مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ

سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

سریال اکیا داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت آخر

خلاصه داستان تمام قسمت های سریال اکیا و قسمت های آخر سریال اکیا

داستان سریال اکیا :

کمال پسری جوان است که در محله‌ای فقیرنشین زندگی می‌کند. پدر او (حسین) آرایشگر است و مادرش (فهیمه) دوست دارد که کمال با برادر بزرگترش به نام تارک و خواهر کوچکش به نام زینب به خوبی و خوشی کنارهم باشند. نیهان هم دختری است که در نقطه‌ای دیگر از شهر در خانواده‌ای پولدار زندگی می‌کند و برادر دوقلویی به نام اوزان دارد. نیهان، پدرش (اوندر) را خیلی دوست دارد و مادری خودخواه به نام ویلدان دارد. ویلدان می‌خواهد که نیهان با پسری به نام امیر ازدواج کند ولی نیهان او را دوست ندارد. کمال و نیهان اولین بار یکدیگر را در اتوبوس می‌بینند و نیهان که طراح است، صورت کمال را نقاشی می‌کند. یک ماه بعد، روز تولد نیهان، کمال و دوستش (صالح) در یک مرکز خریدa آن نقاشی را می‌بینند. نیهان هم برای تولدش مهمانی گرفته و دوستانش را دعوت کرده است. دوست صمیمی او (یاسمین) و همین‌طور امیر هم در آن مهمانی هستند. امیر در مهمانی با یک مرد که در حال رقصیدن با نیهان است دعوا می‌کند. نیهان هم عصبانی شده و از آنجا بیرون می‌رود و به سمت قایقش می‌رود. با عصبانیت می‌خواهد قایق را راه بیاندازد که ناگهان پایش به طناب گیر می‌کند و داخل آب می‌افتد. در حال غرق شدن است که بلافاصله کمال او را نجات می‌دهد. از این لحظه رابطه آن دو شروع می‌شود. یک روز امیر نقشه‌ای می‌کشد تا به نظر برسد اوزان دختری را کشته است. برای لو ندادن او به پلیس هم نیهان مجبور به ازدواج با او می‌شود. روز بعد که کمال از نیهان خواستگاری می‌کند، او “نه” می‌گوید، کمال هم تا مدتی افسرده می‌شود تا این که به زونگولداک منتقل می‌شود. چهار سال بعد در معدنی که کمال کار می‌کند حادثه‌ای رخ می‌دهد و کمال رئیسش (حقی) را نجات می‌دهد. به همین دلیل حقی او را برای دستیاری خود انتخاب می‌کند. یکسال بعد از آن اتفاق کمال پیش خانواده خود بر می‌گردد و برای نیهان با امیر رقابت می‌کند.

 

خلاصه قسمت 94 و 95 سریال اکیا

میکنه و به قادر خبرارو میده
حیدر به لیلا زنگ میزنه و میگه یه چیزی میپرسم … لیلا : خوبن …‌ حیدر : خیلی ممنون لیلا
عامر به تانر میگه تو خبری داشتی از این اتفاق ؟ ( فرارشون ) تانر یاد وداع کمال میوفته ولی به عامر حرفی نمیزنه تا بتونن فرار کنند . کمال برای آسو یه نامه گذاشته !
اکیا به اوزان زنگ میزنه تا خیالش راحت بشه اوزان با خیال راحت تصمیمشو گرفته …
عامر کیف لیلا رو میگرده و ایمیلای کمال رد میخونه که میفهمه با کشتی فردا میرند و عامر میخواد اطلاعاتش و بگیرن
لیلا با فهیمه و حسین حرف میزنه و میگه فرار کردند

کمال خوابیده و اکیا حوصلش سر رفته .. هر کاری میکنه تا کمال بیدار شه ولی بیدار نمیشه حتی جارو برقی و تلویزیون رو هم روشن میزاره ولی بیدار نمیشه. ولی خب بالاخره کمال با یه صدایی بلند میشه و میبینه نیهان رفته رو سقف ..
کمال کمکش میکنه بیاد پایین و اکیا هم میپره بغلش
زینب به اوزان دلداری میده که من پسرمون و بزرگ میکنم توام براش یه پدر شجاع میشی
اکیا و کمال میرن دوچرخه سواری و اکیا بس که شیطونی میکنه دوچرخش خراب میشه
عامر میفهمه اوزان میخواد تسلیم بشه / زینب حالت تهوع داره همش
کمال و اکیا با یه دوچرخه ( خیلی رمانتیک ☺️ ) تا خونه میرن

عامر یاسمین رو به زور میگره تا ازش اطلاعات بگیره ولی اون اطلاعاتی نداره
طوفان یه اطلاعاتی ( اطلاعات کشتی ) پیدا میکنه و اول به آسو میده آسو هم پارش میکنه ( میخواد کمال اگرچه با اون نه ولی خوشبخت بشه ) اکیا به کمال میگه کباب درست کنه ولی کمال الکی بهونه میاره که درست نکنه ( زیاد بلد نیست 😂 ) ولی آخر مجبور میشه که بگه درست میکنه ..زینب هم میخواد غذا درست کنه که یهو حالش بهم میخوره ( فکر میکنه نکنه واقعا حامله باشه و اگر باشه باید چیکار کنه )

کمال با منقل درست کردن درگیره و بخاطر اینکه اکیا نفهمه بلد نیست از تو اینترنت پیدا میکنه چطوری باید درست کنه بعد از کلی دود و خراب کاری بالاخره درست میشه ..
طوفان که عاشق آسوئه ولی باز بخاطر خوشبختی آسو دلش نمیاد و به عامر اطلاعات اون کشتی رو میده ؛ زینبم میره و تست حاملگی میگیره و میفهمه واقعا حاملست ( ولی معلوم نیست از امیره یا اوزان )
اکیا یه چیزی تو درختا میبینه و فکر میکنه عامره و میترسه میپره تو ..ولی کمال میبینه یه سگه
شب میشه و اکیا و کمال با هم حرف میزنند تا اکیا حیالش راحت بشه
اکیا به حیدر زنگ میزنه و حیدر باهاش حرف میزنه و خیال جفتشون راحت میشه ، حیدر میگه کمال اگه میتونه تو رو خوشبخت کنه و ازت محافظت کنه باهاش برو تا خوشبخت بشی

زینب فکر میکنه تا چیکار کنه عامر نگه بچتو بنداز
اکیا و کمال دارن آهنگ گوش میدن و اکیا یه تیکشو میخونه و کمال بهش میگه خیلی بد صدایی ! اکیاهم میگه پس تو که نمیتونی یه نقاشی بکشی هم بی استعدادی
عامر از مجموعه تحقیقاتش آدرس خونه رو میدا میکنه و حرکت میکنه به اون سمت و وقتی میرسه میگه میخوام در بزنم
زمانی که کمال و اکیا تو بقل همند یکی در و میزنه و نیهان میترسه میره تو تراس … کمال در و باز میکنه و میبینه شیرینی اوردن ( کمال سفارش داده )
عامرم وارد یه خونه دیگه میشه و میبینه کمال براش مسیج گذاشته که بی نهایت بیچاره ای چون اکیا رو ازت گرفتم ! از این به بعد هیچکدوممون رو پیدا نمیکنی
زینب به عامر زنگ میزنه و میگه حاملست و باهاش توافق میکنه جای کمال واکیا و بگه و عامر بچه از اوزان یا خودش باشه زینب و مجبور به سقط نکنه ..
اکیا و کمال هم همدیگه رو بغل میکنند و میخوابند
همچنین زینب اوزان رو با ترس اینکه دردهای حاملگیش شروع میشه و میخواد شوهرش کنارش باشه راضی میکنه که تسلیم نشه و موقعیت مکانی اکیا و کمال رو برای عامر میفرسته
…صبح میشه و کمال واکیا خیلی عاشقانه از خواب پا میشند و کمال میره بیرون خرید کنه ( یه نفر کمال رو با اسلحه نشونه گرفته )
یکی در خونه رو میزنه و اکیا فکر میکنه کماله پس با خوشحالی در و باز میکنه ولی میبینه عامر پشت دره.
پایان
خلاصه قسمت های اینده هم تا دقایقی دیگر گذاشته میشه
صبور باشید

 

خلاصه قسمت 96 و 97 و 98 سریال اکیا

عامر میره تو و به اکیا میگه برادرتم تسلیم نمیشه و اکیا از اوزان میپرسه چرا و اوزانم میگه بخاطر بچم مجبور شدم ؛ بعد امیر به اکیا نشون میده که اگه باهاش نیاد کمال رو با تیر میزنند و اکیاهم التماس میکنه که تا فردا وقت بده
بهش که کمال فکر نکنه به زور امیر اکیا رفته و فکر کنه با خواست خودش رفته
اینطوری جنگ بینشون تموم بشه و عامر قبول میکنه اما میگه اگه اکیا فردا ۷ صبح نیاد یکی از اعضای خانوادش رو میکشه و عامر میره

کمال که برمیگرده میبینه اکیا حالش خیلی عجیبه و غم داره ولی اکیا حرفی نمیزنه باهم میرن لب دریا و یکم وقت میگذرونن و نیهان یکم حالش بهتر میشه
وقتی برمیگردند کمال برای اکیا ماشینی که آرزوش رو داشته رو خریده ولی اکیا اونجا به کمال میگه زوده و یکم دیگه بمونیم و من نمیتونم باهات بیام و با گریه میره تو دستشویی و کمال میره دنبالش و میگه باشه یکم بیشتر بمونیم اگه تو راحت تری ، شب میشه و اکیا هنوز دپرسه و کمالم پیششه ، اکیا مشروب میخوره و وقتی زیاد میخوره کمال میره بطریشو بزاره تو آشپزخونه که میبینه اکیا نیست و میره بیرون دنبالش
اوزان و زینبم در تلاشند فردا صبحش بدون اطلاع زهیر برگردند خونه
کمال اکیا رو روی یه پل پیدا میکنه و میپره بقلش میگه نبودی ترسیدم ولی میدونستم ولم نمیکنی ، ترس از دست دادنت در من ریشه کرده اما امشب از این حس رها میشم و این احساسو میندازم تو این جنگل ما هرگز جدا نمیشیم ( اینجا اکیا کمال رو میبوسه و بارون میاد و سکانس با آهنگ احساسی میشه و میرن تو خونه ، کمال موهای اکیا رو خشک میکنه واکیا دست کمال رو میبوسه و همدیگه رو میبوسند و …. 💑 )

صبح میشه و اکیا یه نامه خداحافظی برای کمال گذاشته و به سمت عامر حرکت میکنه ، کمال میرسه بهش و عامر میگه من نمیخوام اینجوری مثل فراری ها زندگی کنم که البته کمال باور نمیکنه و فکر میکنه امیر باعثشه ولی نیهان انکار میکنه ، بالاخره کمال از وسط جاده نیهان و برمیگردونه تو ماشین و برمیگردن ویلا که اونجا نیهان باز میگه نمیخوام
اینجوری زندگی کنم و تصمیم گرفتم برم
عامر میبینه از ساعت ۷ گذشته و به آدماش میگه لیلا رو زخمی میکنید و فیلمش و میفرستید برام ،اکیا میره دستشویی صورتشو آب بزنه که عامر براش ویدئو رو میفرسته که لیلا زخمی شده و اکیا به سرعت میاد بیرون که برسه بره پیش عامر اما کمال جلوش و میگیره
اکیا بهش میگه : اگه تو نزاری برم پس چه فرقی با عامر داری ؟ همین باعث میشه کمال بزاره اکیا بره و اکیا میرسه به عامر حرکت میکنه

و کمالم پشتش میاد و میگه خودم میبرمت اما وسط راه اکیا پیاده میشه و میگه تاریخ تکرار شد بفهم حالا منو میبری یا خودم برم ؟ کمال سوار ماشین میشه و اکیا سوار میشه و با هم میرند ، اکیا به حیدر خبر میده لیلا زخمیه و حیدرم �کرده بودم میتونستی ازم معذرت بخوای اما باور نکردم
اکیا : معذرت میخوام
کمال : یه دلیلی داره ، مگرنه نمیتونم زندگی کنم ، مگرنه تا آخر عمرم نمیبخشمت !
آسو از طریق مژگان به یک سری نامه از طرف حقی دست پیدا میکنه که برای مژگان ارسال میشده و حتی مژگان نمیخوندتشون و به دست نورسل میرسیده پس دلیل اینکه گالیپ به مژگان شک کرده این بوده که حقی نامه مینوشته و نورسل اونارو نگه میداشته
کمال حالش بده و وقتی نیهان از ماشین پیاده میشه اونم پیاده میشه
کمال : به من خیانت کردی ! به هر دلیلی که میری برو اما برای بار دوم بهم خیانت کردی
پایان

 

خلاصه قسمت 98 و 99 سریال اکیا

عامر میاد خونه ماشینش و میزاره و برمیگرده بیرون اکیا هم میره سمت خونه و عامر دست اکیا و میگیره و اکیاهم که میدونه کمال نگاهش میکنه به گرفتن دست عامر ادامه میده تا برن تو خونشون زینب و اوزانم حرکت میکنن به سمت خونه بدون درنظر گرفتن زهیر پامیشن میرن کمال متوجه اتفاقی که برای لیلا افتاده میشه عامر با اکیا حرف میزنه که باید نقش بازی کنن جلوی کمال تا منم بهش ضرر نرسونم تو سر قولت باش تا منم باشم
ویدا و حیدر میفهمند اکیا برگشته و همچنین عامر به اکیا میگه بدون خودش دیگه اکیا نباید کمال رو ببینه
لیلا به هوش میاد و کمال میره پیشش و همه تعجب میکنند که این دوتا برگشتند ، لیلا هم که نمیدونه واقعا اونا کی بودن فکر میکنه دزد بودن و به کمالم میگه دزد بودن ، زینب و اوزانم برمیگردن خونه
فهیمه کمال و سرزنش میکنه که بازم اکیا ولش کرد اما همچنین کمال باور نداره اکیا به خواست خودش رفته باشه و با زهیر دنبال راهی برای فهمیدنه
عامر دست در دست اکیا برای عیادت میرند و همه هم میبینمد اینا دست تو دست همن ( از جمله کمال ) فهیمه هم با اکیا حرف میزنه که دست از سر کمال بردار و اکیا هم میگه تموم شد ، دیگه زجر نمیکشیم ویدا به لیلا میگه حیدر و از من نگیر و لیلا هم تعجب میکنه میگه من اینکارو نمیکنم تو میکنی ( اکیا موقع اومدن تو میشنوه )
لیلا هم از دست اکیا ناراحته و اکیا به لیلا هم دروغ میگه که البته لیلا هم قانع نمیشه تانر وقتی بانو رو با برادرش میبینه فکر میکنه دوست پسرشه و غیرتی میشه میپره بانو رو میکشه اینور و سر همینم با هم آشتی میکنند
توی مزایده خونه لیلا ، لیلا خونه رو برنده میشه البته با کمک های قانونی حیدر که حیدر باعث شد قادر کنار بکشه ولی قادر از این استفاده میکنه که مثلا خودش بخاطر لیلا کنار کشیده
آسو بخاطر اون نامه ها با حقی دعوا میکنه شب میشه و زهیر یه تفنگ میاره برای کمال و با صالح و زهیر جلسه تشکیل میدند و کمال اون تفنگ رو برمیداره یواشکی وارد خونه عامر میشه و میره تو اتاق کارش
اکیا محل سگم به عامر نمیزاره و زینبم سعی میکنه به عامر تیکه بندازه ولی عامر به زینب میگه کاری نکم زیر قولم بزنم و اگه اون بچه از من باشه بکشمش عامر وارد اتاق میشه و کمال و میبینه که اسلحه گرفته سمتش

 

خلاصه قسمت 100 سریال اکیا


عامر در حضور کمال به راحتی میره سر گاوصندوق و تفنگش رو برمیداره و تفنگشون رو مقابل هم میگیرند ( عامر به کمال میگه نباید با شیطان مقابله کنی
کمال عامر و خیت میکنه و بهش میگه تفنگت خالیه ( خودش تفنگ رو خالی کرده ) حالا فقط تفنگ کمال یک گلوله داره !!
صالح فکر میکنه که کمال میخواد با اسلحه چیکار کنه و عامر میاد به فکرش ،
پس شماره زینب و از گوشی زهیر پیدا میکنه و بهش خبر میده ، زینبم بدو بدو میره سمت اتاق اکیا
کمال سعی میکنه عامر و تحریک کنه ( با حرفاش راجب اکیا ) عامر عصبی میشه و میگه خفه شو و ماشه رو بکشه ولی کمال میگه با قانون بازی کنیم .. !! کمال شلیک میکنه ولی اون گلوله شلیک نمیشه ، حالا نوبت عامره و تفنگ رو میگیره سمت کمال و باز هم گلوله نمیزن
کمال اسلحه رو برمیداره … اکیا بدو بدو میرسه پشت در اتاق عامر و فکر میکنه چیکار کنه که بالاخره به عامر میگه : امشب میخوام با تو بخوابم عامر حداقل میخوام امتحان کنم (وقتی وارد اتاق میشه جوری نشون میده که شوکه شده از دیدن کمال
فورا به کمال میگه اسلحشو بذاره کنار عامر میگه:اگه میتونی با این حقیقت زندگی کنی من بمیرمم غم نمیخورم اسلحه رو میگیره رو سر خودش

اکیا سعی میکنه اسلحه رو از کمال بگیره و میره جلوی اسلحه و بهش میگه چون تو رو انتخاب نکردم و اونو انتخاب کردم میخوای شلیک کنی ؟ کمال فکر میکنی و اسلحه رو پرت میکنه زمین و دست اکیا و میگیره میکشه بیرون از اتاق ، عامر میزنه رو میز جوری که میز خورد میشه 😂 … زینب و عامر طاقت نمیارند و میرن سمت اتاق عامر که میبینن کمال اکیا و اورده جلوی در همچنین با سر و صدا ویدا و حیدر میان اونجا
کمال به اکیا میگه صرفا بازی میکنی جلوی من حق نداری اجازه بدی بهت دست بزنه ! …. اکیا: بازی نیست !!
(کمال سر اکیا رو میگیره و میگه ساکت شو!) … اکیا : معذرت میخوام ، معذرت میخوام ، معذرت میخوام ! عامر میره سمت کمال که کتک کاری کنند و اکیا جیغ میزنه که بسهههههه اگه یه قدم دیگه بردارید دیگه روی منو هم نمیبینید ! به کمال میگه باید به زندگی و تصمیمات من احترام بزاری ، تو خونه خودم و کنار شوهرم میمونم ، بقیه میرسند و بحث تموم کمال بیچاره چشماش پر از اشک میشه و فقط به چشمای اکیا نگاه میکنه و میره .. اکیا سرش گیج میره ( از ناراحتی ) دست عامر و میگیره و میرن تو اتاق

عامر ازش میپرسه چطور فهمیدی کمال اینجاست؟!اکیا هم میگه زینب بهم خبر داد
عامر:حتی اگه ی بار مثله امشب بهم شانس میدادی،دنیارو برات بهشت میکردم
بهترین آدم دنیا میشدم برات…اکیا:خیالات خام نکن عامر من فقط و فقط این کار هارو برای اینکه کمال آسیب نبینه کردم!!
عامر چشمش به اسلحه ای که کمال دستش بود میکنه
که موقع اومدن اکیا انداختش رو زمین!با احتیاط و با ی دستمال که اثر انگشتش روش نمونه اسلحه رو برمیداره و میذاره تو گاو صندوق
کمال سرشکسته تر از همیشه میره پیش زهیر😞
ازش میپرسه تو به اکیا خبر دادی؟و زهیر هم میگه نه
کمال میگه اتفاقات امشب مهم نیست فقط میخوام بفهمم کاره اکیا ی بازی بوده همین
من چند سال پیش اشتباه کردم که ولش کردم ولی اینبار دیگه این اشتباه و نمیکنم،ولش نمیکنم
صبح زینب موقع بیرون رفتن از اتاق اکیا رو میبینه
اکیا هم خیلی محکم بهش میفهمونه که میدونه همه چیز زیر سره اونه،
اون بوده که خواسته برگردن پ اوزان و هم راضی کرده زینب انکار میکنه ولی اکیا میگه بالاخره میفهمم
عامر که از پشت دیوار همه چیزو شنیده پوزخند میزنه و میره
و زینب هم میره دنبالش،
عامر میگه اکیا همه چیزو فهمید؟! زینب:نه ی دستی میزنه که دو دستی بگیره البته اگه بهش بدم
عامر بهش میگه زیاد خیالبافی نکن. زینب:منو خیلی دست کم گرفتی
عامر با عصبانیت میندازتش رو مبل:فک کردی اوزان میره زندان و کمال و اکیا هم فرار میکنن من میمونم واسه تواره؟
بعدش که فهمیدی حامله ای خواستی نه بجه تو زنده نگه داری…که بچه سلطنت کوزجی اوغلو هارو به دنیا بیاری
اما اون بچه حتی اگه به دنیا بیاد هم کوزجی اوغلو نمیشه،من فقط ی بچه میتونم داشته باشم اونم از اکیاس
پایان

 

خلاصه قسمت 101 سریال اکیا

کمال لیلا رو میبره خونش و میره و اکیا میاد پیش لیلا و لیلا بهش میگه برای وارد شدن به قلب کمال از این راه نمیشه …اکیا:اشکالی نداره دارم سعی میکنم از قلب کمال برم بیرون …لیلا:کاری که کردی اشتباه بود اکیا تو حق نداری کمال رو اینطوری اذیت کنی…اکیا:تو فکر میکنی برای من راحته از کمال جدا بشم؟ تو دیدی چجوری با کمال فرار کردم خوشحال بودم …لیلا:پس چرا اینکارو کردی؟…اکیا:چون من کمال رو از هر چیزی بیشتر دوست دارم …لیلا:باز داری همون کارو میکنی که با کمال کردی کاری میکنی که باور کنه دوسش داری بعد ولش میکنی …اکیا:چاره ای نداشتم با زندگی خودم رو باید انتخاب میکردم یا کمال رو ..عامر میخواست کمال رو بکشه به اسلحه کمال رو هدف گرفته بود چیکار میکردم تو بودی چیکار میکردی لیلا؟…لیلا:باید به کمال بگم همین الان عامر داره با تهدید تو رو از کمال دور میکنه و تو صدات در نمیاد این دفعه نمیشه تو نگی من میگم و به کمال زنگ میزنه اما اکیا میگه دیشب کمال با اسلحه اومده بود سراغ عامر و لیلا هم به کمال نمیگه …اکیا:کمال داشت قاتل میشد لیلا اگه کمال اینا رو بفهمه بازم این اتفاق میوفته و نمیذاره من پیش عامر باشم کمال نمیدونست اینکارو کرد اگه بدونه حتما دوباره با اسلحه جلوی عامر درمیاد اون زمان چی میشه؟لیلا:یا عامر اونو میکشه یا کمال عامر و …اکیا :خودتو بذار جای من کسی که از همه بیشتر دوسش داری یا قاتل میشه یا میمیره بازم میتونستی حقیقت رو بگی؟

آسو میره پیش عامرو اونجا میفهمه اکیا برگشته وطوفان بهش کمک کرده و از طوفان عصبانی میشه و میره طوفان میره دنبالش و آسو به طوفان میگه:چرا کمال رو دادی دست عامر جرا نگفتی کمال برگشته؟من به تو گفتم بذار برن اما تو خیانت کردی به من تو الان آدمه عامر شدی؟طوفان:درست صحبت کن چرت نگو کمال تو اون کشتی نبود نمیدونم از کجا فهمید جاشونو ..آسو:تو با زندگی کمال بازی کردی ممکن بود کمال بمیره…طوفان:تنها درده عامر اکیاست اگه اکیا برگرده خونه فکر میکنی عامر به کمال اهمیت میده میخواد بکشتش؟آسو :تو از کجا اینقدر مطمئنی داریم در مورده عامر صحبت میکنیم از کسی که تو رو به مادرت رسوند اینطوری تشکر میکنی؟با فروختنش؟…طوفان:من همه کارارو برای تو میکنم ..

پس چرا از کمال محافظت نکردی؟طوفان:چون عاشق توام من سالها با وجوده عشقم کنارت بودم با عشقی که به کمال داشتی بازم کنارت موندم …آسو:برای همین خواستی کمال بمیره،…طوفان:نه برای اینکه برگرده پیش تو

ویدان هم با فشاره اوزان قبول میکنه که بره خانواده زینب رو برای شام دعوت کنه و جشن بگیرن برای نوه دار شدن اما فهیمه قبول نمیکنه میگه بیاین خونه ماتنها شرطمون اینه…کمال هم دنباله رده اون آدمی که لیلا رو زده میگیره و اما عامر همشون رو خریده بوده و به جایی نمیرسه و اونا میگن برای زمینها اونجا بودیم و اسم یه شرکت رو میارن که اونا رو اجیر کرده بوده تا یه سری ادمایی که اذیت میکردن رو اونا ساکت کنن و زهیر هم میگه اون شرکت رو میشناسم و راست میگن و بعد از رفتن کمال و زهیر اونا به عامرزنگ میزنن و میگن کاری که گفته بودین انجام دادیم..اما بازم کمال قانع نمیشه و میره پیش اکیا …اکیا با یاسمین در مورده اتفاقی که بین اون و کمال افتاده صحبت میکنه و میگه که یک شب با کمال بوده یاسمین هم میگه خوب معلومه باور نمیکنه تو با میل خودت برگشتی آدم از کسی که میخواد جدا بشه به شب به یاد ماندنی رو نمیگذرونه تو باید به کارت بچسبی و خودتو سرگرم کنی تا بتونی ادامه بدی… کمال و زهیر هم میرن وباز تحقیق میکنن تا بالاخره ب ی شماره پلاک میرسن

 

خلاصه قسمت 102 سریال اکیا

 

 

داستان قسمت آخر سریال هسل سریال مادر و تمام قسمت ها

سریال پاتریکس داستان قسمت آخر و تمام قسمت های جسور و زیبا

سریال وطنم تویی خلاصه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های وطنم تویی

“سریال سلطنت” Reign خلاصه داستان و عکس های سریال سلطنت

خلاصه داستان قسمت آخر سریال راهزنان در این دنیا حکومت نمی کنند

سریال قشر مرفه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های قشر مرفه

سریال ماه پیکر | تصاویر و داستان قسمت اخر سریال ماه پیکر 

سریال نفوذی سریال Icerde قسمت آخر و عکس بازیگران سریال نفوذی

سریال عشق بی پایان خلاصه داستان قسمت آخر سریال عشق بی پایان

19 ژانویه 2017

  • مجردها - با یک کلیک همسر آینده خود را انتخاب کنید
  • چجوري تا عيد 12 کيلو کم کنم؟؟
  • چجوري بدون عمل جراحي بيني خود را کوچک و خوش فرم کنيم
  • بیش از 650 انتخاب برای هدیه روز مادر
  • چجوري ميتونم بدون تزريق ژل و بوتاکس صورتم رو چاق کنم
  • عکس های دختران سوپر نینجای ایرانی! (فیلم)
  • سریال اکیا خلاصه داستان قسمت آخر اکیا و داستان تمام قسمت های سریال اکیا
  • عکس های دختر 17 ساله زیباترین سوپر مدل جهان
  • داستان تلخ تجاوز جنسی به دختر 13 ساله توسط شوهر خواهر!
  • عکس های زیباترین زنان دنیا در سواحل دبی
  • سریال پاتریکس قسمت آخر و تمام قسمت های جسور و زیبا پاتریکس
  • داستان قسمت آخر سریال هسل سریال مادر و تمام قسمت ها
  • رحم مصنوعی نیز ساخته شد! + عکس و فیلم رحم مصنوعی
  • خواص فسفر | خاصیت فسفر برای بدن چیست ؟
  • راز شوم فیلم رابطه جنسی رئیس شرکت با کارمند زن جوان
  • روزی 2 عدد موز بخورید تا معجره اش را ببینید
  • اس ام اس عاشقانه بی تابی و بی قراری برای عشق و یار
  • این عوامل باعث کاهش میل جنسی و سرد مزاجی می شوند
  • طرز تهیه شنیسل روسی
  • دانلود آهنگ جدید رضا صادقی بنام من با توام
  • فال روزانه فال امروز پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
  • گوجه فرنگی | آشنایی با خواص شگفت انگیز گوجه فرنگی
  • برای سلامت دستگاه گوارش این 9 نکته را رعایت کنید
  • فیلترشکن وی پی ان چیست؟ VPN چه فواید و چه ضررهایی دارد؟
  • لذت بردن از رابطه جنسی دهانی توسط زوجین
  • محبوب ترین بازیگران ایرانی در اینستاگرام با لایک و فالوور بالا + تصاویر
  • برای زیبایی و سلامت پوست بخور رازیانه عالی است
  • سریال منتالیست | داستان و عکس بازیگران سریال منتالیست The Mentalist
  • متن زیارتنامه امام حسین (ع)
  • تصاویری از دکوراسیون تلویزیون دیواری و راهنمای دکورایون تلویزیون دیواری
  • رابطه جنسی دکتر قلابی با دختران زیبا در تهران!
  • طرز تهیه ژامبون راویولی با سس گوجه فرنگی
  • موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

  • سلام ،من نمیدونم این دوبلورها این اسما رو از کجاشون در میارن کلا یه اسم دیگه رو بازیگرای سریالای ترکیه میذارن تو سریال کارا سودا یا همون عشق بی پایان اسم دختره اکیا نیست و نهان هستش از خودشون اسم میذارن والا بلد نیس اسمشو بگی فیلمو از چشمون ننداز باااو

    • با سلام شما بهتره به جای نقد دوبلورها بری راجع به سریال بخونی تا بفهمی علا تغییر نام نیهان به اکیا چی هست

    • بابا اسم اصلیش نیهان هست برین پیج اینستاگرامشو ببینید .از اسم اصلیش توو تماسهی تلفنی توو فیلم. سیو کردن ولی توو فیلم اسمش اکیا هستش. توو شبکه ترکیه هم دیدم اسمش اکیا بود از لب خوتی های فیلم هم وقتی دلرن صداش میکنن از لب طرف مشخصه دلره میگه اکیا اگه شنا دوبله میبینین.بعد این فیلم کلا سانسوره توو شبکه ترکیه کلی صحنه بوسیدن ناجور داره که هیچکدومو ایران نشون نمیدن.برای تبلیغ خود بازیگر از اسم اصلیش توو گوشی موبایل موقع تماس گرفتن اسم اصلیشو گذاشتن نیهان .

  • مثل خودم زشت باحال باشه😂😂😂😂

  • به خاطر اینکه اسم اوکیا اسم برند هست برای تبلیغات از این اسم استفاده میکنند

  • دیرآپدیت میشید

  • سلام ببخشید میشع خلاصه قسمت آخرم ی بار بزارید ممنون

  • سلام
    قبلاٌ نظرم ر ا فرستادم ولی فکر کنم نرسیده

    از کمال چنینن برخوردی انتظار نداشتم که یکی از دختران که هم شایسته و هم مانکن بوده می خواسته بگوید یا دوستش دارد یا نظر داده که خوشپیپ هست و جذاب چرا یشان بهشان برخورده من همیشه از او که فیلم می دیدم می گفتم ایا جه زنی دارد نمی دانستم کسی را انتخاب کرده که بهش نمی خورد فکر می کردم یا اکیا را می گیرد یا همین خانم مانکن را نمی دانستم که فخریه که اصلاٌ به او نمی خودر را انتخاب کرده واقاٌ متعصر شدم.

  • سلام.لطفا داستان سریال آخر اکیا رو هم بذارید.ممنوووون

  • یه سوال دارم. کمال و اوکیا اسم کارن رو از کجا فهمیدن بار اول؟

  • سلام خواستم تشکر کنم واقعا میخونم و خسته نباشید به شما من با جم سریز پیش میرم قبلا جلو تر از داستان میزاشتید اما الان نه کاش جلو تر ام بزارید

  • سلام قبلا سایتتون رو خیلی دوست داشتم چون یک قسمت از جم جلوتر بودید ولی الان حتی عقب تر هم هستید 😐 لطفا به روند قبلیتون برگردید..سپاس

  • داغترین ها

  • بازیگر معروف هاليوود در نقش محمدرضا پهلوی
  • خنده دارترین مدل مو که تا به حال دیده اید! +تصاویر
  • تماشای فیلم 200 ساعت و رکورد عجیب!+عکس
  • اگر موهای سفید را بکنیم بیشتر می شوند؟
  • مزایا کراتینه کردن مو و عوارض کراتینه کردن مو
  • مسیج های به سلامتی
  • اس ام اس خنده دار سرکاری (7)
  • مدل تزیین آشپزخانه 2016
  • ساینا و ساندرو جایگزین خودروی پراید می شوند +عکس
  • جوک جدید
  • مسی نه، این‌بار ژاوی تاریخ‌سازی کرد
  • تصاویر خنده دار و توپ و بامزه (9)
  • کامران و هومن بیوگرافی و عکس های کامران و هومن خواننده
  • دانلود آهنگ جدید فریدون آسرایی به نام تو به داد من برس
  • دانلود آهنگ جدید فاتح نورایی با نام آواره
  • پنه لوپه کروز جذاب ترین زن زنده سال شد! +عکس
  • اس ام اس مذهبی و انتظار ظهور
  • عکس هایی از جشن تولد دختر آیشواریا رای
  • پرایدی که تبدیل به هلی کوپتر شد+عکس
  • ماجرای دختر اماراتی که به آرزویش رسید
  • آیا می دانید 8 (علمی)
  • رضا ایرانمنش از ده نمکی به شدت انتقاد کرد
  • آداب و رسوم قدیمی ها در عید فطر
  • روش های پیشگیری از سقط جنین
  • چهره دیدنی سوفیا لورن در دوران پیری +عکس
  • بستن تبلیغ
    بستن تبلیغ