مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
مدل لباس, مدل مانتو

سریال گوزل قسمت آخر سریال گوزل عکس های قسمت آخر

سریال گوزل خلاصه داستان قسمت آخر سریال گوزل

“سریال گوزل”| خلاصه داستان قسمت آخر سریال گوزل Serial و داستان قسمت های فصل سوم

داستان قسمت های فصل سوم

داستان قسمت آخر فصل دوم

سریال گوزل محصول سال 2015 شبکه STARTV ترکیه و هم اکنون در حال پخش می باشد گذشته از اینکه این سریال بیننده های بسیاری را برای خود رزرو کرده است سریال برتر در حال حاضر این کشور می باشد. دارای داستانی شیرین و درامی به یاد ماندنی با حضور چهره های سرشناس چون ارکان پتک کایا , نورگول یشیلچای , ابرو ازکان , الینا بوز , تولگا تکین و نوشته بسیار قوی در قالب سناریو می باشد.

این سریال داستان دو خانواده ای است که دختران آنها به علت نام خانوادگی مشابه جا به جا می شوند. یکی از دو دختر، جانسو دختر جهان و دیلارا گلپینار از ثروتمندان استانبول است٬ و دیگری هازال دختر گلسرن گلپینار است که شوهرش او را مدت هاست رها کرده است و مجبور است او را به تنهایی بزرگ کند. بعد از 15 سال آن ها متوجه این جا به جایی می شوند…

داستان قسمت آخر فصل دوم سریال گوزل :

دوست پسر غزل بهش خیانت می کنه و دوست دخترش ازش بارداره و به غزل می گه که من فقط تو را برای پولت می خواستم تا مشهور بشم و اسپانسر کارهام بشی و غزل هم چاقو را از روی میز برمی داره و به پسره می زنه. معلوم نمی شه که می میره یا نه .فصل بعد مشخص می شه. دنیز مثل پدرش توی کارهای خلاف می افته و جهان این را می فهمه و به ایسو می گه از دنیز دور بشه که ایسو هم لج می کنه  وپنهانی با دنیز عروسی می کنه. فعلا رابطه ی دلارا و هارون خوبه ظاهرا. راحمی با بابای دنیز صحبت می کنه و توی این صحبت ها مشخص می شه که راحمی به خاطر بدهی هاش می خواسته دخترش ر ابفروشه که دخترش یعنی خواهر جهان خودکشی می کنه. راحمی می اد خودکشی کنه که جهان می رسه می خواد اسلحه را از دستش بگیره که عایشه می اد توی اتاق و تیر به عایشه می خوره و ظاهرا می میره. پس احتمالا فصل بعد درباره ی انتقام گیری عمه ی هارون است که دو دخترش از طریق جهان کشته شده اند. ظاهرا جانان هم می خواد با اوزان از کشور خارج شده که اوزان توی فرودگاه قالش می زاره و جانان می مونه با کلی پول تقلبی.

کلا همه چیز معلق می مونه تا فصل سوم که به نظر جهان همش باید توی زندان باشه و یا اینکه دوباره این خانواده ی از هم پاشیده را به دور هم جمع کنه.

هر روز جدیدترین قسمت های سریال را می توانید در همین پست مشاهده کنید

کپی آزاد!

خلاصه قسمت 233 سریال گوزل (قسمت اول فصل سوم سریال گوزل)

خلاصه قسمت اول فصل سوم (233) سریال گوزل:
جهان داره کشتی میرونه که یاد خاطرات تلخی که برای خودش و خانوادش در گذشته افتاده میفته .

دلارا تو خونه نشسته و به دریا نگاه میکنه و دمیر میاد پیشش و دلارا دمیرو بغل میکنه . امینه میاد پیششون و میگه : صبح‌بخیر . دلارا : صبح بخیر امینه میبینی چقدر خوب مامان میگه امینه : اره دلارا خانوم.
دلارا : ‌حالا بزرگ بشه چیا که نگه .
امینه دمیر رو میبره تا بهش صبحونه بده .
دلارا اماده که بره دفترش و میاد و به امینه میگه که صبحونه دمیر رو اماده کن و بهش بده و تخم مرغ هم بهش بده چون دیروز نخورده بود .
دلارا : هارون کجاست امینه .
دلارا میره بیرون ویلا و هارونو میبینه .هارون بهش یه تابلویی که بیرون ویلا نصب کرده بود رو نشون میده و میگه :چطوره عشقم ؟ دلارا :خیلی خوبه ویلای ارغوان ( روی تابلو نوشتهه شده بود )
غزل به یه ابهتی میاد شرکت و وارد دفترش میشه .دنیز خرید کرده و میاد خونه و ایسو رو صدا میزنه و میبینه که تو سالن نیست.و بعدش میره طبقه بالا اتاقا رو میگرده و صداشش میزنه ایسو از حموم میاد بیرون و میگه عشقم حموم بودم نشنیدم صداتو .
ایسو هول شده و دنیز ازش میپرسه که چی شده اما اون حرفو میپیچونه و به زور میبرتش پایین و سرشو گرم میکنه و خودش میاد بالا .و میره تو حموم.
کریمان داره تلفنی المانی حرف میزنه که منشیش میاد میگه : من دارم میرم کریمان خانوم .کریمان: کجا.
منشی : دارم میرم سفارشاتو بدم . کریمان میگه : باش برو اما زود بیا تو معلوم نیس چیکار میکنی .

کریمان بعد رفتن منشی شروع میکنه لباسارو پرو میکنه 😂
تعمیرگاه :
اوزجان به انگین میگه چایی تموم شد انگین قاطی میکنه و میگه من چیکار کنم عصبانی میشه و اوزجان : انگین چرا عصبانی میشی میرم میگیرم . اوزجان پنج لیریشو در میاره وو قیمت چایی رو میپرسه و انگین بهش میگه خاک بر سرت ۵ لیر پوله و بهش یه ۲۰ لیر میده .اوزجان : اول خودشو نگاه کن بعد مارو مسخره کن من فک کردم وضع تو خوبه که تیکهه بهمون میندازی 😜.
انگین : توروخدا وضعمونو نگاه کن چایی نداریم بخوریم .
شاگرد اوستا ضیا میاد و بهشون یکم پول میده چون ضیا بهشون ۳۰۰ لیر بدهکار بوده و میرن چایی و پیراشکی میخرن.انگین ناراحته از وضعش و میگه ما کی باید وضعمون خوبب بشه.اوزجان : یه زن پولدار بگیر هم خودتو نجات بده هم منو😑.انگین : من خودمو نجات بدم تو رو چیکار کنم.
تو عین مجسمه ای ، من و تو رو یه جا بندارن زنا تو رو انتخاب میکنن تو باید منو نجات بدی . اوزجان : من مرد عشقم به خاطر پول ازدواج نمیکنم(اره جون خودت)
انگین : پس من مرد چیم ؟ اوزجان : تو مرد غاری 😂.
شرکت:
غزل تو دفترشه که منشیش میاد و برنامه ی روز رو بهش میده .غزل : باز که همش پره ، ۵ دقیقه وقت خالی هم نزاشتی
منشی : اگه بخواید میتونم لغو کنم غزل : نمیخواد‌ همه چی به هم میریزه.
غزل : پس چرا جلسه بخش سکونت نیست ؟ منشی : اوزان خان خواستن که بزاریم برا فردا غزل :چرا اینجور چیزا رو از من نمیپرسن ؟ منشی : نمیدونم غزل : تو کارت اینه ادیبهه باید همه چی رو بهم بگی . اوزان کجاست . منشی : تو دفترش .
غزل میره دفتر اوزان و میگه چرا منو از جلسه خبر دار نکردی و عصبانی میشه.

مائده تو خونه نشسته و خدیجه رو صدا میکنه و ازش میخواد که با هم چایی بخورن خدیجه میره که چایی بیاره.مائده : اه خدیجه به نظر تو هم عجیبه حتما که فکرشو میرد کسی که دخترتو به مثل دخترش به اغوش گرفته یه روزی برسه که دوست خونیت بشه.

غزل و اوزان دارن باهم بحث میکنن.
غزل : بابام بهم ۱۰ درصد سهم داد گفت اینجا بشین و کار کن اوزان : سهمو نداد که شرکتو ورشکست کنی
غزل : تو میخوای سهمو ازم بگیر اما نمیتونی هیچ کس نمیتونه ‌. منشی تلفن غزل رو بهش میده و میگه زنگ میزنن اوزان میپرسه کیه غزل میگه به تو چه 😒 و میره تو اتاقش.
یه نفر به اسم ودات میاد پیش اوزان میگه هیچ خبری از راحمی نیست نه مسکو نه اینجا ورود و خروجی هم نداشت . غزل از اتاقش میاد بیرون و اوزان میره اتاقش و شماره کسیی که بهش زنگ زده رو تو گوشیش سیو میکنه .
و میبینه که شماره اون شخص کسی جز مائده نبود و میره به اذرخش میگه : اخه اون چرا باید شماره مائده عمه هارونو داشته باشه یعنی داره به عمه هارون جاسوسی میکنه .. اذرخش : عجله نکن غزل گستاخه لوسه از سر لجبازی این کارا رو میکنه .
جهان یاد ایسو و غزل و دنیز میفته و ناراحت میشه.
که چرا ایسو با دنیز ازدواج کرده و افسوس کارایی کرده رو میخوره.

خلاصه قسمت 234 سریال گوزل (قسمت دوم فصل سوم سریال گوزل)

خلاصه قسمت دو از فصل سوم گوزل :
کریمان همون موقع مشغول پررو لباس هاست که ی مشتری میاد و کلی از جایی ک کار میکنه تعریف میکنه و میگه شما معماره داخلی هستی؟
کریمان هم جوگیر میشه نه من طراحم😂
و بعدا کلی چرت و پرت سرهم میکنه ک وسایل اینجا تاریخی ان و مادر بزرگم نگه داشته و…دلارا سر میرسه و ضایع میشه😂
و موقع صحبت با دوستش میگه نمیدونم چقد دیگه ب خاطر آیسو میتونم تحملش کنم
همون شب مهمونی خونه جدید دلاراست و همه ادمای معروف دعوت دارن
یکی از مهمونا موقع احوال پرسی ب دلارا میگه اوزان و آیسو کجان؟
دلم براشون تنگ شده
غزل میشنوه و باز حسادتش گل میکنه
دلارا هم غزل و معرفی میکنه و میگه اینم یکی دیگه از دخترامه
و میخواد جواب سوال خانمه رو بده ک یکی صداش میکنه و میره
غزل هم ک حرصش گرفته
میگه اوزان و آیسو نیومدن و نخواهند اومد امشب و با ژست مغرورانه ای میره
آیسو با دنیز مشغول خوردن قرابیه ان میگه ک مامانم بارها بهم زنگ زد
ک برم مهمونی دنیز هم میگه حالا ک اینقد اصرار کرده چرا نرفتی
و آیسو هم میگه بدون تو هرگز نمیرم بعدم من اصلا با هارون کنار نمیام نمیدونم مامانم با این پارتی ها چیو میخواد ثابت کنه
راستش دنیز من خیلی دلم برای بابام تنگ شده
دنیز میگه بالاخره ی روز خوشی مارو میبینه و میبخشه ک آیسو میگه
دیگه کی؟یک سال گذشته حتی خبرم ندارم کجاست
همین لحظه اوزان بهش زنگ میزنه و میگه ک منم دعوت کرد مامان واصرار داره ک با هارون اشتی کنم
ولی من نمیخوام
دنیز میگه اگه حوصلش سر رفته بگو بیاد اینجا ک اوزان میگه نه دوستم “اگه”قراره بیاد
“اگه”ک میاد باهاش دردودل میکنه و میگه منم دلم برای بابام خیلی تنگ شده
کریمان برمیگرده خونه ک اوزجان میگه
گشنمهههه غذا بیار
کریمان هم میگه هم کار کنم هم غذا بپزم پاشو خودت بیار
اوزجان هم هی غر میزنه
ک کریمان میگه نگاه این حشمت هم گشنشه ولی از تو کمتر غر میزنه
و میره تو آشپزخونه
پنیر و زیتون و در میاره میگه همینو میدم کوفت کنی
بعد ی ساندویچ در میاره و با حشمتشروع میکنه ب خوردنش😂
اوزجان میاد تو اشپزخونه و میگه چی شد پس
کریمان سریع قایم میکنه ساندویچو ولی اوزجان بو میکشه و ساندویچو پیدا میکنه و میبره میخوره ک کریمان میگه زهرمارت بشه اوزجان😆
هارون دمیر رو میاره😍
و همه میگن چ بچه شیرینیه
دلارا میره با یکی از مهمونا صحبت کنه ک یکم بین صحبتاش میخنده و هارون غیرتی میشه و مدام زل میزنه ب دلارا
اخرم با ی ترفند از یارو دورش میکنه و ازش میخواد ک سخنرانی کنه واسه جمع

دلارا شروع میکنه و میگ
من الان خیلی خوشبختم و این خوشبختی و مدیون هارون هستم
هارون هم میگه داشتن تورو ب سرنوشت مدیونم تنها چیزی ک میخوام اینکه باتو پیر بشم
و میبوسن همو
هواپیمای جانان و آسمان ب زمین میشینه
و اسمان وسط راه تصمیم میگیره بره ویلا و تغییر مسیر میده
ک دقیقا وسط سخنرانی دلارا میرسه و میگه
براوو👏
اینهمه حقمو خوردی حالا جشن هم میگیری؟
دلارا ک شوکه شده
ب آسمان میگه فکر نمیکردم بیای
آسمان :خونه مادریمه انتظار داشتی نیام؟
دلارا:سوپرایز خوبی بود
آسمان:من عاشق سوپرایزم
و دلارا میگه ک از راه رسیده خستس برم پیشش تو اتاق بهش میگه تو ب چ حقی منو جلوی مهمونام ضایع کردی؟ک آسمان میگه وای ضایع شدی؟تو حق نداشتی این خونه روو بفروشی حتی ب شوهرت اگه وکیلم بین حرفاش بهم نمیگفت من هیچ وقت نمیفهمیدم منم تو این خونه سهم دارم ودلارا میگه مزخرف نگو پدرمون قبل مرگ همه اموال و تقسیم کرد و اونهمه ثروت ب تو رسید با اینکه درس نخونده بودی چیه حالا پولات ته کشیده؟آسمان میگه درسته تو دختر عاقل و باهوش بابا (حسادت هیستریک وارانه ای ب دلارا داره)
ولی تو ازدواج کردی و پدر مادرت و ول کردی کی موند من و از عذاب هایی ک با وجود مادرش بود و میگه ک اخرش گریش میگیره و از دلارا عذر خواهی میکنه ک من اصلا حالم خوبب نیست بابات همه چی ببخشید از اون طرف غزل از هارون میپرسه گ اسمان کیه و هارون میگه خواهره بزرگه دلارا ست

آسمان و دلارا هنوز تو اتاقن اسمان میگه تو هم شوهر داری هم بچه هم ی زندگی خوب اما من هیچی ندارم تنهای تنهام بعد از مرگ مامانم تو تنها کسی هستی ک روی این زمین دارم خیلی میترسم تنها بمیرم خیلی😔و دلارا رو باز بغل میکنه!جانان ب یه کلاب میره و پیش ی نفر ب اسم ارهان میشینه ک ارهان میگه به جانان خانم معروف و جانان تعجب میکنه که چه معروفی و اونم میگه معروف باستفاده از مهره های اشتباه شنیدم از اون پسره خوب رک خوردی وضایعش میکنه😏جانان طلاها رو در میاره و میده بهش ک ارهان میگه اینا سنگ های تقلین و جانان میترسه میگه بخدا من هرچی بهم دادن و اوردم ک ارهان میخنده و میگه میدونم این کارو کردم ک فک نکنی میتونی ب من نارو بزنی و پولشو بهش میده!آسمان دیوونه شده و داره دنبال قرصاش میگرده(مریضه روانیه) ک دلارا میگه اروم باش و قرصاشو میده بهش هارون میاد تو اتاق ک آسمان میگه ی هدیه براتون آوردم و ی کراوات هدیه میده بهش و باز معذرت خواهی میکنه غزل وارد اتاق میشه و آسمان هم کلی از خوشگلی غزل تعریف میکنه😏و غزل هم ذوق میکنه از اون ور آیسو صب یواشکی میره دکتر و وقتی جواب آزمایشش و که میخواد باز کنه یهو دنیز سرمیرسه و میگه نکنه میخوای تنهایی بازش کنی؟جواب آزمایش مثبت بوده و آیسو حاملس😍دنیز ذوق زده میشه و آیسو رو بغل میکنه وقتی دارن از بیمارستان میرن بیرون آیسو میگه از کجا منو پیدا کردی ک میگه تست بارداری شو تو دستشویی جا گذاشته بودی آیسو میگه دنیز باید ب مامانم خبر بدم کاش ب بابامم میتونستم بگم حتما حالا ک داره پدر بزرگ میشه میبخشه منو از همونجا میره پیش مادرش و بهش میگه حاملس ک دلارا هم واقعا خوشحاله ولی چون آیسوو خودش بچست یکم میترسه ولی آیسو میگه من آماده همه چیز هستم مامان همونجا کریمان هم میفهمه حاملس و کلی ماچ میکنه دلارا و آیسو رو😂و بهش میگه ب بابات خبر دادی ک آیسو میگه هنوز نه صبر کن بهش زنگ میزنم تو تعمیرگاه اوزجان ی نفر کله گنده ی ماشین خوشگل آورده ک انگین درستش کنه اما اوزجان دیوونه بازی در میاره و میره با ماشین دور بزنه آیسو بهش زنگ میزنه وخبر بارداری شو میده ک اوزجان بال در میاره وسط راه میگه بذار واسه جهان ی فیلم بگیرم بگم داریم بابا بزرگ میشیم که…..

تصادف میکنه!خلاصه میگه بدبخت شدم اون لحظه بابای دنیز اورهان داشت از اونجا رد میشد که اوزجان و دید و وقتی فهمید تو دردسر بدی افتاده پول اون ماشین رو حساب کرد اوزجان و نجاتش داد.مایده تو روزنامه عکس مهمونی دیشب دلارا و هارون و میبینه و عصبانی میشه صحنه بعد میره سره قبره عایشه و هارون هم میاد اما مایده حتی نمیذاره بغلش کنه میگه تو ی ذره شرف و غرور نداری ک رفتی خونه جهان زندگی میکنی؟هارون هم میگه اون خونه ماله منه ب اسم منه من قول داده بودم همه چیز جهان و بگیرم و گرفتم ازش مایده میگه ولی جونشو هنوز نگرفتی جهان قاتل دوتا دخترای من و خواهر توعه خودم جونشو میگیرم و میره.
آسمان از خواب بلند میشه و میپرسه دلارا و هارون نیستن ک خدمتکار میگه نیست از غزل میپرسه ک میگه غزل هم شرکته آسمان میگه هه این دختره پایین شهری و چ ب شرکت😒 میره تو اتاق دلارا و هارون و گوشواره های دلارا رو هی میپوشه
اخرم یکیشو میکشونه😯و با حرص ب عکس دلارا و هارون نگاه میکنه
امینه با دمیر 😍مشغوله بازی کردنه ک آسمان میخواد از امینه اطلاعات بگیره ولی اون هیچی نمیگه جهان هم ی جایی لب ساحله و خیلی داغون ب نظر میاد

خلاصه قسمت 235 سریال گوزل (قسمت سوم فصل سوم سریال گوزل)

خلاصه قسمت سه فصل سوم گوزل
غزل وارد رستوران میشه و میبینه وضع رستوران بهم ریخته و یکم پرسنل دعوا میکنه ک چرا باید اینجا اینطوری باشه
اوزان ک حالا دیگه متوجه شده غزل با مایده ارتباط داره یه نقشه میکشه میره نزدیک جایی ک غزل نشتسته با تلفن صحبت میکنه و مثلا ب طرف پشت تلفن آمار خرید یه خونه میدهه غزل هم گوش وایمیسته و اینگونه است ک اوزان به مراد دل خود میرسه😐
غزل فورا میره خونه مایده تا خبر اوزان روبرسونه بعد مایده بهش روزنامه رو نشون میده و میگه چرا من از این جشن خبر نداشتم مگه تو نباید همه خبرهای شرکت و خونه رو برایی من بیاری غزل میگه من یادم رفته بود ک مایده میگه من هیچی و راجب تو یادم نمیره اگه من نبود ب جرم قتل تو زندان میپوسیدی تو یه قاتلی قااتل(غزل بعد از اینکه ب اوزگه دوسس پسرش چاقو میزنه از سر درموندگی به مایده خبر میده)
من بودم که جسد رو نیست و نابود کردم!دخترم تو کسی که دوسش داشتی و کشتی خون از دستم آدم هیج وقت پاک نمیشه!غزل یاده اون موقع میفته و حالش خیلی بد میشه😓
و تو ماشین هم کلی گریه میکنه😢
کریمان و اوزجان خونه آیسو دعوتن دارن باهم صحبت میکنن ک برهان میاد و میرن احوال پرسی در (همین لحظه های معنوی کریمان از رفتن آنها سواستفاده میبرد و لقمه ای برر دهان مبارک میگذارد ک با دیدن برهان چون دختری ک شاهزاده رویایی خود را دیده از هیجان لقمه بر گلویش میپرد😂و سر میز هر کاری می کند تا کنارش بنشیند)

کریمان مشغول خودشیرینی جلوی برهانه که تلفنش زنگ میزنه!هاجر بهش میگه قراره با انگین برم اخر هفته جنگل نمیتونم حشمت رو نگه دارم  مرخصی بگیر کریمان هم میگه ایول اخر کاری کردی انگین زانو بزنه جلوت وای هاجر نمیدونی چی شده که تو نگاه اول عاشق شدم😬قد و قواره داره اندازه کوه،
ی سیبیل هایی داره که انگار تا آسمون ادامه داره(بعد از یعقوب کریمان عشق اددمینه😂)
اخ دختر قلبم داره تاپ تاپ میزنه بعدا جزییات و میگم فعلا
آسمان ودلارا اینا مشغول شام خوردن ان هارون به اسمان میگه امروز کجا ها رفتی گفت هیچی خونه بودم خاطرات بچگی مون با دلارا رو مرور کردم😏 چقدر دعوا میکردیم دلارا میگهه درسته ما از اول هم خیلی باهم نمیساختیم ولی آسمان میگه مهم اینکه که همیشه دوست داشتیم همدیگه رو
غزل میرسه خونه و حالش هم خیلی بده
وقتی دلارا ازش میپرسه میگه چیزی نیست و میره تو اتاقش حرفای مایده هنوز تو گوششه سر شام آسمان میگه دیگه بهتره من برم تو هتل بمونم خیلی بهتون زحمت دادم کهه هارون مخالفت میکنه و میگه باید بمونی درصورتی که دلارا واقعا میلی ب موندنش نداشت
آسمان میره تو اتاق غزل تا باهاش حرف بزنه
میگه تو واقعا شبیه دلارایی حتی اگه بهم نمیگفتن هم از دور قلبم حس میکرد که تو خواهر زاده منی شنیدی میگن خون خونو میکشه از وقتی دیدمت یه حس نزدیکی خاصی بهتت دارم( انگار نه انگار این همونه که صبح ب غزل گفت پایین شهری ها😒)
غزل هم میگه وای منم همینطور آسمان میگه ولی یکم ازت ناراحتم چرا ختم مادر بزرگت نیومدی من همش منتظرت بودم
ولی غزل میگه مامانم هیچی ب من نگفت اسمان:حتما یادش رفته ولی من بهش گفتم غزل رو بیار در واقع من اولین بار تورو تو فیسبوک بود دیدم غزل:ینی مامانم عکسمو بهت نشون نداد آسمان :عا عزیزم حتما نداشته اون روز تو گوشیش غزل خیلی ناراحت میشه و میگه من هیچ وقت قرار نیست دختر واقعی مامانم بشم انگار
آسمان میگه این چ حرفیه عزیزم اون واقعا دوستت داره خیلی(اینهمه بد گفته حالا میگه خیلی دوستت داره😒) دلارا داره برای خوابیدن آماده میشه و هارون داره با دمیر😍بازی میکنه دلارا میگه نباید میگفتی آسمان بمونه مگه ندیدی من اصرار نکردم هارون:ولی اون خواهرته دلارا زن بیچاره تنهاست هیچ کسو نداره بفرستیمش هتل؟دلارا:بیچاره؟تو آسو رو نمیشناسی هارون و نمیدونی ممکنه چ کارایی از دستش بر بیادآسمان زن خطرناکیه بدون اینکه متوجه بشیم ارامش مون رو میریزه بهم
هارون:عشقم این حرفا چیه هرچی هم که باشه اون خواهرته.
خونه آیسو اینا اوزجان میخوان دیگه برن خونه که کریمان اصلا مایل نیست😂
وقتی کریمان اینا رفتن برهان میگه دخترم آیسو یکم آب برام بیار دسته آیسو وقتی داره آب میریزه دستش فوق العاده میلرزه دنیز میگه عشقم واسه مامان شدن چقدر هیجان داریی آیسو بازم تلاش میکنه ولی لرزش دستش اینقدر زیاده که نمیتونه آب بریزه و آخرش هم از دنیز میخواد کریمان که رسید خونه یکم درمورد برهان از اوزجان پرسید که اوزجان قاطی کرد گفت به توچه کریمان نبینم آویزونش شی ها😂اخرش در مورد این پرسید که از راحمی خبری نیست؟زد عایشه و کشت و در رفت😐و اوزجان هم میگه نه خبری نیست
مایده پیگیر خونه ای که غزل گفته بود میشه و تو سایت میبینه که واقعا بارزشه
به چاغتای میگه هرجور شده این خونه رو برام بخر اخرم با بغض میگه خبری از اون راحمی قاتل نشد و چاغتای هم میگه آب شده رفته تو زمین ولی خاله مایده نگران نباشید بالاخرهه پیداش میکنیم!هارون میره گالری دیدن دلارا و ازش میخواد که برن نهار بیرون که دلارا میگه سرم شلوغه هارون نمیتونم همون لحظه یکی از مشتری های مرد دلارا میاد!دلارا موقع صحبت یکم میخنده و یه بار هم موقع خندیدن به عادتش دستشو میذاره تو دست اون اقا که هارون مثه ی شیر زخمی هی نگاش میکنه ومجسمه کوچیکی رو میکوبه به یکی از ظرفا از حرص😓
بالاخره طاقت تموم میشه و مجسمه رو میکشونه و میره از گالری بیرون😐
مزایده اون خونه ای اوزان گفته بود نماینده مایده میره و بالاخره با بالاترین قیمت ممکن خونه رو میخره اوزان هم سرخوشانه از اینکه نقشش گرفته میخنده و میگه دیدید گفتم غزل وو مایده باهم در ارتباطن!مایده که نقشه قتل جهان رو کشیده بود به یکی دستور میده تو جهان بمب بذارن ولی جهان قبل اینکه سوار قایق بشه برای نجات ی نفر میپره تو آب و یهو میبینه که کشتی منفجر میشه
ب اوزان زنگ میزنن و میگن جنازه راحمی پیدا شده برای تشخیص هویت باید بیاد اوزان هم دل دیدنش رو نداره ب جهان زنگ میزنه و جهان برمیگرده ب استانبول
پایان قسمت سه

خلاصه قسمت 236 سریال گوزل 

خلاصه ی قسمت 236 سریال گوزل
غزل تو اتاقشه و حالش زیاد خوب نیست،آسمان هم مياد تو اتاقش و شروع میکنه به تعریف کردن از غزل و میگه:من تو رو هرجا میدیدم میفهمیدم که تو خواهرزادمی ولی نميدونمم چرا دلارا خواست از هم دورمون کنه!/ غزل:یعنی چی؟/آسمان:من از مادرت خواستم عکسای تو رو نشونم بده اما نداد،شاید تو گوشیش نداشته و بعدش هم یادش رفته، غزل هم تعجب میکنه، آسمان ادامه میده و میگه من ازت ناراحتم چرا نیومدی تشییع جنازه ی مادربزرگت،میدونم جو دلگیری بود ولی خب شاید اگه میومدی پیش من میموندی و یکم باهم خوش میگذروندیم!/غزل:اما مامانم از من نخواست که بیام/آسمان:من که ازش خواسته بودم تو رو بیاره…غزل هم ناراحت ميشه و میگه ميدونم هيچوقت دختر واقعیش نمیشم😞/آسمان:در حقش بی انصافی نکن اون تو رو خیلی دوست دارهدلارا با هارون حرف میزنه و میگه چرا اصرار کردی که آسمان بمونه!/هارون:اون خواهرته،کسی رو نداره چطور میزاشتم بره هتل،دلارا میگه اون زنه خیلی خطرناکیه،بدون اینکه بفهمیم زندگیمونو بهم میریزه/هارون:دیگه مبالغه نکن بنظرم از این فرصت استفاده کن و رابطتتو باهاش خوب کن….آیسو میخواد یه لیوان آب ببره واسه ی بُرهان که دستش همش میلرزه و نمیتونه آب بریزه تو لیوان،دنیز هم میگه اینا همش از هیجانه و خودش آب میریزه تو لیوان و باهم میرن میشینن پیش برهان،برهان به عنوان هدیه به آیسو سند یه خونه رو میده…چاتای با مائده راجع به خونه ای که غزل گفته بود حرف میزنه و میگه واقعا خونه ی باارزشیه، مائده هم میگه پسس ما باید قبل از اوزان بخریمش بعد هم به چاتای میگه خبری از راحمی نشد؟ پیداش نکردی؟ چاتای میگه نه انگار آب شده رفته تو زمین، مائده میگه پیداش کن چون تا خودم نکشمشش دلم آروم نمیشه.
روز بعد:دلارا تو فروشگاهشه(دلارا یه فروشگاه دکوراسیون خانگی داره)که هارون میاد و میگه بریم باهم ناهار بخوریم که یکدفعه احمد(همون مردی که تو مهمونی بود)مياد و دلارا باا خوشحالی میره به استقبالش و لوسترا رو نشونش میده و کلی باهم میخندن و احمد دست دلارا رو میگیره که هارون عصبانی میشه😠 و یکی از مجسمه ها رو میشکنه وو میرهمزایده برگزار میشه و اوزان هم میره،چاتای هم یه نفر رو گذاشته که در مزایده شرکت کنه اوزان برای خرید خونه تا17میلیون پیش میره اما آدم چاتای 20 میلیون پیشنهاد میده وو خونه رو میخره،اوزان هم با خوشحالی از مزایده ميره…چاتای و مائده بعد از خریدن خونه میفهمن که این خونه هیچ ارزشی نداشته و مائده کلی حرص میخوره😂

در جزیزه ای جهان اونجاست یه زوج برای تفریح میان اما اونا برای مائده کار میکنن و مائده به اون مرد میگه که کار جهان رو تموم کنن…اوزان و دوستش پیش همن و خوشحالن که تونستن سر مائده رو شیره بمالن اما همین موقع یه نفر به اوزان زنگ میزنه و بش میگن جسد پدربزرگت رو پیدا کردیم😨 در این بین یه سکانس کوتاه از یه مرد جوان رو نشون میده که گوشیشو برمیداره ميگه :عزیزم؟(اين آقا از بازیگرای جدید سریاله و نقشش رو “سارپ کان کوراقلو” بازی میکنه)مردی که مائده برای کشتن جهان اجیر شده وقتی جهان از کشتیش بیرون میاد میره به کشتی جهان و اونو دستکاری میکنه بعد هم برمیگرده و با زنی که همراهشه سوار کشتیش میشه و میره،یه بچه از سر کنجکاوی میره تو کشتی جهان و وقتی میبینه جهان داره برمیگرده به کشتی،تو کشتی قایم ميشه، جهان برمیگرده و میبینه که یه بچه تو آب داره خفه میشه سریع میپره تو آب و بچه رو نجات میده اما یکدفعه صدای انفجار پخش میشه و جهان برمیگرده و میبینه کشتیش منفجر شده…به مائده خبر میدن که جهان مرده، مائده هم خیلی خوشحال میشهپلیسا برای بررسی وضعیت کشتی جهان میان و جهان هنوز تو شوکه،همین موقع اوزان زنگ میزنه و میگه جنازه ی بابابزرگ پیدا شده،جهان هم با هواپیمای شخصیش برمیگرده و با اوزان میرن برای شناسایی جسد..پایان.

خلاصه قسمت 237 سریال گوزل 

قسمت237سریال گوزل
جهان برای شناسایی جنازه میره و وقتی جنازه رو میبینه میگه:این بابای من نیست،بعد هم میره پیش اوزان و میگه بابام نبود،اوزان هم تعجب میکنه…دلارا تو اتاقشه و هارون باا شرمندگی میاد و میگه معذرت میخوام،وقتی دیدم با احمد حرف میزنی و میخندی حسودیم شد/دلارا:خب مگه چکار کردم،احمد دوست منه،نکنه به من اعتماد نداری؟/هارون:معلومه که بهت اعتماد دارم،ولی دست خودم نبود،کنترلمو از دست دادم،لطفا درکم کن اما دلارا ميگه نمیتونم درکت کنم و از اتاق میره بیرونکریمان بخاطر اینکه آیسوو حاملست رفته خونه ی آیسو و میخواد به آیسو کمک کنه اما باز کلی دیونه بازی درمیاره…هارون برای اینکه دلارا باهاش آشتی کنه یه فیلم انتخاب میکنه و به دلارا میگه بیا باهم ببینیم ولی دلارا میگه من خوابم میاد و میرم میخوابم😞…غزل و آسمان هم باهم رفتن دیسکو،آسمان سعی داره با غزل صمیمی شه…کریمان از خدمتکار آیسو راجع به آقا برهانن میپرسه و آدرس خونش رو پیدا میکنه😏بعدشم به آیسو و دنیز ميگه میخوام یه روز دعوتتون کنم آقا برهان چی دوسداره بپزم؟آیسو هم میگه دُلمه دوسداره…غزل و آسمان همچنان در دیسکو هستند و آسمان متوجه میشه که يه پسره همش غزل رو دید میزنه،پسره میاد سمت غزل و آسمان،آسمان هم غزل و اون پسره رو تنها میزاره و به بهانه ی تمدید آرایشش میره،پسره به غزل میگه میتونم همراهیتون کنم؟ که غزل با لحن تندی میگه:نه از اینجا برو وگرنه به انتظامات میگم😨پسر بیچاره فرار میکنه😂/آسمان میاد و به غزل ميگه بهش چی گفتی آخه رنگش پریده بود😂/غزل:ای کاش بدتر جوابشو میدادم آخه بم گفت میتونم همراهیتون کنم!/آسمان:خب چیز بدی که نگفته،ببینم نکنه قبلا تجربه ی بدی داشتی؟/غزل:نه فقط پسری که قبلا باهاش دوست بودم رو تو دیسکو دیده بودم و بعد از چندماه وقتی میخواستم ولش کنم،ولم نمیکرد و این باعث شد که دیگه با خودم عهد کنم که تو دیسکو با کسی دوست نشمدلارا ميخواد بخوابه که هارون با یه شاخه گل میاد و گل رو به دلارا میده و میگه:این زیباترین گل باغچمون بود البته بعد از تو🌹دلارا هم لبخند میزنه،هارون بازم معذرت خواهی میکنه و دلارا هم میبختش و همدیگرو میبوسن💞..صبح:مائده فکر میکنه که غزل با اوزان همدست شده و بازیش داده به خاطر همین به غزل زنگ میزنه و میگه بیا پیشم

جهان تو خونه ی اوزانه و باهم صبحانه میخورن،اوزان به باباش میگه تو که نمیخوای دوباره بری؟/جهان:میخوام برم،من بابای خوبی براتون نبودم وگرنه آیسو اون کارو نمیکرد/اوزان:اونن فقط یه اشتباه کرده/جهان:یه اشتباه خیلی بزرگی کرد با اینکارش ثابت کرد که من پدر خوبی نبودم برهان تو خونشه که اینجه براش صبحانه میاره و بُرهان به اینجه ميگه تو دیگه نمیخواد کار کنی و بگو یه خدمتکار بیاد/اینجه میگه داداش برهان خودم کارا رو میکنم نیازی نیست/برهان میگه:تو کی میخوای دست از داداش برهان گفتنت برداری و میخنده/اینجه هم قند تو دلش آب میشه و لبخند میزنه(اینا هم عاشق هم شدن😂بیچاره کریمان)…کریمان،هاجر رو مجبور کرده براش دلمه درست کنه که ببره واسه برهان(خبر نداره عشقش یطرفست😂)…آسمان هم برای دیدن آیسو و دنیز میره خونشون و براشون هدیه میبره…اوزان از اینکه دوباره جهان میخواد بره ناراحته و میخواد منصرفش کنه اما جهان تصميمش قطعیهاوزجان میره تعميرگاه پیش انگین اما انگین همش بش گیر میده که خودت باید بدهی آقا برهان رو پرداخت کنی،اوزجان میگه اون فامیل منه و پول براش مهم نیست،همین موقع برهان زنگ میزنه به اوزجان و میگه بیا باهم صبحانه بخوریم(برهان نقشه هایی برا اوزجان داره).پایان..

خلاصه قسمت 238 سریال گوزل 

خلاصه ی قسمت238سریال گوزل
هارون داره دلارا رو میبره به محل کارش و بهش میگه بیا امشب باهم بریم شام بخوریم و آسمان رو هم با خودمون ببریم،اما دلارا خوشش نمياد آسمان همراهشون بیاد،هارون میگهه تو زیادی به آسمان سخت نمیگیری،دلارا جواب میده نه من فقط میخوام زودتر این قضیه ی ارثیه ی مامانم تموم شه و آسمان برگرده آمریکا چون نمیخوام آرامش ما رو یهم بریزهآسمان با دنیز و آیسو صبحانه میخوره و از خاطرات بچگی آیسو میگه که همش دنبال باباش بود بعد هم به آیسو ميگه راستی الان بابات کجاست؟/آیسو:نميدونم/آسمان:یعنیی چی؟تو ندونی کی میدونه! تو تنها عشق باباتی/آیسو ناراحت میشه و دنیز جواب میده که آقا جهان با کشتی سفر میکنه هروقت میرسه خشکی به آیسو زنگ میزنه
غزل میره خونه ی مائده و با خوشحالی میگه خاله مائده من اومدم اما مائده سرد برخورد میکنه و میگه اون عمارتی که گفتی بخرم هیچ ارزشی نداشت،نکنه تو با اوزان همدستت شدی/غزل یادش میاد که اوزان رفته بوده تو اتاقش و یه کارایی میکرده و به مائده میگه:اوزان منو تو تله انداخته من خبر نداشتم/مائده چاقویی که غزل باهاش مرتکب جرم شده رو نشون غزل میده و غزل با دیدن چاقو میترسه و میره عقب،مائده میگه این چاقو اثر انگشت تو روشه اگه به پلیس نشونش بدم نابود میشی/غزل میگه من تقصیری نداشتم/مائده:خب تو حتما یه سوتی دادی که اوزان فهمیده و این کارتو برای من گرون تموم شد/غزل التماس میکنه که مائده ببخشتش مائده هم میگه باشه میبخشمت ولی دیگه تکرارر نکنی،غزل هم با حالی خراب از خونه ی مائده میره….اوزجان با خوشحالی میره خونه بُرهان که باهاش صبحانه بخوره ولی برهان یه سند برای بدهیش میزاره جلوی اوزجان و میگهه باید اینو امضاء کنی که معلوم بشه کی بدهکاره و کی طلبکار! اوزجان شوکه میشه ولی خب به ناچار امضا میکنه و برميگرده تعميرگاه
غزل میره شرکت و دوربینای اتاقشو چک میکنه و میفهمه که اوزان گوشیشو چک کرده و عصبانی میشه

کریمان خودشو خوشگل میکنه و با یه ظرف غذا دلمه میره خونه ی برهان ولی برهان خونه نیست با اینجه روبه رو میشه وقتی میفهمه اینجه دوست برهانه شکست عشقی میخوره و دست از پا درازتر برمیگرده😂…دلارا میره محل کارش و میبینه که آسمان اونجاست و با بریل صمیمی شده،دلارا خیلی تعجب میکنه و از اومدن آسمان خوشحال نمیشه،کریمان هم برای خودشيرينی دلمه ها رو مياره برای دلارا ولی دلارا نميخوره و به جاش آسمان میخوره،کریمان هم خیلی خوشش از آسمان میاد
غزل با عصبانیت میره خونه ی اوزان و دادوبیداد میکنه که چرا رفتی تو اتاق منو گوشیمو چک کردی؟باید جواب اینکارتو پس بدی؟/اوزان میگه تو باید جواب پس بدی که چرا با مائده کارر میکنی؟/غزل انکار میکنه و میگه چه کاری؟چه مائده ای! همین موقع جهان میاد غزل جهان میبینه و میره بغلش میکنه و بابا جونم،جهان هم به غزل نگاه میکنه و میگه چقدر خوشگل شدی و موهاتو تغییر دادی خیلی بهت میاد😍غزل میگه بابا تو لاغر شدی!/اوزان میگه حالا به بابا بگو که چرا با مائده کار میکنی؟/غزل میگه بابا همش تهمته/جهان غزل رو بغل میکنه و میگه اصلا مهم نیست
مائده و چاتای دارن کاراشونو انجام میدن که یکدفعه اوزگور زنگ میزنه به مائده و میگه انگار شهریه ی این ماه رو به حساب نريختید!! مائده میگه امروز صبح ریختیم میاد بهه حسابت(اوزگور زنده مونده و مائده برای اینکه از غزل باج بگیره،ازوگور رو فرستاده یه آکادمی موسیقی خارج از کشور)…اوزان و جهان به همراه آذرخش ميرن و یه کشتی جدید برای جهان میخرن،اوزان به جهان ميگه کشتی خودت چی شد؟ /جهان:منفجر شد/اوزان شوکه میشه و میگه دیگه نباید بری و شاید یه قصد جونتو داشته اما جهان میگه اینطور نیست و بازم قصدش رفتنه
میتات(بازیگر جدید سریال)میره به یه خانه ی سالمندان و مدیر اونجا بهش میگه دوماهه که هزینه رو پرداخت نکردید اگه پرداخت نکنید مجبورم مژگان خانم رو بیرون کنم،میتات همم بهش میگه تا یه هفته ی دیگه پرداخت میکنم و بعد هم میره دیدن مادربزرگش،مژگان خانم،مژگان به میتات میگه بهتر نیست منو ببری یه جای ارزونتر اينجا خیلی گرونه اما میتات به خاطر اینکه مادربزرگش ناراحت نشه میگه من پول شش ماه رو دادم نمیشه ببرمت یه جای دیگهمیتات بعد از دیدن مادربزرگش میره به شرکت گورپنار،برای مصاحبه ی کاری…آیسو و دنیز میرن پیش دکتر و آیسو سونوگرافی انجام میده و دکتر بهشون بچه رو نشون میده و میگه هیچ مشکلی نداره،اما یکدفعه یکی از پاهای آیسو شروع به لرزیدن میکنه و دکتر شکک میکنه اما چیزی نمیگه.

میتات برای مصاحبه ی کاری میره به اتاق غزل و در میزنه غزل میگه:بیا/میتات میاد داخل و بدون اجازه ميشينه،غزل هم میگه یادمه که گفتم بیا داخل ولی یادم نمیاد که بهت اجازهه داده باشم بشینی😒/میتات هم میخواد بلند شه که غزل میگه بشین/غزل یه نگاه به رزومه ی میتات میندازه و میگه “میتات مته بارس” درسته؟/میتات:بله/غزل:با حالت تمسخر اسم با کلاسیه اونوقت دوستات چی صدات میکنن؟میتات یا مته؟/میتات:کسایی که تازه منو میشناسن منو آقا میتات صدا میزنن😏/غزل:پس پررو هم هستی!/میتات:نه پررویی نیست فقط یکم با نزاکتم/غزل:این چه گستاخیه!داری به من درس ادب میدی؟😤/میتات:در حد من نیست که به شما درس نزاکت بدم،هرچند فکر نمیکنم اگه درس هم بدم چیزی عوض شه😂/غزل:تو داری چی میگی؟فکرکردی کی هستی؟/میتات:من میدونم شخص خاصی نیستم ولی اینو هم میدونم که جای مناسبی نیستم و بیشتر از این وقت شما رو نمیگیرم روز بخیر/غزل:اره موافقم،برو گمشو..میتات میاد بیرون و به منشی غزل میگه:خدا بهتون صبر بده😂..همین موقع آسمان هم میاد و ميره پیش غزل و میگه این پسر خوشتیپه اعصابتو بهم ریخته؟/غزل میگه:اومده بود استخدام بشه ولی ادب نداشت منم استخدامش نکردم/آسمان:حیف شد استخدام نکردی…پایان

خلاصه قسمت 239 سریال گوزل 

خلاصه ی قسمت239 سریال گوزل
اوزان و جهان باهم تو کشتی جدیدی که جهان خریده هستن که اوزان به میتات زنگ میزنه و میگه با اکیپ آشنا شدی،میتات میگه من دیگه نميتونم با شما کار کنم!/اوزام میگه چرا؟ما که قبلا حرف زده بودیم/میتات هم میگه این قبل از آشنا شدنم با غزل خانم بود/اوزان میگه حالا من حلش میکنم و باهات حرف میزنمدنیز و آیسو میرن خرید واسه بچشون، آیسو از دوتا لباس که یکیD8ری چی میگی؟فکرکردی کی هستی؟/میتات:من میدونم شخص خاصی نیستم ولی اینو هم میدونم که جای مناسبی نیستم و بیشتر از این وقت شما رو نمیگیرم روز بخیر/غزل:اره موافقم،برو گمشو..میتات میاد بیرون و به منشی غزل میگه:خدا بهتون صبر بده😂..همین موقع آسمان هم میاد و ميره پیش غزل و میگه این پسر خوشتیپه اعصابتو بهم ریخته؟/غزل میگه:اومده بود استخدام بشه ولی ادب نداشت منم استخدامش نکردم/آسمان:حیف شد استخدام نکردی…پایان

خلاصه قسمت 239 سریال گوزل 

خلاصه ی قسمت239 سریال گوزل
اوزان و جهان باهم تو کشتی جدیدی که جهان خریده هستن که اوزان به میتات زنگ میزنه و میگه با اکیپ آشنا شدی،میتات میگه من دیگه نميتونم با شما کار کنم!/اوزام میگه چرا؟ما که قبلا حرف زده بودیم/میتات هم میگه این قبل از آشنا شدنم با غزل خانم بود/اوزان میگه حالا من حلش میکنم و باهات حرف میزنمدنیز و آیسو میرن خرید واسه بچشون، آیسو از دوتا لباس که یکیش آبيه و یکیش صورتی عکس ميگيره و میفرسته برای اوزان و میگه کدومش خوبه؟/اوزان هم تعجب میکنه و زنگ میزنه به آیسو و آیسو بهش ميگه داری داییی میشی!/اوزان هم کلی ذوق میزنه و میگه بابا دارم دایی میشم😍،جهان هم شوکه میشه،آیسو هم میفهمه که جهان اومده…همین موقع دکتر آیسو به دنیز زنگ میزنه و میگه باید باهاتون صحبت کنم البته تنهایی بیاید،دنیز هم دیگه نگران میشه ولی به آیسو چیزی نميگه.
مائده به عکسای آراز نگاه میکنه دلش براش تنگ شده،جمیله هم بهش میگه خب زنگ بزن دلارا بیارتش که ببینیش،مائده هم زنگ میزنه اما دلارا چون توی جلسه هست جوابب نمیده،مائده هم به پیشنهاد جمیله برای دیدن آراز میره به عمارت هارون،امینه هم به دلارا زنگ میزنه و میگه مائده خانم اومدن
آسمان میره به فروشگاه لباس و کلی لباس به حساب دلارا ميخره و به فروشنده میگه اینا رو به همراه فاکتور بفرست عمارت ارغوان بعد هم یه دسته گل ميخره و میره خونهه جانان(جانان و آسمان از قبل همدیگرو میشناختن و دوست هستن)
دلارا میره عمارت و آراز رو از مائده ميگيره و میده به امینه که ببره تو اتاقش بعدش بعد هم به مائده میگه چرا بیخبر اومدید؟/مائده:من زنگ زدم ولی جواب ندادی/دلارا:من تو جلسهه بودم/مائده به حالت تمسخر میگه:آره حتما/دلارا:یعنی چی!/مائده:دلم برای نوه ام تنگ شده بود/دلارا:باشه ما که جلوی شما رو نمیگیریم اما خودتون خواستید اینطور بشه/مائده:من خواستم؟/دلارا:آره شما منو قبول نکردید و الکی منو دشمن خودتون دونستید/مائده:من دوتا از دخترامو به خاطر اینکه تو وارد زندگی هارون شدی از دست دادم/دلارا:بسه دیگه نمیخوام تو خونه ی خودم حرف بشنوم برید بیرون/مائده:اینجا عمارت ارغوانه،خونه ی برادر زادمه هروقت بخوام میام و هروقت بخوام میرم…مائده با ناراحتی از عمارت میره.

جانان و آسمان باهم حرف میزنن و آسمان به جانان میگه:تو واقعا عاشق هارون بودی؟/جانان:فکر میکردم عاشقشم ولی الان ازش متنفرم/آسمان:حتما از دلارا هم عصبانیی هستی؟/جانان:نه خب اون زیاد مقصر نیست راستی اوزانو دیدی؟آسمان:هنوز نه،ولی خب تو شرکت کار میکنه/جانان:راستش به خاطر اینکه دلارا،اوزان رو از من دور کرد ازش عصبانی هستم ولی درکش میکنم یعنی اگه منم به جای اون بودم نمیخواستم…اوزان منو نابود کرد اما تقصیر هارون بود اون اوزانو پُر کرد/آسمان:نکنه تو هنوز عاشق اوزانی؟/جانان سکوت میکنه و جواب این سوالو آسمان رو نمیده
برهان میره به تعميرگاه اوزجان و انگین و ماشینشو میده برای تعمیر و ميگه اینطوری قرض رو میدید،اوزجان هم خوشحال میشه و میگه باشه داداش
ایسو میره خونه اوزان و جهان رو میبینه و بغلش میکنه و میگه دلم برات تنگ شده، جهان هم ایسو رو بغل میکنه! آیسو گریه میکنه و میگه بابا بگو که منو بخشیدی!!جهان:دخترم توو منو ناامید کردی و بدترین ضربه رو به من زدی،تو انتخاب خودتو کردی دیگه به من نیازی نداری/ایسو:من فقط با مردی که دوسش داشتم ازدواج کردم لطفا درکم کن اما جهان میره و آیسو در آغوش اوزان گریه میکنه و میگه بابا منو نمیبخشه…دنیز میره پیش دکتر آیسو،دکتر به دنیز میگه آیسو خانم احتمالا یه بیماری عصبی(نورولوژیک) داشته باشه،دنیز چشماش پُر از اشک میشه و نگرانه عشقشه😢
شب:آیسو ميره پیش دلارا و باهاش حرف میزنه و ميگه بابام هيچوقت منو نمیبخشه خواهش میکنم تو باهاش حرف بزن،همین موقع آسمان مياد و حرفاشونو میشنوه اما جلو نمیاد وو گوش وایمیسه،دلارا به اوزان زنگ میزنه و میگه بابات کجاست میخوام ببینمش…پایان…

خلاصه قسمت 240 سریال گوزل 

خلاصه ی قسمت240سریال گوزل
جهان تو کشتیشه و دلارا میره پیشش و باهم راجع به آیسو حرف میزنن،دلارا اصرار داره که جهان آیسو رو ببخشه ولی جهان میگه نميتونم چون اون بدترین ضربه رو به من زد رفت باا آدمی ازدواج که پدرش جزو مافیاست/دلارا:اما اون داره بچه دار میشه تو خوشحال نشدی؟/جهان:نه خوشحال نشدم چون آیسو فقط 20 سالشه و خودش هنوز یه بچست،چه بچه ای!اونم از اون پسره،من میترسم،واقعا دختر من اونجا چکار میکنه/دلارا:خب چکار کنیم ولش کنیم/جهان:من کسی رو ول نکردم اون منو ول کرد
هارون میره سراغ دلارا اما با آسمان روبه رو میشه،آسمان به هارون میگه دلارا رفته دیدن جهان/هارون:جهان کیه دیگه؟/آسمان:جهان گورپنار دیگه،مگه تو خبر نداشتی؟/هارون باا ناراحتی ميگه نه خبر نداشتم
مائده یه خبر از اینترنت میخونه و حالش بد میشه،جمیله متوجه میشه و خبر میخونه و میخواد ببینه چی شده و میفهمه که اون انفجار باعث مرگ جهان نشده ولی باعث مرگ یهه بچه ی 13 ساله شده…مائده گریه میکنه و میگه خدایا منو بکش!این چه کاری بود من کردم/جمیله:من که بهتون گفته بودم نمیشه خون رو با خون پاک کرد،چطور میخواین با اینن عذاب وجدان زندگی کنید/مائده حالش بد میشه و از حال میره
آذرخش با جهان راجع به آیسو حرف ميزنه و میگه ببخشش اما جهان میگه نمیتونم،همین موقع یه نفر به آذرخش زنگ میزنه و آذرخش شوکه میشه،آذرخش به جهان ميگه یه بچه توو کشتی بوده و مرده،جهان هم بدجور ناراحت میشه.
آیسو خیلی ناراحته و دنیز میاد پیشش و دلداریش میده اما یکدفعه آیسو بیهوش میشه
دلارا میره خونه و با هارون روبه رو میشه که خیلی عصبانیه و بهش میگه چرا رفتی دیدن جهان؟اون باعث مرگ عایشه شده/ آسمان هم داره به حرفاشون گوش میده/دلارا میگه:اونن عایشه رو نکشته باباش اینکارو کرد/هارون:حالا از جهان دفاع میکنی/دلارا:دفاع نمیکنم واقعیته ولی تو همه چیز رو قاطی میکنی بعد هم میگه دخترم حاملست و با حال پریشون اومد پیش من و خواست که با باباش صحبت کنم منم رفتم جهان رو دیدم/هارون میفهمه که اشتباه کرده اما دلارا با ناراحتی میره تو اتاقش،آسمان هم فوری میاد پیش هارون و ميگه ببخشید انگار من باعث این دعوا شدم،هارون هم میگه نه اینطور نیست تو خودتو ناراحت نکن
آیسو بهوش میاد و حالش خوبه اما دنیز با اصرار آیسو رو میبره بیمارستان
هارون با دلارا صحبت میکنه و مشکلشونو باهم حل میکنن وقت شام میشه و آسمان پشت میز شام نشسته که هارون مياد

آسمان ميگه:دلارا نمیاد؟اگه میخوای من برم باهاش حرف بزنم که یکدفعه دلارا میاد و از لج آسمان گونه ی هارون رو میبوسه بعد هم میشنن که شام بخورن،دلارا به آسمان میگه توو به هارون گفتی که من رفتم جهان رو ببینم/آسمان:اره منم گفتم اتفاقی شنیدم/غزل هم به جمعشون اضافه میشه/آسمان به دلارا میگه راستی جهان چطوره؟فکرکنم وقتی شنیدهه آیسو حاملست خیلی خوشحال شده/غزل شوکه ميشه و میگه واقعا میخواد بچه دار بشه!/دلارا:آره تو هم خاله میشی اما غزل اصلا خوشحال نميشه
آیسو تو بیمارستانه و دکتر میگه فشارتون افتاده و چیز خاصی نیست اما بعد از اون به دنیز میگه باید برید پیش دکتر اعصاب
مائده حالش بهتره اما هنوز تو رختخوابشه و چاتای بش میگه بابای اون بچه ماهیگیر بوده و مامانش هم یه آشپز بوده/مائده:برادر یا خواهر داره/چاتای:نه/مائده با شنیدن این حرفف بیشتر ناراحت میشه و میگه تک فرزندشونو ازشون گرفتم/چاتای:خودتو ناراحت نکن تازه با اون پولی که براشون فرستادی جبران کردی/مائده:چطور ممکنه اون دردی که بهشون دادم و با پول جبران کنم
اوزان و جهان برای دلداری دادن به خانواده ی اون پسربچه میرن به خونشون،بابای پسره یه پاکت میده به جهان و میگه ما این پول رو نمیتونیم قبول کنیم،جهان میگه این چه پولیه؟/مرده هم میگه امروز یه نفر اومد و این پولو داد و گفت برای بچه، بعد هم رفت،جهان و اوزان هم تعجب میکنن…پایان…

خلاصه قسمت 241 سریال گوزل 

قسمت241سریالگوزل  -شنبه18دی ماه از
اوزان با جهان و آذرخش صحبت میکنه و میگه حتما اون اتفاق تصادفی نبوده و یه نفر میخواسته شما رو بکشه و احتمالا کار هارون بوده/اما جهان قبول نمیکنه…اوزان هم با عصبانیتت میره به عمارت و با دلارا صحبت میکنه و میگه شوهرت یه قاتله و میخواسته بابامو بکشه ولی به جاش یه بچه مرده/دلارا:پدرت هزارتا دشمن داره از کجا معلوم کار هارون بوده باشه…این کار هارون نیست…اوزان هم میگه باشه تو همینطور ادامه بده و میرهاوزان خیلی عصبانیه و همون تابلویی که روش نوشته بود عمارت ارغوان رو میشکنه
هارون میاد خونه و میبینه تابلو شکسته و ناراحت میشه…دلارا میخواد به جهان زنگ بزنه که هارون میاد و تماس رو قطع میکنه…آیسو و دنیز برای شام رفتن خونه ی برهان…کریمانن میره خونه ی آیسو و وقتی میفهمه که رفتن خونه ی برهان اونم میره خونه و لباساشو عوض میکنه و خوشگل میکنه و میره خونه ی برهان و بدون دعوت پشت میز شامم میشینه،برهان هم وقتی میبینه کریمان اومده زنگ میزنه به اوزجان و میگه تو هم بیا،اوزجان هم عصبانی میشه که کریمان رفته اونجا
هارون دوربینا رو چک میکنه و میفهمه که اوزان تابلو رو شکسته…غزل و دلارا و آسمان دارن شام میخورن و راجع به ايسو حرف میزنن که زود بچه دار شده/آسمان:ایسو دانشگاهه نمیره؟/غزل:نه دانشگاه میره نه کار میکنه/آسمان: وای مگه اینطور میشه زندگی کرد؟؟/دلارا:آسمان تو هم دانشگاه نرفتی/آسمان:من میخواستم برم دانشگاه خارج از کشور ولیی بابا نذاشت/دلارا:آره یادمه چون بهت اعتماد نداشت نذاشت بری هرچند تو بلاخره رفتی و ماجراهای خوبی هم نداشتی/آسمان با یه خنده ی تلخ میگه درسته من تو زندگیمم موفقیتی نداشتم و ازدواج های موفقی نداشتم/غزل:مامان تو فکر میکنی هرکس بره دانشگاه موفقه؟خب منم دانشگاه نرفتم ولی بابام سهام شرکت رو به من داد/دلارا لبخند میزنه و غزل ناراحت میشه و میگه چیه فکر میکنی بابام الکی سهام شرکت به این بزرگی رو به من داده؟دلارا:نه من بهت افتخار میکنم چون توی کارت موفقی..برای من این مهمه که تو و آیسو خوشحال باشید/آسمان:مامانت درست میگه
اوزجان هم میاد خونه ی برهان و به کریمان میگه تو چرا اومدی اینجا؟/کریمان:آیسو بهم زنگ زد و گفت بیا/اوزجان:الکی آیسو رو بهانه نکن میدونم بخاطر آقا برهان اومدی/کریمان:نهه نکنه فکر کردی من عاشق سبیلای اون شدم😂/اوزجان:نميدونم،شدی؟؟/کریمان:نه اصلا

اوزجان و کریمان میرن میشینن پیش بقیه و کریمان باز کلی دیونه بازی درمیاره
هارون قایمکی گوشی دلارا رو نگاه میکنه و میبینه که به جهان زنگ زده.. دلارا مياد و هارون بهش میگه تو امروز زود اومدی خونه،مهمون داشتی؟/دلارا هم نمیگه که اوزان اومدهه بود…هارون هم باز شک میکنه به دلارا
صبح:اسمان میره دیدن اوزان و باهم صبحانه میخورن و حرف میزنهارون هم میره محل کار دلارا اما دلارا اونجا نیست و فقط کریمان هست،هارون با کریمان صحبت میکنه و میگهه حقوقت کافیه؟/کریمان هم میگه اگه شما با دلارا خانم صحبت کنید که بیشترش کنید بهتره چون ما بچه ی کوچیک داریم/هارون:تو پول بیشتری میگیری اگه به من گزارش بدی که دلارا خانم با چه آدمایی رفت وآمد میکنه/کریمان شوکه میشه و میگه من فقط تو آشپزخونه کار میکنم و نمیتونم اینکارو کنم/هارون هم میگه باشه نشنیده بگیر همین موقع دلارا ميادد و هارون بش میگه بریم ناهار بخوریم اما دلارا میگه بازم جلسه دارم و نمیتونم بیام…هارون هم میره
اون مردی که با جانان کار میکنه میاد دیدنش و بش میگه نکنه پشیمون شدی برای کار بعدی،جانان میگه نه اصلا..همین موقع آسمان میاد دیدن جانان و این مرد رو میبینهمرده همم میره و آسمان به جانان میگه این بدترکیب دوست پسرت بود؟/جانان:نه مگه من با همچین آدمی دوست میشم با این مرد کار میکنم

خلاصه قسمت 242 سریال گوزل 

خلاصه قسمت 243 سریال گوزل 

خلاصه قسمت دویست و چهل و دو قسمت نه فصل سوم منبع اینستاگرام series_gozal

بعد از اینکه هارون میره دلارا داره دنبال ی سری برگه های میگرده و شاکیه از اینکه چرا اینقدر اینجا بهم ریختس کریمان رو صدا میکنه اونم فوری میاد تا میخواد جم کنه ی چیزی میریزه رو برگه ها و همه چیزو خراب میکنه دلارا خیلی عصبی میشه و ب کریمان میگه لطفا بروووو کریمان که حس میکنه میخواد اخراجش کنه یکم گوش میده که ذلارا ب شریکش میگه دیگه خسته شدم از دستش میخوام اخراجش کنم!کریمان هم پیش خودش میگه خودت خواستی دلارا خانم و ب هارون میگه پیشنهادو قبول میکنه جانان با همون مرده ای که باهاش کار میکنه داره صحبت میکنه که آسمان میاد ولی جانان باز نمیکنه همینکه مرده میخواد بره بیرون آسمان دوباره میاد جلوی در و باهم روب رو میشن آسمان تعجب میکنه و ب جانان میگه این کی بود؟جانان هم میگه همونی که باهاش کار میکردم!میتات که نتونسته پول رو جور کنه حالا باید مادر بزرگش رو از اونجا ببره ولی ب پرستار میگه یهو نگید بهشش بذارید وسایلشو بعدا میام میبرم اوزان با میتات قرار میذاره و راضیش میکنه بیاد شرکت وقتی غزل میاد و اونو میبینه شرکت و میذاره رو سرش😑😒ب اوزان میگه نمیتونی بدون اجازه من کاری کنی ولی اوزن میگه میتات اینجا میمونه جهان برگه هایی که آذرخش راجب برهان پیدا کرده رو میده ب دنیس اون برگه ها راجب این بود که برهان کسیکه دنیز و بزرگ کرده رو کشته دنیس مستقیم میره پیش برهان میگه بابا این چیه؟برهان میگه توصیح میدم پسرم من مامانتو خیلی دوست داشتم
دنیس میگه دوست داشتنت اینه ؟این مرد مادرمو از کاباره کشید بیرون کلی زحمت کشید واسه ما برهان:پسرم!دنیس:نه دیگه ب من نگو پسرم من دیگه پسرتو نیستم تموم شدد همه چی و آیسو هم پشت در داشته همه چیزو میشنیده مستقیم میره پیش جهان میگه تو گفتی بابا آره؟از سختی هایی که تو نبود جهان کشیده میگه
وزندگی که درستش کرده و جهان حالا بهمش ریخته از دنیسی که حالا دیگه چجوری باید جمعش کنه
آخرش میگه میدونی بابا تو قید منو زدی ولم کردی منم دیگه ولت میکنم!
هارون و دلارا و آلاز میرن شهربازی و کلی خوش میگذرونن.آسمان و جانان برای ماساژ رفتن که ب جانان زنگ میزنن که محموله جدید رسیده و وکیل انحصار وراثت هم ب آسو زنگگ میزنه
وقتی وکیل میاد خونه میگه مادرتون هیچ ارثی نذاشته براتون و تو ی شرکت آمریکایی سرمایه گذاری کرده و شماها ی مبلغ کلانی رو بدهکارید
همه حالشون بده میشه و تو شوکن

خلاصه قسمت 244 سریال گوزل 

منبع صفحه اینستاگرام gemtv.hc.iran
سلاحدار میره به کشتی فاریا و بهش میگه امشب سلطان مراد میان به دیدنتون،فاریا هم خوشحال میشه/سینان پاشا میره به دیدن همون کشیشی که دشمن مراد هست و میگه:سلطان مراد ميخواد که قدرت مطلق باشه ولی تا وقتی کوشم سلطان زندست این کار شدنی نیست چون کوشم سلطان قدرتش را با کسی قسمت نميکنه و اگه نتونیم پرنسس فاریا رو بدست بیاریم باید اونو بکشیم
کوشم میره پیش مراد و میگه سی ساله که دارم تو این قصر زندگی میکنم و دشمنانم همه جور نقشه ای برام کشیدن ولی اولین باره که منو دارن با فرزندم رودررو میکننمراد:منو اصلا نمیبینید که فکر میکنید دشمنانتون اینکارو کردن/کوشم:معلومه که ذهنتو آشفته کردن و تو رو بر علیه من کردن
بایزید و قاسم و ابراهیم باهم راجع به اتفاقات حرف میزنن،قاسم میگه نميدونم چرا با والده ام اینکارو کرد/بایزید:چون نمیخواد با کسی سلطنتشو قسمت کنه/قاسم:تو چرا خوشحالی؟ نکنه بخاطر اینکه والده ات رو کوشم سلطان تبعید کرد خوشحالی؟/بایزید:من با کسی دشمنی ندارم/قاسم:داری چون اگه سلطان مراد نخواد سلطنتش رو با کسی قسمت کنه پس ما براش تهدید محسوب میشیم مخصوصا تو بایزید چون شاهزاده ی بزرگتری
بحث مراد و کوشم ادامه داره و مراد بهش میگه شما بازم به اون شورشی ها قول مقام دادیدکوشم:من اینکارو کردم چون بفکر صلاح دولت بودم، مقام رو بهشون میدادم و بعد سرشون رو میزدم/مراد:من خودم سر اکثر اونا رو زدم/کوشم:ای کاش سر منو هم میزدی اونموقع تحملش برام اسونتر بود تا اینکه منو مقصر بدونی و جلوی منو از نائب السلطنه بودن رد کنی/مراد ميگه اینا فقط برای صلاح دولته و اصلا شخصی نیست/کوشم:من 15 ساله دارم دولت رو اداره میکنم به خاطر تو و برادرات چندبار تا پای مرگ رفتم،اون دولتی که میگی منم/مراد:شما فقط والده سلطان هستید و حرم رو اداره میکنید/کوشم؛من همیشه آرزو داشتم که تو بزرگ و قدرتمند شی و من خودم کنار برم/مراد:اون روز هيچوقتت نمیرسید چون شما از شربت اقتدار نوشیده اید/کوشم:آن شربت برای عده ای زهر است،بعضی ها از آن خوردند و خودشان رو گم کردند،خداروشکر که من مثل آنها نشدم انشاالله توو نیز نمیشویکوشم از اتاق ميره بیرون…مراد به کماندار میگه والده ام به راحتی از عادت های قدیمیش دست برنمیداره باید بازم در تعقیبش باشی
فاریا به همراه مادام و دوتا از نگهبانا به بازار رفته اما سینان پاشا در تعقیبشه از طرفی عایشه سلطان هم میاد و از دور به فاریا نگاه میکنه بعد هم میره و سوار درکشه ميشه
سینان پاشا میره پیش فاریا و خودشو معرفی میکنه بعد هم ميخواد بره که درشکه ی عایشه سلطان رو میبینه و میره پیش عایشه سلطان اما عایشه میگه نباید به کسی بگید که منو اینجا دید،سینان پاشا هم میگه میتونید به من اعتماد کنید،سینان متوجه میشه که عایشه بخاطر فاریا اومده و بهش ميگه نگرانیتون رو درک میکنم چون پرنسس فاریا یه قاتله و برادرزاده ی پاپ رو کشته…عایشه هم تعجب میکنه
مراد و سلاحدار میرن پیش هزارفن و اولیا چلبی برای خوندن نامه،هزارفن متوجه میشه که اگه شراب بریزن رو نامه متن اصلی نامه خونده ميشه،هزارفن اینکارو انجام میده و نامه رو میخونه برای مراد،هزارفن ميگه: “پاپ این نامه رو برای پادشاهان اروپا شخصاً نوشته،گفته به اختلاف میان خودشان پایان بدهند و در مقابل عثمانیان متحد شوند،از همه دعوت کرده که زیر یک صلیب جمع بشند و سرباز عیسی باشند…در استانبول انجمنی پنهانی دارند،این انجمن اعضای زیادی دارد حتی بعضی از آنها مانند توپال پاشا در رده ی وزراء هستند (منظور همون افرادیه که سینان پاشا براشون کار میکنه) “مراد عصبانی میشه و میگه باید بفهمیم که کیا هستن و نابودشون کنیم
شب:فاریا خودشو برای پذیرایی از سلطان مراد آماده میکنه…عایشه پیش کوشم هست و به کوشم میگه فاریا یه قاتله،نکنه بلایی سر پادشاه بیاره،کوشم هم نگران میشه..عاتیکه هم یه نامه میفرسته به سلاحدار و میگه باید موضوع مهمی رو بهتون بگم همراه غلامی که فرستادم پیش من بیاید سلاحدار هم همراه غلام میره…مراد میره پیش فاریا و میگه در مورد نامه حق داشتید/فاریا ميگه حالا کمکم کنید و یه ارتش بم بدید تا عموم رو از سلطنت برکنار کنم،مراد میخنده اما یکدفعه متوجه میشه که به کشتی حمله کردن،یسری از افراد نقاب پوش که از افراد سینان پاشا هستن نگهبانا رو میکشن و رو کشتی نفت میریزنفاریا و مراد باهاشون درگیر میشن،کماندار هم به کمکشون میاد،سینان پاشا و افرادش روی یه تپه ایستادن و به طرف کشتی تیرهای آتشين پرتاب میکنن،فاریا و مراد به همراه مراد و کماندار از کشتی بیرون میپرن و کشتی در آتش میسوزه..پایان..

عکس های قسمت آخر سریال گوزل

عکس های غزل و گوزل در سریال گوزل

عکس جهان و آیسو در قسمت آخر سریال گوزل

سریال گوزل خلاصه داستان قسمت آخر سریال گوزل

سریال گوزل خلاصه داستان قسمت آخر سریال گوزل

عکس هارون و دلارا و فرندشان در قسمت اخر سریال گوزل

عکس سلفی بازیگران سریال ترکی گوزل

کریمان و گوزل در سریال گوزل

همچنین:

سریال گوزل خلاصه داستان قسمت آخر گوزل

سریال جدایی ناپذیر | عکس بازیگران و خلاصه قسمت آخر سریال جدایی ناپذیر

سریال اکیا خلاصه داستان قسمت آخر اکیا

سریال دختران آفتاب قسمت آخر و داستان تمام قسمت های سریال دختران آفتاب

سریال عشق اجاره ای قسمت آخر و داستان تمام قسمت های عشق اجاره ای

دانلود آهنگ تیتراژ اول سریال گوزل – کاش بتونی آرشاوین

دانلود آهنگ فارسی سریال گوزل – آغوش تو آرشاوین

عکس های سریال گوزل

دانلود آهنگ تیتراژ سریال گوزل

 عکس های آیسو در سریال گوزل

عکس های سولماز در سریال گوزل همراه بیوگرافی

بیوگرافی ارکان پتکایا بازیگر جهان در سریال گوزل همراه با تصاویر

بیوگرافی گوزل در سریال گوزل Guzel

عکس های زیبای گوزل در سریال گوزل

عکس های کریمان در سریال گوزل

عکس های راحمی در سریال گوزل

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ملکه شب + عکس

سریال ماه پیکر | تصاویر و داستان قسمت اخر سریال ماه پیکر 

سریال کافی | خلاصه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های سریال کافی

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترانه زندگی Hayat Sarkisi

خلاصه داستان قسمت آخر سریال مارال

سریال هرگز تسلیم نمی شوم | عکس بازیگران و خلاصه داستان سریال ترکی

خلاصه داستان قسمت آخر سریال دست سرنوشت

عکس های بازیگران سریال پرواز

عکس بازیگران سریال هندی زبان عشق

پویراز کارایل | داستان قسمت آخر و عکس بازیگران سریال پویراز کارایل

عکس های سولماز در سریال از هم گسیخته همراه بیوگرافی

عکس های آلپر در سریال ترکی گوزل

عکس های دلارا در سریال گوزل

عکس های ازجان در سریال گوزل

عکس های غزل در سریال گوزل

سریال Icerde سریال در زندان قسمت آخر و عکس بازیگران سریال ترکی در زندان

  • مجردها - با یک کلیک همسر آینده خود را انتخاب کنید
  • عکس های دختران سوپر نینجای ایرانی! (فیلم)
  • سریال اکیا خلاصه داستان قسمت آخر اکیا و داستان تمام قسمت های سریال اکیا
  • عکس های دختر 17 ساله زیباترین سوپر مدل جهان
  • داستان تلخ تجاوز جنسی به دختر 13 ساله توسط شوهر خواهر!
  • عکس های زیباترین زنان دنیا در سواحل دبی
  • تجاوز جنسی به دختر جوان در ماشین در حال حرکت! +عکس
  • زیباترین مدل لباس مجلسی زنانه برند ترک (جذاب ترین لباس ها)
  • طرز تهیه ادویه پلو با مرغ
  • ماجرای جنجالی بارداری معلم زن آمریکایی از پسر 13 ساله + عکس خانم معلم
  • عکس های جذاب ترین مدل لباس های زن مهماندار هواپیما
  • دو برادر هوس باز همزمان به فاطمه 20 ساله تجاوز کردند و او رو را سوزاندند
  • شرایط دریافت گواهینامه رانندگی مشمولان غایب سربازی
  • بیوگرافی شهبال شب‌پره و برادرش شهرام شب پره + تصاویر
  • آشنایی با پردرآمدترین ستاره های کشتی کج WWE از راک تا جان سینا
  • آیا رابطه جنسی داشتن دختران و پسران در دوران مجردی درست است؟
  • اختلال استرس پس از سانحه چیست و چه علایمی دارد؟
  • روش تعیین جنسیت جنین، می خواهم فرزندم دختر شود
  • عکس بی حجاب ملیکا شریفی نیا از مادرش که در اینستاگرام قرار داد
  • عکس بهرام رادان در کنار یک زن عجیب خارجی!
  • پژو 207 صندوقدار | مشخصات قیمت و تصاویر 207 صندوقدار
  • روش های جالب تقلب دانشجویان و دانش آموزان در امتحانات
  • تجاوز جنسی باعث شد دختر 12 ساله به صورت آنلاین خودکشی کند!
  • دانستنی های جالب در مورد ایالت تگزاس
  • ماجرای تجاوز راننده تاکسی به دختر 21 ساله با تهدید به تزریق اسید
  • فال روزانه فال امروز شما
  • تصاویر دنا پلاس خودروی جدید ایران خودرو + مشخصات و قیمت دنا پلاس
  • محبوب ترین اسم های دختر و پسر در ایران و کشورهای جهان
  • موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد

  • فصل سوم سریال گوزل کی پخش میشه؟

    • سلام
      اوستا ما اومديم تو سايت براى قسمت اخر فصل اخر?

      • فصل سوم گوزل بتازگی در ترکیه پخش شده
        به زودی قسمت آخر گذاشته میشه

  • گوزل که رفت سریالش ابکی شد
    انگار با جهان حرفش شده
    من آیشو رو خیلی دوست دارم
    غزل هم خیلی نازه

  • من شنیدم غزل توی فصل سوم سریال زنده می شه
    درسته؟

    • هرکس میخواهد بمیرد زن جهان شود

    • اسم فیلم نباید گوزل میشد

  • خدایی غزل و آیسو خیلی زیبا هستن

  • علیرضاگویاشماهمه رودوست داری .

  • خیلی سریال زیبایی بود

  • واقعا سریال خوبیه ام اگه فیلم بزارین بهتر میشد

  • فصل سوم كي ميذارن
    سريال گوزل خيلي خيلي عاليه ????

  • فصل دوم هم که تموم شد
    کاشکی فصل سومش زودتر شروع بشه
    من سریال شرافت رو که نفهمیدم چی شد
    سریال ماه پیکر رو فکر کنم فعلا جای گوزل بذارن

  • خیلی عالی بود ولی کاشکی عمه هارون کشته میشد

  • فصل سوم کی شروع میشه؟
    دوباره جهان عاشق کی میشه؟ خخخ

  • لابد توی فصل سوم گوزل، گوزل هم زنده میشه!

  • سلام خیلی فیلمش خوبه به نظرمن عایشه نمیمیره…

  • فیلمه خیلی خوبی اما حیف جا خوبش همیشه تموم میشه تا جایی که تو اینترنت سرج کردم گوزل زنده می مونه حلا جهان میمونه با عایشه دلارا گوزل با بچه هاش خیلی گناه داره جهان ادم این قدر بدبخت ندیدم امیدوارم فضل سوم خیلی زود شروع بشه

  • سلام من میخواستم بگم اگه میشه دوباره قسمت آخرفصل دوم سریال گوزل رودوباره ازGeMtvپخش کنید چون من نتونستم ببینمش

  • خیلی مسخرش کردین،گندش دراومد،دیگه این چه وضغشه همه میمیرن اوزان با جانان که جای مادر بزرگشه میریزه رو و هم !آیسو عشقش قاطیه مافیاس!غزل بدتراز آیسو!عمه هارون که دیگه هیچی !سه فصله دارید ادامش میدید چی به چی شده!سریال به اون جذابیو خراب کردید!

    • دقیقا راست میگید سریال خراب کردن

  • فیلمش خیلی جزابه ولی حیف گوزل مرد دلم سوخت…فصل سوم چی میشه؟

  • فصل سوم چی میشه؟

  • من موفق نشدم قسمت اخرگوزل راببینم بنظرمن عایشه زندست

  • واقعا سریال قشنگی بود . حرف نداره . .. فصل سوم که بیاد عالی تر میشه😍

  • خیلی قشنگه سریالش

  • واقعاسریال قشنگیه من عاشقشممممممم مخصوصاایسو

  • دوستان …اسم واقعی فیلم گوزل نیست ،تکه های شکسته هست .تو ایران به گوزل معروفه ..اسم واقعی ماه پیکر هم قرن باشکوه …تو ایران اسماشون تغییر میدن ..ولی واقعا نشون میده این فیلم جهان چقدر صبوره و منطقی ..زیر بار مشکلات دووم میاره ..مشکلات قشر ثروتمند نشون میده .

  • چند قسمته فصل3؟

  • من از قسمت اول تا الان گوش دادم عالیه بهترین سریال اینه فقط میخوام بگم بهترین کسایی که تو این فیلم خوب بازی میکنن اول کریمان بعد جهان

  • مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ

    داغترین ها

  • با این نوشیدنی زیبا و لاغرتر شوید
  • اس ام اس وفات حضرت زینب (س)
  • این کشورها بیشترین توریست‌ها را برای درمان دارند+تصاویر
  • طراحی مبلمان عجیب
  • تصاویر کچل کردن علی ضیا !
  • سفر به لاهیجان، عروس گیلان
  • دانلود آهنگ جدید رضا صادقی و شهاب رمضان به نام با تو میخندم
  • دانلود آهنگ تیتراژ و متن سریال عشق و جزا
  • مشکل سرد شدن دست و پا ,درمان سردی پاها و دست ها
  • سرکار استوار در فیلم صمد آقا درگذشت
  • دانلود آهنگ جدید رامین بی باک بنام خواهش
  • اولین عکس های از سریال ویلای من
  • دانلود آهنگ خاک تب دار با صدای بهنام صفوی
  • عادت های بدی که منجر به کاهش آی کیو می شوند
  • عجیب ترین مدل کفش زنانه!
  • آغاز پیش فروش سکه در هفته آینده/بدون مراجعه به بانک سکه بخرید
  • کلیپ دوربین مخفی خنده دار تاکسی
  • عکس های گلیشفته فراهانی در جشنواره کن 2016
  • ست های شیک بر اساس رنگ و مد سال 2013
  • عکس های ابرو در سریال رز سیاه
  • لمینت | مدل پارکت لمینت در طرح و رنگ های زیبا
  • با این سایت براحتی زبان خارجی یاد بگیرید
  • عوارض و مشکلات پرتو درمانی و جراحی سرطان سینه
  • متن تبریک رضا صادقی به اصغر فرهادی
  • دلیل خیانت مرد به همسرش چیست؟
  • بستن تبلیغ