اشعار و رباعیات خیام + برگزیده زیباترین رباعیات عاشقانه عمر خیام

مجموعه اشعار زیبا و رباعیات شاعر ایرانی عمر خیام را در این بخش سایت تاپ ناز قرار داده ایم و امیدواریم از مطالعه این اشعار زیبا و عاشقانه لذت ببرید.

شعر و رباعیات خیام

عمرت تــا کـی بـه خودپرستی گــذرد

یا در پـی نـیستی و هستی گــذرد

می خور که چنین عمر که غم در پی اوست

آن بـه کـه بخواب یا به مستی گذرد

—-

چون روزی و عمر بيش و کم نتوان کرد

خود را به کم و بيش دژم نتوان کرد

کار من و تو چنان که رای من و توست

از موم بدست خويش هم نتوان کرد

—-

افسوس که نامه جوانی طی شد

وان تازه بهار زندگانی طی شد

حالی که ورا نام جوانی گفتند

معلوم نشد که او کی آمد کی شد

—-

زان پیش که نام تو ز عالم برود

می خور که چو می بدل رسد غم برود

بگشای سر زلف بتی بند به بند

زان پیش که بند بندت از هم برود

—-

 

مطلب پیشنهادی: شعر عاشقانه حافظ؛ گلچین اشعار زیبای عاشقانه و غزل های کوتاه حافظ

 

اشعار و رباعیات خیام

بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ

وز حاصل عمر چیست در دستم ؟ هیچ

شـمع طـربم ولی چـو بنـشستم هیچ

من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ

—-

چون بلبل مست راه در بستان یافت

روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت

دریاب که عمر رفته را نتوان یافت

—-

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

—-

دو بیتی و اشعار خیام

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه تست

—-

 

مطلب پیشنهادی: شعر عاشقانه غمگین؛ اشعار سوزناک و غمناک عاشقانه برای عشق و جدایی

 

اشعار و رباعیات خیام

می خوردن و شاد بودن آیین منست

فارغ بودن ز کفر و دین دین منست

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست

گفتا دل خرم تو کابین منست

—-

گاويست بر آسمان قرين پروين،
گاويست دگر نهفته در زير زمين؛
گر بينائی، چشم حقيقت بگشا:
زير و زبر دو گاو مشتی خر بين.

—-

هنگام سپيده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری؟
يعنی که: نمودند در آيينه ی صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری!

—-

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

بی باده ارغوان نمی باید زیست

این سبزه کـه امروز تماشاگه ماست

تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست؟

—-

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

—-

مطلب پیشنهادی: اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین شعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

 

اشعار و رباعیات خیام

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب بـه جویبار و چون باد بـه دشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی کـه نیامده‌ست و روزی کـه گذشت

—-

خاکی کـه بـه زیر پای هر نادانی اسـت

کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانی اسـت

هر خشت کـه بر کنگرهٔ ایوانی اسـت

انگشت وزیر یا سر سلطانی اسـت

—-

شعر زیبای خیام

گویند مرا کـه دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در ان نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

فردا بینی بهشت هم چون کف دست

—-

اشعار و رباعیات خیام

چون لاله بـه نوروز قدح گیر بدست

با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست

می نوش بـه خرمی کـه این چرخ کهن

ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

 

مطلب پیشنهادی: اشعار عاشقانه مولانا ؛ مجموعه شعرهای کوتاه و بلند غزل ها و رباعیات خیام در مورد عشق

مطالب مشابه را ببینید!