجربه های متفاوتی که حسین سهیلی زاده در زمینه سریال سازی داشته، فکر می کردی «آوای باران» با چنین اقبالی روبرو شود؟
– بله، شک نداشتم که چنین اتفاقی برای «آوای باران» می افتد. آقای سهیلی زاده از معدود کارگردانان تلویزیون هستند که مردم به اعتبار نام آنها پای تلویزیون می نشینند و سریال ها را پیگیری می کنند. من شک نداشتم که «آوای باران» هم مثل آثار قبلی آقای سهیلی زاده کار پرمخاطبی خواهد شدت و با وجود کارگردانی مثل ایشان از این بابت هیچ دلمشغولی نداشتم. آقای سهیلی زاده نبض مخاطب را به خوبی می شناسند و با هوش و درایتی که دارند می توانند مخاطب را پای تلویزیون میخکوب کنند. ایشان روانشناس و جامعه شناس بسیار خوبی هستند که درام را به درستی می شناسند و در یک کلام کارشان را به خوبی بلدند و بی جهت نیست که لقب امپراطور ملودرام را به ایشان داده اند.

قبل از این سریال مشهور نبودی اما الان مدتی است که طعم شهرت را چشیده ای. دنیای همراه با شهرت چه شکلی است؟
– منظورت فیدبک های مردم است؟

نه منظورم شهرت است…
– شهرت اتفاق لذتبخشی است و هر کس بگوید از شهرت لذت نمی برد دروغ گفته! باران شخصیتی بود که همه آدم ها آن را دوست داشتند و این موضوع باعث شد در مدت پخش سریال با اتفاقا جالبی روبرو شوم. مثلا چند روز پیش که در بیمارستان پارسیان فیلمبرداری داشتیم، خانم مسنی که همسرش در بیمارستان بستری بود، تا من را دید به سمتم دوید و پیشانی ام را بوسید و بعد از ابراز لطف با گریه گفت، بیا تا شوهر مریض من تو را ببیند و مطمئن شود که باران سالم است و حالش خوب است. فکر می کنم این لطفی از سوی خداست که تو در دل آدم ها جا باز می کنی و آنها تو را دوست دارند.

پس یعنی هنوز با دردسرهای شهرت مواجه نشدی؟
– در این مدت چیزی جز لطف از سوی مردم ندیده ام و این برایم لذتبخش است که بندگان خدا اینقدر به من لطف دارند. در نهایت فکر می کنم مردم هیچ دردسری ندارند و سراسر لطف و محبت اند.

اصلا میل به شهرت و دیده شدن چقدر در بازیگر شدنت تاثیر داشت؟
– همه آدم ها در کنار اینکه دوست دارند در کارشان پیشرفت کنند، میل به دیده شدن هم دارند اما من صرفا برای رسیدن به شهرت به سراغ بازیگری نرفتم. من امروز شخصیتی مثل باران را تجربه کردم و در ادامه زندگی باران های زیادی را درک خواهم کرد. این موضوعی است که برای من جذابیت زیادی دارد. اینکه می توانم از طریق بازیگری زندگی های مختلف را تجربه کنم نکته ای است که بیش از هر دلیل دیگری من را به بازیگری علاقمند کرد. البته شهرت بخش کوچکی از بازیگری است که جزوی از آن است و نمی توان از آن فرار کرد.

ستاره های سریال های آقای سهیلی زاده در این سال ها سرنوشت های متفاوتی داشتند. تو قرار است بعد از «آوای باران» چه مسیری را طی کنی؟ اصلا دراین مورد برنامه ریزی داری؟
– طبیعی است که دوست دارم در کارم پیشرفت کنم و نقش های متفاوتی را تجربه نمایم.

این پیشرفتی که می گویی کجا به دست می آید؟ سینما، تلویزیون یا تئاتر؟
– برایم هیچ فرقی نداردکه در چه مدیومی بازی می کنم. نقش خوب برایم مهم است.

بازی کردن در یک نقش کوتاه برای تو که در نقش اول «آوای باران» بازی کردی، حداقل پیشرفت محسوب نمی شود. با توجه به تفاسیری که گفتی، اگر سال آینده آقای سهیلی زاده از تو برای بازی در یک نقش کوتاه دعوت به همکاری کند، می پذیری؟
– آقای سهیلی زاده هر نقشی به من بدهندبدون هیچ حرفی خواهم پذیرفت. من مدیون آقای سهیلی زاده هستم. ایشان کارگردانی هستند که به آن جوان ها فرصت می دهند و با راهنمایی هایشان به آنها کمک می کنند. مطمئن باشید بعد از این کاری پایین تر از کار آقای سهیلی زاده را قبول نخواهم کرد.

سیاوش خیرابی تنها بازیگر آوای باران بود که پیش از این توسط آقای سهیلی زاده معرفی شده بود و در «ترانه مادری» شرایطی شبیه به شرایط امروز تو را تجربه کرده بود. سیاوش چقدر به شما کمک می کرد؟
– قبل از اینکه افتخار همبازی شدن با آقای خیرابی را پیدا کنم. تصورم این بود که او یک بچه شر و شلوغ است اما زمانی که برای اولین بار او را دیدم، متوجه شدم که پسر متین و با شخصیتی است. هر چه کار جلوتر می رفت آقای خیرابی بیشتر به ما که تازه کار بودیم کمک می کرد و واقعا همراه ما بود. لازم است از این طریق به آقای خیرابی هم تبریک بگویم که در «آوای باران» واقعا درخشید و به همه نشان داد می تواند از چیزی که قبلا از او دیده بودیم فاصله بگیرد و نقش های متفاوتی را بازی کند.

خیلی از خانواده های ایرانی با بازیگر شدن فرزندانشان (مخصوصا دخترها) مشکل دارند. خانواده تو مخالفتی با بازیگر شدنت نداشتند؟
– خوشبختانه خانواده ام با این موضوع مشکلی نداشتند. پدر من هنرمند و در رشته قلم زنی بسیار مشهور هستند و سبک خاص خودشان را دارند. ایشان با توجه به آشنایی که با هنر دارند اصرار داشتند که در رشته هنر فعالیت داشته باشم. مادر و برادرم هم به شدت من را پشتیبانی کردند و من را تنها نگذاشتند. مادرم هم همیشه با دعای خیر خودش من را همراهی کرده و اگر امروز اینجا هستم قطعا به خاطر دعای خیر مادرم است.

اخبار ,اخبار فرهنگی ,آزاده زارعی
از احمد برایمان بگو، خیلی شبیه به هم هستید، نه؟
– بله، هر کس که ما را در کنار هم ببیند متوجه می شود که با هم خواهر و برادریم! احمد لیسانس کامپیوتر و فوق لیسانس IT دارد و در حال حاضر برای دکتری می خواند. احمد به معنای واقعی برادر و دوست خوبی است. رابطه ما بسیار خوب است و هیچ وقت با هم مشکلی پیدا نکرده ایم.

حرفی مانده که برای ما بگویی؟
– اول از همه باید یک بار دیگر از آقای سهیلی زاده تشکر کنم که تا آخر عمر مدیون و قدردان زحماتشان هستم. ایشان جزو کارگردانان شریف ما هستندکه خیلی به جوان ها میدان می دهند و این ریسک را قبول می کنندتا بازیگران جوان بتوانند خودشان را نشان دهند. همچنین باید از آقای هاشمی اصل هم تشکر کنم که فضای آرامی را برای گروه تولید فراهم کردندو گروه ما هیچ تنش و حاشیه ای نداشت و همه خیلی آرام کار خود را انجام دادندکه این موضوع از مدیریت درست و به جای آقای هاشمی ناشی می شد. ایشان هم به من اعتماد کردند و نقش اصلی سریال شان را به من سپردند که باید از این بابت تشکر ویژه ای از ایشان داشته باشم.

آقای هاشمی بابت این اعتماد برای بازی در نقش باران به تو پول هم داد؟
– بله، من قرارداد خوبی با آقای هاشمی بستم و مثل همه بازیگران با من برخورد شد.

از حرف آخر چیزی مانده؟
– باید از امیر سلیمانی، امین محمودی، امین هاشمی و آقای مجد جلالی تشکر کنم که در طول کار همراه من بودند و فضای خوبی را برای کار فراهم آوردند. همچنین باید از آقای امیر دژاکام هم تشکر ویژه ای داشته باشم که در این کار خیلی به من کمک کردند. در آخر هم فقط می توانم بگویم خدا. نمی دانم با چه واژه ای می توانم حسم را منتقل کنم اما روزی هزار بار بابت همه چیز خدا را شکر می کنم.

loading...

4 دیدگاه ها

  1. این چه جور خنده ایه دیگه..

  2. نام شما (ضروری)

    لبخنده ژکوند بییییییییده!!

  3. خیلی جیییییگره خیلی دوسش دارم و لی باید تو نحوه ی لبخند زدنش تجدید نظر کنه!

  4. غزاله امیر حسین موافقیم
    عکس اولی خیلی زشته با اون لیخند زدنش هههههههههه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *