مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ

دختر 13 ساله ای که با مرد 31 ساله ازدواج کرد و مجبور به رابطه نامشروع بود!

دختر 13 ساله ای که با مرد 31 ساله ازدواج کرد و مجبور به رابطه نامشروع بود!

دختر 13 ساله که بسیار کم سن و سال بود با مردی 31 ساله ازدواج کرد که عاقبتی جز اعتیاد و تن فروشی برای این زن نداشت. این زن حتی مجبور شد دست به دزدی بزند و رابطه نامشروع داشته باشد.

عروس 13 ساله و ازدواج با داماد 31 ساله که عاقبت خوبی نداشت

اخبار حوادث : عروسی که 13 سال بیشتر نداشت و به جای بازی های کودکانه باید شب زفاف با داماد 31 ساله را تجربه می کرد که برایش وحشت آور بود.  زن جوان سرنوشت شومی دارد از 13 سالگی شوهر کرد و وقتی مادردوقلوها بود برای سیرکردن شکم بچه هایش کیف قاپی کردو به زندان افتاد.

اولین چیزی که در صورت سهیلا جلب توجه می‌کند، جای خالی چند دندان در فک بالایی‌اش است. برای همین کلمات را نمی‌تواند درست ادا کند. بیشترین حرفی که به گوشم می‌خورد، حرف «سین» است. زنی 30 ساله، لاغر اندام با پوستی گندمگون که تازه شش ماه است پشت اعتیاد را به خاک رسانده و زندگی تازه‌ای را شروع کرده است.

از این پا و آن پا کردنش مشخص است حوصله مصاحبه و خبرنگار را ندارد، اما قبول می‌کند حرف بزند. وقتی می‌خواهم بگوید چرا درگیر اعتیاد شد، دستی به موهایش می‌کشد و سرش را پایین می‌اندازد. چند دقیقه‌ای همین‌طور می‌ماند. سکوتش را نمی‌شکنم و صبر می‌کنم تا خودش به حرف بیاید

سرش را که بلند می‌کند، با صدای پایینی که به زحمت قابل شنیدن است، می‌گوید: «ازدواجم زورکی بود. 13 سال بیشتر نداشتم. شوهرم برادر نامادری‌ام و 18 سال بزرگ‌تر از من بود. هیچی از زندگی زناشویی نفهمیدم و… شب حجله وقتی از شوهرم ترسیده بودم همان شب کتک خوردم و …» با نگاهی پر از معصومیت و چشمانی لرزان، از مشکلی حرف می‌زند که بسیاری از زنان تجربه کرده‌اند، اما نمی‌شود در مورد آن چیزی نوشت.

روی مبل بی‌قرار است و مدام جا‌به‌جا می‌شود: «بعد از ازدواجم فهمیدم شوهرم، مادرشوهرم و خواهران شوهرم همگی مواد مخدر Drugs می‌کشند، اما خودم سمت مواد نرفتم. شوهرم خیلی بداخلاق بود و کتکم می‌زد.»جای خالی دندان‌هایش را با دست نشان می‌دهد و می‌گوید: «ببینید با میله‌ کوبید به دهانم و چند تا از دندان‌های بالایم را خرد کرد.

10، 12 سالی که با هم زندگی کردیم، یک روز خوش نداشتم. شوهرم وسایل خانه را می‌فروخت و خرج موادش می‌کرد. سر سیاه زمستان گورش را گم می‌کرد و می‌رفت و مرا با سه بچه تنها می‌گذاشت. هیچ وسیله گرمایشی نداشتیم و زجر می‌کشیدیم. سه ماه بعد هم دوباره برمی‌گشت و می‌افتاد به جان وسایل خانه. دردم فقط همین نبود و از دست صاحبخانه‌مان هم خیلی عذاب کشیدم. بی‌اخلاق بود و…»

حرفش را می‌خورد. کنجکاو می‌شوم و می‌پرسم چه می‌کرد؟ سهیلا گوشه ناخنش را با استرس و نگرانی می‌جود. نگاهش پر از بی‌اعتمادی و ترس است. با صدای بسیار آرامی که به زور می‌شنوم، می‌گوید: «دوست ندارم در مورد آن حرف بزنم، ناراحتم می‌کند.»

کمی سکوت می‌کند و با بی‌حوصلگی موهایش را به هم می‌ریزد. بالاخره به حرف می‌آید و علتش را توضیح می‌دهد: «درخواست رابطه نامشروع داشت. وقتی موضوع را به شوهرم گفتم، کتک مفصلی زد و از خانه رفت.»

همان‌طور که حرف می‌زند، نگاهم به مچ دست چپش می‌افتد. رد بریدگی زخم کهنه‌ای روی آن می‌بینم. دلیلش را می‌پرسم.سهیلا رد زخم را با انگشت لمس می‌کند و ادامه می‌دهد: «از زندگی خسته شده بودم و می‌خواستم خودم را راحت کنم. آن روز من و پسر کوچکم در خانه تنها بودیم. تیغ را برداشتم و کشیدم روی مچ دستم.

خون فواره زد و بی‌حال شدم و روی زمین افتادم. پسر کوچکم امیرحسین، چهاردست و پا از پله‌ها بالا رفت و دختر صاحبخانه را خبر کرد. اگر به دادم نمی‌رسید، مرده بودم. همراه پدرم از بیمارستان به خانه رفتیم و گفت باید با شوهرم محمد حرف بزند.

محمد آمد و پدرم بعد از این که با او حرف زد، گفت برگرد سرخانه و زندگی‌ات. برگشتیم، اما اوضاع از قبل هم بدتر شد. چند وقت بعد محمد همراه پسرعمویش رفتند به یکی از شهرستان‌ها تا گوسفند بدزدند.

من باز تنها ماندم. یکی از اقوام شوهرم که کیف زن بود، پیشنهاد داد کیف زنی کنیم. پسرم غذا می‌خواست و چون نمی‌توانستم برایش بخرم، از روی ناچاری قبول کردم، اما هر دو دستگیر شدیم. آش نخورده و دهان سوخته. سه ماه زندان Prison برایم بریدند. پسرم پیش پدرم بود و چون اذیتش می‌کرد، تصمیم گرفت سند بگذارد تا بیایم بیرون.

اگر پسرم نبود، پدرم سند نمی‌گذاشت. از زندان که بیرون آمدم؛ احساس خیلی بدی داشتم و فکر می‌کردم همه خبردارند زندان بوده‌ام.»آستین لباسش بالا می‌رود و رد زخم بزرگ و عمیقی را روی بازوی چپش می‌بینم. یک لحظه آرام است و لحظه دیگر بیقرار. مشخص است که یادآوری خاطرات گذشته آزارش می‌دهد: «صاحبخانه‌مان می‌خواست بیرونمان کند.

بریده بودم دیگر. شوهرم آن موقع کارش جمع کردن ضایعات بود و لابه‌لای ضایعاتی که آورده بود، یک کیسه قرص تاریخ مصرف گذشته پیدا کردم. بدون این که فکر کنم، همه را خوردم. 10 روز در کما بودم.»خنده تلخی روی لبانش نقش می‌بندد:

«نمردم و باز زنده ماندم. برادرشوهرم گفت از شوهرت جدا شو هوایت را داریم، اما می‌خواستم اسم شوهر رویم باشد تا مردی جرات نکند به من نزدیک شود، اما جدا شدیم. مدتی بود درد داشتم و رفتم دکتر.

تشخیص آپاندیسیت دادند و بعد هم جراحی شدم. بعد از عمل خواهرم زنگ زد و گفت بابا و نامادری، دوقلوهایم را به بهزیستی تحویل داده‌اند. از بیمارستان فرار Escape کردم و بعد هم از روی ناچاری رفتم خانه مادرم که شوهر کرده بود.»

سهیلا گاهی ناخن‌هایش را می‌جود و همان‌طور که یک درمیان وسط جمله‌هایش سکوت می‌کند، ادامه می‌دهد: «بعد از مدتی کار پیدا کردم تا خرجم را دربیاورم. یکی از دوستانم گفت بیا و شیشه بکش حسابی مخت را باز می‌کند.

هوشیار می‌شوی و می‌توانی خوب کار کنی. از اینجا بود که با مواد آشنا شدم. هرچه پول در می‌آوردم، خرج شیشه می‌کردم و گاهی با ناپدری‌ام پای بساط می‌نشستم.»این بارآستین دست راستش را بالا می‌زند و دوباره رد بریدگی را نشانم می‌دهد: «یک بار هم در خانه ناپدری رگم را زدم. یکی از دوستانش را به خانه آورده بود و مشغول کشیدن مواد بودند.

عصبانی شدم و دست انداختم یکی از عسلی‌ها را برداشتم و داد زدم تمامش می‌کنید یا نه؟ بعد برای این‌که بترسند و بساطشان را جمع کنند، با شیشه رگم را زدم.از زندگی با ناپدری‌ام خسته شده بودم. پسر بزرگ‌ترم را پدرش با خودش برده بود، اما نامادری‌ام یک روز خبر داد که کجایی پسرت به دلیل رفتارهای پدرش می‌خواست

خودش را دوبار دار بزند. هرطور بود پسرم را پیش خودم آوردم و الان هم همین‌جاست. مواد خسته‌ام کرده بود، به اندازه‌ای که تصمیم گرفته بودم یا خودم را بکشم یا بالاخره راهی پیدا کنم و از شر مواد خلاص شوم. شرایط بدی داشتم، اما خدا را شکر یک روز که به مرکز پزشکان بدون مرز رفته بودم، از طریق یک نفر با سرای مهر طلوع آشنا شدم و آمدم و پاک شدم.»

با دست به بیرون از اتاق اشاره می‌کند و می‌گوید که پسرش امیرحسین همین‌جاست و مدام به او اصرار می‌کند که از سرا بروند و خانه‌ای اجاره کنند. دل سهیلا برای دیدن دو قلوهایش پرمی‌کشد که الان باید چهار ساله باشند. یک بار در بهزیستی برایشان جشن تولد گرفت، اما حالا دو سه سالی هست که آنها را ندیده و بیتابی‌شان را می‌کند

9 ژانویه 2017

  • مجردها - با یک کلیک همسر آینده خود را انتخاب کنید
  • چجوري تا عيد 12 کيلو کم کنم؟؟
  • چجوري بدون عمل جراحي بيني خود را کوچک و خوش فرم کنيم
  • بیش از 650 انتخاب برای هدیه روز مادر
  • چجوري ميتونم بدون تزريق ژل و بوتاکس صورتم رو چاق کنم
  • عکس های دختران سوپر نینجای ایرانی! (فیلم)
  • سریال اکیا خلاصه داستان قسمت آخر اکیا و داستان تمام قسمت های سریال اکیا
  • عکس های دختر 17 ساله زیباترین سوپر مدل جهان
  • داستان تلخ تجاوز جنسی به دختر 13 ساله توسط شوهر خواهر!
  • عکس های زیباترین زنان دنیا در سواحل دبی
  • سریال پاتریکس قسمت آخر و تمام قسمت های جسور و زیبا پاتریکس
  • داستان قسمت آخر سریال هسل سریال مادر و تمام قسمت ها
  • برای سلامت دستگاه گوارش این 9 نکته را رعایت کنید
  • فیلترشکن وی پی ان چیست؟ VPN چه فواید و چه ضررهایی دارد؟
  • لذت بردن از رابطه جنسی دهانی توسط زوجین
  • محبوب ترین بازیگران ایرانی در اینستاگرام با لایک و فالوور بالا + تصاویر
  • برای زیبایی و سلامت پوست بخور رازیانه عالی است
  • سریال منتالیست | داستان و عکس بازیگران سریال منتالیست The Mentalist
  • متن زیارتنامه امام حسین (ع)
  • تصاویری از دکوراسیون تلویزیون دیواری و راهنمای دکورایون تلویزیون دیواری
  • رابطه جنسی دکتر قلابی با دختران زیبا در تهران!
  • طرز تهیه ژامبون راویولی با سس گوجه فرنگی
  • فال روزانه فال امروز چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396
  • راز تناسب اندام و رژیم غذایی بازیگر زن زیبای کره ای
  • حقایق و دانستنی های جالب در مورد قشم
  • سریال هسل داستان قسمت آخر سریال هسل و تمام قسمت ها
  • تجاوز رامین و دوستش به دختر 13 ساله در پشت بام و محاکمه آنها
  • آیا امکان لیزر موهای زائد و از بین بردن آنها در یک جلسه ممکن است؟
  • از طب سوزنی برای درمان جوش های صورت استفاده کنید
  • اس ام اس های ناب عاشقانه با موضوع بوسه برای همسر
  • عکس های جذاب مدلینگ سارا منجزی و تصاویر همسرش
  • لو رفتن رابطه جنسی زن شوهر دار و پسرعموی شوهرش به وسیله دوربین
  • داغترین ها

  • تصاویری از پشت صحنه فیلم زیبای تایتانیک
  • جوک جدید و خنده دار 92
  • عکس های سولماز در سریال گوزل همراه بیوگرافی
  • مدل لباس های زیبای زنانه Alena Goretskaya
  • عکسهای جالب از شباهت های عجیب!
  • جاستين بيبر رسما بازنشسته شد
  • اس ام اس های جدید اردیبهشت ماه 91
  • مقايسه گريه اوباما با خنده حاجي بابايي
  • رابطه نامشروع خانم رئیس جمهور با پسر ۱۹ ساله +عکس
  • عکس چهره ها در شبکه های اجتماعی ویژه نوروز
  • مدل پالتو بلند زنانه مدل ۲۰۱۳
  • عکس الناز شاکردوست با لباس محلی
  • نمایش لحظه خواستگاری این زوج در تمام دنیا +عکس
  • عکس بازیگر زن ایرانی در کنار هنرجوی برنامه استیج من و تو
  • آموزش تزیین تخم مرغ مخصوص سفره هفت سین عید نوروز
  • مادر بیرحم نوزادش را درون کیسه زباله انداخت تا کشته شود!
  • سرانجام سریال حریم سلطان چه می شود؟
  • عکس های خنده دار و بامزه از سوژه های ایرانی و خارجی خفن
  • تعبیر خواب بارش
  • در صورت مواجهه با اسیدپاشی چه باید کرد؟
  • رازهایی در مورد ملانیا ترامپ همسر دونالد ترامپ که نمی دانستید
  • عکس های سلنا گومز در فیلم Getaway
  • عکسهای جدید بازیگر معروف آمریکایی سلنا گومز
  • تصاویری جالب از ستارگان هالیوود در سال 2040
  • جدیدترین مدل لباس مجلسی فشن شوهای معروف
  • بستن تبلیغ