گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
صفحه اصلی / مطالب خواندنی و اخبار / اخبار حوادث / قتل مظلومانه دو خواهر به علت فقر

قتل مظلومانه دو خواهر به علت فقر

جام جم آنلاين: نزديك به 40 سال قبل در روزهاي اول بازپرسي‌ام خبر رسيد جسد دو دختر جوان در بيابان‌هاي اطراف شهريار پيدا شده ‌است. در آن زمان شهريار هنوز شهرستاني پيشرفته نبود و مردم كمي در آنجا زندگي مي‌كردند. بنابراين جاي مناسبي براي قتل و پنهانكاري كارهاي خلاف بود.
دادگاه

اجساد را به پزشكي قانوني منتقل كردند و تحقيقات را آغاز كردم. ظاهر دختران نشان مي‌داد خيلي جوان هستند و آثار درگيري هم روي بدن آنها وجود نداشت. جاي ضربه چاقو يا شليك گلوله هم وجود نداشت بنابراين احتمالا آنها با سم كشته ‌شده ‌بودند.

چند روز بعد نتايج سم‌شناسي اعلام شد و پزشكي قانوني اعلام كرد دو خواهر با خوردن سمي بسيار قوي كه براي كشتن حيوانات از آن استفاده مي‌شود، جان باخته‌اند.

آنچه مسلم بود اين دو خواهر بدون اين‌كه بدانند چه مي‌خورند، اين سم را خورده‌ بودند. محتويات معده آنها نشان مي‌داد همراه غذا آن را خورده‌اند بنابراين آنها در يك مكان بودند.

هيچ‌كس گم شدن اين دختران را به پليس گزارش نكرده بود و كسي هم براي شناسايي اجساد مراجعه نكرده‌ بود بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه خانواده اين دو خواهر هم به دنبال آنها نيستند. تا اين‌كه بعد از سه ماه مردي به پليس مراجعه كرد و خودش را قاتل دو خواهر معرفي كرد. ماموران او را پيش من آوردند. اين مرد كه بشدت گريه مي‌كرد، گفت: من دخترانم را كشتم، حالا عذاب وجدان دارم و مي‌خواهم مجازات شوم. از آن مرد خواستم از ابتداي ماجرا برايم تعريف كند و بگويد چرا اين‌كار را كرده‌ است.

پيرمرد در حالي كه همه بدنش مي‌لرزيد، گفت: چند سال قبل صاحب مغازه‌اي بودم كه درآمدش زندگي‌ام را تامين مي‌كرد. اما بنابر دلايلي مغازه‌ام را از دست دادم و هر روز فقيرتر از روز قبل شدم. آنقدر فقير شدم كه طلبكارانم خانه‌ام را هم گرفتند و من آواره خيابان‌ها شدم. دو دخترم و همسرم هيچ اعتراضي به شرايط نمي‌كردند و هرچه فقيرتر مي‌شديم، آنها باز هم تحمل مي‌كردند.

همسرم در خانه‌هاي مردم كار مي‌كرد. در گوشه خيابان چادر زده ‌بوديم و زندگي مي‌كرديم. تا اين‌كه زمستان شد و همسرم براثر سرماخوردگي دچار بيماري ريوي شد و ديگر نتوانست كار كند. يكي از همسايه‌ها به ما گفت مي‌تواند در موتورخانه ساختمان جايي به ما بدهد تا زمستان را سپري كنيم. من هم قبول كردم. زنم بدحال بود و حتي پول تهيه نان‌مان را هم خرج داروهاي او مي‌كردم و خيلي شب‌ها گرسنه مي‌خوابيديم.

تا اين‌كه متوجه شدم پسر صاحبخانه عاشق دخترم شده‌ است. آنها مدتي با هم رابطه داشتند. يك روز ديدم دخترم گريه مي‌كند. پرسيدم چه شده چيزي نگفت. فرداي آن روز به‌طور اتفاقي حرف‌هاي دخترم با آن پسر را شنيدم. پسرك مي‌گفت پدرش با ازدواج آنها مخالفت كرده چون خانواده دختر فقير هستند و ممكن است دست به هر خلافي بزنند. پسرك هم بدون هيچ مقاومتي همه چيز را رها كرد و رفت. دخترم آنقدر از اين موضوع ناراحت بود كه چند كيلو وزن كم‌كرد. تا اين‌كه تصميم گرفتم كار را يكسره كنم. من نمي‌توانستم از آن فقر خودم را نجات دهم و مي‌دانستم براي دختر كوچك‌ترم هم چنين مساله‌اي پيش خواهد آمد. آن شب بعد از سه شب غذا درست كردم و در آن سم ريختم. دخترانم غذاي مسموم را خوردند و حالشان بد شد. آنها را به بهانه بردن به دكتر از خانه بيرون بردم و در حالي كه بد حال بودند، درون چاهي انداختم.

بعد كه به خانه آمدم به همسرم گفتم آنها گم‌شده‌اند و احتمالا فرار كرده‌اند. يك ماه بعد زنم از غم دوري دخترانم دق كرد و مرد و من كاملا تنها شدم. از سمي كه به دخترانم داده بودم، خودم هم خوردم اما مرا به بيمارستان رساندند و نجاتم دادند. اين مرد به اتهام قتل زنداني شد. وضع روحي بسيار بدي داشت.

دستور دادم در زندان از او مراقبت كنند اما سه روز بعد خبر رسيد او در حمام زندان، خود را حلق‌آويز كرده و جان داده ‌است. اين پرونده يكي از تلخ‌ترين خاطرات دوران كاري‌ام بود. فقر بسيار بي‌رحم است و مي‌تواند كاري كند كه پدر، قاتل دخترانش شود.

 در اين پرونده هم فقر آنچنان زندگي اين خانواده خوشبخت را تحت تاثير قرار داده‌ بود كه نه تنها خوشبختي بلكه جان آنها را هم گرفت.(جام جم – ضميمه تپش)

منصور ياورزاده ـ قاضي بازنشسته

loading...

2 دیدگاه ها

  1. واقعأ خيلى سخته که بخاطرفقرمجبورشده اين پدر دست به همچيي کارى بزنه خيلى دردآوره خيلى خيلى اميدوارم روح همشون شادباشه

  2. فقر چه ها که نمی کند خداوند به همه کمک کند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *