صفحه اصلی / مطالب خواندنی و اخبار / اخبار حوادث / پسر متجاوز محکوم به اعدام به شرط ازدواج با دختر بخشیده شد!

پسر متجاوز محکوم به اعدام به شرط ازدواج با دختر بخشیده شد!

پسر متجاوز محکوم به اعدام به شرط ازدواج با دختر بخشیده شد!

پسر 22 ساله دختر 16 ساله همسایه را با فریب به داخل خانه کشاند و وسوسه باعث شد که با زور با دختر رابطه جنسی برقرار کند و یا به او تجاوز کند. همین رابطه جنسی کافی بود که او محکوم به اعدام شود. اما مادر دختر برای پسر شرط عجیبی گذاشته است تا از چوبه دار رهایی پیدا کند.

شرط عجیب مادر برای پسری که به دختر تجاوز کرده بود

 

به گزارش تاپ ناز  دانشجوي بيست و دوساله‌اي که به‌جرم تعرض به يک دختر 16 ساله به اعدام محکوم شده بود در حالي که يک سال شب و روز با کابوس مرگ بر فراز چوبه دار روبه‌رو بود وقتي از زندان به دادگاه تجديد نظر احضار شد نمي‌دانست چه سرنوشتي در انتظارش است، اما وقتي منشي دادگاه متن درخواست مادر دختر جوان را خواند شوک‌زده در جاي خود ميخکوب شد. اين مادر در نامه‌اي به قضات دادگاه نوشته بود: «اگر اين جوان محکوم به مرگ با دخترم «مرجان» ازدواج کند و خانه‌اي 500 ميليون توماني به‌عنوان مهريه به‌نامش کند و تعهد بدهد با دخترم خوش‌رفتاري کند حاضرم از اعدامش بگذرم و او را به‌عنوان دامادم بپذيرم.

وحيد در حالي که نمي‌دانست از خوشحالي بگريد يا بخندد با اطلاع از اين ماجرا چند دقيقه‌اي سکوت کرد. انگار نمي‌توانست باور کند. راه نجاتي براي رهايي از مرگ برايش مهيا شده و به دامادي خانواده‌اي پذيرفته مي‌شود که تا ديروز خواستار اعدامش بودند.

 

به‌چه جرمي دستگير شده‌اي؟

 

تعرض به دختري‌که دوستش داشتم….

 

چطوري با آن دختر آشنا شدي؟

 

مرجان دختر همسايه‌مان بود. نمي‌دانم يک وسوسه شيطاني بود اشتباه بود يا راه احمقانه‌اي براي ازدواج با او. اما اعدام نصيبم شد و حالا مي‌بينم کابوس يک ساله‌ام به پايان رسيده.

 

چگونه با او آشنا شدي؟

 

يک روز عصر مرجان به در خانه ما آمد تا با مادرم صحبت کند او را به خانه دعوت کردم در حالي که مادرم در خانه نبود و من اسير دام شيطان شدم.

 

علاقه‌ات به او در چه حدي بود؟ چرا به‌خواستگاري‌اش نرفتي؟

 

او تنها 16 سال داشت و فکر مي‌کردم اگر به‌خواستگاري‌اش بروم مادرش با درخواستم مخالفت کند اما اشتباه مي‌کردم.

 

آيا مرجان هم مي‌دانست که تو او را دوست داري؟

 

نمي‌دانم چون ارتباط زيادي با هم نداشتيم.

 

در اين مدت زندان را چطور گذراندي؟

 

مشغول آموزش بودم دائم در حال توبه، من گناه کبيره‌اي انجام داده بودم و هر روز عذاب وجدان داشتم.

 

زمان دستگيري مشغول به چه کاري بودي؟

 

درس مي‌خواندم، دانشجوي ترم سوم بودم.

 

با پدر و مادرت زندگي مي‌کني؟

 

پدرم سال‌ها پيش فوت شده و مادرم هزينه تحصيلم را مي‌داد.

 

با توجه به اينکه مادر مرجان چنين پيشنهادي به تو داده، چه نظري داري؟آيا با مرجان ازدواج مي‌کني؟

 

بله با همه احساسم ازدواج مي‌کنم و اميدوارم خوشبختش کنم.

 

آيا ازدواجت فقط به‌خاطر رهايي از اعدام‌است يا…؟

 

نه من واقعاً مرجان را دوست دارم.

 

تعهدت براي تأمين خوشبختي‌اش چيست؟

 

قول مي‌دهم تمام نيازهايش را فراهم کنم و هميشه تکيه‌گاهش باشم.

 

توصيه‌اي به ساير جوان‌ها که شرايط مشابه تو را دارند چيست؟

 

اگر واقعاً کسي را براي ازدواج دوست دارند حتماً از طريق راه و رسمش اقدام کنند. وقتي براي ورود به خانه‌اي در هست نبايد از ديوار وارد شد.

 

گفتني است وحيد پس‌از پذيرفتن شرايط مادر دختر قرار است پس‌از گذراندن دوران محکوميتش از جنبه عمومي جرم- که مدت 3 سال تعيين شده و دو سال ديگر به پايان مي‌رسد- به آغوش خانواده‌اش برگردد. اما پيش از هر اقدامي قرار است هرچه زودتر با مرخصي چند روزه از زندان مراسم عقد‌کنان او و مرجان برگزار شود.

رهایی پسر متجاوز از اعدام با شرط ازدواج با دختر

loading...

نوشته مشابه

لو رفتن کار زشت پرستار با مشاهده دوربین مخفی!

دختر خانواده که به پرستار خانه مشکوک شده بود تصمیم گرت یک دوربین مخفی در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *