صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / سینما و تلویزیون / مصاحبه آیدا فقیه زاده بازیگر نقش بهار سریال زمانه

مصاحبه آیدا فقیه زاده بازیگر نقش بهار سریال زمانه

تماشا: آیدا فقیه زاده را می توان از پدیده های بازیگری در سال ۹۱ دانست. «زمانه» اولین کاری است که از او دیده ایم اما با همین اولین تصویری که از او روی صفحه تلویزیون نمایش داده شده خود را به مخاطب شناسانده است.

شاید مرسوم نباشد در مقدمه مصاحبه ها از این دست حرف ها زده شود اما باید اعتراف کرد آرامش، وقار و سواد بسیار این بازیگر طبیعتا کارگردان کاربلدی مثل حسن فتحی را مجاب کرده از بازیگری بی تجربه چون او در کارش استفاده کند.

او با بازی در نقش «بهار» به یکباره دیده شد و مخاطبان تلویزیون را واداشت طرفدارش شوند. اگر می خواهید بیشتر از زندگی شخصی او و افکار و احساساتش بدانید، با گفت و گوی خودمانی و صمیمانه تماشا با این ستاره نوظهور همراه باشید:

آیدا فقیه زاده

شما حرفه بازیگری را از چه زمانی و به چه صورت شروع کردید؟

– من رشته تحصیلی ام در دانشگاه، مهندسی کامپیوتر شاخه نرم افزار بود. سال ۸۷ در دوره جامع کارگاه بازیگری آقای امین تارخ شرکت کردم. سال ۸۸ در یک سریال بازی کردم به نام «راه شیری» که یک کار اپیزودیک بود و من نقش اصلی اپیزودی با عنوان «خلسه» را برعهده داشتم. کارگردان آن آقای عبدالحسین برزیده بودند و خود آقای تارخ هم در آن کار حضور داشتند. البته این سریال هنوز پخش نشده است. «راه شیری» مجموعه ای اپیزودیک بود که هر اپیزود کارگردان و بازیگران و تیم خودش را داشت. بعد از آن هم «زمانه» را شروع کردم که دومین کارم است.

چند سال تان است؟

– متولد سال ۶۳ هستم.

چه شد که یک مهندس کامپیوتر سراغ بازیگری آمد؟

– بازیگری همیشه دغدغه من بوده و خیلی این کار را دوست داشته ام ولی خانواده دوست داشتندکه رشته دانشگاهی ام رشته ای جز بازیگری باشد و پیشنهاد دادند که در یک رشته فنی درس بخوانم. روی همین حساب من کامپیوتر خواندم و تصمیم گرفتم به خواست خانواده احترام بگذارم اما بعد از آن رفتم سراغ راهی که علاقه شخصی ام بود و از بودن در آن احساس رضایت و مفید بودن می کردم اما چرا بازیگری؟ فکر می کنم دلیلی که همیشه بازیگری را دوست داشتم این بود: من همیشه فکر می کنم که کار تصویری کردن زیرمجموعه آن یعنی بازیگری، از ابزاری است که فرهنگ عمومی را ارتقا می دهد و در کنار ابزاری مانند ادبیات، کتاب، رسانه های نوشتاری، مجازی و تصویری، دید مردم و سطح فکرشان را تحت تاثیر قرار می دهد.

به نظر من، مردم با فیلم و سینما می توانند ارتباط خوبی برقرار کنند و تاثیرگذاری این شاخه های هنری روی مردم زیاد است. من دوست دارم از طریق بازیگری به فرهنگ و هنر کشورم و مردمم خدمت کنم و در راه ارتقای فرهنگ و هنر تلاش کنم. من خودم چون خیلی از این هنر تاثیر می گرفتم دوست داشتم بتوانم خودم هم از این راه روی جامعه تاثیر بگذارم.

این اولین تصویری است که مردم از شما دیدند اما همانطور که گفتید دومین تجربه بازیگری تان است و حتما فاصله ای بین این کار و کار قبلی تان بوده. از یک طرف هم شاگرد امین تارخ بوده اید و با توجه به چهره ای هم که دارید به نظر می رسد کارهای دیگری هم در این فاصله به شما پیشنهاد شده است. در مورد آن پیشنهادها و اینکه چرا آنها را نپذیرفتید بگویید و اینکه چطور از «زمانه» سردرآوردید؟

– من سال ۸۸ سریال «راه شیری» را کار کردم. سال بعد از آن یعنی زمانی که هنوز دوره آموزش و یادگیری بازیگری ام تمام نشده بود، پیشنهادهایی برایم وجود داشت. فیلم، سریال، نقش اصلی، نقش فرعی و خلاصه همه جور پیشنهادی داشتم اما در بین اینها یکی، دوتا کار سینمایی بود که حتی قرارداد هم بستم ولی خب این کارها خورد به دوره ای که مشکلات اقتصادی در سینما به اوج خود رسیدو اکثر سرمایه گذارها همان ابتدا کارها را رها می کردند و هیچکدام از آن کارها شکل نگرفت و کلید نخورد. من هم حساسیت های شخصی برای شروع فعالیت هایم داشتم. دوست داشتم کارم را با آثاری شروع کنم که هم به سلیقه من نزدیک باشد و هم کارهای موجه و قابل دفاعی باشند؛ بهتر است بگویم کمی سختگیر بودم تا اینکه از طریق آقای تارخ به «زمانه» معرفی شدم.

اینکه در این مجموعه نقش اصلی زن نیستید برایتان مسئله ای نبود؟ چون در  کار قبلی و آن یکی، دو کاری که نشد نقش اصلی بودید و به نظر می رسد این مسئله برایتان مهم بوده؟

– به نظر من، بهار یکی از نقش های اصلی «زمانه» است. کلا در «زمانه» شخصیت های اصلی؛ ارغوان و بهزاد هستند اما شخصیت های دیگر آن هم کاملا دیده می شوند و جزو کاراکترهای اصلی و پررنگ کار هستند. بهار هم که فکر می کنم بعد از ارغوان پررنگ ترین شخصیت زن داستان است. بعد هم آقای فتحی کارگردان سرشناسی هستند و من از این موقعیت خوشحال بودم. خیلی دوست داشتم با ایشان کار کنم. از طرف دیگر فیلمنامه این سریال را خیلی دوست داشتم. عوامل دیگری هم در این انتخاب موثر بود. مثلا نقش پدر من را که آقای محجوب بازی کردند در ابتدای کار قرار بود آقای تارخ بازی کنند و مدتی هم سر کار بودند که بعدها به دلایلی رفتند. حضور ایشان به عنوان استاد من برایم خیلی دلگرمی و باعث ایجاد انگیزه بود.

چطور به «بهار» نزدیک شدید؟ و چقدر آن از شما دور یا نزدیک است؟

– خیلی به اینکه چقدر به خودم نزدیک یا دور است، فکر نکردم. چون این را از همین ابتدا پذیرفتم که به عنوان بازیگر باید از پس هر نقشی بربیایم اما به هر حال آنجاهایی که می توانستم برای باورپذیرتر و بهتر شدن این نقش از وجود خودم استفاده کنم، استفاده کردم. برای بقیه ماجرا هم از کتاب هایی که خواندم، فیلم هایی که دیدم و آدم هایی که می شناسم و راهنمایی های آقای فتحی، کمک گرفتم.

برای بعد شغلی و اجتماعی «بهار هم تحقیق کردم. البته این هم از راهنمایی های آقای فتحی برای همه نقش ها بود که بروند و درباره شغلی که دارند تحقیق و مطالعه کنند. من مدت ها به بیمارستان های مختلف می رفتم و از نزدیک با انترن ها گفت و گو می کردم و کارشان را می دیدم. کلا به نظرم یک بازیگر باید آن چیزی که از او خواسته می شود را از فیلتر وجودی اش عبور دهد و نکاتی را از خودش بگجیرد و از محیط، پیرامون، منابع دیگر و دانش خود هم استفاده کند.

الان که سریال در حال پخش است چه تغییری در زندگی تان ایجاد شده و مردم در کوچه و خیابان چه واکنشی به شما نشان می دهند؟ آیا پیشنهادهای کاری تان زیاد شده است؟

– خدا را شکر استقبال از کار خیلی خوب بوده و مردم هم وقتی من را می بینند محبت دارند و می گویند «بهار» را دوست دارند و حتی دلشان برای او می سوزد. پیشنهادهای کاری هم که طبیعتا بیشتر شده اما خیلی عجله ای برای شروع کار جدید ندارم و اتفاقا هر چقدر قبلا حساسیت داشتم الان بیشتر شده.

کمی بیشتر از آیدای پشت دوربین و زندگی شخصی اش برایمان بگویید. جز بازیگری چه کارهای دیگری انجام می دهید؟

– من در رشته تحصیلی خودم هیچ وقت کار نکردم چون بلافاصله که فارغ التحصیل شدم به کلاس بازیگری رفتم. من همیشه چه الان که مشغول این کار هستم و چه قبل از اینکه وارد کار بازیگری بشوم بیشترین زمانم را به کتاب خواندن مشغولم و اصلی ترین و بیشترین زمان زندگی من به کتاب خواندن می گذرد بعد هم فیلم دیدن و تمرین های کاری.

از کتاب های تاثیرگذاری که این اواخر خواندید بگویید؟

– من کتاب «برنده تنهاست» نوشته پائلو کوئیلو را چند وقت پیش خواندم و خیلی دوست داشتم. «مرشد و مارگاریتا» را هم به تازگی خواندم که البته فکر می کنم همه اهل کتاب ها آن را خوانده اند. چون کتاب خیلی معروفی است و من هم واقعا شیفته اش شدم. این روزها هم دارم «دنیای سوفی» را می خوانم و خیلی دوستش دارم. معمولا کتاب هایی را که دوست دارم یک بار نمی خوانم و تازه بار اول که می خوانم علاقه مند می شوم و بعد چند بار دیگر هم می خوانم.

مهمترین ویژگی «زمانه» برای شما چیست؟

– اینکه تاثیر ویرانگر دروغ در زندگی آدم ها را نشان می دهد. آن زمانی هم که برای تحقیق به بیمارستان ها می رفتم سختی کار پزشک ها و پرستاران خیلی روی من تاثیر گذاشت.

کسی در خانواده شما سابقه کار هنری دارد؟

– نه، پدرم مهندس کشاورزی هستند و مادرم بازخرید هواشناسی.

چندتا بچه هستید؟

– ۲ تا دختریم. من دختر بزرگ خانواده هستم.

شما مجرد هستید یا متاهل؟

– مجردم.

امیدوارم خوش شانس باشم

آیا آیدا فقیه زاده تصمیم دارد دیگر بازیگر باشد و اگر از او بپرسند شغلش چیست، بگوید بازیگری؟

– اصلا دوست ندارم به بازیگری به عنوان شغل نگاه کنم. بازیگری بیشتر برای من یک دغدغه مهم است و می خواهم این داداه را به شکل حرفه ای دنبال کنم. یعنی بحث شغلی آن برایم مهم نیست و بیشتر دوست دارم دغدغه ها و حرف هایی را که دوست داشتم به مردم گفته شود بگویم و تاثیر هنری و اجتماعی را که می خواهم، بتوانم روی مردم بگذارم.

یعنی مسئله درآمد برای تان اهمیتی ندارد چون به هر حال شغل راهی برای امرار معاش و تامین نیازهای مالی در زندگی است.

– من چون خیلی روی انتخاب هایم حساسیت دارم، فکر می کنم بین کارهایم فاصله های طولانی خواهد افتاد، مگر اینکه خیلی خوش شانس باشم. وقتی این فاصله ها بیفتد به هر حال بحث درآمد مهم می شود. بنابراین اینطور نیست که اصلا به درآمد فکر نکنم اما اینکه به صرف درآمد بخواهم مرتب کار کنم با حساسیت هایم را کنار بگذارم و هر کاری انجام دهم، نه این تصمیم من نیست.


به خلوتم وابسته ام

– من خلوت خودم را خیلی دوست دارم. قطعا هیچ کس بدش نمی آید که دوستش داشته باشند ولی شهرت می تواند خلوت آدم را به هم بریزد و من اینقدر به خلوتم وابستگی دارم که می خواهم از همین نقطه شروع اصلا به این مسائل فکر نکنم و به طرفشان نرم. من فقط زمانی دوست دارم اذز خلوتم بیرون بیایم که سر کار باشم و بحث کار در میان باشد. سر همین کار، شلوغی پشت صحنه را دوست داشتم و دیدن تلاش و انرژی تک تک بچه های گروه کلی به من انرژی می داد. کارگاه بازیگری مان را هم خیلی دوست داشتم و با بچه ها رابطه صمیمانه و خوبی داشتیم. بیشتر دوستان سینمایی من هم دوستان همکلاسی ام در کارگاه بازیگری هستند. متین ستوده، شهرام قائدی و عطا عمرانی از همدوره ای های من بودند.

loading...

نوشته مشابه

سریال شهر تو را می خواند داستان قسمت آخر و تمام قسمت های سریال

خلاصه داستان تمام قسمت های “سریال شهر تو را می خواند” و قسمت آخر در …

2 دیدگاه ها

  1. سلام بنظرم خیلی ایدا خانوم محافضه کار هستن که اصلان ماه تولد و شهر تولد اسم پدرو مادرو خواهرشونو بکسی نمیگن!!!نمیدونم چرا اما اکثر بازیگرا ایرانی معروف و معمولی مثلان الناز شاکردوست که فک میکنم طرفداراش خیلی هستن ولی با تعدادشون کاری ندارم همه موارد فوق که اشره کردمو گفتن واصلان اباهیم ندارن ولی نمیدونم ایشون چرا جز ساله تولدشون چیزه دیگیو نگفتن یا نمیگن؟؟!!!من کلی با گوگل سرچ کردم ولی هر صفحش همون حرفهای تکراری هست که قبلان گفته نحوه ارتباطش مثل فیسبوک و اینستاگرامشو اصلان نگفته که کسی باهاش در ارتباط مستقیم باشه خلاصه نمیدونم چرااینقدر محافضه کارن اکثر بازیگرا زن حتی غذا یا مثلان رنگ مورد علاقشونوم میگن ایشون فقط گفتن متولد 63 هستن

  2. خیلی قشنگ بازی میکنه به نظر من بهترین بازیگره ک تاحالا دیدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *