گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
صفحه اصلی / سبک زندگی / روانشناسی / شما هم عاشقید؟

شما هم عاشقید؟

شما هم عاشقید؟

شما هم عاشقید؟

وقتی بچه بودیم، عشق‌ها کمی افسانه‌ای‌تر بودند. یعنی یا کسی عاشق نمی‌شد یا اگر عاشق می‌شد، گویی در آسمان‌ها زندگی می‌کرد و خیلی زود زبانزد همگان می‌شد. عاشق شدن، موضوع پیش پا افتاده و عادی نبود و اگر عشقی بین دو نفر شکل می‌گرفت مقدس و رویایی بود. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که آن عشق‌های افسانه‌ای در زمانه ما رنگ باختند و شکل‌های دیگری به خود گرفتند، اما در روزگار ما، موضوع عاشق شدن، دیگر موضوع آسمانی و نادری تلقی نمی‌شود. نه از آن جهت که خود عشق، نادر و آسمانی نیست، بلکه از این نظر که عشق‌های کاذب و غیر اصیل، به سادگی با عشق حقیقی مشتبه گرفته می‌شوند.

در زمانه ما، تعداد نسبتا زیادی از دختر و پسرها خود را گول می‌زنند که عاشق‌اند یا طرف مقابل عاشق آنهاست و متاسفانه هر روز آمار طلاق و متارکه زوج‌ها بیشتر می‌شود. حتی روابط دوستانه و فامیلی، عمر طولانی ندارد و افراد به راحتی همدیگر را به امید یافتن افراد با محبت‌تر و موثرتر از زندگی خود حذف می‌کنند ! گویی اکثر افراد در جایگاه حقیقی که در دل دیگران باید داشته باشند، قرار ندارند. یا این که جایگاه آنها، سست است و خیلی زود با هر کس یا هر چیز دیگری معاوضه می‌شوند و البته طبیعی است که چنین وضعیتی، برای دختر و پسرهای امروز ناکام کننده باشد. شاید به همین دلیل است که عشق و محبت هم نیاز به محک خوردن دارند تا عیار آنها معلوم شود.

در واقع، ما دیگر نمی‌توانیم هر ابراز محبتی را بدون محک خوردن باور کنیم و بدون محک زدن عشق خود و عشق طرف مقابل وارد رابطه‌ای شویم که یک عمر دوام بیاورد. به عنوان یک مشاور و روانشناس، وقتی دختر و پسرهای جوان برای مشاوره ازدواج نزد من می‌آیند و ادعا می‌کنند که عاشق هم هستند ابزار محک عشق را به آنها می‌دهم و تاکید می‌کنم که بدون محک، ادعای عشق را نپذیرند. این محک هم کار سختی نیست. هر دو طرف، هم دختر و هم پسر، اگر واقعا ادعای عاشقی دارد، قبل از ازدواج باید برای طرف مقابل قربانی بدهد! یعنی باید اقلا یک مرتبه کاری را که انجامش برای آنها سخت است، به خاطر طرف مقابل انجام دهند. بدیهی است که این کار سخت برای همه یکسان نیست، چون افراد متفاوت‌اند. اما برای هر کسی بالاخره کاری سخت، وجود دارد. ممکن است ترک کردن سیگار برای کسی کار سخت محسوب شود. برای یک نفر کنار گذاشتن دوست نامناسبش سخت باشد، برای دیگری تغییر نوع لباس پوشیدن، ترک برخی عادات یا … کار سختی باشد و همین طور الی آخر. در هر حال هر یک از طرفین باید کاری سخت را که البته حق و حقوق شخص ثالثی در آن، از بین نرود، برای طرف مقابلش انجام بدهد و اگر نمی‌خواهد این کار را انجام دهد دیگر ادعای عاشق و شیفته و واله بودن معنا ندارد و حقیقی نیست.

نشانه‌های محبت حقیقی
علاوه بر محک محبت، نشانه‌هایی هم وجود دارد که نشان از عشق و محبت دارند. بد نیست به این نشانه‌ها هم توجه کنیم.

عشق، تواضع می‌آورد
وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند، نسبت به همدیگر تواضع و فروتنی دارند. اگر دو نفر یا یکی از آنها اغلب اوقات با غرور و خودخواهی و فخر فروشی با دیگری برخورد می‌کنند، بهتر است ادعای عشق و محبت آنها را نادیده بگیریم. عاشق در برابر محبوب خود با گذشت و بی‌غرور است.

عشق، احترام می‌آورد
ممکن است احساسات در طول یک رابطه، گاهی کم و زیاد شوند، اما احترام متقابل از بین نمی‌رود، مگر این که فرد خود را مهم‌تر از طرف مقابل بداند که در این صورت، ادعای عشق او نیز، فریبی بیش نیست. طبیعی است که عقاید، سلیقه‌ها و نظرات دو نفر متفاوت باشد، اما احترام بین آنها با این تفاوت عقیده یا سلیقه نباید از بین برود. اگر یکی از طرفین مدام به طرف مقابل توهین می‌کند یا نمی‌تواند برای او و تفاوت‌هایشان احترام قائل شود، بعید است عشقی در کار باشد.

سختگیری در عشق حقیقی راهی ندارد
بهتر است ادعای افرادی که به بهانه عشق و محبت می‌خواهند به همدیگر سخت بگیرند و طرف مقابل را تغییر بدهند یا تحقیر کنند، نپذیریم. چنین حالتی درخواست اسارت است نه بروز عشق.

 

عشق، محبت عملی یا کلامی به دنبال دارد
اگر کسی ادعای عاشق بودن می‌کند اما نمی‌تواند در کلام یا عمل ابراز محبت کند و محبتش را بالاخره به شکلی نشان دهد، ادعای عشق او را چندان جدی تلقی نکنید. وقتی عشق در میان هست طرفین برای خوشحال کردن همدیگر، تلاش می‌کنند. آنها همدیگر را تحسین می‌کنند و در جهت رشد و بهتر شدن، به همدیگر بازخورد می‌دهند.

عشق، با بد خلقی دائمی با معشوق، سازگار نیست
اگر کسی واقعا شما را دوست دارد نمی‌تواند مدام با شما بداخلاقی و بدرفتاری کند. ممکن است گاهی خسته یا کمی غمگین باشد اما نه همیشه. پس اگر کسی همیشه با شما بد رفتاری کرد، ادعای عشق او مقبول نیست.

عشق حقیقی در سکوت هم بارز است
عشق و محبت قلبی، را حتی در سکوت هم می‌توان حس کرد. اگر کسی هر روز قربان صدقه شما می‌رود اما نمی‌توانید عشق و احساس عاشقانه او را در نگاه و رفتارش حس کنید، لازم است بیشتر دقت کنید.

عشق با توقعات بیجا سازگار نیست
راز عشق دراین است که از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید، به هر حال هر انسانی نقص‌ها و کاستی‌های خود را دارد. اما وقتی محبت در میان است لازم است به جای کاستی‌ها بر ارزش‌ها و نقاط قوت همدیگر متمرکز شوید. حسن‌های همدیگر را بزرگ کنید و عیب‌ها را کوچک بشمرید.

عشق را با تملک اشتباه نگیرید!
اگر عاشقید حس تملک را از خود دور کنید. در حقیقت هیچ کس نمی‌تواند مال کسی شود و در زمره اموال شخص دیگری به حساب بیاید. شریک زندگی‌تان را با طناب نیاز به خود نبندید. توجه داشته باشید که حتی گیاهان نیز هنگامی رشد می‌کنند که آزادانه از هوا و نور آفتاب استفاده کنند. در پایان باید بگویم، بسیاری از افرادی که فریب عشق‌های کاذب را می‌خورند اعتراف می‌کنند که از همان ابتدا، می‌دانسته‌اند که عشق و محبت طرف مقابل حقیقی نیست اما به دلایلی خود را فریب می‌دادند و به حقیقت توجه نمی‌کردند. گویی گاهی انسان‌ها دوست دارند به زور به خود بقبولانند که کسی هست که آنها را دوست دارد، حتی اگر چنین نباشد. با کمی دقت و محک زدن می‌توانید از تخریب زندگی و جریحه‌دار شدن احساسات خود پیشگیری کنید. خداوند برای هر یک از ما جفت آفریده و همیشه افرادی هستند که اگر با شما آشنا شوند، می‌توانند شما را دوست بدارند. پس هرگز خود را فریب ندهید.

عشق را به زنجیر بدل نکن!
شما همراه زاده‌اید و همراهید تا ابد.
همراهید تا آنگاه که بال‌های سپید مرگ
توالی روزها‌تان پریشان کند.
آری همراهید
حتی در سکوت و صلابت خیال خداوند،
اما در میانة این همراهی، جدایی باید
هان! به شمیم عطرآگین ملکوت اجازه دهید
تا در میان شما به رقص آید
و دوست بدارید!
اما عشق را به زنجیر بدل نکنید
جان‌های شما چون دو سرزمین باید و دریایش در میان
جام یکدیگر پر کنید اما از یک جام ننوشید.
از نان خود به هم بدهید اما هر دو از یک نان مخورید،
همگام با هم نغمه بسازید، پای بکوبید و شادمان باشید،
اما امان دهید تا هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها.
همانند تارهای چنگ که هر کدام تنهایند
اما به کار یک ترانة واحد در ارتعاش.
دل سپردن حکایتی است دلپذیر
اما دل را شاید به اسارت دادن
که تنها دست‌های زندگی خانة دل است و بس
در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک
که ستون‌های معبد به جدایی استوارند.
و بلوط و سرو در سایة هم سر به آسمان نکشند.
جبران خلیل جبران

loading...

12 دیدگاه ها

  1. بنظرم کسی که واقعآ عاشقه باید یه کم سختی بکشه تا بهش برسه شاید لذت عشق تو همین سختیش باشه اونوقت قدر همدیگه رو بهتر میدونن واسه اینکه به این سادگی بهم نرسیدن ….. کسی که عاشقه نه خودبینه نه مغرور نه تسلیم میشه نه به شکست فکر میکنه …..

  2. اين حس تملك كه بيشتر از سمت آقايون هست خيلى مخربه، متاسفانه آقايون فكر ميكنم زن هم يه وسيله ى شخصى مثل مسواكشون كه بايد مال خودشون باشه، اين كلمه مال نميفهمم يعنى چى. اين كارها باعث اسارت طرف مقابل و سردى ميشه…

  3. واسه چی نیکا جان ……یعنی اینجوری فکر میکنی راجع به کل آقایون ؟؟ این فقط یه دستور عمله …. صد البته که واژه مال واژه ی پسندید یی نیست .. من درک میکنم واسه اینکه توو جامعه ی ما همش خانوما در اقلیت بودن و همیشه جامعه مرد سالاری داشتیم … اما خوشبختانه امروزه دید خیلی ها عوض شده …. خانوما کنار آقایون در صحنه اجتماعی فعالن به همون اندازه کار میکنن … میدونم حق دارین راجع به آقایون اینجور فکر کنین … مثل همین خبری که امروز خوندم یه آقایی خانمه 17 سابشو بخاطر اینکه غذا رو سوخت اونقد زد تا این خانوم مرد …. راستش دردناک بود و خیلی ناراحت شدم از شنیدن این خبر .. اما باور کن نیکا جان همه آقایون مثل هم نیستن ….

  4. بله حق با شماست آقا محسن، منم گفتم بيشتر آقايون نه همشون. من آقايون عادل و مهربان مثل پدرم، دو دايى عزيزم… ديدم. ولى پسرهايى روهن زياد ديدم در محيط دانشگاه به خصوص، كه تا ميگن سلام از اين واژه مال من باش استفاده ميكنن… آخه مگه يه انسان، شى هست كه مال باشه

  5. راستش نیکا جان بله چنین آدمایی رو من هم تو محیط جامعه زیاد میبینم اما خب تربیت خانوادگیشون اینجوریه …. بهترین کار توجه نکردن به چنین آدمایست …

  6. ایکاش مردهای این دوره زمونه احساس تملک داشتن نسبت به خانمهاشون بخدا زنها هم عاشق این احساس هستن تو مردشون تملک وغیرت..ولی متاسفانه مردهای این دوره زمونه البته هفتاد درصدشون نه صددرصدشون از مشکلشون بی غیرتیشونه..کسی که زنشون روشبیه یه مانکن ویه عروسک بیرون آورده چه حس تملکی به زنش داره؟زنش مال همست..خانمها هم اشتباه میکنن وواسه اینکه نکنه مردشون به زن دیگه ای نگاه کنه یا مال کسی دیگه بشه آرایش رو غلیظ وغلیظتر میکنن..ولی متاسفانه اکثر خیانتها هم واسه آقایونیه که خانمهاشون مثل مدل میان بیرون..و بنظرم بعضی از مطلبهاتون تو پست شعاریه..عشق اینه عشق اونه اتفاقا آدم ممکنه واقعا عاشق باشه وقلبش بخواد از سینه دربیاد واسه طر ف ولی هم حس تملک داشته باشه به طرف هم بخواد تغییرش بده با اینکه عاشقشه ممکنه از یه کاریش خوشش نیاد یا حتی بخواد طرفش رو نماز خون بکنه مگه بده؟وقتی ببینه طرفش یکم از لحاظ اعتقادی ضعیفه باید بگه من عاشقشم پس همینطوری بپذیرمش وبهش سخت نگیرم؟؟یا بعضی وقتها عشق به زنجیر هم تبدیل میشه دیگه اسمش روشه ادم عاشق عقلش یکم تحت تاثیر احساساتش قرارمیگیره پس بهتره هیچوقت آدم عاشق نشه و طرفش رودوست داشته باشه فقط همین..

  7. (به قول انگلیسی ها with all due respect با سخنتان مخالفم) نسیم خانوم,
    به نظرم غیرت زیادی تعصب بیجا میاره !! اینکه یه خانوم چجور بیاد بیرون حقشه تو لباس پوشیدن توو آرایش کردن تو آداب معاشرت با دوستاش خودش تصمیم بگیره !! نه اینکه همسرش واسه اینکه دوسش داره اون خانوم رو باب میل خودش در بیاره …. میدونی اگه اعتماد بین زن و شوهر ها باشه حتی اگه دو روز هم همدیگه رو نبینن خیالشون راحته از همدیگه .. بخاطر اعتمادی که بهم دارن .. راجع به خیانت هم ممکنه دو طرفه باشه

  8. به نظر من خيلى بايد بچگانه فكر كنيم كه غيرت بيجا رو اسمش رو بذاريم دوست داشتن. بله مسلماً چه زن و چه مرد وقتى طرف مقابلشون رو دوست دارن يه حساسيت هاى كوچيكى پيش مياد ولى نه غيرت بيجا كه هم مرد اذيت بشه و هم زن. اتفاقاً من به عنوان يه دختر پسرهاى زيادى رو ديدم و هم در موردشون شنيدم كه خيلى غيرتى هستن. هنوز هم زيادن آقايونى كه به لاك زدن، آرايش، و لباس پوشيدن طرف مقابلشون گير ميدن. در صورتى كه اين مسائل شخصيه. در ضمن يه آقا بايد خيلى هم افتخار كنه كه با يه خانم زيبا و آراسته ميره بيرون ، چون در هر صورت اون خانم زيبا اون آقايى كه دستش در دستشه رو براى زندگيش انتخاب كرده و اين مهمه نه چيز ديگه. مثل اين ميمونه بگيم آنجلينا چون زيباست و توو فيلم هاى هاليوودى بازى ميكنه پس برد پيت بى غيرته، در صورتى كه اصلاً اينجورى نيست مهم اينه كه همه ى عشق و علاقه ى آنجلينا معطوف به برد و بچه هاشه

  9. با وجود اینکه به نظرتون احترام میذارم ولی کاملا مخالفم ..کی گفته یه مسئله شخصیه حجاب یک خانم؟وقتی یک خانم ازدواج میکنه حتی واسه بیرون رفتن از خونه هم ..خدا وپیغمبر ودینمون حتی گفتن باید ازشوهرش اجازه بگیره نه اینکه بخواد هردفعه بیرون بره اجازه بگیره منظورم این نیست ..یعنی یک زن باید تحت هرشرایطی شوهرش رو درجریان کارهاش بذاره منظور اسلام احترام به شوهره یعنی یک مرد صاحب یک زن میشه درسته ..کی میگه این غلطه؟باید حواس یک مرد به تمام جزییات باشه ومراقب گل زندگیش باشه حتی حجابش..این فقط عشق رو میرسونه..آراستگی با بدحجابی فرق داره تو درعین اینکه میتونی زیبا خوش بو وآراسته باشی میتونی حجابت رو رعایت کنی ..هیچ چیز بهتر از غیرت یک مرد مخصوصا نسبت به حجاب خانمش نیست..این یک عشق واقعیه یعنی دوست دارم تمام زیباییات واسه من باشه واسه من خودتو خوشگل کنی نه مردهای بیرون..یک زن مال شوهرشه بعد ازدواج وباید به حرفش گوش بده یک مرد صاحب اختیار خانمشه منظور من تعصب بیجانیست نه..یعنی بذاره سرکار بره بذاره حتی بادوستاش بیرون بره اعتماد داشته باشه ولی نسبت به حجاب ورفتارش باید غیرت داشته باشه این وظیفه یک مرده .که متاسفانه تو جامعه کنونی انقد این غیرتها ضعیف شده که زنهای متاهل با هر حجابی میرن سرکار با همکارهای مردشون اس ام اس بازی میکنن خیلی راحتن مرها هم که بدتر..ریشه تمام این مسائل هم به بدحجابی خانمها برمیگرده چون تو وقتی بدحجابی و با پوشش خیلی راحتی بیرون رفتی یک مرد اولین چیزی که تو ذهنش میره اینه که این به من پا میده یک محجبرو ناخودآگاه یک احترامی بهش میذاره میگه نود درصد اهل دوستی واین برنامه ها نیست ولی تو بدحجاب باشی متاهل هم باشی میگن نود درصد شانسمون رو امتحان کنیم شاید اهلش باشه..واین برمیگرده به اون شوهر بی غیرت که تو دستی دستی زنت رو به این راه کشوندی تو بودی که گذاشتی با هر تیپی بیاد بیرون ما متاسفانه خانمهایی رو میبینیم که وقتی ازدواج میکنن اتفاقا حجابشون خیلی بدترمیشه از دوران تجردشون..کو غیرت تو این دوره زمونه؟همه زنشون رو میارن به بقیه پز بدن !!!

  10. * نیکا جان راجع به مقوله غیرت گفته هاتون رو قبول دارم و دقیقآ به مطلب خوبی اشاره کردین اینا مسائل شخصیه هر دو طرفه . آقا یا خانوم هردوشون از یه حقوق مساوی برخودارن نه کم و نه بیش .. این مقوله غیرت از نوع حساس بودن تو مسائل شخصی یه خانوم هم واقعآ یه چیز بیخودی شده توو جامعه … من نمیدونم این همه وسواس فکری رو خانوما برا چیه …

    * نسیم خانوم توو جامعه 80 میلیون نفری ایران همه نوع طیفی زندگی میکنن همه هم محترمن .. متقبلآ من و نیکا خانوم و تعداد زیاد دیگه اینجور فکر میکنیم راجع به این مسئله و خیلی های دیگه هم طور دیگه فکر میکنن .. برداشت ها همیشه متفاوته … اما به نظر من خوبه یه زوج جوان اول همدیگه رو کامل بشناسن و با عقاید و افکار یکدیگه آشنا باشن تابعد به مشکل بر نخورن ..

  11. يك مرد آزاديه عمل داره در انتخاب همسر، ميتونه يك خانمى رو انتخاب كنه كه كاملاً با معياراش همخوانى داشته باشه كه ديگه نيازى هم به امر و نهى نباشه. وقتى يك خانم خودش حجابش كامل باشه (حجاب از نظر شما) ديگه چه نيازى به غيرتى شدن مرد وجود داره؟؟؟ چون آقا با چشم باز كسى كه ميخواسته رو انتخاب كرده، و خريده و صاحبش شده. فقط چجورى ميشه كه يك مردى كه بايد براى بيرون رفتن هم ازش اجازه گرفت اين آقا اجازه ى كار كردن در اجتماع رو به زنش ميده؟؟؟ اصلاً امكان پذير نيست كه اجازه كار بده، چون هستن آدمايى كه با حجاب ترين خانم ها رو هم به ديد بد نگاه ميكنن، انقدر آدم مريض و بى اخلاق وجود داره كه همه خانم ها رو به يه چشم ميبينن و اين اصلاً به پوشش ربط نداره. اين حجاب زياد گاهى باعث ميشه مردهايى كه به زنشون ميگن حجاب رعايت كنه خودشون عاشق خانم هاى بى حجاب خارج از خونه ميشن، در عربستان كم نيستن مردهاى ٤زنه اى كه همه ى زن هاشون روبنده ميزنن…

  12. بخدا قصدم کش دادن بحث نیست ونظر شما دونفر هم محترمه ولی صدوهشتاد درجه با نظر من تفاوت داره وهرکسی یک نظری داره دیگه..اجازه واسه خروج ازمنزل گفتم که نه اینکه هردفعه بخواد بیرون بره اجازه بگیره منظورم احترامیه که اسلام به حقوق یک مرد گذاشته درمقابل زنش..بعدشم مگه من ازخودم حرف درمیارم حرف دینمونه حرف پیغمبرو خدامونه..زنی به رسول اکرم پیغامی داد که همسرم درسفره بهم گفته تا ازسفر برنگشتم از خونه خارج نشو ..والان خبر رسیده که پدرم سخت مریضه میتونم به عیادتش برم؟پیامبر میگه چون شوهرت بهت این اجازرو نداده پس برای تو بهتر است درخانه باشی..چند روز بعد زن پیغام فرستاد نزد رسول اکرم که یا رسول الله پدرم فوت شد ومن حتی روزهای آخر کنارش نبودم؟پیامبر میگه هیچ میدونی عوضش بخاطر این اطاعتی که ازشوهرت کردی خدا تمام گناهان پدرت رو آمرزید؟؟؟؟؟بله ما ممکنه این دستورات اولش بنظرمون کمی خودخواهانه بیاد و وسیله ای برای محدود کردن زن ولی اگه بدونیم عوضش چه ثواب واجری میبره یک زن تو اطاعت وخدمت به شوهرش..بعدشم الان کدوم مردیه که به زنش اجازه خروج از منزل نده؟وگرنه بیمار باشه ..الان همه زنها خرید میرن تفریح میرن حتی با سختگیرترین مردها..درمورد آقایونی هم که زن محجبه دارن ولی عاشق یه بی حجاب میشن این عشق نیست ویک هوسه بله عاشق رنگ ولعاب اون خانم شده وشاید حتما یک کمبودی واسش گذاشته خانمش ولی معمولا یک مرد احترامی که به زن اولش میذاره به هیچکس نمیذاره این خانمها زنگ تفریحن واسه یه مدت کوتاه تو زندگی مرد ولی عشق اول وآخر یک مرد زن اولشه مخصوصا اگه ازش بچه داشته باشه..منظور من این نبود که زن بی حجاب انتخاب کنه که بعد هی به حجابش گیر بده ..یعنی نذاره خانمش هر لباسی رو بپوشه مانتوی کوتاه آرایش غلیظ..مخصوصا خانمهایی که بعد ازدواج تیپشون زننده تر میشه..کسی هم که به یه خانم با حجاب هم دید بد داره صحبت راجب اونا نیست اونا بیمارن من راجب مردهای نرمال حرف میزنم..ولی کارهم تو جامعه فعلی حتی بهتره واسه خود زن هم که شوهرش اجازه نده چون واقعا محیطهای کاری هم اکثرشون ناسالم شده….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *