گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
صفحه اصلی / گالری تصاویر / عکسهای دیدنی / عکس قدیمی روزنامه از اسید پاشی روی صورت داریوش خواننده

عکس قدیمی روزنامه از اسید پاشی روی صورت داریوش خواننده

عکس قدیمی روزنامه از اسید پاشی روی صورت داریوش خواننده

برای بزرگنمایی رو تصویر کلیک کنید.

اسید روی صورت داریوش
اسید روی صورت داریوش
loading...

7 دیدگاه ها

  1. خب صفحه۵۲ کجاست؟؟؟؟؟آدمو کنجکاو میزارین…..

  2. دقيقا…
    اونم من كه ابركنجكاوم…
    امشب پوست اينترنت رو ميكنم تا بفهمم برا چي اينكارو كرده؟!؟!؟!؟
    ولي داريوش صداي خوبي داره… مخصوصا اون آهنگ “”ميون اين همه كوچه كه به هم …””

  3. وَجَدْتُ … وَجَدْتُ…
    اوووه هركي ندونه ميگه حتما دليل اصلي وجود سياهچاله ها رو كشف كرده…!!!

    اسید پاشی بر روی داریوش
    شاید این مطلب برای بعضی از شماها جالبه که بدونین علت اصلی اسید پاشی بر روی صورت داریوش چه بوده و حقیقت رو خودتون کشف کنید- من می دونم که همتون از من بهتر می دونید که علت چه بوده ولی من برای اون دسته از عزیزانی که می خوان بیشتر و بهتر از ماجراهای دوران زندگی اسطوره ی ایران بدونن نوشتم.

    قضیه اسید پاشی بر روی صورت داریوش از این قرار بود:

    مریم زنی بود که در سیستان و بلوچستان زندگی میکرد و نه داریوش و نه کس دیگه ای رو میشناخت و تنها بود .روزی یکی از اقوامش وقتی از تهران رفت یشش نوار کاستی برای او برد که اون نوار داریوش بود .س از مدتی وقتی مریم نوار رو گوش کرد شیفته و عاشق صدایی شد که میخوند “بوی گندوم مله من هر چی که دارم ماله تو یه وجب خاک ماله من هرچی میکارم ماله تو” و برای این اهنگ گریه میکرد و دونبال خواننده این اهنگ و این صدا گشت و وقتی فهمید این صدا برای شخصی نیست چون داریوش به تهران امد و دنبال داریوش گشت و به کابارها میرفت تا داریوش رو یدا کنه تا روزی به مریم گفتند داریوش تو یکی از کاباره ها برنامه داره و مریم برای ان شب دسته گل یاسی گرفت و به انجا رفت و داریوش رو دید که داره میخونه .و وقتی برنامه داریوش تموم شد رفت پشت سن و با چشمی پر از اشک به داریوش سلام گفت و دسته گل یاس رو به داریوش داد “گل یاس نازنینم میشکنم پجمرده میشم نزار اشکاتو ببنیم” و از اونجا با داریوش رابطه پیدا کرد تا اینکه پس از مدتها از داریوش خواست که با او ازدواج کند اما مریم هم شوهر داشت هم بچه که داریوش به این علت مخالفت کرد و گفت من نمیخوام به شوهرت خیانت کنم که مریم منظور داریوش رو بد فهمید و خیال کرد داریوش میگه برو از شوهرت طلاق بگیر و بچهاتم بده دست اون بعد با تو ازدواج میکنم و مریم رفت همینکارو به خاطر داریوش کرد و بعد از مدتی به داریوش گفت کاری که خواستی کردم و حالا با من ازدواج کن که داریوش از این کار مریم عصبی میشه و قبول نمیکنه و میگه من هیچوقت نگفتم که از شوهرت طلاق بگیر من اصلا قصد ازدواج با تو رو نداشتم “در ان دوران داریوش با گوگوش رابطه داشت” و مریم هم تصمیم انتقام از داریوش رو گرفت و در پارک خرم “ارم امروز” که داریوش در حال اجرای برنامه بود مریم تغییر چهره داده بود و کلا گیس گذاشته بود با عینک دودی که بتونه بیاد تو و داریوش هم از قبل به بادیگاردا گفته بود مریم رو راه ندن تو اما به خاطر تغیر چهره مریم کسی او را نشناخت و وارد سالن شد و لیوانی هم به دست داشت که در ان اسید بود و منتظر فرصت بود که به روی داریوش اسید بپاچه تا دیگه هیچ دختری عاشق داریوش نشه و انتقامشو بگیره و داریوش دو تا اهنگ خوند و اهنگ سومی اهنگ نفرین نامه بود که شروع به خوندن کرد و مریم در همان لحظه به روی صحنه دوید و لیوان رو به طرف داریوش پرتاب کرد و داریوش ه که هیشه چشمانش رو میبنده و میخونده فقط احساس سوختگی کرد و فریاد زد اب که داریوش رو به پشت سالن بردند و بعد به بیمارستان اما به گفته خود داریوش خوشبختانه در ان روز کت پوشیده بودم و به علت همین سوختگی کمتر شد. اما در موردی که سوال کردید چرا الان جاش معلوم نیست کاملا در اشتباهیتت داریوش لاله گوش نداره و کاملا گوش و صورت سمت راستش اگه اشتباه نکنم معلومه سوخته اما به دلیل اینکه ریش میزاره کمتر معلوم میشه.

    این ها مربوط به نوشته هایی از مریم محمدی بود در كتاب شکوفه ی سیاه که نوشته شده خود مریم محمدی است

      اما واقعیت چیست؟؟؟

    یکی از عالی ترین مقامات امنیتی و نظامی سابق کشور  که در جریان جنگ ایران و عراق نیز حضوری گسترده داشته است  ایشان که به دلیل مراودات گسترده با مقامات عالی رتبه کشوری و لشکری رفت و آمد های زیادی نیز به زندان اوین داشته عنوان فرمودند که در سال 1374 در زندان اوین با  یک شخص نظامی که از جریان کودتای نوژه باقی مانده بودند گفتگویی داشته و عنوان فرمودند که این شخص در صحبتهایش از مریم عامل اسید پاشی بر صورت داریوش به عنوان یکی از رهبران ماجرای کودتای نوژه یاد کرده اند . کودتای نوژه در سال 1359 اتفاق افتاد و اکثر کسانی که در آن ماجرا نقش داشتند اعدام شدند که یکی از اعدام شدگان مریم بود که با نام مستعار قمرالملوک فعالیت می کرده.

    این دوست عزیز که در حال حاضر یکی از بزرگترین سایتها در زمینه دفاع مقدس را اداره می کنند و به گفته خودشان سالیان سال است که دیگر در ارگانهای دولتی فعالیتی ندارند و به عنوان نویسنده جنگ کتابهای مختلفی را نیز چاپ کرده اند عنوان داشتند که مریم عامل اسید پاشی بر صورت داریوش،  مامور ساواک بوده و به دستور ساواک به داریوش نزدیک شده و این عمل شنیع را انجام داده است . این دوست عنوان فرمودند که چندین سال پیش فیلمی به نام رابطه پنهانی با بازی ابوالفضل پورعرب در رابطه با ماجرای کودتای نوژه ساخته شد که در آن فیلم از یک زن به عنوان رهبر کودتاچیان یاد می شود که این زن همان مریم  است.

    والا نميدونم!!! الله اعلم …

  4. !!!!!!………OoOoOoh
    چه تلاااااااااااشی…….!!!!اول که دیدم وحشت کردم….رکورد زدی….
    ولی عجب آدمی بوده این “مرمر مرموز”……..ساواک چه پدرکشتگی باداریوش داشته هااااااا!!!

  5. ساواك و هر ” سازمان اطلاعات و امنيت كشوري ” با همه كسايي كه بخواد با نظام و حكومتش مخالفت كنت كار داره عزيز من!!!
    اين مستر داريوشمون هم كه فقط ٣٠ يا ٣٠ بلده بخونه … چه اونم قع و چه حالا
    با اين تفاوت كه اونموقع ايران بود و ميخوند و الان الفرار….

  6. بابا دمت گرم با این توضیحاتت.ایول داری والا

  7. ممنون سعيد راد عزيز كه پس از مدتها واقعيتى رو عنوان كردى كه دو دسته از قاتلين روح در دو دوره زمانى پنهان كرده بودند مريم نه مجنون بود و نه عاشق بلكه مامور ساواك و من در اين رابطه اطمينان كامل دارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *