اشعار شب یلدا | زیباترین اشعار مخصوص شب یلدا از شاعران مختلف

گلچین اشعار ویژه شب یلدا و شب جله را از شاعران مختلف (شعر کوتاه و بلند عاشقانه و زیبای شب یلدا)

اشعار ویژه شب یلدا

ازین شربت یکی پیمونه بردار

اناری آتشین دردونه بردار

درین یلدا تو شیرین کن لبانت

بیا قاچی از این هندونه بردار

**

شب یلدا ز راه آمد دوباره

بگیر ای دوست از غم‌ها کناره

شب شادی و شور و مهربانی است

زمان همدلی و همزبانی است

در آن دیدارها تا تازه گردد

محبت نیز بی‌اندازه گردد

به هر جا محفلی گرم و صمیمی است

که مهمانی در آن رسمی قدیمی است

به دور هم تمام اهل فامیل

شده بر پا بساط میوه، آجیل

ز خوردن خوردنِ این شام چلّه

شود مهمان حسابی چاق و چلّه!

همه با انتظاری عاشقانه

نظر دارند سوی هندوانه!

نشسته با تفاخر تــوی سینی

کنارش چاقویی را هم ببینی

چو گردد قاچ قاچ آن هندوانه

شود آب از لب و لوچه روانه!

بساط خنده و شادی فراهم

اس ام اس می‌رسد پشت سر هم

جوانان آن طرف‌تر جوک بگویند

دل از گرد و غبار غم بشویند

کسی را گر صدایی نیم دانگ است

در این محفل پی تولید بانگ است!

زند با “ای دل ای دل” زیـــــر آواز

ز بعد آن هاهاهایی کند ساز!

ببندد چشم و جنباند سرش را

بخواند شعرهای از برش را!

چنین با شور و نغمه، شعر و دستان

خرامان می‌رسد از ره زمستان

شمردم مــــن ز چلّه تا به نـــوروز

نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز!

کنون معکوس بشمارید یاران

که در راه است فصل نوبهاران….

**

اشعار شب یلدا

شعر بلند ویژه شب یلدا

آسمان رنگ شب یلدا گرفت

یاد تو آمد به قلبم جا گرفت

تا سحر غم با دلم هم خانه بود

از فراق تو دلم دیوانه بود

یاد تو چندیست مهمانم شده

خاطراتت آفت جانم شده

هرچه می‌گویم سخن از یاد توست

در سکوت من فقط فریاد توست

**

اشعار معروف شب یلدا

من بلندای شب یلدا را

تا خود صبح شکیبا بودم

شب شوریده بی فردا را

با خیال تو به فردا کردم

چه شبی بود!؟

عجب زجری بود!؟

غم آن شب که شب یلدا بود

**

شعر سعدی در مورد شب یلدا
باد آسایش، گیتی نزند بر دل ریش

صبح صادق ندمد تا شـب یلدا نرود

**

باز هم یلدا رسید و دل من زار گریست

عکس محبوب به دست

نگهی ز شیشه پنجره بیرون افکند

شب بود و سکوت و یک جهان دلتنگی

با خود اندیشه کنان گفت:خدایا

راز این عشق ز چیست؟

انتظار و بی قراری ام ز کیست؟

او که با من همه جا هست و فقط گاهی نیست

ناگهان ستاره چشمک زد و پشت ابرها قایم شد

آسمان مکثی کرد

نم نمک باران شد

گویی از بغض صدای دل من

چشم خیس آسمان نیز گریست

عکس محبوب به من می خندید

خنده هایش همه رویایی بود

همه دریایی بود

همه از جنس بلور شب یلدایی بود

و من از خوشحالی

شاید هم ترس ز سوز یک تب سرمایی

عکس محبوب نهادم بر دل

تا مبادا بلرزد ز غم تنهایی

صبح شد

آسمان دل من ساکت بود

لیک باران محبت همچنان می بارید

اشعار شب یلدا

شعر زیبا در مورد شب یلدا از خواجوی کرمانی
مهره مهر چو از جلقه مینا بنمود

ماه من طلعت صبح از شب یلدا بنمود

**

شعر شب یلدا از اوحدی مراغه‌ای
شب هجرانت ای دلبر، شـب یلداست پنداری

رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

**

شعر شب یلدا از عبید زاکانی
با زلف تو قصه ایست ما را مشکل

همچون شب یلدا به درازی مشهور

**

شعر زیبا در مورد شب یلدا از وحشی بافقی
شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد

در پس و پیش هزاران شـب یلدا ببرد

**

شعر شب یلدا از فیض کاشانی
چه عجب گر دل من روز ندید

زلف تو صد شـب یلدا دارد

**

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر

با همه گرمیم… با دل های تنها بیشتر

درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم

قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر

بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار

زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر

هر شبِ عمرم به یادت اشک می ریزم ولی

بعدِ حافظ خوانیِ شب های یلدا بیشتر…

اشعار شب یلدا

شعر کوتاه شب یلدا از فروغی بسطامی
من از روز جزا واقف نبودم

شب یلدای هجران آفریدند

**

شعر شب یلدا از خواجوی کرمانی
هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک

کس نشان ندهد که ماهی را دو شـب یـلدا بود

**

شعر کوتاه شب یلدا از سعدی
هنوز با همه دردم امید درمان است

که آخری بود آخر شبان یلدا را

**

شعر شب یلدا پروین اعتصامی
دور است کاروان سحر زینجا

شمعی بباید این شب یلدا را

**

اشعار شب یلدا

شعر کوتاه و زیبا در مورد یلدا از محتشم کاشانی
شـب یلدای غمم را سحری پیدا نیست

گریه‌های سحرم را اثری پیدا نیست

**

شعر عاشقانه شب یلدا

بر سر آنم که گر ز دست برآید

دست به کاری زنم که غصه سر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

صحبت حکام ظلمت شـب یلداست

نور ز خورشید جوی بو که برآید

بر در ارباب بی‌مروت دنیا

چند نشینی که خواجه کی به درآید

ترک گدایی مکن که گنج بیابی

از نظر ره روی که در گذر آید

صالح و طالح متاع خویش نمودند

تا که قبول افتد و که در نظر آید

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر

باغ شود سبز و شاخ گل به برآید

غفلت حافظ در این سرا چه عجب نیست

هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

**

شب یلدا همیشه جاودانیست

زمستان را بهار زندگانیست

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان از سنت ایرانیان است

شب یلدا و وصف بی مثالش

خداوندا مخواه هرگز زوالش

شب یلدا فراتر از همه شب

نبینم هیچ کس افتاده در تب

شب یلدا ز حزن و غم مبراست

بساط شادمانی‌ها مهیاست

شب یلدا بیا روشن روان شو

به نزد شاعران همزبان شو

شب یلدا شب سال است ای دل

مرا در انجمن شعراست محمل

شب یلدا بلند است و یگانه

نمی‌گیرد دلم هرگز بهانه

شب یلدا کنار دوستان باش

برای ما گلی از بوستان باش

شب یلدا به آجیل و ترانه

بساط میوه‌ها در کنج خانه

شب یلدا، انار و هندوانه

غذا سبزی پلو، ماهی بهانه

**

آخرین روز خزان هم چه گریزان شده است

آذرم رفت و دی سرد زمستان شده است

باد سردی شده و پنجره را می کوبد

گربه را کشته دم حجله و طوفان شده است

شمع و شام شب یلدا و قلم در دستم

بیت بیت غزل از دست تو گریان شده است

به چه احساس قشنگی شده ابری غمگین

بغض بشکسته و همدرد خیابان شده است

با اشارات قلم دست و دلم می لرزد

چشم های تر من گوش به فرمان شده است

شب یلدای من افکار تو و اشعار است

من و این آب اناری که به چشمان شده است

چه شبی بهتر از امشب که تو را یاد کنم

حال و احوال تو بر قافیه مهمان شده است

اشعار شب یلدا

شب یلدا شب عشق و سرور است

شبی طولانی و غم‌ها به دور است

شباهنگام تا وقت سحرگاه

بساط خنده و شادی چه جور است

**

گونه‌هایت سرخی هندوانه

لبخندت انار دانه دانه

گیسوانت هفت اقلیم آجیل

نگاهت مستی و شور جاودانه

**

برهانم ز دردهای زمانه

برقصانم در این بزم شبانه

سحر باش و تا پایان یلدا

غزل خوان به گوش‌های خانه

**

شب یلدا شب غم را شکستن

به یاد هم کنار هم نشستن

شب شادی، شب از غم گذشتن

شب بخشش، شب از هم گذشتن

**

یلدا شب هم‌نشینی و مهمانی

هنگامه عاشقی، غزل افشانی

با آینه سر زدن به باباطاهر

با لهجه ناب عشق، حافظ خوانی

**

ه صد یلدا الهی زنده باشی

انار و سیب و انگور خورده باشی

اگر یلدای دیگر من نباشم

تو باشی و تو باشی و تو باشی

**

اشعار شب یلدا

 شب یلدا، شب شعر، شب حافظ شب شور
شب یلدا، شب سرد، شب طولانی اما بی‌درد
شب یلدا، شب خرمالو، هندونه و خیار سبز
شب یلدا، کوچیکا و بزرگترا زیر یک سقف
شب یلدا، شب فال، فال حافظ، فال حال
شب یلدا، شیشه‌ها بخار دارن کرسیا گرما دارن
شب یلدا، شب آجیل، شب فندق و بسته‌های دربسته و بادومای تلخ
شب یلدا، شب قصه‌های مادربزرگ و پدربزرگ
شب یلدا، شب انار دون‌کرده و گلپر و دلار سبز
شب یلدا، شده حالا تلویزیون و دی‌وی‌دی و ماهواره‌ها
شب یلدا، همه از هم سوا شدن
شب یلدا، به‌جای بابابزرگ و مادربزرگ
یه‌ور سفره کامل جا شده تلویزیون صفحه تخت
شب یلدا اگه بود، شب یلدای قدیم زیر کرسی
فال حافظ مجمع میوه و خنده و آجیل
یادش بخیر شب یلدا، اگه شد، منو بیدار نکنید

**

شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره        بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره
شب شادی وشـــور و مهربانی است        زمـــــــان همدلی و همزبانی است
در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد        محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد
به هرجا محفلی گرم و صمیمی است      که مهمانی درآن رسمی قدیمی است
به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل         شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل
ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه         شود مهمان حسابی چاق و چلّه!!
همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه         نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه!
نشسته با تفاخـــــــــر  تــوی سینی          کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی
چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه          شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه!
بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم         اس ام اس می رسد پشت سر هم
جوانان آن طرف تـــر  جـــــــوک بگویند         دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند
کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است         در این محفل پی تولید بانگ است!!
زند بــــــــا “ای دل ای دل”  زیـــــر آواز         ز بعد آن  “هاهاها”یی کند ســـــاز!
ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را         بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را!
چنین با شور و نغمه – شعر و دستان        خرامان می رســــــد از ره زمستان
شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز        نمانده هیچ؛ جز  هشتاد و نه روز !
کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران        که در راه است فصــــــــل نوبهاران….

مطالب مشابه را ببینید!