گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
صفحه اصلی / سبک زندگی / سخنانی زیبا از دکتر شریعتی برای موفقیت در زندگی

سخنانی زیبا از دکتر شریعتی برای موفقیت در زندگی

دکتر علی شریعتی

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد…
مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند,ولی آنان را ببخش .
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند,ولی مهربان باش
اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت,ولی موفق باش.
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند,ولی شریف و درستکار باش .
آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند,ولی سازنده باش .
اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند , ولی شادمان باش .
نیکی های درونت را فراموش می کنند.ولی نیکوکار باش .
بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.
و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان “تو و خداوند” است نه میان تو و مردم
دکتر علی شریعتی

loading...

91 دیدگاه ها

  1. اگر …

    اگر دروغ رنگ داشت؛
    هر روز شاید،
    ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
    و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.

    اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
    عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.

    اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛
    محال نبود وصال!
    و عاشقان که همیشه خواهانند،
    همیشه می توانستند تنها نباشند.

    اگر گناه وزن داشت؛
    هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
    خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
    و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.

    اگر غرور نبود؛
    چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،
    و ما کلام محبت را در میان نگاه‌های گهگاهمان،
    جستجو نمی کردیم.

    اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛
    با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،
    و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،
    حبس نمی کردیم.

    اگر خواب حقیقت داشت؛
    همیشه خواب بودیم.
    هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛
    ولی گنج ها شاید،
    بدون رنج بودند.

    اگر همه ثروت داشتند؛
    دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.
    و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛
    تا دیگران از سر جوانمردی،
    بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.
    اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،
    اگر همه ثروت داشتند.

    اگر مرگ نبود؛
    همه کافر بودند،
    و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.
    ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.

    اگر عشق نبود؛
    به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
    کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
    و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
    آری… بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم …

    اگر عشق نبود؛

    اگر کینه نبود؛
    قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.
    اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،
    من بی گمان،
    دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
    هرگز ندیدن مرا.

    آنگاه نمیدانم ،
    به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

    دکتر علی شریعتی

  2. چقدر روح محتاج فرصتهايي است كه در آن هيچ كس نباشد !!! دكتر شريعتى

  3. يافتن آب ، به ”عشق” است ، نه به سعي؛ اما پس از ”سعي” ! دكتر شريعتي

  4. یه دونه ای دکتر. ولی کاش امروز بودی. حرفاتو باید طلا گرفت.

  5. در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند
    ودر آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم
    شاید این است دلیل تنهـــــــــااااااااااااااااااااا بودنمان!
    آقا سعید اولیه خ قشنگ بود,تاحالا جایی نخونده بودمش,ممنون

  6. آبجي ريحان خواهش ميكنم…
    ميدوني امروز صبح كه بيدار شدم اين پست رو كه ديدم خيلي خوشحال شدم و واسه همين از ادمين تشكر نكردم ،،، چون نتونستم اينكار رو كنم ولي بعدش خيلي حالم گرفته شد …
    هر چند كه استادم ميگه: حرفهايي هست كه سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورند و ارزش هر كس به اندازه حرفهاييست كه براي نگفتن دارد ولي اينجا رو مناسب ميدونم كه يه خرده درد دل كنم!!!

    دردهای بی درمان 
     
    زمانه را، روزگار را، آدم هایش می سازند؛آدم هایش می نویسند..

                                                

    پیامک های سرگردانی که این روزها و این ماه ها ، حرف های بی ربط و ربط های بی حرف را منتشر می کنند چه می خواهند از جان روشنفکری که جان و جسمش را در راه آزادی و ایمان نهاد؟

    نمی دانم به دستتان رسیده یا نه! آرزو می کنم نخوانده باشید ، ندیده باشید..گزاره های بی مفهومی ارسال می شوند و نام «شریعتی» پایشان می خورد..درد دارد، باور کنید درد دارد دیدن این پیامک های پیمان شکن و پست که هدف گرفته اند اندیشه های یک مرد را.

    خوب یا بد ؛ موافق یا مخالف؛ او یک اندیشمند درد آشنا بود برای همه ی کسانی که در روزهایی نه چندان دور تشنه ی شنیدن و فهمیدن بودند، تشنه ی شور و شعور.

                       

    آن ها که بر آبشخور این چشمه ی گل آلود نشسته اند ، بی گمان یک کتاب، نه! یک فصل، نه! یک بند، نه! حتی یک جمله از این مرد نخوانده اند…بی شک نخوانده اند وگرنه کدام ذهن سالم و پاکی حاضر می شود نویسنده ی «کویر» را این گونه دست بی اندازد و ذهن نوجوانان و جوانان بی خبر را به بیراهه و تمسخر بکشاند؟

    درد دارد .. باور کنید درد دارد..

  7. نه,قلمت امیدوار کننده س….
    راستش من بخودم قول دادم تا میتونم طرف سیاست نرم که خیلی خیلی کثیفه,زیادم راجع به دکتر شریعتی چیزی نخوندم,ولی منم شنیدم که این چند سال اخیر دکترشریعتی رو دارن سر یکسری مسایل جناح بازی خراب میکنن,که ابدا حقش نیست…
    از اون پیاما هم نگو کهin boxگوشیم پر شده….یه چند وقتی هست که با اسمش دارن بازی میکنن….پس بی خودم نیست….

  8. بعضي وقتا منم قاطي ميكنم يه حرفايي ميزنم كه خودم هم ميمونم!!!!
    بي خيال ….

  9. سي….يا…..ست….
    كثيف ترين و دني ترين چيزي كه شناختم همين مسئله مزخرفيه كه پدر و مادر نداره ….
    چه كارايي كه بخاطرش نميكنن؟؟؟؟؟!!!!
    اصلا هر وقت كه با كسي در مورد سياست صحبت ميكنم ، آخرش رو نميارم !!!!
    آره نزديك به دو ساله كه اين اسمس ها راه افتاده و با سرعتي عجيب داره رشد ميكنه تا جايي كه صداي سيمين شريعتي (دختر دكتر) هم دراومد !! ولي خداييش مثل خودش صحبت ميكنه…
    باز هم مثل تمام بحث هاي ناتمام بگذريم آبجي ريحان كه …

  10. راستي اگه در مورد دكتر نخوندي و نميخواي هم بخوني ، من يه كتاب بهت معرفي ميكنم كه اگه تا الان نخونديش ؛ اگه يه روزي خواستي يه گزيده از دكتر داشته باشي ، حس دكتر هم داشتي و… بگير بخونش ،، بهت قول ميدم پشيمون نميشي…
    “”كويريات ( كوير نه ها !! كويريات) گزيده اي از نوشته هاي ادبي و عرفاني دكتر شريعتي””

  11. نوشتنت مشکلی نداره فقط معلومه بیشتر از اونی که پرسپولیسیه دو آتیشه باشی,شریعتیسم دو آتیشه هستی(فرهنگستان ادبیات حتمابایدمنو استخدام کنه)
    پس تو هم طرف این سیاست بی پدرومادر مرو,جیز,ززززززززه حسن,اگرم دوست داری سرتو ب گیوتین بسپاری راههای بهتری هم هست,ولی خودمختاری….
    حق داره دختر بیچارش,موندم چرا تاحالا دق نکرده…احتمالا از اون پیام فجیعاشم براتو نیومده که الان زنده ای…بعضیاش شان دکترو تاحد یه پشه که میاره پایین که هیچ,اونقد رکیکن که من باوجود کسادیه بازار پیام طنز عمرا حاضر شم به یکی بدم….عمرا…
    مشکلم باقلم دکتر اینه که بقیه کتابارو تامیخونم ف میفهمم فرحزاد,یعنی اول خطو که بخونم تا آخرش حله,هضم میکنم,ولی هضم گفته شریعتی مراحل داره,اگه خوب نجویی ممکنه مشکل دل وروده پیدا کنی..
    حالا یه سوال خنده دار میپرسم,حق خندیدن ممنوع,این”ات”جمع بود دیگه؟کویریات,آخه بازنبوغ من حرکت کرد اینو دوجور خوندم….
    اووووووه,چقدنوشتم….

  12. حق داري !!! من خودم كلا از تعصب بدم ميادآخه آدم رو كور ميكنه و بدي ها رو پنهون ميكنه از جلو چشم … پس بايد يه بار بشينم برات دكتر رو نقد كنم تا هَنگ كني !!! هيچ آدم كاملي وجود نداره مگر امام معصوم باشه ولي بقول خود استاد “هر كس و هر چيز پنجره ايست بسوي تو (خدا)”
    جواب راهنمايي سياسيتو نميدم چون “”مكدّر ميكند خاطر مباركتان””
    از اين چرت و پرت ها هم فقط يكبار برا خودم اومد اونم از طرف يه دشمن وگرنه دوستام نميفرستن برام ولي زياد شنيدم از اين از اون … زيااااااااااااد!!!!!
    خوشحالم كه شما هم دست اندركار تخريب يك انسان ( فقط يك انسان !) نشدي…
    در مورد مسئله اي كه با شريعتي داري هم بايد عرض كنم كه بقول خودت ٢٠٠٪ موافقم باهات ،، چون خودم قسمتهايي از كويريّات رو چند دور خوندم تا دستم اومد چي ميگه!!!!
    از طرفي يه عده ميگن در كنار خوندن شريعتي از كتابهاي استاد مطهري هم بخونيد تا ph مغزتون نريزه بهم البته من اينكار رو نكردم !!!
    ژان پل سارتر كه يه لائيكه و هيچكي رو قبول نداره ميگه : ” من دين ندارم ولي اگر بخوام ديني انتخاب كن آن دين شريعتيست ”
    خداييش با وجود اينكه صبح زود بود و هنوز گيج خواب بودم كلي خنديدم ببخشيد!!
    آخه نابغه (!) چه جوري خوندي دوباره؟؟؟ حالا خوبه رشتت هم ادبيات بوده!!! بيچاره بيمارايي كه ميخوان بيان روانشون رو تو آچاركشي كني!!! بدتر روانه تيمارستانشون ميكني…(يه خرده فكر كنم نمك و فلفلش رو زياد كردم ، ببخش)
    ولي من موندم تو كار خدا چرا همه دخترها اينجورين؟!؟ بغير شما اون يكي آبجي كوچيكم كه ٥ سال ازم كوچيكتره تا خونه بود هميشه سوژه خنده داشتم ، خداي سوتيه البته الان هم آبجي ريحان رو داريم (خواهرزادمو ميگم)
    جواب سوالت رو توي متن اوردم….

  13. به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم . علی شریعتی

  14. آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو هر – چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند، از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، می‌دوشندت، از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند، از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند؛ آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.
    از كتاب يك جلوش تا بي نهايت صفرها-دكتر شريعتي

  15. شریعتی حرفاش قشنگه وبدل میشینه,همینم قضاوت راجع بشوبرام سخت میکنه,آخه هم عقلوهدف میگیره هم احساسو,ولی دارم راجع بش تحقیق میکنم,شایدم بعدش رفتم سراغ کتاب کویرش,آخه خودت میگی کویریاتش سخته…..,راجع به سیاستم فک میکنم ماقوطی عطارنیستیم ک محدودمون کنن به ی حزب وجناح وبعدش ازمون بیشترین سواستفاده رو بکنن,ولی میگم آدم بایدهوشیارباشه وبفهمه دوروبرش چه خبره…,پس بحث راجع به ایندوتا فعلا…وِ….لِ….لِش….!!!!
    ه….!!!مگه نشنیدی که میگن خودروانشناسا ازهمه بدترن….!!!!مامانمم بخاطر این خوش سلیقگیم تو انتخاب رشته بهم میگه دیونه,خودموکشتم تاراضی شدن…,بعدشم آخه کویریات!!!یه جوریه!تازه اگه ساعت۲شب هم بخونی بیشتریه جوریه,راستش یه لحظه شک کردم….اگه بخام بگم چراذهنم اینجوریه(یعنی. خیلی خودفعاله وهرچیزی رومیخادحتی ب غلط آنالیزکنه)طول میکشه,ولی فایدش برام بیشترازضررشه,من فقط سوتیامومیگم…راستی خودم ازادبیات خیلی بدم میاد,ریاضیم بهتربود
    اون قندعسلم شک نداشته باش به خان داییش رفته….
    اینقدم برامن لاف نزن اعتمادبنفس….پسرا ادبیاتشون,چه املا.چه روخونی وچه هرچه…..گریه اوره…
    ببخشید اینقدفشرده نوشتم…

  16. آبجي … تو فوق العاده اي!!! تو اين يه ذره جا اينقد مطلب جا كردي كه موندم چيكا كنم؟؟؟!!!!
    خود دكتر كه عقيدش اينه كه هرجا كه بين عقل و دل در گيري پيش مياد ، دل پيروزه !!! من دكتر رو بيشتر بخاطر آزادانديشيش دوست دارم يني اينكه به هيچ چي و هيچ كي وابستگي نداره و خيليها(!) بخاطر همين باهاش مخالفن…در مورد سياست هم اينو بگم كه آبجي جون مواظب باش توي حكومتي كه فقط دولت حق حرف زدن داره حرف هيچكي رو باور نكن!! و سعي كن بفهمي ، فقط بفهم … در انتهاي اين بحث ميگم خواستي در مورد دكتر تحقيق كني خييييلي مواظب باش.. همين…
    نه در مورد انتخاب رشته فقط و فقط به حرف دلت گوش و سمفوني زندگيتو فقط و فقط با ليدري دلت بزن و هيچ وقت… هيچ وقت نزار حضار و شنوندگان تاثيري تو نتهاي زندگيت داشته باشن!!!…همين…
    در مورد ذهنت هم بايد بگم كه بهش ميگن ذهن فعال يني ذهني كه كه سلولهاي خاكستري خوبي داره و جون ميده واسه … واسه فهميدن… سعي كن هميشه ازش استفاده كني و هيچ وقت بيكارش نزار .. يني اسراف نكني … همين …
    در مورد اون يكي آبجي ريحانم هم بايد بگم كه اولا من كوچيكترين داييشم !!! بعدش هم خداييش مث خاله ريحانش باهوش و باحاله … سوتياشم باحاله !!!
    آقا ما قبول داريم … چي بگم ؟؟؟ ما پسرا اصلا خيلي خنگيم !!! اصلا يك كلام ما مث دختراييم…
    يه كتاب نوشتم!!!

  17. اااااااااااااااه…….برادر تو آچار فرانسه نیستی؟باهاش نسبتی نداری؟شایدم دایره‌المعارفی؟بعیدم نیست علامه دهر باشی؟بابا اصن ما موندیم تو چه موجودی هستی!
    شد مایه خط تجربه بگیم شما قبلش ده تا کتاب درموردش نخونده باشی….هم چینم کتابا روجویدی,که الان اگه بپرسم اینی که گفتی مال کدوم صفحه وکدوم خطش بود,اتوماتیک وارشروع میکنی به جواب دادن…بایدم مامانت ازت تعریف کنه…..راستی کتاب آشپزی خوب سراغ نداری؟؟
    بعیدم نیست تواین موردم کاربلد باشی….!!!
    من خیــــــــــــــــــــــــلی دلم میخاست خاله شم,ولی حیف که روزگار ما,روزگارفرزندکمتر,زندگی بهتر بود…..
    اگه ریحانه جون افتخار بدن چی ازین بهتر…..
    از اول میخاستم فقط همین این خط پایینو بگم,دلم نیومد بالاییارونگم….
    از راهنماییات ممنـــــــــــــــــــووووووووووووووون,بااااااااااااااااااش,من خودم اهل دلــــــــــم…..
    ولی چیکاکنم هی عقل فضولی ودخالت میکنه…..

  18. در ضمن عمرا به دخترا برسین…..دخترا باهوشترن…..ولی خاک برسرا یا اعتماد به نفس خیلی پایینی دارن….یا فکر وخیال بیهوده …..
    اینیم که گفتم باهوش ترن,تو همین اینترنت خوندم…….
    اصن بمن چه…..!!!!خودتون خوب میدونین….

  19. نه .. نه .. اين فقط و فقط نظر لطف شماس به من !!! اين طور هم نيست شايد آراوم باشه رلي به نظر خودم هنوز محقق نشدس…
    آشپزي؟؟؟ كابوس دوره دانشجويي من… فقط آبگوشت رو بلدم چون هيچ كاري نميخواد بكني ، خودش درست ميشه !!!!
    اي بابا !! يه جوري ميگي حيف انگاري چي او از دست دادي؟!؟! بيا ، من ٢ مورد دايي شدم و ٣ مورد عمو … بردار ببر !!!! البته شوخي ميكنم خواهر برادر يه نعمت فوق العاده بزرگه !!! كه اگه جنابعالي قابل بدونيد ميتونيد رو من يكي بعنوان يه داداش حساب كني!!!!
    بابا سوته دل … يه چيزيم در انتها بگم كه عقل فقط يه ابزاره براي دل كه راهكار بده به دل كه به خواسته هاش برسه… شانس اوردي كه اون تعريفا رو اون بالا كردي وگرنه بيشتر توضيح ميدادم…
    از حرّافي زياد هم معذرت ميخوام !!! دست خودم نيست….
    در مورد كامنت پايين هم هر چي شما بگين اصن شما دخترا پسر!!!
    اين كه امشب خيلي قطع و وصل شدم چون تو اتوبوسم و دارم ميرم اهواز يه جاهايي آنتن نداشتم …

  20. من کی گفتم حراف…..؟؟؟؟؟؟چرا برا خودت الکی الکی می حدسی؟گفتم باندازه ی موهای سرت تو هر زمینه ای کتاب خوندی…..اینکه خیلی خوبه…,دیدتو خیلی باز کرده….بعدشم بیست واندی که هیچ اگه دویست واندی هم سن کنی بازم خصلت آدمی اینه که مورد نظرش نیست….حالا “آراوم!”که گفتی یعنی چی؟اشتباه ننوشتی؟بعدشم چرااصرار داری تشدیدا روبزاری؟مث حراف,یامکدر,بخدا روخونیم دیگه تا این حد پنچر نیست….
    خیلی ممنون که به دخترا ترفیع رتبه دادین….باورنکردنی بود…..!!!!!!!؟؟؟؟؟
    اصن اینارو ولش,یه سوال داشتم,ببخشید میفهمم سرت شلوغه….
    یه سایت یاوبلاگ که بتونم بااسلام شناسی دکترشریعتی آشناشم رو میشناسی؟کتاب نگو که تایکی دوماه نمیتونم,بعد نقد اسلام شناسی دکترشریعتی ازطرف کسی که بی طرف باشه ومغرضانه هم به موضوع نیگا نکنه؟
    ممنون….

  21. ميوه در ابتداي كمال مي افتد و برگ در انتهاي زوال ، بنگر كه چگونه مي افتي؟! دكتر شريعتي

  22. نه من نگفتم كه شما اينو گفتي كه خودم ميدونم…
    آره بابا اشتباه نوشتم چون ديشب هم خوابم ميومد ، هم تو اتوبوس بودم ، هم …
    آراوم= آرزوم( آرزوي محقق نشده منه) ولي آبجي جون قبول كن كه شما لطف دارين نسبت به من…
    تشديد ها رو ميزارم كه مطمئن باشم درست ميخونيش و البته يه خرده هم با خود تشديد حال ميكنم ، جالبه برات بگم كه اولين كسي نيستي كه ميگي چرا تشديد ميزاري!!! تازه الان مجازيه اگه خودكار بگيرم دستم چي ميگي؟؟؟!!!
    دخترا تاج سر ما هستند البته ميزاريم تاج سرمون كه نبينيمشون …هههههه ههههه هههههه
    سرم شلووووووغه؟؟؟؟!!!!! من مهمترين كارم همينه كه به سوالاي شما جواب بدم…..
    البته اگه بتونم!!!!!
    سايت يا وبلاگ ؟؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟؟ تا حالا سايت يا ويلاگ كامل نديدم كه مطمئن هم باشه ولي راستش به صورت جدي دنبالش نبودم !!! بهم وقت بده …. خبرش رو بهت ميدم
    در مورد نقد اسلام شناسي شريعتي هم بايد بگم كه متاسفانه كسي كه كاملا بيطرف اومده باشه و اينكارو كرده باشه و يه مرجع درست و حسابي داده باشه هم من نديدم ولي به صورت پراكنده زياد داريم مثلا استاد مطهري يا شهيد چمران يا افراد ديگه خوبن كه اينكارو كردن…
    يه كاري ميكنم مطالبي كه پيدا كردم ميارم و تو يه پستي كه فقط تو اشتراك داري برات ميزارم كه بياد دستت ….
    اكي؟؟؟؟؟

  23. یه دنیااااااااااااا ممنووووووووووون…..
    من حوصله ندارم برم سراغ ایمیلم,خیلی بیشترطول میکشه,اگه میشه لطف کن داخل یه پست بزارکه هیچ کس نظر نداده,عنوانشم بهم بگو
    راستش خودم یه چیزایی پیداکردم,,,مثل همین آقایون شهید مطهری.شهیدبهشتی,,,,…که خیلی قبولشون دارم…وحشتناااااااااک بودن….

  24. ولی فقط آدرس بگیم برام کافیه….شاید ادمین موافقت نکنه…..

  25. راستش من اين كامنتات رو درست متوجه نشدم!!!!
    چي برات سخته ؟؟؟ چي برات راحته ؟؟؟ پس تو از كجا ميفهمي كه كسي كامنت گذاشته اگه ميلت رو چك نكني؟؟؟!!!
    منظورت از وحشتناك چيه؟؟؟

  26. قضیه ایمیلو بی خیال,فک کنم یه خورده مشکل داره,منم حوصله ندارم بیوفتم توش تادرستش کنم,از این جورچیزاهم چیزی حالیم نیست زیاااااااااد…..یه کم خراب کاری کردم ,اصن اینو ولش,خ طول میکشه
    دیروز که گفتم دارم درمورد شریعتی تحقیق میکنم,بیه خورده بابعضی عقایدش تو بعضی جملاتش مشکل داشتم,حالا که اومدم میبینم آب درکوزه وماتشنه لبان میگردیم,در کل به نتایج جالبی نرسیدم,خودت گفتی که وقتی درمورد شریعتی تحقیق میکنی مواظب باش,منم گفتم یه طرفه به قاضی نرم,شایدشماهم که ازطرفداراشی یه سایت بشناسی که ازش درمورد اسلام شناسیش دفاع کنه

  27. ببخشید بازدوباره اشتباهی دستم اومد رو ارسال ناتموم موند….اگه متن بالا احتمالا نامفهوم شده ببخشید….
    سایتیو ندیدم که از عقاید شریعتی دفاع کنه,همش فقط طرفداری میکردن…
    درکل خیلی گیـــــــــــــــــــــج شدم……ازیه طرفم کنجکاو شدم…..ولی فک کنم باید بیخیالش شم….

  28. خواهش ميكنم!!! البته فك كنم منم نتونستم منظورم رو برسونم…
    ببين منظور من اين بود آبجي كه وقتي شما ميخوايد نظر بزاريد جناب تاپناز از شما ايميل ميخواد و وقتي اون تيك پايين رو بزني از نظراتي كه بچه ها ميزارن باخبرت ميكنه( ميدونم كه اينو ميدونستيد) خب وقتي كه اينكار رو كرده باشيد اونوقت وقتي من نظري بزارم از تاپناز برات ايميل نظر من مياد و متوجه ميشيد ….
    منم اين رو گفتم ديگه!!!…!!!
    بعدش از چي سر در نمياري؟؟؟
    آره
    بزار يه خرده روده درازي كنم:
    سال ٨٦ رفتم خونه يكي از دوستام كه باباش يه شخصيت نيمه سياسيه !!!
    يه كتابچه اونجا بود كه روش نوشته بود محرمانه!!! منم كه ابر كنجكاو…
    با اجازه برداشتمش برا خوندن… يه قسمتش كه نظرم رو جلب كرد در مورد دكتر بود كه هشدار داده بود كه تفكر شريعتي داره تو دانشجوها رواج پيدا ميكنه و بايد يه فكري بكنيم و من از اون به بعد شاهد يه سري حرفها و نقدها و پيامك ها بودم…!!!
    دليل اين كادشون اينه كه قلم دكتر قلم گيراييه ولي خب ايشون هم كه گفتم انسان بوده و يه سري جاها سوتي داده يا تند روي كرده كه ممكنه جوونا چشم بسته قبول كنن و اين بد ميشه در ضمن ايشون هيچ چيز رو به صورت كلي قبول يا رد نميكنن و اينم تو يه سري مسائل غير قابل شكافت تو اين سايت بت ضرر نظام هستش و اين طبيعيه كه نقدش از پذيرشش بيشتر باشه وگرنه تفكر و فرهنگ شهادت رو ايشون توي جوونا جا انداختن كه قبل از انقلاب و اوايل انقلاب حماسه سازي هايي از سوي جوونا انجام شد…
    در كل هر طور خودت صلاح ميدوني … وادي شريعتي وادي عجيبيه !!!
    البته اگه يه زماني هم خواستي بدون تحقيق از قلم دكتر فقط لذت ببري ميتوني از كتابهايي كه در مورد اسلام شناسي صحبتي نكرده استفاده كني چون هيچگونه نقدي هم بر اين كتاباش وارد نشده…
    حالا با اين اوصاف هم من يه سري لينكا رو توي كامنت بعدي برات ميزارم…

  29. بعدش راستي چي مشكل داره؟؟؟ ايميل چك كردن يا به تاپ ناز ايميل دادن؟؟؟
    من چِم شده يا تو چت شده؟؟!!؟؟
    چرا نميفهمم؟؟؟ شايد آب و هوا اينجا بم نساخته!!!!
    لطف كن يه خرده توضيح بده آخه بخدا يه خرده گيج شدم نه زيادي گيج شدم!!!

  30. متاسفم,آخه فک کردم مهم نیست درست توضیح ندادم,
    ببین ایناروکامل میدونم,خودت که خوب میدونی روLCDگوشیا یه پوشه هست برایgmail,یه پوشه هست برایemail,خب اگه تو یه سایت اشتراک داشته باشی,این ساده ترین راه برای مطلع شدن از نظرات یاپستای مختلفه,من هرکاری کردم نتونستمemail شوراه اندازی کنم,آدرس emailخودمم که بدم میگه اشتباهه,منم که زیاد از اینجورچیزا سردرنمیارم بیخیال این قسمت شدم,gmail هم نمیفهمم چیکاکردم که سه هفته است یه صفحه سیاه اومده وروش نوشته ایمیل شمابزودی نمایش داده خواهد شد,اینم ازین,میمونه اینکه من ازطریقyahooیاgoogleواردایمیلم بشم که چون اصلا حوصلشو ندارم بیشتر بخاطر سرعت اینترنت که اعصابموخورد میکنه,اون تیکه رو خیلی وقتا نمیزنم,میمونه اینکه چجوری خبردارمیشم خب بیشتر وقتا لازم لازم ندارم,اینجور پستا هم که مثلا ازتوسوال میپرسم,خب طبیعیه که میام سراغشون,همین,بعد ازدوسه بار اومدن میرن توحافظه مرورگروبسرعت بازمیشن,بخاطراین میگم راحتترم……

  31. میمونه راجع به جناب آقای شریعتی که همچین ذهنمو اساسی مشغول کرده….
    الانم هرکارمیکنم نمیتونم اطلاعاتمو مرتب کنم….شاید اصن منظورمو نفهمی,چون تکلیفم باخودم الان مشخص نیس,فقط بگم مشکلم این مسایل سیاسی نیست,یعنی تحت تاثیر این نبوده که میگم گیج شدم,خودم خیلی خوب راجع به تاثیر شریعتی روی روندانقلاب,به خصوص به صحنه آوردن زنای جامعه میدونم,بعدشم حتما منوشناختی دیگه,هنوزم میگم نویسندگیو جامعه شناسیش حرف نداره….فریب این بازیارو نخوردم,اما سعید من میخام نظرات مختلفو بخونم,بادیدگاهای مختلف آشنا شم,اینا منوبوجد میاره,وگرنه قبلمم گفتم باادبیات رابطه خوبی ندارم,خیلی وقته دنباله نظریاتش راجع به اسلام,زن,جامعه ام,چون یه نابغه بوده که اززمان خودش جلوتربوده,شایدم همین نبوغشه که باعث شده بعضی جاها…..(ازین بگذریم)مهمتر ازاون نقدش برام مهمه,باین سادگیام فریب نمیخورم,اگه میگم گیجم چون بامبانی ذهن من فرق داشته
    ,راجع به اینکه گفتی یه سری لینک میزاری ممنون از لطفت,فعلا ذهنم اساسی قاطیه,میخام این چیزاییرو که خوندم یه جوری مرتبشون کنم شاید به نتیجه ای برسم,ببخشید تورو هم قاطی این دیوونه بازیه خودم کردم,آخه ظهری حسابی درمونده شده بودم,الانم که دیگه داره صب میشه!!اگه نفهمیدی چه مرگمه ببخش,کلا همه ازمن درعجبند…

  32. ميدوني من يه وقتايي خيلي تريپم فضول ميشه !!! خودت تو اين موقع ها ببخش …
    البته ديشب باور كن قاطي كرده بودم ، ميگفتم خدايا چرا اينجوري شدم ؟؟ يه حس حماقت قشنگ اومده بود سراغم !!!
    ممنونم كه درك كردي و درست و حسابي توضيح دادي… خب اگه دوست داشتي و لازم دونستي مدل گوشيتو بگو شايد تونستم كمكت كنم … (تازه فهميدم چرا بعضي وقتا بحثمون ناتموم ميمونه يا جواب يه سري كامنتاي غافلگيرانمو نميدي ؟!!! ههه ههه ههه )
    و امّا (تشديد رو داري؟؟) جناب آقاي شريعتي : :
    حق ميدم بهت اساسي چون خودم هم توش افتادم ، آدم كلا گيج ميشه!!! ولي يه سوال تخصصي دارم:
    به اين حال كنوني شما چه نوع ايستي ميگن ، جناب سركار خانم روانشناس؟؟؟
    ايست ادبي؟ ايست عرفاني؟ ايست فلسفي؟ … ؟!
    شريعتي هم با مباني ذهن خييييلي ها فرق داره از جمله خود من… واقعا يه دوره منو به چالش كشيد….!!!!
    فعلا تو اين بحث به حال خودت رهات ميكنم چون ميتونم دركت كنم ولي بهت قول ميدم كه بعدا براي نقدش كمكت ميكنم… يه چيزايي هم برات آماده كردم…
    در ضمن هم بگم كه اگه شما اسم اين كاراتو ميزاري ديوونه بازي لازمه كه بگم :: ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد…! ولي من اين اسم رو روش نميزارم و ميگم به چالش كشيدن حالات و افكار روتين زندگي و سعي در بوجود آوردن يك حالت تعادل با سطح انرژي بالاتر (( خيلي خفن شد فك كنم)) و خود دكتر تمام اين تفاسير منو ازش بعنوان “”كوير”” ياد ميكنه!!!
    بهت تبريك ميگم كه توي اين حالت افتادي ، من يه بار ٣ ماه اينجوري بودم!!!!
    ولي در كل از مصاحبت باهات حال ميكنم و خوشحالم كه يكچنين آبجي فهميده و روشني دارم و مطمئنم كه آينده روشني در انتظارت خواهد بود…
    برات دعا ميكنم ، جون ماااااادرت برام دعا كن!!!
    راستي يادت نره كه استاد دكتراي تاريخ اسلام داره…

  33. برای خوشبخت بودن,هیچ چیز نیاز نیست جز نفهمیدن,ویاس انسان امروز یاسی است ناشی از آگاهی اش به خویش…………………………..
    از کمکات ممنون,,,,,,حل شد….

  34. وايسا بينم كجا ؟؟؟!!!
    چي حل شد؟؟؟
    كدوم كمك؟؟؟

  35. نه,اون کامنت که جدابود,خواستم بگم یه خورده شیرفهم شدم,ولی هنوزخ ناقصه….حس حماقت قشنگ دیگه چه صیغه ایه؟درمورد ایمیلم میگن جوینده یابنده است,صبی افتادم توش,امیدوارم درست شده باشه,اگه نه حتما بهت میگم…..,دیشبم ببخشید,از بس که ازصبش مطلب خونده بودم چشام آلبالوگیلاس میچیدن,باید باپونس بازشون نگه میداشتم,خابم نمیرفتم,بعدشم گفتم واسه توکه اهمیتی نداره,چراکامل بگم…..,حالاواقعابعضی جاهاجواب ندادم؟من فک میکردم بحث تموم شده ست,دیگه طرف اون پستانرفتم…,بعضی وقتاهم ازبس طولانی میشد جواب قسمتای کلکلو نمیدادم….,باین حالت توفلسفه میگن”عبوراز فطرت اول به فطرت ثانی”توروانشاسی که همون”بحران یاشوک”توعرفانم نمیدونم شاید “طلب”….هههه,هههه!خوشم میادکم نمیارم
    سه ماااااااه!من تو سه ماه سی تاازین برنو روطی میکنم…
    توهم اینقدهندونه زیربغل من نزار که دیگه خیلی سنگین شد….

  36. خب خدارو شكر … اينكه ميگي ناقصه كه كاملا طبيعيه چون اگه باندازه انيشتين هم بفهميم تازه از ٥٪ مغزمون استفاده كرديم !!! پس تو مسير زندگيمون بهتره هيچوقت دست از ياد گرفتن برنداريم…
    خوشبحالت كه خيلي به موقع اومدي تو اين وادي من كلي از عمرم رو تلف كردم !!!!
    حماقت قشنگ هم يه حالت باحاله كه خودت به خودت ميخندي !!! و ميدوني كه در واديه حمق بسر ميبري ولي راه فرار رو ازش نميدوني !! ولي خيلي حال ميده … بخدا راس ميگم آخه هيچي نميفهميدم هيچّي هيچّي !!! آخ كه چه حالي ميده…
    بابت ايميل هم خوشحالم كه مشكلت حل شده اگه نشده بود هم خواستي بگو شايد بتونم كمكت كنم…
    به يه چيز هم شك نكن كه من يه اخلاق دارم كه اگه يه چيز برام مهم نباشه در موردش صحبت نميكنم… دقت كني متوجه ميشي… پس وقتي دارم باهات بحث ميكنم برام مهمه….
    آره بابا يه وقتا جواب نميدادي منم تفسير ميكردم كه مثلا اينجا سوتي دادم يا اونجا يا مثلا اينة بايد ميگفتم يا اينو نبايد ميگفتم يا… بعد تو بحثاي بعدي هم يه خرده دست به عصا حركت ميكردم كه يوقت تو هيچ كجاش سوتفاهم نشه…!!!! خدا پيرت كنه خب زودتر ميگفتي …
    خداييش نكنه ما مث اين فيلم هنديا خواهر برادر واقعي ايم تو بيمارستان يه كاريمون كردن… آخه خيلي شبيه هميم مخصوصا اين كه جفتمون از رو كم نمياريم!!!ههه ههه ههه ههه
    آره بابا سه ماه ديگه داشتم نيهيليست ميشدم !!! اصن يه وضي … ولي خداييش دكتر اومد و خيلي كمكم كرب خدا روحش رو شاد شاد كنه…
    هندونه ؟؟؟ نه بخدا !!! راست ميگم…

    “”خیلی خوب است که انسان زیباییهاوخوبیهاراستایش کندوخوبیهای مردم رابیان کند آنوقت اگراین ستایش برای خودحق باشد برمی گردد به حق ولی اگراین ستایش رابرای این کرد که به یک چیز دنی وحقیری برسد آنوقت این ستایش مانع میشود بین انسان وحق ونشانه دلبستگی به این دنیا است. الهی قمشه ای””

  37. واقعا اون جمله خفن بود,هضمش یه خورده سخت بود….
    راستی گفتی چه چیزایی برام آماده کردی؟واقعا ببخشید به زحمت افتادی…
    آره میدونم حرفه ی اصلیش تاریخ وجامعه شناسی بوده,ولی تو بحث انتخاب خلیفه یه خورده سوتی داده بود ولی اینجور که من خوندم بعدش عقیدشو درست کرده….ولی فک کنم الان ازین اشتباهش که بعدش خودش پی برده شاید دارن سواستفاده میکنن(این حدس خودمه)
    اون بالا هم باید مینوشتم سی تا بحران…..ولی واقعا بعضی وقتا ازین حالتا بهم دست میده,باراولم نیست….
    دعا هم حتما حتما حتما یادم نمیره….ایشالله مشکلاتت حل شه….

  38. خواهش ميكنم آبجي !! انجام وظيفس…
    آره دكتر اونجا رو سوتي داد بعدش گفت من اينا رو نقل قول كردم از سنيها وگرنه نظر اصلي من تو فلان كتابه … خب اين سوتيه ديگه دكتر عزيز چون شما بايد همونجا توي كتابتون ميگفتين اين حرفو نه توي تريبون!!!! دكتره ديگه چكارش ميشه كرد؟؟؟
    دكتر توي كتاب فاطمه فاطمه است و علي برگونه اساطير واقعا نشون ميده كه يه شيعه تو آتيشه اس!!!
    بابت دعاتم ازت ممنونم….

  39. الهی قمشه ای همونی نیست که بضی وقتا توتلویزیون,کانال۴برنامه داره….؟
    آره خب,زود اومدم,الان یکی دوساله,هم زمینه ی روحیشو داشتم,هم دوستایی که باهم بحث میکردیم,هم معلمایی که ازین جور چیزاحالیشون بود,بضی وقتا بحث میکردیم…,حماقت قشنگ!باحال بود
    ,نیهیلیست؟؟؟خدا خیلی دوست داشته ها که نجاتت داده!!
    خواهر وبرادر؟؟؟راستم میگیاااااااااا…..فکرای شبیه بهم….
    ببخشید نمیدونستم ,وگرنه حتما جواب. میدادم

  40. چرا دقيقا … دكتر الهي قمشه اي هم در نوع خودش بي نظيره و باهاش حال ميكنم … البته زياد دنبالش نرفتم هنوز…!!!
    بازم ميگم خوش بحالت كه به موقع اومدي…
    قبلا هم گفتم خدا يه حالايي بهم داده كه شايد به كمتر كسي داده باشه ،،، مث همين…
    خواهش ميكنم ولي يه سوال اگه يه زماني كارت داشتم با توجه به اين كه شما از طريقايميل متوجه نميشي چكار كنم ؟؟؟ مثلا شما خيلي راحت ميري تو يه پستي كه من نظر دادم مينويسي و برا من ايميلش مياد… من چكار كنم؟؟

  41. دو سه بار برنامشو دیدم….
    نمیدونم….,بزار ببینم این ایمیل چه جور میشه….!!!

  42. اكي ولي تو اين صفحه بهم خبر ايميلت او بده كه درست شد يا نه !!!!
    بقول دكتر برات آرزو ميكنم كه تو زندگيت با يكي دوتا روح بزرگ برخورد داشته باشي و البته دو براي وزن كلامه چون يكيشم سخت پيدا ميشه. !!!!

  43. نه,یعنی الان ایمیله درسته ومشکلی نداره….هم ایمیل فرستادمو مشکلی نداشت,هم برام میل اومد…
    ولی نظرات بچه ها برام نیومد,
    نمیدونم,من ازین چیزا که زیاد حالیم نیست,شایدم اشتباه کردم,
    دقیقا باید چیکار کنم….؟؟؟؟

  44. خب خدارو شكر…
    حالا خواستي نظري بنويسي وقتي ميلت رو نوشتي اون تيك پايين رو بزن ،،، بقيش با مستر ادمين گل گلاب…
    اكي؟؟؟

  45. سعید,برادر,!درست نخوندی چی نوشتم….تو چند صفحه نوشته که من اشتراک دارم,نمونش همین پست,ولی نظرات بچه ها برام نمیاد…..!!!
    حالا من باید بگم اکی؟؟؟

  46. نه نبايد بگي اكي چون اكي نشده!!!
    باور كن سوتي هام خيلي زياد شده … اينجا خيلي گرمه … مخم داره بخار ميشه فك كنم ،،، آخه ديروز پشت شيشه چشام رو بخار گرفته بود!!!
    درك كن و ببخش اگه سوتي ميدم حتي الان نميدونم تو اين نظرم سوتي هست يا نه ؟؟؟؟
    برو يه بار تو ايميلت check mail رو بزن ببين لود ميكنه ايميلاي جديد رو يا نه !!!
    ادمين جان تو رو خدا اگه بلدي بگو من ديگه نميدونم!!!

  47. ببین احتمالا همون روحایی که برای من آرزو کردی الان یقه خودتو گرفتن…..
    شرمنده,انگار از همون دیروز درست شده بوده,ولی اصلا تو نوار وضعیت نمیومد,تو صندوق ورودیم نمیومد,هر چیم بارگیری میکردم نشون نمیداد, و خود به خود میرفته تو یه پوشه باسم”هرزنامه”(جل الخالق,چه اسمی!!!!),منم که نمیفهمیدم….ببخشید
    پوستم کنده شد تافهمیدم چیکا کنم,کنکورم خیلی راحتر بود….

  48. اكي!!! حتما ميل گوگل ساختي كه ميره تو spam ؟؟؟!!! آره؟
    حالا كلا خدا رو شكر كه فهميدي چشه!!!!
    راستي يه لطفي كن تو اين دو سه روز يه خرده زير ديپلم با من صحبت كن و زياد سختش نكن !!! نميدونم چرا … انگار دانسيته مغزم تغيير كرده !!! ديرگير شدم … مثلا الان اين جريان روحها رو نفهميدم منظورت چي بود!!!….؟؟؟

  49. اون روح سوتیه من بود ببخشید…….!!تو دیرگیر نشدی…..بازم سوتی دادم!!!!!
    حتما به آب وهوای اهواز عادت نداری,برات سخته….!!!
    اگه واقعا سوال پرسیدی,آره,تازه یهgmailساختم,بخاطر همین ناآشنا بودم…
    معنیspamرو نمیدونم,آخه خوشبختان همش فارسیه,نوشته بود هرزنامه!!!!!
    مشکل همینجا بود که معنیشو نمیدونستم,اصلنم حدس نمیزدم بیان اینجا…باید میومدن تو صندوق ورودی دیگه…..
    عجب داستانی بودااااااااا…..ولی الان دیگه واقعا
    !!!!!!!!!!!!!!…………………………OoOoOoOoOoOoOoOok

  50. حواهش ميكنم ولي منكه آخر نفهميدم جريان روحه چي بود!!! بي خيالش…
    اتفاقا gmail امنيتش بهتره و spam هم معنيش همونيه كه شما گفتي”هرزنامه” بدليل امنيت بالاي گوگله كه اينا ميرن اونجا چون اگه گوگل شك كنه كه ويروسه نميزاره بره توي اينباكست و همه رو خراب كنه!!!
    ولي خب در هر صورت
    Ookkkkkkkkkkkkk

  51. راستي يادم رفت بگم :
    آب و هوا ؟؟؟!!!
    هه يه چيزي ميشنوي !!!
    صب بيدار شدم اومدم بيرون ديدم انگار سوناي بخاره !!!! داشتم خفه ميشم !!! ميگن شرجي بش يني همون سوناي بخار…
    پوستم كنده شده … موندم اين بنده خداها خودشون چكا ميكنن ؟؟؟ تازه ميگن يه ماه ديگه ميشه بهش!!! بزك نمير بهار مياد كمبزه و خيار مياد…

  52. جدی….!!!!یکی از دوستام بهم گفت حسابGoogleبهتره,منم کهpass wordایمیل یاهو رویادم رفته بود ازطریق Googleاقدام کردم,ولی بیشتر ازیاهو هم اذیتم کرد….
    گرما هم اشکال نداره,مفتی مفتی سونا هم تجربه میکنی,تازه بدون زحمتم پوستت برنزه میشه(هههه هههه,یه پسر بره دنبال برنزه کردن)…ولی خدا صبرت بده…باون اهوازیا اجر بده….
    بسیار خب……پس فعلا….

  53. باشه … فعلا!!!
    فعلا؟؟؟

  54. اااااااااای خداااا…..دوباره این مشکل….!!!
    ببین من همیشه خدا یه مشکل فوق العاده خنده دار وامّـّـّـّـّـّـّـّـّـّا(چه هوا تشدید)واقعی داشتم….
    اینکه کلمه ای رو انتخاب میکنم که با اونچه که تو ذهنم هست تفاوت داره….یا یه چیزیرو تو ذهنم میگم ولی نمینویسم,)فک میکنم نوشتم(این که دوتا شد!!!)مثلا بعدازاینکه کامنتو میخونم میفهمم جواب اون قسمتو ندادم…باید بسازی دیگه….!!!
    حالا هم در کل منظورم بود فعلا که بحثی نیست پس تا بعد…..نمیدونم کلمه فعلا از کجا سر کلش پیدا شد….

  55. ازین صفحه خوشم,اینجا میزارم…..
    کشیش گیر آوردی اعتراف میکنی…بزار منم بگم,اصلا اسمم ریحانه نیست,فاطمه است,وقتی خواستم برا اولین بار اون شعر آبی وقرمزو بزارم,بعد از اینکه متنو نوشتم مونده بودم اسم چی بزارم,آخه فاطمه خیلی زیاده وممکنه با بضی دیگه اشتباه بشه,دوستم روز قبل گفت از اسم.ریحانه خوشش میاد,منم تا حالا که یک ثانیه هم باین اسم فک نکرده بودم گذاشتم ریحانه,فک نمیکردم موندنی شم,تاقبل ازکنکور تو سایتای مختلف محض تفریح میرفتم,ولی اصلا کامنت نمیذاشتم,چون همون قدریم که میخوندم دیگه باید صرف خوندن این مطالب میکردم….اولم میخاستم برم تو سایت برترینها….چون قبلش خیلی میرفتم اونجا….ولی بچه های اینجا باحال تر بودن….حالام. میبینم اینجا موندم,جاهای دیگه بحث بی خود میکنن…
    ولی تو دیگه آخرشی……!!!!دلت نسوخت…..!!!!عجب….
    یه حس سردر گمیه…..بری؟بمونی؟….نمیدونم…

  56. ههه ههه ههه ههه ههه
    بخدا خيلي خنديدم!!!
    اي خدا خيرت بده ريحانه با اين مشكلت !!!
    خيييلي باحال بود… يه جورايي يه سري قسمتاشو واگذار ميكني كه خواننده بيچاره از فاصله ١٠٠٠ كيلومتري حدس بزنه تا ببيني چقد حاليشه!!!! بعضي وقتا هم يه جورايي مث رونالدينيو رفتار ميكني …
    بابا دمت گرم و بازدمت پايدار خانوم باحال…

  57. خيلي باحالي بابا ريحانه ( نه راستي فاطمه!) چرامن آخرشم؟؟ مگه چيز بدي گفتم؟؟ يني چي برم يا بمونم؟؟ اينم سوتي بود يا من سوتي دادم؟؟
    ولي بزار منم اعتراف كنم كه اسمم سعيده ولي فاميليم راد نيست!! اولش كه اومدم فقط به اسم راد كامنت گذاشتم ولي بعدش كه جو صميمي اينجا رو ديدم اسمم رو هم گفتم … از راد خوشم مياد همين …
    ببين تو رو خدا اين كامنت آخريتو يه خرده بيشتر توضيح بده چون همونطور كه گفتم يه خرده دير گير شدم!!!
    راستي اسم مامان آبجي ريحانم فاطمس !!!!! جالبه نه ؟؟؟؟

  58. راستي يه چيزي هم بگما ::::::
    نشه فردا پاشي بگي موندم چيكا كنم ؟!؟!؟ برم يا بمونم و ازين حرفاها… خوب ميشناسمت كه اهل اين نيستي كه بخواي خود عزيز بازي دراري… ولي كلا ميگم فعلا كه من و تو پايه ثابتاي تاپ ناز شديم … اگه خواستي يه وخ نياي يه هفته قبلش به من خبر بده تا اول من نيام … والا بخدا من اولش از اين اتفاقي كه داره امروز ميفته ترسيدم و خواستم نيام همتون شديد روانشناس و نزاشتيد … حالا كه ديگه من عادت كردم يكي تصادف ميكنه … يكي دپرس ميشه … يكي يه خط در ميون مياد … يكي غيبش ميزنه … … حالا نكنه نوبت تو شده ؟؟؟ ( الان قيافم هم خيلي عصبانيه )
    والا قربون همون سايتاي خارجكي … لااقل زبون همو نميفهميديم بهتر بود … شايد بعضي وقتا چرت و پرت تحويل هم ميداديم و با يه what? سروتهش رو بهم مي اورديم ولي ديگه ازين مسخره بازيا نداشتيم… اگه ميشد نيم ساعت مينوشتم ……… والا بخدا …… مسخره ….

  59. اوووووووه….حالا من باید یه کتاب بنویسم جواب بدم….
    اولا اگه ازون مشکل من خوشت اومده از فردا یه متن بلند سفید(!)میزارم میگم خودت تا اخرشو بخون….وااااااا,فاطمه جدی جدی اسم خواهرته!ریحانه بود اسم آبجی اعتباریت بود…,حالا فاطمه شد اسم آبجی واقعیت….!!!!!عجبااااااا……,راستش راجع به فامیلت حدس میزدم رفتی عوضش کردی…!پس تو هم…..!راستی من اینجا ریحانم,فاطیو بیخیال شو,…..نه چیز بدی نگفتی…باحال بود….!!!راجع به موندن ونموندنم راستش بضی وقتا میاد تو کلم,باورکن لوس بازی درنمیارم,ولی هستم,بجااااااااان مامانم….,ولی میدونی یکی از بچه ها افتاده بود توسایتا ببینه من کجام,ازم آتو داشته باشه,فقط کافیه همین کامنت مشکلی روکه گفتم بخونه کامل میفهمه منم,همینم اعصابموبیشترخورد کرده بود….

  60. ایییییش….!!!باز دستم اومد رو ارسال ناتموم موند
    یه چیزی اون مسخره پایینو روم به دیفال بمن که نگفتی؟حالا چرا خشم خونت رفته بالا؟
    بعدشم,پسر بد توچرا اینقدمحاوره نویس شدی,اول دفه اینجوری نبودی,ب املا من گیر میدادی حالا باید یکی بخودت گیر بده(یه وخ,اصن,مث,وضی),ولی ازین کلی خندم گرفت روند نوشتن تورو باید بررسی کرد…
    بعدشم من احساسمو راجع به موندن نموندن گفتم…..ولی واقعا حالاحالاها موندنیم….وگرنه این چندروز که کسی نبودغیبم میزد….من احساس کردم شاید توهم همین حسو داری……بی خیال این موضوعو….یه اشتباهی کردیم دیگه…
    حالا حاسکلت خوسبه سعید؟……

  61. اون سایتای خارجی فقط محض سرکاری و خنده بوده…..
    اینجا,حداقل تاپ ناز,وضعش فرق میکنه…بحث فقط خنده نیست….

  62. اه … چقد بده وختي اعصابت خورده بعدش يدفه بسته اينترنتت هم تموم ميشه و نصف شبه و هيچكاري از دستت بر نمياد!!!
    آره بخدا اسم نواهر بزرگم فاطمس و اسم دخترش ريحانس!!!!
    موند نموندن رو كلا بيخيال شو چون من فعلا با اين موضوع حال نميكنم ، عصباني هم كه ميشم يه خرده بي كنترل ميشم !!! (بابت مسخله هم ببخشيد!!!)
    من موندم اين دوستت چقد بيكاره بخدا اصن به اون چه كه تو كجايي!؟!؟!؟والا !!!
    در مورد محاوره نويس هم تاثير رفيق نايابه!! البته بقول شاعر من چند روزي با گل نشستم وگرنه من همون خاكم كه هستم!!!بعدشم تو نميخاد واسه من احساس كني !!! خب ؟؟؟
    راستي اگه بخاي با اين مشكلت اذيت كني منم يه كامنت رو كاملا فارسي بي فاصله مينويسم تا ادب بشي ….
    البتهوقتيباشمادرحالمصاحبتباشيمكهديگهحاسكلمونخوبميشهولينهزيادرديفنيستممشكلاتميهخردهدارهاذيتمميكننكمكمدارمكمميارمالبتهبازمميگمزانونميزنمحتياگرسقفآسمانازقدمكوتاهترشود…

  63. آره خب اون سايتاي خارجي كلا بحثشون فرق ميكرد … آخه سايتاي تفريحيشون رو زياد نميرفتم يني راستش زياد بلدشونم نبودم… ولي اين تاپ نازه خيييييلي فرق ميكنه !!! البته اولش زياد برام فرقي نميكرد ولي كم كم متفاوت شد … بالاخره ….
    ولي خداييش اون سايتاي خارجكي … ولش كن اصن …

  64. انگار امداد غیبی بوده وخدا دیشب به داد من رسید,فک نمیکردم اینقد مهم باشه….
    باشه….,ما تسلیم…..!!!من که نمیخام اعصابتو خورد کنم یا ناراحتت کنم…..
    اون دوستمم نگو که این بحث همش تقصیر اون بود…..
    که میخای منو ادب کنی؟؟؟؟؟هه هه….
    زندگی باید کرد……گاه بایک گل سرخ…..گاه بایک دل تنگ…..گاه باید رویید درپس یک باران……گاه بایدخنــــــــــــــــــدیــــــــــــــد باغمـــــــــــــــــــی بی پااااااااایاااااااااان……….
    همیشه آدمایی که بیشتر میخندن مشکل و رنج وغم بیشتری دارن……بهر حال اون غم وغصه که تموم میشه…..این خنده معجزه میکنه…..

  65. هه هه هه. … امداد غيبي !!! شايدم ولي حسابي از دست گوشيمم كفري شده بودما…
    ميدونم كه شما نميخايد كسيو ناراحن كنيد ولي خدا بگم اين دوستاي فضولت رو چيكا كنه!!!
    حالا تونستي اونو بخوني يا نه؟؟؟

    شعرت هم خييييلي قشنگ بود ممنون… اين شعر هم مينويسم برات كه جبران كامنتاي تندم باشه:

     منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست می دارم
    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید
    ترا در بی کران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد
    رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه می جویی؟
    تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟
    تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب می دانم
    تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،
    یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم 
    طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت 
    که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته می گویم، خدایی عالمی دارد
    تویی زیباتر از خورشید زیبایم،
    تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
    وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت می گفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟
    هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که می ترساندت از من؟
    رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
    این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی
    به پیش آور دو دست خالی خود را.
    با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
    غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
    بگو جز من کس دیگر نمی فهمد. به نجوایی صدایم کن. 
    بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان
    قسم بر اسب های خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم
    قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
    قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
    قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد 
    برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من
    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید 
    ترا در بیکران دنیای تنهایان.
    رهایت من نخواهم کرد. 
     
    سهراب سپهری

  66. نه په….!!!!منتظر شدم تو ازراه برسی واسم بخونی…….الان دقیقا تو احساس کردی اون شعرو من به چه مناسبت برات نوشتم؟ها؟
    وقتی فهمیدم همچین کاری کرده میخاستم جفت پا برم تو صورتش….باهاش مشکلی ندارم,خوبیم,ینی من باهیچ کدوم از دوستام مشکلی ندارم,ولی بضیاشون بنا به دلایلی بدشون نمیاد یه کم حالم گرفته شه….!!!!
    شعر خیــــــــــــــــــــــــلی قشنگی بود,قبلا یه قسمتیشو داشتم,ممنون,ازین چیزا خوشم میاد…

  67. خوشم مياد كه خداييش آدم باهوشي هستي!!! بابت شعر هم بازم ممنون … جالب بود برام…
    من پارسال تير ماه يه اتفاقي برام افتاد كه نيازم افتاد به دوستام ، خييييييلي رفيق داشتم … يه محكي شد كه همشون رو امتحان كردم و وقتي مسئلم حل شد دور تو زرداشون رو خط كشيدم طوري كه حتي خودشون هم باورشون نميشد … آره عزيز من دوست خوب و بد داره فقط بايد حواسمون رو جم كنيم خوباشو از دس نديم و از بداش ضربه نخوريم!!!
    خواهش ميكنم منم كه گفتم برا جبران اينو گذاشتم برات چون ميدونستم خوشت مياد…

  68. سعید میشه اول لطف کنی اگه میدونی بگی وقتی یه ایمیل برات میاد این سه تا دقیقا ینی چی؟فرقشون چیه؟حوصله آزمون وخطا ندارم…
    ۱.پاسخ دادن۲.پاسخ به همه۳.هدایت
    ببخشید,من از هرچی کامپیوتر واینترنت سر در نمیارم…

  69. راجع به شعر خواهش میکنم,قابلی نداشت…..اون جمله آخریم اصن خوندنش سخت نیس,ربطی به هوش نداره….درمورد دوستاهم راس میگی,ولی خداییش کلا آدم خرشانسیم وتواین یه مورد دیگه بیشتر,دوستای توپی دارم وهیچ وقتم احساس تنهایی نکردم….ازین آدما هم بهرحال پیدامیشن….
    گفتی واسه”جبران”؟؟؟؟؟به هیچ وقت نمیخاد حس وجدانیت گل کنه,خودم به وقتش ازخجالتت درمیام,,,دیشبم احساس کردم اعصابت خورده اگه گیر نمیدی سعی کردم درکت کنم,وگرنه کلکل تو اون وضعیت معنی نمیدادو بیشترعصبانیت میکرد,منم نمیخواستم زیگزاگی رو اعصابت راه برم….
    بعدشم اعصاب منم بهرحال خورد میشه دیگه….(چقد ازکلمه اعصاب استفاده کردمااااااا!!!)

  70. اول جواب سوالت رو بدم:
    ببين اون ايميلي كه ساختي اگه بخواي ميتوني كم كم دوستات رو add كني كه ميلشون رو داشته باشي و نخواي هي ازشون بپرسي… خب حالا يه ايميل كه مياد برات:
    ١- پاسخ دادن: با اين گزينه يه ميل جديد برا ارسال مياره برات كه آدرسو نوشته براي هموني كه فرستاده بوده برات و تو فقط كافيه متن ايميلو بنويسي و ارسال رو بزني…
    ٢- راستش من چون انگليسيشون رو بلدم الان به اين شك كردم !!! مطمئني؟(( پاسخ به همه يا ارسال به همه؟؟؟))
    ٣- هدايت: خب اين ايميلي كه برات اومده رو شايد بخواي برا كسي بفرستي كه با اين گزينه برعكس ١ عمل ميكنه يني ايندفه متن ميل رو مينويسه (متن ميلي كه ميخواستي بفرستي) ولي جاي آدرس رو خالي ميزاره كه شما مينويسي و ارسال و استادش ميكني…
    اون توضيح بالا رو راستي برا ٢ نوشتم و بعدش شك كردم به ٢ ..جوابم رو كه دادي بهت ميگم…

  71. خب باشه سخت نيس … بابا چرا ميزني ؟؟؟ اصن باهوش نيستي!!! والا خب چي بگم؟؟؟
    در مورد دوستات اگه اينطوره بروخدا رو شكر كن ولي اينم بدون كه دوست رو موقع سختي ميسنجن چون تا همه چي رديفه كه خوب بودن كاري نداره!!!!
    آدم ميترسه ازت تعريف كنه وگرنه الان ميگفتم كه خوشم مياد كه دخمل فهميده اي هستي ! ازت ممنونم كه دركم كردي … بخدا بضي وختا بدجوري ميريزم بهم مثلا اون شب … من همه جوره هم اعلام آمادگي ميكنم كه شما از خجالتمون در بيايد و تلافي كنيد …

  72. یه دنیااااااااااااااااا ممنووووووووووون….,ببخشید تو هم شدی کتاب مرجع
    اون هدایت رو که کلا نمیدونستم,فهمیدم……,آره دقیقا نوشته پاسخ برای همه,ولی بیخیالش,مهم نی,بعدا خودم میوفتم توش,ببینم قضیش چیه؟,,,راستش راجع به پاسخ دادن,دیروز مث یه دخترخوب بدون اینکه هیچ چیزی رو دست کاری کنم رفتم توقسمت مربوطه کلی نوشتم,مثل یه دختر خوبتر بعدش بدون هیچ حرکت اضافی زدم ارسال,ولی دو دقیقه بعد ایمیله برا خودم فرستاده شد,الانم که نیگا میکنم کامنتی رو که ظهر کلی نوشتم,اصن نیومده,ولی مشکلی نیست رو لینک کلیک کنم وارد خود پست میشم(شایدم از اول باید همین کارو میکردم)
    حالا یکی نیست بمن بگه چرا اینقد برات می حرفم….!

  73. آخ که چقد تو”پسمل””خوووووووووووفی”هستی…..
    بااااااااااااش,شما هرچی”عجقت”میکشه تعریفای”خوجل خوجل”کن……من”چیکال دالم”….کیه که از تعریف بدش بیاد…(دیدم ازین زبون نوظهور خوشت میاد گفتم حسابی کیفور بشی)
    بعدشم روزگاره دیگه….
    گهی زین ب پشت….گهی پشت به زین…
    گهی خنده……………گهی گریه……..

  74. نه بابا … اين چه حرفيه؟؟؟ قاول شما رو نداره … ازين بيشتر از دستمون برنمياد كه براتون انجام بديم!!!! خوشحالم كه سوالات رو ميپرسي…
    آره شما وقتي جواب ايميل تاپناز رو فرستادي رفته برا ادمين … بدم نبوده البته يكم خنديده … دخمل خوب شما باهاس تو سايت كامنت بزاري…
    ازين زبون راس راسي خوسم مياد يني تهشه ديگه اتفاقا ريحان و هانيه ( اينم برادر زادمه راستي ) هم كه اينجوري باشون حرف ميزنم كيف ميكنن..
    آخه من ديدم ميگم باهوش ميگي نه سخ نبود و ازين حرفا … گفتم شايد تو اين مورد هم استثنائي باشي!!!
    دخمل خوف و نازنين ، فلشته لوي ژمين …

  75. آخه سعید من از کجا این قواعدو بدونم,قبلا یه کامنت میذاشتیم میرفتیم,پشت سرمونم نگا نمیکردیم….الان ادمینم با این سوالای من حسابی خندش میگیره,گفتم که باید بیوفتم توش تا دستم بیا…..,راجع به اون زبونم فک کنم همینجوری پیش بری کم کم باید یه مترجم برا خودم استخدام کنم…چون هر دفه که برام یه پیام از طرف بچه ها میاد چیزای جدیدی بهش اضافه میشه(خنده دارترینش این بود,تطولی=چطوری,این تو ی سایت بود,)…برادر من بابات راس میگه…ولی خودتم میگی مشکلات داری…ولی من چی میگم این وسط نمیدونم…ولی چه خونواده پرجمعیتی هستین شماها!!!!اصن تمومی نداره……آهان یه چیز دیگه هم موند,راجع به حسادت مردا تردید ندارم,ولی چون مسافرت بودمو خسته حوصله اثباتشو ندارم…

  76. البته خب حق داري ولي چيز خاصي نيست … سريع مياد دستت كه چيه جريان …
    زبون هم زبونه رو به رشديه … يكي از رفيقام ميخاس دو سال پيش بره بعنوان يكي از زبانهاي زنده دنيا ثبتش كنه… باسم زبون فالوسي!!! ( تطول مطولي؟=چطور مطوري؟! — جالبترش اينه : خَشٓن=قشنگ!)
    آره بابا راس ميگه … مشكلاتم تمام قضيه نيست … ولي فعلا اين بحثو كلا بي خيليم… ولِ لِش…
    بابا پرجمعيت كجا بوده ؟!؟ هنوز يه تيم فوتبال نشديم كه !!! شما خونواده هاي نوظهور عادت ندارين وگرنه من هميشه ميگم اين جديديا ميخان چيكا كنن كه يا يكين يا دوتان ؟!؟!؟!؟!واسه هم دوره ايهاي باباي من كه ٤ پسر ٢ دختر چيزي نيست (( تازه شعار بابام فرزند كمتر ، زندگي بهتر بوده !!!))
    ولي خب اينم بگم ، دخمل بد ميگي تمومش كنيم اونوخ الان دوباره داري صغري-كبري ميچيني واسه حسادت مردا؟؟؟

  77. راستی خودمم میدونم اون بحث کلکل بود….منم بیشترشو محض همین گفتم…شاید یه جوری نوشتم که جدی خونده میشه…..

  78. ادمیــــــــــــــــــــــــــــــن؟!؟!؟!سحر خیز شدی…….؟؟؟؟؟یا چشام دارن آلوبالوگیلاس میچینن؟؟؟
    نه نه…..به هیچ وجه نمیخام شرو کنم…!من؟اون خود واقعیم نبود؟خاب داشت!نمیفهمیده چی میگه؟من خودم ادبش میکنم….
    فالوسی…؟!؟!؟!ههههههههه هههههههههه
    ولی جالب اینجایه این زبونو دخملای فالوسی بنیان نهادند وهمه جا باسم اوناست که چقد لوسن….ولی انگار بکام پسراستو اونا دارن زنده نگهش میدارن….

  79. نه بابا ادمين سحرخيز نشده كه من و تو قاطي كرديمو فك ميكنيم صبه !!!! ادميني كه من ميشناسم رو چه به اين كارا؟؟؟؟
    ولي خيييييييييلي زبون لوس بازي ايه اصن بضي وقتا چندش آور ميشه !!!! ولي چه ميشه كرد زبون زبون خشنيه…

  80. یه دفه ادمین همچین کاری کرده…..ببینم میتونیم اساسی پشیمونش کنیم یانه….

  81. سعید تو کجایی؟حالت خوبه؟
    مهدی چی؟حالش خوبه؟تو اون پست چی داره میگه؟من که درست نفهمیدم چی گف؟

  82. برو پست پوتين

  83. منم بخاطرهمین تو این پست مینویسم که دیگه بچه های سایت کمتراحتمال داره بیان,اگه غریبه هم بیادحوصله خوندن این مثنوی۷۰من کاغذو نداره….,فقط میمونه ادمین,که اونم باید ببخشه که از کوپن بقیه هم استفاده میکنیم.
    راجع به مهدیم نمیدونم بعدازچنوقت کامنت گذاشت بعدازدوروز اومد میگه حالم خوب نیس…سعید میدونه…
    بعدشم خودت یه روز میای انگاردوپینگ کردی باچنان انرژی با دخترا کلکل میکنی,بعدش غیبت میشه….,نمیدونم چی بگم…..بگم میفهمم,میفهمی که نمیفهمم,چون نمیدونم,اگرم بدونم بازم پیچیده میشه….بضی وقتا انگار جدی جدی میخاد قلب آدم از دهنش بیاد بیرون…من نمیدونم ,شاید اعتقاد نداشته باشی,ولی یه صفحه قرآن یاچیزی شبیه این خیلی آدمو آروم میکنه..
    خودمم فهمیدی دیگه دلم نمیخاست کلکل کنم,چون این یه هفته سخترین روزای عمرم بود,اشکم دراومد,تازه امروز از زیر منگنه دراومدم
    خوش بحال من…!!!؟؟؟؟آره خب…کمتر کسیه که همچین حرفی رو بهم نزده….همه چیز داشتم,آیندمم ظاهرا چیزی کم نخواهم داشت….همه باید بگن خوش بحالت…همه فقط اینارو میبینن,اونی که ازداخل مث خوره آدمو میخوره نمیبینن…بدترین مشکلم اونیه که نشه به کسی بگیش…ولی باید ساخت دیگه…بقول خودت حتما خدا بامن اینجوری حال میکنه…خودش میدونه وخودم….اگه اون اینجوری میخاد من دیگه چیکاره ام…خودش میحلـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّـّه
    راستی شرمنده,الان کامنتتو دیدم…

  84. نه بابا دشمنت…
    آره حق با توس … راس ميگي … بعضي وقتا ميگم خوش به حال زنا !!! راحت ميزنن زير گريه و خودشون رو راحت ميكنن… ميدوني بضي وقتا مث حالا دلم لك ميزنه واسه يه گريه درست و حسابي!!! ولي چه كنيم كه مرد براي رفع دلتنگياش گريه نميكنه قدم ميزنه …!!!
    شايد باورت نشه ولي هنوز تو خيابونام !!!! فردا صبم ساع ٧-٨ ميخوام بيدار شم !!! حالا بيدار شدم يه كامنت ميزارم!!!
    فشاراي داخلي هم سختن ولي واي به حالي كه فشارها خارجي باشن اونوقته كه اگه كم بياري مث يه كاغذ باطله مچالت ميكنن !!!
    راس ميگي بضي وقتا با يه سري فكرا و حرفا و خوندنا انرژي خودم رو ميبرم بالا … ولي وختي ديگه فشار مشكلات از قدرت زانو بيشتر ميشه …………
    بخدا … بخدا اصلا نميدونم كه الان چرا دارم اي حرفا رو ميزنم شايد اگه مجازي نبودي هيچوقت … هيچوقت اينا رو از زيون من نميشنيدي… هيچوقت!!!
    ولي يه خرده آدم آروم ميشه … اميدوارم ادمين زياد بدس نياد ازين كامنتاي بي ربط من …
    ولي مساىلم كه حل بشن ايشالله … تصميمات بزرگي دارم برا زندگيم … ديگه خسته شدم از يه جور بودن … اگه يه وقت الان چيزي گفتم كه ناراحتت كرده يا ياد مشكلات خودت انداختت ، ببخش!

    آموخته ام که بخندم تا دیگران با خنده من و یا به خنده ی من بخندند تا اینکه غمگین در گوشه ای باشم و دیگران را با اندوه خودم بیازارم.

  85. اين كامنت آخري هم كه موند تا حالا!!
    دكتر شزيعتي:

    اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم… اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم… اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم… اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخش
    هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! … نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

  86. نه تو مانی ونه من مانم…..ونه هیچ یک از مردم این آبادی….
    به حباب نگران لب یک رود قسم…….و به کوتاهی لحظه شادی که گذشت…..غصه هم می گذرد……آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند……
    لحظه ها عریانند….به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز…..
    همه چیز را به خــــــداااااایـــــت بسپار….او به ما آگاه است…..درهمین نزدیـــــــــــــــکیست…..مطمئن باش تو را میبیــــــــــــند…..باهمه اندوووووووووه دلت…..اندکی صبر که گشـــــــــــــایش نزدیک است…
    شاید برات تکراری بود……
    موفق باشی…..

  87. نه تكراري نبود…خيلي قشنگ بود ممنون
    اينم يه شعر فوق العاده تكراري ولي قشنگ:

    در گذرگاه زمان
    خیمه شب بازی دهر
    با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
    عشقها می میرند
    رنگها رنگ دگر می گیرند
    وفقط خاطره هاست
    که چه شیرین و چه تلخ
    دست ناخورده بجا می مانند.

  88. دخترا که قربونشون برم بهشون بگی بالا چشت ابرو دیدم,یا بسرعت نورتبدیل به سوسکت میکنن یا زورشون نرسه تبدیل به ابربهار میشن…,تکلیفت باهاشون مشخص نیست…من خوبشم….ولی مردا۸۰درصد رفتاراشون عین همه,بقول یه نویسنده فقط قیافه هاشون فرق داره که بتونیم بشناسیمشون
    بعدشم چه ناراحتی؟ازون حرفا بود!…مشکلم بپای سختیهای بقیه نمیرسه….ولی چیکا کنم,همه گیجم کردن….ازاینکه تکلیفم باخودم مشخص نباشه متنفرم…همینم حسابی جریم میکنه…
    فایده مجازی بودن همینه دیگه….انگار نیستی….یه جورایی مرموزی…
    توهم نگران نباش,اگه ازون دست آدمهایی نباشی که بادست خودشون گورخودشونو میکنن,تو زندگیم همش چوب ندونم کاریای خودشونو میخورن(بهت نمیخوره ازین آدما باشی)زودی تموم میشه…
    این پست به لطف من وتو کم نمونده که بره تولیست پرپربازدیدترینها,من دیگه اینجا کامنت نمیزارم,ولی درعجبم بحث ازکجابه کشیده میشه…هه!شعراتم خیلی قشنگ بود…میزنی به خال…ممنون…

  89. تازه اين كامنتو ديدم!!!!!!
    آره حق با توست … اين پستو بيخودي شلوغش كرديم يكي بياد بخونه فك كنم اون دعايي كه اونجا نوشتي رو برامون ميخونه!!! بابت همه چيز هم ازت ممنونم …
    ايشالله هميشه شاد و پرانرژي باشي
    بقول ادمينمون كه امشب با اون پستش تركوند : خداوند براي هر چيزي كه اجازه اتفاق افتادنش را ميدهد دليل دارد، ممكن است ما هرگز نتوانيم حكمتش را درك كنيم اما بايد به اراده و خواست او اعتماد كنيم!!!

  90. خواهش میکنم,توهم همینطور…
    کاریت داشتم داخل یه پست دیگه که فقط خودت اشتراک داری میزارم….

  91. باشه ولي من يه سوال ادبياتي دارم ميرم تو پست پوتين ميزارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *