مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ

ماجرای ازدواج موقت و صیغه دختر جوان که باعث قتل مادرش شد!

در این مطلب در مورد دختری جوان می خوانید که با وجود مخالفت مادرش به صیغه پسری جوان در آمد و همین ازدواج موقت باعث قتل مادرش شد.

دردسر ازدواج موقت صیغه شدن پنهانی یک دختر جوان

دختر جوانی که با دادن قرص مادرش را کشته بود پای میز محاکمه نشست. صدای کشیده شدن زنجیر آهنی روی زمین تمرکزم را بر هم زد. آهنگ ناموزونی که از پابند یک زندانی نواخته می شد و از ورود قریب الوقوع یک متهم جنایتکار به شعبه ویژه قتل حکایت داشت، ذهنم را برآشفت. در ناخودآگاهم منتظر دیدن مردی قوی هیکل و خشن بودم که چند جای بریدگی نیز بر سر و صورتش وجود دارد. نمی دانستم ماجرای پرونده اش چیست، اما هر چه باشد قتل است و فرقی هم نمی کند.

در همین افکار بودم که در باز شد و مامور آگاهی اجازه ورود خواست. بازپرس با سر اشاره کرد که وارد شوید. مامور خود را کنار کشید و نخست زن جوانی با چادر زندان وارد شعبه شد. پشت سرش پسری لاغر اندام و خوش قیافه با قدم های لرزان پا به اتاق گذاشت. هر چه سعی کردم با کندوکاو در چهره هر دو نفرشان علائمی از قساوت و خشونت و جنایت پیدا کنم به نتیجه ای نرسیدم.

چهره زن آرام اما رنگ پریده و بی رمق بود، ولی ترس، پشیمانی و دلهره از چشمان پسرک پیدا بود. پای چپش بی اختیار تکان می خورد و صدای زنجیر آهنی پابندش بی وقفه به گوش می رسید. قاضی پس از دقایقی که پرونده آنها را مطالعه کرد رو به من که مثل هر روز به دادسرا آمده بودم تا راوی داستانی باشم، گفت:پرونده عجیبی است.

ماجرای ازدواج موقت و صیغه دختر جوان که باعث قتل مادرش شد!

صیغه پنهانی دختر جوان با قتل مادرش خاتمه یافت

بعد رو به متهمان کرد و گفت:کدامتون او را به قتل رساند؟

دختر حتی سرش را هم بالا نیاورد. پسر که امیر نام داشت با لحنی بغض آلود گفت:من فقط به داروخانه رفتم و قرص ها را خریدم، نمی دانم سیما چه موقع قرص ها را به مادرش داد.

وقتی اسم مادر آمد بی اختیار تنم لرزید.باورم نمی شد که دخترک مادرش را کشته باشد. چرا ؟ به چه خاطر؟

قاضی رو به سیما کرد و گفت:خانم تعریف کن چه اتفاقی افتاده است؟

وی بدون آن که سرش را بالا بیاورد با صدایی نامفهوم گفت:دیشب همه چیز را گفتم، نمی خواهم تکرار کنم.

قاضی که از شنیدن این جمله عصبی شده بود، گفت:میهمانی نیامده ای. صدبار هم که تعریف کرده باشی اینجا باید همه ماجرا را کامل با ذکر تمام جزئیات بیان کنی. بنابراین برای من ادا درنیار. با صدای بلند شروع کن همه اتفاقات را توضیح بده.

سیما با اکراه و اجبار لب به اعتراف گشود:مادرم 10 سال فلج بود و من از او نگهداری می کردم. برادرم خارج از کشور است. نمی تواند بیاید، یعنی مشکل قانونی دارد. رفتن و عذاب نبودن و دوری اش مادرم را فلج کرد. خیلی لطف می کرد هر چند وقت یک بار پول ناچیزی می فرستاد که خرج دوا و درمان مادرم می شد. خودم هم که نمی توانستم کار کنم، چون پرستاری از مادرم تمام وقتم را گرفته بود.

دو سال قبل با امیر آشنا شدم. یک روز که مادرم را به دکتر برده بودم موقع برگشت سوار خودروی امیر شدم. بین راه مادرم طبق معمول شروع به درد دل کرد. وقتی مادرم از مهربانی و توجه من به خودش تعریف و دعایم می کرد متوجه نگاه های دزدکی امیر از آیینه شدم. موقع پیاده شدن او از من خواست شماره اش را داشته باشم تا هر وقت نیاز به خودرو داشتیم او را خبر کنیم. من هم قبول کردم. بعد از چندبار که مادرم را به دکتر و بیمارستان بردیم کم کم ارتباطم با امیر بیشتر شد و بالاخره بعد از یک سال از منخواستگاری کرد. البته من چهار سال از امیر بزرگتر بودم. از طرفی من شرایط ازدواج نداشتم اما او مدام اصرار می کرد. خانواده امیر شهرستان بودند و خودش اینجا تنها زندگی می کرد. وقتی موضوع خواستگاری امیر را به مادرم گفتم او بشدت مخالفت کرد.

مادرم تا آن روز همه خواستگارانم را به بهانه های مختلف رد کرده بود، دلیلش هم این بود که می ترسید من بعد از ازدواج او را رها کنم. البته حق هم داشت. چرا که هیچ کس حاضر نمی شد مادرم را قبول کند. اما امیر گفت حاضر است برای راحتی من و مادرم در خانه ما زندگی کند. اما این بار نیز مادرم مخالفت کرد.

می گفت امیر بی کس و کار است و چون پول و خانه و زندگی ندارد می خواهد با تو ازدواج کند و بعد از این که پول و خانه ات را بالا کشید طلاقت می دهد.

حرف های مادرم اوایل مرا هم به شک انداخت و کم کم با او سرد شدم، اما امیر می گفت دوستم دارد و می خواهد با من زندگی کند. آن قدر اصرار کرد تا بالاخره راضی شدم، اما مادرم همچنان مخالفت می کرد. به همین خاطر تصمیم گرفتم به پیشنهاد امیر عمل کرده و به ازدواج موقت او درآیم.

یک سال از ازدواج پنهانی و موقت ما گذشته بود که فهمیدم باردار شده ام. نمی دانستم باید چه کار کنم. می ترسیدم مادرم بفهمد و نفرینم کند. بالاخره بعد از دو ماه به خاطر تغییر حالت و ویارهای شدید بارداری مجبور شدم به دکتر بروم. از بخت بدم روزی که به دکتر رفتم دوست مادرم آنجا بود و از طریق منشی دکتر که دخترخاله اش بود ماجرای بارداری مرا فهمید. دیگر رسوای خاص و عام شده بودم. وقتی مادرم از ماجرا با خبر شد زندگی ام را سیاه کرد. نفرینم کرد و گفت که آبروی چندساله اش را برده ام. صیغه نامه ام را نشانش دادم و گفتم من همسر شرعی امیر هستم، اما توجهی نمی کرد. دلم خیلی شکست، من بهترین سال های زندگی و جوانی ام را برای نگهداری از مادرم صرف کردم اما او آبروی مرا براحتی آب خوردن بر باد داد.

کینه عجیبی از او به دل گرفتم. هر کاری می کردم دلم با مادر صاف نمی شد. تا این که وسوسه شدم و فکر انتقام سراغم آمد. موضوع را با امیر در میان گذاشتم. با این که او نیز دل خوشی از مادرم نداشت اما بشدت مخالفت کرد. اما من به بچه ای که در شکم داشتم فکر می کردم و این که اگر نتوانم با امیر عقد دائم شوم تکلیف این بچه چه خواهد شد. بالاخره تصمیم خودم را عملی کردم و از امیر خواستم برایم چند بسته قرص خواب آور بخرد.

قرص ها را در آبمیوه مادرم ریختم و او را کشتم. وقتی مطمئن شدم مرده است به اورژانس زنگ زدم و کمک خواستم. اما چند روز بعد نتیجه آزمایش های پزشکی قانونی رازم را فاش کرد. البته مطمئن بودم که گرفتار می شوم و خون مادرم دامنم را می گیرد. فقط خدا می داند چقدر پشیمانم. الان که به آن روزها فکر می کنم می بینم چقدر وسوسه انتقام شیطانی چشمانم را کور کرده بود. فقط می خواهم امیر را آزاد کنید او بی گناه است.

سیما که حالا دیگر با صدای بلند گریه می کرد، گفت:دلم برای بچه ام می سوزد. خدا از سر تقصیراتم بگذرد…

نمی دانستم می خواهد مادرش را بکشد

وقتی نوبت به دفاع امیر رسید، پسر جوان در حالی که نگاهش به زمین دوخته بود، گفت:من عاشق سیما بودم و در این یک سال تمام تلاشم را کردم تا او خوشبخت باشد. نمی دانم چرا مادرش با ازدواج ما مخالف بود. من شاید بی کس و کار بودم اما به دنبال پول سیما نبودم و مادرش اشتباه می کرد. من از نقشه همسرم بی خبر بودم و هیچ نقشی در ماجرا نداشتم. حالا هم اگر آزاد شوم تمام تلاشم را می کنم تا رضایت اولیای دم را بگیرم و بتوانم با خیال راحت با سیما و فرزندم زندگی کنم. سیما زن مهربانی است و هنوز باورم نمی شود مادرش را کشته است.

ماجرای ازدواج موقت و صیغه دختر جوان و کشته شدن مادرش

  • مجردها - با یک کلیک همسر آینده خود را انتخاب کنید
  • چجوري تا عيد 12 کيلو کم کنم؟؟
  • چجوري بدون عمل جراحي بيني خود را کوچک و خوش فرم کنيم
  • بیش از 650 انتخاب برای هدیه روز مادر
  • چجوري ميتونم بدون تزريق ژل و بوتاکس صورتم رو چاق کنم
  • عکس های دختران سوپر نینجای ایرانی! (فیلم)
  • سریال اکیا خلاصه داستان قسمت آخر اکیا و داستان تمام قسمت های سریال اکیا
  • عکس های دختر 17 ساله زیباترین سوپر مدل جهان
  • داستان تلخ تجاوز جنسی به دختر 13 ساله توسط شوهر خواهر!
  • عکس های زیباترین زنان دنیا در سواحل دبی
  • تجاوز جنسی به دختر جوان در ماشین در حال حرکت! +عکس
  • داغ ترین عکس های بازیگران ایرانی و همسرانشان
  • خوابیدن با آرایش چه بلایی بر سر پوست می آورد؟
  • بالا بردن سوخت و ساز و متابولسیم بدن با این روش ها
  • فال روزانه فال امروز جمعه 4 فروردین 1396
  • آموزش ساخت گوشواره چرمی زیبا
  • انواع مدل های طلا جواهرات برند Zen Pırlanta
  • طرز تهیه پودینگ توت فرنگی
  • برای رونق کسب و کار این آیه ها را بخوانید
  • قبل از دویدن هرگز این کارها را انجام ندهید
  • عکس نوشته های عاشقانه پسران و دختران متولد فروردین
  • شخصیت زن متولد ماه فروردین
  • شخصیت مردان متولد فروردین ماه
  • افراد معروف که در ماه فروردین متولد شدند
  • عکس های کیت میدلتون با مدل لباس و تیپ جذاب در فرانسه
  • یک مرد وفادار چگونه است و چه نشانه هایی دارد؟
  • روش کم کردن استرس در روز خواستگاری
  • طرز تهیه خوراک ماهی سالمون با عدس
  • زن جوان جسد پسرش را به مدت 11 سال در خانه نگهداری کرد! + عکس
  • ست لباس و مدل مانتو بهاری برند آرتمیس Artmis
  • عکس های زیباترین و رویایی ترین روستاهای جهان
  • شیک ترین مدل های آرایش صورت ویژه عید نوروز
  • داغترین ها

  • مدل آرایش و گریم عروس سال ۹۲
  • پلیس در مورد بازی “کلش اف کلنز” هشدار داد
  • آهنگ بوی عید از گروه سون
  • تعبیر خواب پير
  • تفاوت نگاه آقایان و خانمها به رابطه جنسی
  • کریم انصاری فرد آقای گل شد
  • آیا پاستیل و ژله باعث بلندتر شدن قد می شود؟
  • عکس های رضا صادقی و همسرش در جشن تولد دخترشان
  • دانلود آهنگ بی منت امید علومی
  • عکسهای جدید از خرم سلطان سریال حریم سلطان
  • عمل جراحی زیبایی سینه ویکتوریا بکهام +عکس
  • مشکل زیاد شدن ارگاسم زنان در طول رابطه جنسی
  • آموزش رنگ کردن ابرو در حد ارایشگر حرفه ای
  • نتیجه بازی بوسنی و نیجریه در جام جهانی 2014 و حذف بوسنی
  • سالاد سیب زمینی قالبی مخصوص کریسمس
  • تهیه بیسکویت کاج برای کریسمس
  • زایمان زنی در دادگاه به کمک قاضی
  • سریال حریم سلطان
  • کارت پستال تبریک نوروز 96
  • عکس های جدید سولماز حصاری
  • فیس بوک، نرم افزار واتس اپ را با یک رقم نجومی خرید
  • شارلیژ ترون بازیگر محبوب در سریال شکارچی ذهن
  • نحوه ست کردن کت و شلوار مشکی با لباس های به رنگ متفاوت
  • با خوردن این گیاه لاغر و خوش اندام شوید
  • آیا اینترنت به کره شمالی راه می‌یابد؟
  • بستن تبلیغ