صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / سینما و تلویزیون / سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

خلاصه داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت های آخر سریال اکیا

داستان سریال اکیا :

کمال پسری جوان است که در محله‌ای فقیرنشین زندگی می‌کند. پدر او (حسین) آرایشگر است و مادرش (فهیمه) دوست دارد که کمال با برادر بزرگترش به نام تارک و خواهر کوچکش به نام زینب به خوبی و خوشی کنارهم باشند. نیهان هم دختری است که در نقطه‌ای دیگر از شهر در خانواده‌ای پولدار زندگی می‌کند و برادر دوقلویی به نام اوزان دارد. نیهان، پدرش (اوندر) را خیلی دوست دارد و مادری خودخواه به نام ویلدان دارد. ویلدان می‌خواهد که نیهان با پسری به نام امیر ازدواج کند ولی نیهان او را دوست ندارد. کمال و نیهان اولین بار یکدیگر را در اتوبوس می‌بینند و نیهان که طراح است، صورت کمال را نقاشی می‌کند. یک ماه بعد، روز تولد نیهان، کمال و دوستش (صالح) در یک مرکز خریدa آن نقاشی را می‌بینند. نیهان هم برای تولدش مهمانی گرفته و دوستانش را دعوت کرده است. دوست صمیمی او (یاسمین) و همین‌طور امیر هم در آن مهمانی هستند. امیر در مهمانی با یک مرد که در حال رقصیدن با نیهان است دعوا می‌کند. نیهان هم عصبانی شده و از آنجا بیرون می‌رود و به سمت قایقش می‌رود. با عصبانیت می‌خواهد قایق را راه بیاندازد که ناگهان پایش به طناب گیر می‌کند و داخل آب می‌افتد. در حال غرق شدن است که بلافاصله کمال او را نجات می‌دهد. از این لحظه رابطه آن دو شروع می‌شود. یک روز امیر نقشه‌ای می‌کشد تا به نظر برسد اوزان دختری را کشته است. برای لو ندادن او به پلیس هم نیهان مجبور به ازدواج با او می‌شود. روز بعد که کمال از نیهان خواستگاری می‌کند، او “نه” می‌گوید، کمال هم تا مدتی افسرده می‌شود تا این که به زونگولداک منتقل می‌شود. چهار سال بعد در معدنی که کمال کار می‌کند حادثه‌ای رخ می‌دهد و کمال رئیسش (حقی) را نجات می‌دهد. به همین دلیل حقی او را برای دستیاری خود انتخاب می‌کند. یکسال بعد از آن اتفاق کمال پیش خانواده خود بر می‌گردد و برای نیهان با امیر رقابت می‌کند.

 

 

خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا

خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا خلاصه قسمت 141 تا 144 سریال اکیا

 

خلاصه قسمت 145 تا 149 سریال اکیا

زینب با شنیدن حرف کمال که‌گفت من اون قاتل رو پیدا میکنم از مهمونی رفت و عامر از اکیا پرسید اون اینجا چیکار داره اکیا گفت من و عامر گفت مهمونی تموم شد لیلا گفت دعوت کردن زینب فکر خوبی نبود که اکیا میگه من جواب سوالمو گرفتم زینب و عامر هنوز ملاقات دارن با هم کمال دنبال زینب میره و به اسو هم میگه برو خونه بعد صحبت میکنیم و میره دنبال زینب و طوفان به اسو میگه منو به عامر فروختی این عکسایی که تو فلش هست رو ببین چیزی نبود حرفی نمیخواستم بزنم فقط خواستم ببینم منو به کمال میفروشی یا نه تو منو بخاطره کسی فروختی که دوست نداره از این به بعد منتظره شکستت هستم جبهه ما جدا شد اکیا میاد سراغه عامر و بهش میگه کنجکاوم بدونم چرا مهمونی رو نصفه تموم کردی؟ و تو دست عامر فلشی که صدای اوزان هست رو میبینه و میپرسه این چیه و عامر طفره میره و تهدید میکنه که اکیا باهاش بازی نکنه کمال تو خونشون زینب رو میگیره و میگه برای چی اومدی
زینب :اوزان خودکشی نکرده درسته؟کمال:یک کلمه در اینمورد به اون حرفی نمیزنی . زینب:از کجا فهمیدی کشتنش؟کمال:تو هنوز اونو میبینی و خانوادش صداشو میشنون میان بیرون و میفهمن زینب رفته تولد امیر اونم میگه اکیا منو دعوت کرد و تانر میگه به من گفته بود منم گفتم برو و فهیمه میگه وقت عقد گرفتین با آسوو یکماه دیگه عروسی داریم بریم داخل در موردش حرف بزنیم که کمال میگه کار دارم و میره و تانر میره دنبالش بهش میگه من و بانو دیگه اینجاییم و بخاطره آیهان همه چی رو از دست دادم کمالم میگه از من بخاطره بی عقلیهات حساب پس نگیر تانر میگه خدایی هم هست و کمال:داداش من بودن خیلی سخته؟ تو برادره من بودی رفتین با دشمن من همدست شدین چیزایی که بدست اوردی به اندازه چیزایی که من از دست دادم نیست و میره..قادر میاد به اکیا میگه ساعت ۹ شرکت باش که یه پروتکل رو باید امضا کنی و به عامر میگه من چهره واقعی زنتو بهت نشون میدم فقط پول رو دوست داره و فکرش پیشه اون مردکه برای اینکه چشماتو باز کنم همه کار میکنم ..ایهان جلوی خونه لیلا بهش میگه که کمال بچه خوبیه امایه مشکلاتی داره امروز خواستم اون نگهبان رو با اسلحه بزنه نزد که کمال میاد و با ایهان یه کم حرفش میشه و به لیلا میگه تو داری تو کارای من سرک میکشی لیلا؟همش به من‌میگی عوض شدی امافقط من عوض نشدم و میره ..عامر به طوفان میگه باید بفهمی کمال در مورده مسمومیت اوزان چیزی میدونه یا نه طوفانم میگه نه کمال به زهیر میگه دلیل مسمومیت اوزان رو پیدا کنه

زینب از هاکان میخواد ببینتش ..منشی کمال بهش میگه که باید بره برای پروازه انکارا و قادر تو جلسه انکارا شرکت میکنه بلیط شما هم‌اونا گرفتن قادرم به قرارداد میذاره جلوی اکیا که اگه از عامر جدا بشه سهامش باید بنام قادر بشه اونم امضا میکنه امیر هم از این موضوع خبر نداشته و از اکیا میخواد جای اون تو جلسه انکارا شرکت کنه اکیام قبول میکنه .تانر میاد پیش حسین تو ارایشگاه کار کنه عامر هم با هاکان قرار میذاره و بهش میگه کمال داره دنباله مرگ اوزان و میگیره چیزی از طرف من پیدا نمیکنه کاری کن که با کمال روبرو نشی زینب زنگ میزنه و عامر شک میکنه میره زینب رو تعقیب میکه اکیا تو هواپیما کمال رو میبینه میخواد پیاده بشه که نمیذارن که قسمتی از حرفاشونو با ویدیو گذاشتم ودر ادامه اکیا میگه تو کاری کردی که قادر نیاد من بیام و کمال میگه برای دیدنت به اینکارا نیاز ندارم چرا ازم اینقدر میترسی؟
حتی نمیخوای یه ساعت کنارم بشینی میترسی که تحت تاثیر من قرار بگیری و بی دفاع بشی؟اکیا :منو نمیتونی مجبور بکاری بکنی تو هرچی میخوای بگو من‌نادیده میگیرمت لیلا تو شرکت متوجه میشه که قادر اکیا رو فرستاده تو جلسه ای که کمال هم هست چون منشی میگه من بلیطشونو گرفتم و با هم رفتن و لیلا هم‌میفهمه قادر تو شرکته شک میکنه ..کمال تو هواپیما از اکیا میپرسه چرا زینب رو دعوت کردی با اینکه همه چیرو میدونی پیش اون مردک چیکار داری ..اکیا:چرا نگرانی تو اینکارارو مگه برای انتقام از من‌نمیکنی؟من دیگه اون اکیا سابق نیستم کمال سابق هم دبگه وجود نداره ..زینب سعی میکنه بفهمه هاکان چیزی میدونه از قتل اوزان که هاکان حرفی نمیزنه و میپرسه اوزان رو تو اخرین بار کی دیدی که زینب یادش میاد پیش اوزان رفته اونم دادو بیداد کرده بیرونش کرده و به هاکان میگه من‌ندیدمش چون برادرم خواست من برگردم و عامر هم اونا رو میبینه باهم …زهیر یکیو پیدا میکنه و اون روز که اوزان مسموم شده بودو براش تعریف میکنه و میگه غذا که خورد حالش بد شد و میفهمه غذا رو کی بهش داده بوده …کمال تو هواپیما به اکیا میگه :اوزان ممکنه خودشو مسموم کرده باشه برای فرار کردن اینکارو کرده باشه…نیهان: نه ..کمال:مطمئنی؟اکیا:در مورد اوزان صحبت نکنیم ‌هر چیزی در مورده برادرم ناراحتم میکنه …کمال:شایدم پشیمونی اذیتت میکنه شاید اوزان سعی کرده باهات تماس بگیره اما تو متوجه نشدی و الان پشیمونی و نیهان میگه اوزان با من تماس نگرفته فقط یکبار تو زندان دیدمش کمالم میگه تو الان برای زندگی با عامر دیگه بهانه ای نداری تو

عامر با اکیا تماس میگیره و تلفن خاموش بوده و قادر میادو میگه با کمال انکارا هستن و حتما اکیا برای موندن امشب اونجا تا دو ساعت صبر کن و ببین یه بهانه ای میاره برات چهره واقعی زنت رو بشناس عامر تماس میگیره که براش هواپیما اماده کنن تا دو ساعت بعد میریم انکارا ..دو ساعت میگذره و اکیا میاد و به قادر میگه با من بازی کردی میدونستی کمال اونجاست منو فرستادی ..
حالا اکیا چجوری فهمید(لیلا که شک میکنه بهش پیام میده که اکیا بهش زنگ بزنه و بهش میگه که قادر براش تله گذاشته)زهیر مسئول غذا که اوزان رو مسموم کرده بوده پیدا میکنه و کمال بهش میگه بترسونش فرار کرد تعقیبش کن .حسین میاد پیش کمال و در مورده تانر صحبت میکنه که اون و تانر با هم خوب بشن و به تانر کمک کنه و کمال قبول میکنه ..زهیر اون مرده رو میترسونه اونم فرار میکنه زهیر تعقیبش میکنه … کمال میاد پیش هاکان و در مورده مرگ اوزاو مسمومیتش صحبت میکنه میگه چرا متوجه نشدی و اینکه چرا متوجه نشدی که شاید قتل باشه خودکشی نباشه مگه کالبد شکافی نکردین .هاکان میگه نه چون اکیا خانم اجازه ندادو پرونده بسته شد وکمال میگه پرونده رو بازش کن و هاکان میگه بیخودی نگرد چیزی پیدا نمیکنی و بعد به عامر خبر میده که کمال از مسمومیت خبر داره و داره تحقیق میکنه ..عامر به یکی زنگ میزنه میگه منم دارن تعقیبت میکنن ادمایی که میان پیشت رو ناپدید کن …ادا تو حیاط میاد پیش اکیا و قرار میذارن با هم برن بیرون و ادا اونو ببره جاهایی که میره برای تفریح ….اسو به کمال میگه شب شام بره پیشش کمال میگه میام اما نمیتونم زیاد بمونم زهیر اون مرده رو تعقیب میکنه و به گاراژ ایهان میرسه و به کمال خبر میده میگ بیا اینجا و اون مرده پیش یعقوب ادمه آیهان رفته بوده یکی زنگ میزنه به یعقوب اونم میگه نگران نباشید نمیتونن من و کسی که اینکارو ازم خواسته پیدا کنن ومیخواد آیهان نفهمه زهیر ازشون عکس میندازه ..عامر طوفان رو میخواد پیشش و میگه میخوام اونیکه اوزان رو مسموم کرده برام پیدا کنی و اونو بابام میشناسه و یادش میاد که به قادر گفته باید تو بیمارستان برام یکیو پیدا کنی و قادر هم بهش گفته بندر برات حلش میکنه و عامر به طوفان میگه بندر رو پیدا کن…کمال و زهیر میرن پیشه ایهان و موضوع ادمش و بهش میگن و اونم میگه ادمه من بدون اجازه و دادن خبر از من ابنکارو کرده و من اون ادمو که بهش دستور داده براتون پیدا میکنم

کمال به زهیر میگه من میرم پیش آسو و قادر میاد پیش آسو و بهش میگه کمال نیومده ؟ آسو:به چه حقی میاین از من درمورده زندگی خصوصیم سوال میکنید؟قادر:چون من باباتم …تو خونه عامر اکیا ‌میگه که میخواد با ادا بره بیرون فردا شب و همینطور قضیه اون قرارداد رو که قادر ازش امضا گرفته رو هم میگه میاد پیش دنیز و بهش میگه خیلی کم مونده …ایهان میفهمه اوزان خواهرزاده لیلا هستش .. قادر به اسو میگه من از پارسال میدونم دخترم هستی اما حرفی نزدم .. دیگه وقتش رسیده که معلوم بشه تو دختره منی و حقه توئه که رئیس قسمتی از شرکت ما باشی ..اسو میگه نمیشهدکمال نباید اینو بدونه و منو ترک میکنه و قادر میگه کوزجو اغلو ها رو کسی ترک نمبکنه راهش رو پیدا کن باید سهام عامر رو تک تک به تو منتقل کنم اونو مجبور به اینکار میکنیم …. کمال میاد و قادر رو میبینه اونم میگه برای کار اومده بودم در مورده توافق عامر و آسو برای شرکت آسو و فردا پول سهام آسو به حسابش ریخته میشه و میره و کمال از آسو معذرت میخواد که منتظرش گذاشته و آسو میگه اگه این میز رو اکیا اماده کرده بود چی؟ کمال:منو ول کن ترکم کن من بدردت نمیخورم اسو هم میگه من به همه چی راضیم و کمال میگه نیستی تو بالاخره از من چیزایی میخوای که من نمیتونم انجام بدم و اسو میگه تو اخرش منو دوست خواهی داشت و کمال رو بغل میکنه میگه اونو فراموش کنی منو دوست خواهی داشت ‌‌..کمال:من چطور این بدی رو در حق توئی که با من همیشه صادق بودی انجام میدم ؟تنها کسی هستیرکه به من دروغ نگفتی و خیانت نکردی تو درستی آسو اشتباه منم همه چی درست میشه …. طوفان اون راغب رو پیدا میکنه اونم میگه فردا بیاین بارانداز اون ادم رو ببینیداونم به عامر میگه …اکیا تو دفتر خاطراتش مینویسه:مدتی ننوشتم از دنیز برات امروز شروع میکنم بخاطره من از دخترت دور نمون و داستان برای دنیز تعریف کردم و اون دیگه میفهمه و برای پرنسس ناراحت شد منم داستان رو تغییر دادم و پرنسس و عشقش رو فراری دادم و بردم یه جای دور همه اینا بخاطره دنیزه برای همینه که الان ازش دوری نمیتونم دخترتو و بهت بدم چون اگه بدونی دخترته دنیا رو زیر رو میکنی با جنگ دنیای دخترت رو کمال ویرون میکنی دنیای دخترمون یه روز تو هم منو درک میکنی … سره میزه صبحانه تو خونه پدره کمال زهیر به کمال زنگ میزنه زینب میشنوه که کمال میگه باید بفهمیم اونروز کیا تو بیمارستان اوزان رو دیدن مثلا بفهم عامر اومده یا نه زینب هم به عامر پیغام میده زنگ بزنه … عامر هم به اکیا میگه باید حتما باهات حرف بزنم

کمال تبلیغ گروه پرا رو مییبینه و یاده قبل میوفته که این گروه رو کناره خیابون دیدن با اکیا و اکیا گفته اینا خیلی خوبن کمال بهشون میگه ما در سالهای بعد شما رو میبینیم‌و مشهور میشید و این شب و ما رو فراموش نکنیدو اکیا ازشون امضا میخواد و اون خواننده هم میگه من اولین امضامو میدم الان و رو دست اکیا و اکیا هم رو دست کمال عکس لبخند کشیده و گفته شعر خیلی قشنگ بود و ما هیچوقت گریه نمیکنیم و همیشه میخندیم

 

خلاصه قسمت 149 نت 157 سریال اکیا

داستان قسمت آخر سریال هسل سریال مادر و تمام قسمت ها

سریال پاتریکس خلاصه قسمت آخر و تمام قسمت های سریال پاتریکس

سریال وطنم تویی خلاصه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های وطنم تویی

سریال شهر تو را می خواند داستان قسمت آخر و تمام قسمت های سریال

سریال بهار داستان قسمت آخر سریال ترکی بهار و تمام قسمت ها

سریال بازگشت به خانه خلاصه داستان و عکس های سریال بازگشت به خانه

سریال رهایی خلاصه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های سریال رهایی

“سریال سلطنت” Reign خلاصه داستان و عکس های سریال سلطنت

خلاصه داستان قسمت آخر سریال راهزنان در این دنیا حکومت نمی کنند

سریال قشر مرفه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های قشر مرفه

سریال ماه پیکر | تصاویر و داستان قسمت اخر سریال ماه پیکر 

سریال نفوذی سریال Icerde قسمت آخر و عکس بازیگران سریال نفوذی

سریال عشق بی پایان خلاصه داستان قسمت آخر سریال عشق بی پایان

loading...

نوشته مشابه

سریال منتالیست | داستان و عکس بازیگران سریال منتالیست The Mentalist

سریال منتالیست یا The Mentalist روانکاو مجموعه تلویزیونی موفق ساخت سال 2008 در آمریکا است …

58 دیدگاه ها

  1. سلام ،من نمیدونم این دوبلورها این اسما رو از کجاشون در میارن کلا یه اسم دیگه رو بازیگرای سریالای ترکیه میذارن تو سریال کارا سودا یا همون عشق بی پایان اسم دختره اکیا نیست و نهان هستش از خودشون اسم میذارن والا بلد نیس اسمشو بگی فیلمو از چشمون ننداز باااو

    • با سلام شما بهتره به جای نقد دوبلورها بری راجع به سریال بخونی تا بفهمی علا تغییر نام نیهان به اکیا چی هست

    • بابا اسم اصلیش نیهان هست برین پیج اینستاگرامشو ببینید .از اسم اصلیش توو تماسهی تلفنی توو فیلم. سیو کردن ولی توو فیلم اسمش اکیا هستش. توو شبکه ترکیه هم دیدم اسمش اکیا بود از لب خوتی های فیلم هم وقتی دلرن صداش میکنن از لب طرف مشخصه دلره میگه اکیا اگه شنا دوبله میبینین.بعد این فیلم کلا سانسوره توو شبکه ترکیه کلی صحنه بوسیدن ناجور داره که هیچکدومو ایران نشون نمیدن.برای تبلیغ خود بازیگر از اسم اصلیش توو گوشی موبایل موقع تماس گرفتن اسم اصلیشو گذاشتن نیهان .

    • سلام خب دارند تبلیغ انجام میدن الان اکیا اسم یه برند لوازم آرایشی بهداشتیه😊

    • سلام.به خاطره برند محصولات آرایشی اوکیا که اسپانسر سریاله عشق بی پایانه اسم نیهان رو اوکیا صدا میزنن واسه کشورهایی که دوبله ش میکنن.موضوع اینه.وگرنه تو سریال اسمش نیهانه.

  2. مثل خودم زشت باحال باشه😂😂😂😂

  3. به خاطر اینکه اسم اوکیا اسم برند هست برای تبلیغات از این اسم استفاده میکنند

  4. دیرآپدیت میشید

  5. سلام ببخشید میشع خلاصه قسمت آخرم ی بار بزارید ممنون

  6. سلام
    قبلاٌ نظرم ر ا فرستادم ولی فکر کنم نرسیده

    از کمال چنینن برخوردی انتظار نداشتم که یکی از دختران که هم شایسته و هم مانکن بوده می خواسته بگوید یا دوستش دارد یا نظر داده که خوشپیپ هست و جذاب چرا یشان بهشان برخورده من همیشه از او که فیلم می دیدم می گفتم ایا جه زنی دارد نمی دانستم کسی را انتخاب کرده که بهش نمی خورد فکر می کردم یا اکیا را می گیرد یا همین خانم مانکن را نمی دانستم که فخریه که اصلاٌ به او نمی خودر را انتخاب کرده واقاٌ متعصر شدم.

  7. سلام.لطفا داستان سریال آخر اکیا رو هم بذارید.ممنوووون

  8. یه سوال دارم. کمال و اوکیا اسم کارن رو از کجا فهمیدن بار اول؟

  9. سلام خواستم تشکر کنم واقعا میخونم و خسته نباشید به شما من با جم سریز پیش میرم قبلا جلو تر از داستان میزاشتید اما الان نه کاش جلو تر ام بزارید

  10. سلام قبلا سایتتون رو خیلی دوست داشتم چون یک قسمت از جم جلوتر بودید ولی الان حتی عقب تر هم هستید 😐 لطفا به روند قبلیتون برگردید..سپاس

  11. عزیزان خدمتتون عرض کنم این سریال درفصل دوخیلی‌جالب میشه من قسمت اخرشو همن امشب دیدم و خلاصه براتون میگم ک در‌فصل دو چ اتفاقی‌میوفته ک راحت شید.کمال با اسو ازدواج میکنه و اکیا هم از کمال حاملس و عامر میگه بچه منه و کمال بعد میفهمه بچه خودشه و اوزان هم با نقشه اسو ب قتل میرسه کمال و اکیا بعد ی تنفرراجب مرگ اوزان ک همه فک میکنن مقصرش کماله باهم اشتی میکنن و باهم دنبال ی راه حل واسه رسیدن ب همن خلاصه سرتونو ب درد نیارم این دوتا بهم میرسن و اسو ک با عامر دشمن کمال میشه ب زندان میوفته و عامرم ب سزای عملش میرسه این خلاصه کوتاهی بود امیدوارم دوس داشته باشید.یاعلی

    • با سپاس از شما بخاطر اینکه بخش دوم رو خلاصه شو برامون تعریف کردید، ولی دو سه جملهء آخرو خیلی خلاصه گفتین، عامر چطوری تقاص کاراشو پس میده؟ کسی که چندین و چند نفر رو میکشه و باعث وبانی ازهم گسیختگی چندین خانواده میشه و برای بزور نگهداشتن دختری که اصلا بهش علاقه نداره دست به هر فعل کثیفی میزنه، این چنین حیوانی چطور میخواد تقاص پس بده؟ فقط مرگ اونهم یه مرگ بد و دردناک میتونه کیفر اعمال کثیفش باشه،…حالا نویسندهء سناریوی فیلم چطوری میخواد اینجای قصه رو درستش کنه معلوم نیست…

  12. من عاشقم به کمال می شه که بگی او خان کجاست

  13. در قسمتهای آخر زینب تقاس کارای کثیفش خیانت به برادرو خیانت به شوهر رو به بدترین وجه ممکن پس می ده و کشته میشه

  14. چرا دیگه مثل قبل فعال نیستید چرا چند وقته تو قسمت 121 موندید من از این کانال دنبال میکردم …حیف دارید عقب گرد میرید

  15. سلام من جنبه دیدن گریه اوکیا رو ندارم برای عشقش آتیش گرفتم سرنوشت اوکیا با کمال چی میشه

  16. کمال سویداره

    عاشق اکیام

  17. میشه بگید باعث قتل اوزان کیه و چجوری انجام شده

    • سلام دوست عزيز،وقتيكه اوزان مسموم ميشه (البته توسط افراد اسو) تو بيمارستان كه بستري بوده زينب ميره سراغش و با بالش اونو خفه ميكنه ولي اون نمرده بوده بعدش تانر مياد براي اينكه وانمود كنه اوزان خودكشي كرده اونو دار ميزنه همه فك ميكنن خودكشي كرده .

  18. دوستان اسم واقعی این خانوم نسلیحان آتاگل هست و توی فیلم هم اسمش نیهان هست و صرفا جهت تبلیغ برند اکیا اسمش رو اکیا گذاشتن.مثل فیلم لطیفه که اسم دختره الیف بود اما بخاطر تبلیغ شامپو لطیفه اسم دختره شده بود لطیفه یا فیلم پاتریکس که اسم پسره جسور هست اما برای تبلیغ خمیردندون اسمشو گذاشتن پاتریکس.

  19. كمال و اكيا بهم ميرسن نگران نباشيد

    اوزان با نقشه عامر ميميره و عكسايي كه تو زندان براش فرستادن كاره طوفان بوده

  20. طراحی سایت

    قطعا کمال و اکیا بهم میرسن جای نگرانی نیست

  21. سلام.شماعادت دارید سریالارو نصفه ول کنین؟اون ازگوزل که نصفه ول کردید اینم ازاکیاکه دیگه ادامه نمیدین.

  22. ااااااا همچین نوشتین کمال و اوکیا به هم میرسن و نگران نباشید ک انگار تمام دغدغه های زندگیمون آخرعاقبت بازیگران و نقش اونهاست. فیلم رو ببینید ولی تنش دیگه چرا ؟ ای بابا ب خدا موندم …
    درسته که بار عاطفی دارن همه فیلمها. حتی ایرانیش. اما واقعا داشتن دغدغه اینکه حالا چی میشه خودش دغدغه ست.

  23. من تو تر کیه نگاه میکنم کمال و اکیا باهم ازدواج کردن

  24. كمال شخصيتي ايراني با اوكيا ازدواج ميكنن كوچولوشون توسط اسو دزديده ميشه ميفرستنش عراق عامر و كمال براي اينكه ثابت كنن عاشق اوكيا هستن ميان عراق كه عامر ميشه رييس دائش و براي بازپسگيري زنش از كمال به تركيه حمله ميكنه اخرشم فيلم تموم ميشه قطعا ديگه ببخشيد

  25. سلام. بچه ی زینب و عامر. وقتی زینب تصادف میکنه میمیره یا نه؟سریع جواب بدین خیلی کنجکاوم

  26. سلام ببخشید چرا هر کدومتون یه چیزی میگین یکی میگه اسو اوزان رو کشته یکی میگه اسو فقط مسمومش کرده یکی میگه قادر مسموم کرده یکی میگه زینب خفه کرده تانر دارش زده ماکه گیج شدیم والا :||

    • کمال و نیهان ازدواج میکنن ولی عامر بچه اشون رو میدزده و به نیهان میگه باید یا کمال رو انتخاب کنی یا دنیز رو هر کدومو انتخاب کردی اون یکی رو باید بکشی کمال میگه دنیز رو انتخاب کن و منو بکش نیهان به اجبار به کمال شلیک میکنه و کمال میافته رو زمین هنوز قسمت بعدیش نیامده که بگم ولی جوری که میگه نیهان بهم شلیک کن شاید ضد گولوله پوشیده باشه هنوز معلوم نیست

  27. با نقشه ی اسو عامر اونو با کمک قادر مسموم میکنه بعد توی بیمارستان زینب چند ثانیه جلوی تنفسشو میگیره بعد تانر میاد دارش میزنه ولی قبلش اسو به بدن اوزان سم تزریق کرده تا بکشدش وبا کار تانر همه فک میکنن اون خود کشی کرده اگه قسمت اخر بلایی سر عامر بیاد میرم همه ی عواملو میکشممممم گفته باشم الهی کمال بمیره راحت شیم

  28. من اگه کارگردانش بودم به جای کشتوکشتار عامرو که یه دفعه نشون میده زینبو دوسداره یه دفعه دیگه نه عاشق زینب میکردم بچه ی اونارو هم نمیکشتم چون اگه عامر بابا میشد دیگه با اکیا کاری نداشت بعد چند سال بعد رو نشون میدادم که همه دارن عاشقانه زندگی میکنن والا ملت دو سال فیلم نگاه میکنن اخرشم همه میمیرن بعد خودشون همش جشن پایان فیلم میگیرن و پارتی و فلان ما فعلا تو کف فیلم موندیم راستی هشت تیر ماه عروسی کمال هستش پایه اید بریم خخخخخ

  29. اونی که میگی کمال ضد گلوله پوشیده کماندو که مو رو از ماست میکشه بیرون یعنی نمیفهمه که اون ضد گلوله پوشیده بابا کمال مرد خاکشم کردن دنیز توی تیزر نزدیک به چهار سالشه همون اندازه ای که عامر گفت به اکیا که زندونی میشی به خاطر کشتن کمال .عشق است کان اورگانجی که اگه اون و بازی خارق العاده اش نبود فیلم به درد نمیخورد راستی توی واقعیت جای عامر و کمال عوض شده عامر یه ادم کاملا مهربون واجتماعی و دوست داشتنیه که همه ی عواملو دیوونه ی خودش کرده برعکس کمال خشک که فقط خودشو میگیره

  30. اخيش
    يكي مثه من پيدا شد كه از عامر خوشش بياد
    كمال يه شخصيت فضائي داره ،اخه پسر اين قد پاك؟؟؟داريم مگه؟!!
    به نظرم فيلماي تركيه خيلي چرتن،كافيه فقط قسمت اول و اخرشو ببيني اون وسطا يه موضوع كليشه اي هزار بار به صورت هاي مختلف تكرار ميشه :/
    پول و شهرت واسه اونا ميشه اون وقت ما نه تنها از تلويزيون نگاشون ميكنيم بلكه تو نت هم دنبالشونيم
    فك كن يه سريال ٣٠٠ قسمتي ١٨٠٠٠دقيقه از عمر ما رو تلف ميكنه
    اي كاش به جاي اين كه رسيدن كمال و اكيا برامون مهم باشه ،زندگي و وقت خودمون مهم بود
    اي كاش رسيدن به عشق تو زندگي خودمون مهم بود

  31. بچه ها کمال کی میفهمه اسو خواهر عامره بگین کنجکاوم خیلی

  32. این کمال که نمرده بیشعور هیچوقت امیر رو ول نمیکنه تیزر دو مرگ نیهان و تیر خوردن امیر رو نشون میده والا ما که نفهمیدیم اخرش چی میخواد بشه ولی اگه امیر بیمیر واقعا ظلم در حقش کردن اون فقط عاشق یه ادم بی احساس شده بود هیلال الهی …بشی اگه امیرو بکشی

  33. صددرصد کمال واکیا میمیرن عکسای قسمت اخر هردوشون لباس سفید تنشونه خخخخخ نقش روح توی مزرعه ای که دنیز بزرگ شده و بازی میکنه

  34. خاک تو سر نویسنده کثافت بیشعورررررررر امیر مرد اونم به خاطر یه کثافت که دوسشم نداشت خاک توسر هرچی فیلم ترکیه خاک عالم توسر هیلال ان شاالله اخرین کارگردانیت باشه واااااای دارم میمیرممم خاک تو سررر کمال نامرد ادم کش بیشعور خودت میخوای بمیری با امیر چیکار داری

  35. یکی این زینب کثیف که معلوم نبود واقعا امیرو دوستداره یا نه یکی این کمال بچه گدا ی کنه و یکی این اکیا خر زبون نفهم امیر رو نابود کردن حیف اون همه صلابت اکیا خانم مبارک باشه واسه این عشق خریت اوزان حیدر توفان کارن تیمور وده ها پلیسو ادم بیگناه کشته شدن بعلاوه ی کمال وامیر حالا زندگی سگیتو بکن گوربه گورشی ایشالا

  36. من قسمت اخر اکیا را دیدم
    عامر و کمال هردو بر اثر انفجار بمب (نقشه ای که توسط عامر طراحی شده )میمیرند

  37. واقعا نمیدونم این عامر (امیر) چی داره که اینقدر جذابه !؟
    عامر باعث بدبختی تمام شخصیت های سریاله،اگه اون نبود اکیا و کمال به خوبی زندگی میکردند

  38. سلام من‌با حرف تارا موفق هستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن تبلیغ