گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
خانه / سرگرمی / شعر و داستان / متن ترانه های داریوش اقبالی ( آواز، پریها، راهی)
loading...

متن ترانه های داریوش اقبالی ( آواز، پریها، راهی)

متن ترانه های داریوش اقبالی

در این قسمت متن سه ترانه از داریوش اقبالی را قرار داده ایم. ترانه هایی از ایرج جنتی عطایی

متن ترانه های داریوش

ترانه های داریوش اقبالی

آواز پریها

شعله زد عشق و من از نو

نو شدم

پر شدم از عشق تو

مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

من به خود برگشتم از تو

تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخنده خدا می گیرم و

شکل آواز پری ها می شوم

با تو من هم جامه ی شب می شوم

هم طپش با گرگره تب می شوم

با تو من هم بستره گلبرگ ها

از شکفتن ها لبالب می شوم

شعله زد عشق و من از نو

نو شدم

پر شدم از عشق تو

مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

من به خود برگشتم از تو

تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخنده خدا می گیرم و

شکل آواز پری ها می شوم

آه ، هستی جز تمنای تو نیست

آه ، لذت جز تماشای تو نیست

یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام

زندگی جز مرگ در پای تو نیست

شعله زد عشق و من از نو ،

نو شدم

پر شدم از عشق تو

مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

من به خود برگشتم از تو

تو شدم

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخنده خدا می گیرم و

شکل آواز پری ها می شوم

 خواننده: داریوش

 شعر:ایرج جنتی عطایی

ترانه های داریوش, ترانه های داریوش اقبالی

متن ترانه های داریوش اقبالی

راهی

در تب و تاب رفتنم ، به فکره راهی شدنم

تو ای همیشه هم سفر، مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس ، به هر کس از من بنویس

ای تو هوای هر نفس ، هر نفس از من بنویس

مرا به دنیا بنویس ، همیشه تنها بنویس

به آب و خاک ، آتش و باد ، برای فردا بنویس

تو جان من باش و بگو ، به یاد من باشو بگو

میلاد من باش و بگو، جانان من باش و بگو

نفس اگر امان نداد‌ ، روی خوشی نشان نداد

رفت و دوباره برنگشت ، مرا دوباره جان نداد

دست و زبان من تو باش ، نامه رسان من تو باش

حافظه ی تبار من ، نام و نشان من تو باش

بگو حکایت مرا ، قصه ی هجرت مرا

توشه ی از غزل ببخش راه زیارت مرا

تو جان من باش و بگو ، جانان من باش و بگو

به یاد من باش و بگو ، میلاد من باش و بگو

نفس اگر توان نداد ، مرا دوباره جان نداد

به این همیشه ناتمام ، زمان اگر امان نداد

تو جان من باش و بگو ، زبان من باش و بگو

بر سر گلدسته ی عشق ، اذان من باش و بگو

بگو که مثله من کسی ، به پای عشق سر نداد

از آنسوی آب خبر نشد ، خبر نداد

تو جان من باش و بگو ، به یاد من باشو بگو

میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو

به یاد من باش و بگو ، میلاد من باش و بگو

جانان من باش و بگو ، به یاد من باش و بگو

خواننده: داریوش

شعر:ایرج جنتی عطایی

همچنین بخوانید :

loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *