مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ

عاقبت همخوابی و مصرف مواد مخدر پسر جوان با دختر تنها در خانه

محمد پسر جوان و سالمی بود که با دختری هرزه آشنا شد و زندگی اش تباه شد. او با این دختر رابطه جنسی داشت و مدام با هم شیشه مصرف می کردند.

عاقبت همخوابی محمد با دختر تنها در خانه

محمد پسر جوان و ساده دلی که تعمیرکار ماشین لباسشویی بود در دام یکی از دختران مشتری گیر افتاد و همخوابی و مصرف مواد کاری بود که مدام با این دختر با هم انجام می دادند. از لحظه‌ای که محمد می‌آید برای مصاحبه و روی صندلی می‌نشیند، یک لحظه هم آرام و قرار ندارد. ته چهره استخوانی‌اش را که خوب نگاه کنی، خیلی کم شبیه یکی از فوتبالیست‌های مطرح دنیاست.

 

قد بلند، سبزه رو، لاغر اندام با موهای مشکی کوتاه و لبخندی که یک لحظه هم از لبانش دور نمی‌شود. نگاه‌های تیزی دارد و کم پلک می‌زند. می‌گوید ۳۰ ساله است، اما رفتار و وجناتش خیلی کمتر از اینها نشان می‌دهد. بسیار شیطان و بازیگوش به نظر می‌آید. بینی‌اش شکستگی دارد و جای کمرنگ چند زخم هم در گوشه و کنار صورتش جلوه می‌کند.

 

با این‌که روزهای سختی را پشت سر گذاشته، اما بازیگوشی و شیطنتش همچنان سرجایش است. وقتی از روز آشنایی با دختری که برای اولین بار او را با مواد مخدر آشنا کرد حرف می‌زند، رفتار محمد کودکانه می‌شود. صادقانه اعتراف می‌کند که از قصد و نیت آن دختر خبر نداشته است.

 

دختر سرنوشت‌ساز زندگی محمد هم متوجه این موضوع دراو شده بود که با نقشه‌ای حساب شده و پوشیدن لباسی نامناسب سراغ او رفت که به عنوان تعمیرکار لباسشویی به خانه‌اش رفته بود تا ماشینش را تعمیر کند.

 

آن موقع محمد پسر ۲۲ ساله‌ای بود که در آن سن به تنها چیزی که فکر نمی‌کرد، مواد مخدر بود. دخترک بدون ‌این‌که نگران عکس‌العمل محمد باشد، شیشه را جلوی او گذاشت و گفت بکش. محمد هم که از رفتار مشتری‌اش جا خورده بود، با چشم‌هایی بهت زده نگاهش می‌کرد.

 

دخترک که می‌دانست ته دل محمد چه می‌گذرد، پیشدستی کرد و گفت بکش نگران نباش اعتیادآور نیست. هیچ فرقی با قلیان ندارد. این را که گفت، محمد تسلیم شد و برای اولین بار شیشه کشید که ۱۳ سال تمام ادامه پیدا کرد. بعد از مصرف شیشه تا چند روز گیج و منگ بود.

 

«سه روز تمام در خانه همان دختر ماندم. هم شیشه کشیدم و هم رابطه داشتیم. در سه روزی که در خانه او بودم، اگر از شرکت تماس می‌گرفتند و سفارش کار می‌دادند، بهانه می‌آوردم و می‌گفتم یکی دیگر را به جای من بفرستید. بعد از سه روز رفتم خانه. هنوز در توهم بودم. کیف ابزارم را برداشتم و شروع کردم به تمیز کردن آنها. از ۹ شب تا ۷ صبح یک دم مشغول تمیز کردن بودم. اصلا متوجه کاری که می‌کردم، نبودم. مادرم شک کرد.

 

شب که پدرم به خانه آمد، موضوع را به او گفت. پدرم مرا به گوشه‌ای برد و پرسید: شیشه می‌کشی؟ گفتم بله. اول عصبانی شد، اما بعد نصیحتم کرد، اما تنها چیزی که نمی‌شنیدم، نصیحت‌های پدرم بود. صبح که آفتاب زد، رفتم سراغ همان دختر. زنگ زد و کاسب برایمان مواد آورد و بعد کشیدیم. در طول پنج روز، یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومانی را که در جیبم بود خرج کردم.»

 

محمد با این‌که سعی می‌کند آرام باشد، اما از تکان‌های مداوم پایش مشخص است که هیجان‌زده شده. وقتی به او می‌گوییم، چرا این‌قدر پایت را تکان می‌دهی، می‌گوید تیک عصبی است و با دست پایش را می‌گیرد تا تکان نخورد، اما چند دقیقه بعد خسته می‌شود و دوباره پایش را بشدت تکان می‌دهد و قصه‌اش را ادامه می‌دهد.

 

فقط به این دلیل سرکار می‌رفتم که پول دستم بیاید بتوانم خرج موادم کنم. گاهی به قدری توهم می‌زدم که وقتی می‌رفتم خانه مشتری تا لباسشویی‌اش را درست کنم، از صبح تا شب همه چیز را به مشتری توضیح می‌دادم. کل لباسشویی را پایین می‌آوردم و دوباره جمع می‌کردم.

 

مشتری پول که می‌داد، یکراست می‌رفتم سراغ همان دختر و با هم مواد می‌کشیدیم. در مدتی که مشغول کشیدن شیشه بودم، پدرم که جان به لب شده بود، تصمیم گرفت ترکم دهد. یک شب که خواب بودم، یکدفعه چهار تا قلچماق ریختند روی سرم. پدرم گفته بود گول زبان محمد را نخورید و چشم از او برندارید، وگرنه فرار می‌کند.

 

چهارنفری بلندم کردند و انداختند صندوق عقب ماشین و رفتیم کمپ خاتون‌آباد. کمپ جای خوبی برای درمان شدن نیست. می‌گفتند در یکی از کمپ‌ها پدر و پسری بودند که اعتیاد داشتند و تصمیم گرفته بودند با هم درمان شوند، اما پسر به خاطر سوء‌تغذیه فوت کرد و پدر برای این‌که جیره غذایی او را هم بگیرد، مرگ پسرش را از همه پنهان می‌کند. شرایط آنجا خیلی وحشتناک است. خلاصه بعد از شش ماه از کمپ بیرون آمدم و یکراست رفتم سراغ مواد. باز هم شیشه.

 

محمد به اینجای قصه‌اش که می‌رسد، با تعجب می‌گوید: «خط تلفن‌هایم را دائم عوض می‌کردم، اما نمی‌دانم آن دختر چطور پیدایم می‌کرد. دوباره در خانه‌اش بساط پهن می‌کردیم و شیشه می‌کشیدیم. هفت سال از مصرفم می‌گذشت که کم‌کم تاثیرش را روی ظاهرم نشان داد و همه فهمیدند اعتیاد دارم.

 

هم مصرف‌کننده بودم، هم مواد می‌فروختم. روزی یک میلیون تومان شیرین کاسب بودم. پاتوقم جایی بود که خفت‌گیرها زیاد رفت و آمد می‌کردند و برای این‌که بتوانم از خودم دفاع کنم، همیشه گاز اشک‌آور و قمه همراه داشتم. یک‌بار نامردها آمارم را به ماموران دادند و آمدند سراغم و قمه و گاز اشک‌آور را پیدا کردند. سر همین موضوع یک ماه آب خنک خوردم.»

 

محمد با دست به سرش اشاره می‌کند و می‌گوید یک بار چهار تا خفت‌گیر ریختند توی پاتوق. بدجور شلوغ شد. رفتم ببینم چه شده که یکدفعه یک ضربه قمه خورد به سرم. خفت‌گیرها آمده بودند از کاسب‌ها حق و حسابشان را بگیرند. وسط آن ماجرا چند نفر آمدند که اسلحه داشتند. لوله را گرفتند سمت آنها. خفت‌گیرها از بس وحشت کرده بودند

 

که از ترس فرار کردند و موتورشان را هم جا گذاشتند. شیطنت چشم‌های محمد وقتی این قضیه را تعریف می‌کند، حسابی دیدنی است. وقتی می‌گوید خفت‌گیرها موتورشان را جا گذاشتند و رفتند، از ته دل کیف می‌کند و می‌خندد.

11 فوریه 2017

  • مجردها - با یک کلیک همسر آینده خود را انتخاب کنید
  • چجوري تا عيد 12 کيلو کم کنم؟؟
  • چجوري بدون عمل جراحي بيني خود را کوچک و خوش فرم کنيم
  • بیش از 650 انتخاب برای هدیه روز مادر
  • چجوري ميتونم بدون تزريق ژل و بوتاکس صورتم رو چاق کنم
  • عکس های دختران سوپر نینجای ایرانی! (فیلم)
  • سریال اکیا خلاصه داستان قسمت آخر اکیا و داستان تمام قسمت های سریال اکیا
  • عکس های دختر 17 ساله زیباترین سوپر مدل جهان
  • داستان تلخ تجاوز جنسی به دختر 13 ساله توسط شوهر خواهر!
  • عکس های زیباترین زنان دنیا در سواحل دبی
  • تجاوز جنسی به دختر جوان در ماشین در حال حرکت! +عکس
  • داغ ترین عکس های بازیگران ایرانی و همسرانشان
  • فال روزانه فال امروز جمعه 4 فروردین 1396
  • مصدومیت وحشتناک بازیکن فوتبال + تصاویر وحشتناک 18+
  • برای تقویت مغز و حافظه این 8 ماده غذایی را استفاده کنید
  • چگونه از افتادگی پوست جلوگیری کنیم؟
  • فضیلت و خواص سوره معارج
  • نخوردن آب باعث چه تعییرات بدی در بدن می شود؟
  • معرفی دختران جذاب پوتین رئیس جمهور روسیه و عکس های 2 دختر پوتین
  • دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند بنام اگه بارون بباره
  • تازه داماد سر قبر عروس رفت و متوجه شد که او زنده است!
  • زیباترین عکس های عاشقانه خفن زن و شوهر
  • دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی بنام یواشکی
  • زیباترین مدل های کفش برند lacosete
  • طرز تهیه کویسادیلای سبزیجات و پنیر
  • خوابیدن با آرایش چه بلایی بر سر پوست می آورد؟
  • بالا بردن سوخت و ساز و متابولسیم بدن با این روش ها
  • آموزش ساخت گوشواره چرمی زیبا
  • انواع مدل های طلا جواهرات برند Zen Pırlanta
  • طرز تهیه پودینگ توت فرنگی
  • برای رونق کسب و کار این آیه ها را بخوانید
  • قبل از دویدن هرگز این کارها را انجام ندهید
  • داغترین ها

  • دختری که صورتش 40 ضربه چاقو خورد+عکس
  • تست : میزان علاقه شما به رابطه جنسی
  • آیا افزایش سن باعث ضعیف شدن حافظه و کندی مغز می شود؟
  • عکس نیوشا ضیغمی و همسرش در سالگرد ازدواجشان
  • کتابهایی که با پوست انسان جلد شده اند! +تصاویر
  • عکس های دختر 80 سانتی که با مرد 2 متری ازدواج کرد!
  • تعبیر خواب پرده
  • عکس های بازیگر نقش ناچو در سریال ماه
  • با Google Earth Plus v6.0.3.2197 کره زمین را کاوش کنید
  • تکست گرافی عاشقانه و غمگین 94
  • معرفی تقویت کننده های طبیعی میل جنسی برای رابطه جنسی بهتر
  • نحوه ساخته شدن حرم امام حسین (ع)
  • آلبوم جدید ادل اواخرامسال منتشر می شود
  • عکس های جدید مهتاب کرامتی
  • عکس خوشگذرانی بازیکن پرسپولیس و همسرش
  • عوارض برداشتن تخمدان و دلیل برداشتن تخمدان
  • ستاره مشهور لبنانی در دبی کشته شد+عکس
  • زندگینامه روناک یونسی +تصاویر
  • مدل لباس مجلسی مخصوص خانم های چاق
  • جنیفر گارنر و بن افلک پس از 10 سال زندگی از هم جدا شدند
  • یکی‌ از فانتزیام اینه که…(آذر92)
  • بیوگرافی سیامک انصاری +تصاویر
  • دختری 13 ساله هستم که عاشق پسر 24 ساله شده ام مادرش مخالف است
  • مدل کفش مردانه ایتالیایی 2014
  • کفش پاشنه بلند باعث دردسر خانم شد! +عکس
  • بستن تبلیغ