صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / سینما و تلویزیون / با بازیگران شخصیت جیمز باند آشنا شوید

با بازیگران شخصیت جیمز باند آشنا شوید

007

همه مردان جيمز باند‏‎ :

اگر در عالم سينما برخي بازيگر ها به يک نقش هويت داده و آن را ماندگار کرده اند، آنچنان که “ويتو کورلئونه” جز ‏با جادوي “مارلون براندو” در فيلم “پدرخوانده” جادوانه نمي شد، يا نقش هاي “جيک له موتا” و “تراويس بيکل” در ‏‏”گاو خشمگين” و “راننده تاکسي” تنها با بازي حيرت انگيز”رابرت دنيرو” قادر بودند در تاريخ سينما هميشگي ‏بمانند، در مقابل برخي مواقع اين “شخصيت هاي سينمايي” بوده اند که بازيگران را به اوج آوازه و درخشش رسانده و ‏زمينه موفقيت هاي بعدي آنان را مهيا کرده اند. ‏

بي شک يکي از اصلي ترين اين “شخصيت” ها کسي نيست جز مامور ارشد سازمان اطلاعات خارجي بريتانيا ‏MI6‎، ‏آقاي “جيمز باند” که ماجراجويي ها و دلاوري هاي بي بديلش همواره تماشاگران را به هيجان و شوق واداشته و بيش از ‏چهار دهه است که هر دو سه سال يک بار با قصه اي سرگرم کننده و ماجرايي بکر خيل عاشقان سينما را مقابل پرده ي ‏نقره اي مي نشاند.‏

در آخرين روز ماه اکتبر، بيست و دومين فيلم “جيمز باند” به صورت همزمان در هزاران سينماي جهان به نمايش در ‏آمد و بهانه اي شد تا نگاهي بيندازيم به بازيگراني که از سال 1962 تا امروز ايفا گر نقش مامور 007 شده اند.‏

شان کانری

يک : شون کانري
تعداد فيلم هاي جيمز باند : 6‏

عناوين فيلم ها : ‏
دکتر نو (1962‏)
از روسيه با عشق (1963‏)
گلد فينگر، پنجه طلايي (1964‏)
تاندربال، گلوله هاي رعدآسا (1965‏)
تنها دو بار زندگي مي کنيد (1967‏)
الماس ها ابدي اند (1971‏)

درباره بازيگر :‏
سر توماس شون کانري شانزده سال پس از حضور در نخستين فيلم سينمايي اش راه بازگشتي نيست (1954) بخت اين را ‏يافت تا به عنوان نخستين جيمز باند سينما برگزيده شود. کانري در آن هنگام سي و دو سال داشت و در موقعيتي قرار ‏گرفت که پس از بازي در چند فيلم سري “باند” دروازه هاي شهرت را يکي پس از ديگري در فتح کند. اين زاده شهر ‏ادينبوروي اسکاتلند، در دهه شصت با بازي در فيلم هاي جيمز باند به يک شخصيت سينمايي ماندگار بدل شد و پس از ‏ترک نقش هاي باند نيز توانست خود را به عنوان يک بازيگر مطرح در هاليوود مطرح کند. شون با قدي قريب به ‏‏190 سانتي متر به خوبي جذابيت هاي باند را منتقل مي کرد. او پس از غيبتي دوازده ساله بار ديگر در فيلمي از جيمز ‏باند با عنوان “هرگز نگو هرگز” ظاهر شد. ولي اين فيلم به عنوان يک فيلم رسمي “جيمز باند” شناخته نمي شود.‏ کانري در اوايل هزاره سوم با دنياي بازيگري وداع گفت. او برنده جايزه بفتا شده و يک بار نامزد جايزه اسکار( براي ‏بازي در فيلم “تسخير ناپذيران) بوده است.‏

فيلم برگزيده :‏
پنجه طلايي (‏Gold finger‏‏)
کارگردان : گاي هميلتون

گلد فينگر بي شک يکي از بهترين فيلم هاي 007 است که تاکنون ساخته شده است. “آوريک گلدفينگر” سرمايه داري ‏قدرتمند، “عمليات گراند اسلم” را با هدف فلج کردن اقتصاد جهاني آغاز کرده است. جيمز باند با اتومبيل مخصوص خود ‏‏”آستون مارتين” که مجهز به سيستم هاي رزمي پيشرفته است بايد نقشه ” گلد فينگر” را نقش بر آب کند. اول از همه ‏بايد يکي از افراد او يعني “آدجاب” را که با پرتاب کلاهي مرگبار دست به کشتار مي زند متوقف کند، سپس سر و ‏سري با مشاور ” گلد فينگر” (زني زيبا به نام “جيل مسترسون”) ارتباط پيدا مي کند و سرانجام به نبرد دختري خلبان و ‏بسيار جذاب كه با او مي رود.‏

جورج لازنبی

دو : جورج لازنبي
تعداد فيلم هاي جيمز باند : 1‏
عنوان فيلم : در خدمت سرويس مخفي ملکه (1969‏)

درباره بازيگر :‏
‏ جورج لازنپي کم شانس ترين و در عين حال خوش اقبال ترين بازيگري است که ايفا گر نقش جاسوس بريتانيايي شده ‏است. در بين سال هاي 1967 و 1971 که شون کانري کبير براي بازي در فيلم هاي جيمز باند مرخصي گرفته بود، ‏اين هنرپيشه استراليايي موفق شد تا به عنوان دومين بازيگر ايفاگر نقش جيمز باند جلوي دوربين قرار گيرد. بدشانسي ‏وي از آن جهت بود که در خدمت سرويس مخفي ملکه، آخرين خدمت وي به عنوان جيمز باند بود. اما همان تک بازي ‏در نقش مامور 007 براي لازنبي که در آن روزگار تازه سي ساله شده بود غنميتي بزرگ بود. در حقيقت لازنبي هنگام ‏دريافت پيشنهاد بازي در نقش “جيمز باند” احتمالا در آسمان ها سير مي کرده چرا که وي پيش از آن تقريبا در هيچ فيلم ‏مهمي حاضر نشده بود و چه چيز براي بازيگر 188 سانتي متري مي توانست رويايي تر از ايفاي نقش آقاي باند به ‏عنوان اولين تجربه جدي در هنر هفتم باشد. او به خاطر بازي در فيلم مذکور نامزد دريافت جايزه “بهترين هنرپيشه تازه ‏وارد” از مراسم “گولدن گلاب” شد. لازنپي پس از اين نقش هرگز نتوانست براي بازي در نقشي ديگر نامزد و يا برنده ‏جايزه اي از فستيوال هاي سنيمايي شود.‏

فيلم برگزيده :‏
در خدمت سرويس مخفي ملکه (‏On Her Majesty’s Secret Service)
کارگردان : پيتر هانت ‏
در اين فيلم جيمز باند بهر دسته يک گروه جنايتکار متعلق به “دراکو” نفوذ مي کند تا بتواند به جنگ “استاورو بلوفلد” ‏رئيس يک سازمان تبهکار شيطاني رود. داستان در کوهستان هاي سوئد پيش مي رود و آقاي باند بايد به ستاد مرکزي ‏تکنولوژيک ” بلوفلد ” نفوذ کند. در اين ميان وي به گروهي از زنان دلربا بر مي خورد که البته هيچ کدام به زيبايي ‏دختر “دراکو” به نام “تريسي” نيستند. او با رفتارعصيان گرانه و پر شور خود دل جيمز باند را مي ربايد و باند با او ‏عهد وفاداري مي بندد. اما براي او دغدغه هاي مهم تري وجود دارد: “بلوفلد” قصد دارد سلاحي وحشتناک و سمي مهيا ‏سازد که زندگي هر موجود زنده روي زمين را به خطر خواهد انداخت.‏

راجر مور

سه : راجر مور
تعداد فيلم هاي جيمز باند : 7‏
عناوين فيلم ها :
زندگي کن و بگذار بميرند (1973‏)
مرد تپانچه طلايي (1974‏)
جاسوسي که دوستم داشت (1977‏)
مون ريکر-ماه شکن (1979‏)
فقط براي چشمان تو (1981‏)
اختاپوس (1983‏)
قصد يک قتل (1985‏)

درباره بازيگر :‏
سر راجر مور اگرچه کمي براي بازي در اولين نقش جيمز باندي اش پير بود (چهل و پنج سال) اما چنان در نقش ‏جاسوس مرموز فرو رفت و خوش درخشيد که بيش از هر بازيگر ديگري ايفاي نقش هاي جيمز باند را عهده دار شد. او ‏زاده لندن بود و دقيقا مناسب آنکه به عنوان مامور مخصوص انگليسي به ماجراجويي در فيلم هاي 007 بپردازد. مور ‏سيزده سال بدون وقفه در فيلم هاي جاسوسي و اکشن جيمز باند به نبرد شخصيت هاي پليد داستان رفت. در واقع هيچ ‏کس به اندازه او از جمله معروف مامور 007 هنگام معرفي خود بهره نجست : ” باند…جيمز باند ! “‏
راجر مور که اينک هشتاد و يک سال دارد هرگز نتوانست بعد از بازنشستگي از بازي در نقش هاي جيمزباند، موفقيت ‏آن سيزده سال پر خاطره مملو از شهرت و محبوبيت را تکرار کند. او پس بازي در هشتاد و يک فيلم فقط يک نامزدي ‏جدي دريافت جايزه از يک جشنواره ي سينمايي (جايزه ساتورن) داشت که آن نيز براي فيلمي از سري فيلم هاي جيمز ‏باند بود : ” جاسوسي که دوستم داشت.” ‏

فيلم برگزيده :‏
جاسوسي که دوستم داشت (‏the spy who loved me‏)
کارگردان : لوئيس گيلبرت
مصر و باهاما از جمله سرزمين هايي هستند که جيمز باند در اين فيلم براي دفع شر به آن سفر مي کند. ماجرا از آنجا ‏شروع مي شود که بک زيردريايي غول پيکر به زير دريايي هاي ايالات متحده حمله و دستگاه پيشرفته اي را مي ربايد. ‏حساسيت ماجرا آنقدر بالا مي رود که بيم بروز جنگ ميان دو ابر قدرت بالا مي گيرد. جيمز باند به همراه يک مامور ‏دلرباي روس به نام “آنيا آماسوف” پيگير ماجرا مي شوند و در مي يابند که “کارل استرومبرگ” يک کشتي دار قدرتمند ‏و منتقذ در نظر دارد از طريق نقشه هاي شوم خود بر کره زمين استيلا پيدا کند. باند مي کوشد تا مقر او را نابود کند، ‏کاري که با وجود کوسه هاي خون آشام و تجهيزات پيشرفته پايگاه دريايي مرد شرور غير ممکن به نظر مي آيد. ‏ماجراجويي هاي باند او را همچنين به اهرام اعجاب انگيز مصر رهنمون مي کند. اين فيلم نامزد سه جايزه اسکار شد.

تیموتی دالتون‏

چهار : تيموتي دالتون‏
تعداد فيلم هاي جيمز باند : 2‏
عناوين فيلم ها :
روشنايي هاي پايدار روز (1987‏)
جواز کشتن (1989‏)

درباره بازيگر :‏
تيموتي دالتون اهل ولز و متولد 1944 بود. در اواخر دهه هشتاد “راجر مور” ديگر واقعا براي ايفاي نقش جاسوس ‏جذاب و خوش سيماي “ام آي 6” فرتوت شده بود. اين گونه بود که دالتون در چهل و سه سالگي به عنوان چهارمين ‏ايفاگر نقش جيمز باند خود را به عاشقان ماجراهاي مامور 007 معرفي کرد. دالتون با چشماني سبز و قامتي بلند ( 188 ‏سانتي متر) انتخاب مناسبي براي آن نقش به نظر مي رسيد. دالتون فرصت آن را يافت که تنها دو سال به عنوان جيمز ‏باند نامش بر سر زبان ها باشد و با افتخار بر روي فرش قرمزي که به افتخار جيمز باند پهن مي شد، قدم زند.

فيلم برگزيده:‏
روشنايي هاي پايدار روز / ‏living daylights‏ ‏
کارگردان : جان گلن
جيمز باند به يک ژنرال روس به نام “گرگوري کاسکوف” يازي مي رساند تا به غرب پناهنده شود اما هنگامي که ‏‏”کاسکوف” از پناهگاه پنهانش در نقطه اي دور افتاده ربوده مي شود، سازمان هاي اطلاعاتي غربي در شوک عميقي ‏فرو مي روند. جيمز باند در تلاش براي يافتن ژنرال روس با دختري زيبا و دل فريب به نام “کارا” بر مي خورد که ‏مامور زن پرست ما را به راحتي بازي مي دهد. اين فيلم لوکيشن هاي متعدد دارد و در اتريش، ايتاليا و مراکش فيلم ‏برداري شده است.

 پیرس برازنان ‏

پنج : پيرس برازنان ‏
تعداد فيلم هاي جيمز باند : 4‏
عناوين فيلم :‏
گلدن آي، چشم طلايي (1995‏)
هميشه فردايي هست ( 1997‏)
دنيا کافي نيست ( 1999‏)
روزي ديگر بمير (2002‏)

درباره بازيگر :‏
ساخت آخرين فيلم از جيمز باند در دهه هشتاد مصادف بود با فرو ريختن ديوار برلين و متعاقب آن فروپاشي شورروي ‏و پايان جنگ سرد. اگرچه پايان جنگ سرد غرب با شوروي خبر خوبي براي جهان بود اما براي علاقه مندان جيمز باند ‏اين ترديد پيش آمد که وقتي جنگ سردي در ميان نباشد پس جيمز باند ديگر براي چه بايد ماجراجويي کند. گويي بسياري ‏پايان چنگ سرد را پايان مامور محبوب 007 مي دانستند. اما باند سرسخت تر از اين حرف ها بود. سازندگان فيلم ‏تصميم گرفتند باند را براي شش سال به مرخصي بفرستند تا بتوانند جيمز باندي با اهداف و ايدئولوژي متفاوت از باند ‏جنگ سرد به مخاطبان معرفي کنند. پس از غيبتي نسبتا طولاني، قرعه به نام پيرس برازنان افتاد تا کت شلوار و پاپيون ‏شيك باند را بپوشد. پيرس برازنان بي شک بهترين انتخاب ممکن مي توانست باشد. بازيگري به غايت جذاب، خوش ‏سيما با لبخندي فريبنده و رازآلود. بسياري بر اين باور هستند برازنان ايرلندي که در آن زمان 42 سال داشت زيباترين و ‏شکيل ترين هنرپيشه اي بوده که تاکنون در نقش جيمز باند بازي کرده است. برازنان بازي هاي کم نقصي در نقش ‏مامور 007 به نمايش گذاشت و چندين بار براي ايفاي نقش هاي باند نامزد دريافت جوايز سينمايي شد. همبازي او در ‏فيلم ” روزي ديگري بمير” ابرستاره سينماي هاليوود، خانم “هالي بري” بود.‏

فيلم برگزيده : ‏

کارگردان : مارتين کمپ بل

دانیل کریگ

شش : دانيل کريگ
تعداد فيلم هاي جيمز باند : 2‏
عناوين فيلم ها :‏
کازينو رويال (2006‏)
ذره اي تسکين (2008‏)



فيلم برگزيده :‏
کازينو رويال (‏Casino royale‏)
کارگردان : مارتين کمپ بل
کازينو رويال بي ترديد واقع گرايانه ترين فيلم جيمز باندي است که تاکنون ساخته شده است. پوست اندازي جيمز باند ‏نسبت به آثار متاخر وي کاملا مشهود است. او ديگر مانند گذشته فنا ناپذير به نظر نمي رسد تا آنجا كه در سكانسي از ‏فيلم “كازينو رويال” به راستي باور مي کنيم که قرار است جيمز باند را از دست بدهيم. زن در “کازينو رويال” ديگر ‏تنها براي ارضاي ميل جنسي باند نيست و باند فاصله زيادي با شهوت راني هاي پيشين خود گرفته است. جيمز باند جديد ‏آنقدر ملموس است که عاشق مي شود و از دست رفتن عشق او کاملا نمودي تراژيک به خود مي گيرد. کازينو رويال ‏مضمون ترويستي دارد و باند براي از ميان برداشتن هسته اي تروريستي تصميم مي گيرد که تحقيقاتش را جداگانه و ‏بدون هماهنگي با سازمان اطلاعات انجام دهد. از سويي سازمان در مي يابد که يک تبهکار به نام ” لوشيفر” قرار است ‏در يک کازينو، بر سر قماري ميليون دلاري پوکر بازي کند. جيمز باند مامور مي شود تا در پوکر شرکت کند و اجازه ‏ندهد ” لوشيفر” در اين قمار پيروز از کازينو خارج شود.

loading...

نوشته مشابه

سریال شهر تو را می خواند داستان قسمت آخر و تمام قسمت های سریال

خلاصه داستان تمام قسمت های “سریال شهر تو را می خواند” و قسمت آخر در …

اولین دیدگاه

  1. کازینو رویال رو دیدم معرکس
    فیلمش حرف نداره مخصوصا دانیل خیلی بازیگر تاپیه منکه دوسش دارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *