انشا صدای باران با بیش از 10 انشای ادبی زیبا و کوتاه برای مقاطع مختلف

انشا ادبی زیبای صدای باران

در این بخش چند انشای کوتاه زیبا و ادبی با موضوع صدای باران را برای مقاطع مختلف تحصیلی آماده کرده ایم.

انشا کوتاه ادبی درباره صدای باران

حس عجیبی به انسان دست می دهد، او حس می کند خداوند نعمت الهی برایش را به ارمغان می فرستد،

در این حال است که انسان باید به خاطر این نعمت عظیم و بزرگ که سر منشا تمام موجودات عالم است راه خوشبختی را پیدا کند و با توسل به اهل بیت و قرآن کریم به سعادت اخروی برسد.

وقتی باران به گوش انسان میرسد احساس آرامش به او دست می دهد و سقف و سر پناهی بالای سر خود می بیند و این چقدر عاشقانه است.

وقتی باران به صدا در می آید شایداین قطره های باران اشک های کودکانی باشد که تشنه لبان در صحرای کربلا شاهد شهادت عزیزان خود بودند واشک می ریختند، شاید این باران می توانست روی خیمه های که کفار آنها را آتش زدند.

در حالی که نگاهی به گریه های معصومانه کودکان نینداختند که چگونه گریه می کردند، می بارید! کافران زیورآلات آن ها را زیر عباهایشان ویا چادرهایشان از گوش های کودکان در آوردند و به غنیمت می بردند.

در حالی که نمی دانستند این گریه ها می تواند همان بارانی باشد که قطره قطره از چشمان کودکان به زمین ریخته می شود! آه و افسوس این صحنه ها چه قدر غم انگیز و تاسف بار است.


انشا صدای باران با بیش از 10 انشای ادبی زیبا و کوتاه برای مقاطع مختلف

انشا درمورد صدای باران برای متوسطه اول

طنین دلچسب و شنیدنی مهربانی ماندگار و عمیق خدای بی همتا در صدای باران، پژواکی بی نظیر پیدا کرده است و گوش نواز جان بی آلایش هر موجود زنده ی آگاه به وجود انکار ناپذیر خدایی است.

صدای باران انعکاس ارتعاشات متناوب محبتی است که از وجود بی نهایت خداوند به وجود در نهایت وابسته ی تمامی موجودات عالم هستی بی دریغ می رسد، تا سر تا به پا جان بگیرند و به اندازه ی وسع قالب وجودشان از نوای دل انگیز آن، جرعه جرعه معرفت بنوشند.

صدای باران سرودی است در دل طبیعت که از بارگاه الهی فرمان می گیرد و با ضرب آهنگی متعالی به زمینیان تقدیم می شود، تا در دلشان نشاطی الهی جان بگیرد و شادباشی همیشگی از این نشاط در جان شان بنشیند.

سرودی که هماهنگ می نوازد و هماهنگ می خواند، راز خلقت و راز عشق همیشگی نهفته در این خلقت بی نظیر را.


انشا درمورد صدای باران برای متوسطه دوم

صدای باران نوید التیام بخشیدن به ترک های خشکیده ی فصل های مکرر در انتظار نشستن کویر است برای شنیدن این صدای روح نواز، و مژده ی ساختن دوباره ی گِل وجودی کویر با اصالت و پابرجا، تا در رستاخیزی بی بدیل و شگفت،

چشم اندازی زیبا را پیش روی چشم های مهربان و منتظر آسمان بخشنده، رنگ به رنگ از سبزه و گل به تماشا بگذارد، تا نگاه لبریز از محبت آسمان، پرسه زدن ها و بازیگوشی های زندگی های پا گرفته در این دگرگونی طبیعت را از لا به لای عرصه ی سبز کویر تماشا کند و از سخاوت خود غرق شادی ای دمادم شود.

صدای باران از نوازش های تن خسته ی کویر با قطرات باران شنیده می شود و با نوازش هایی مهربانانه بر بستری سبز بر روی تن جان گرفته ی کویر ادامه می یابد؛ تداومی رنگارنگ و بسیار دیدنی و دوست داشتنی.


انشا ادبی صدای باران

آیا تا به حال به صدای باران فکر کرده‌ اید ؟ باران که می بارد بعضی ها دلشان می گیرد برخی دیگر شاعر می‌شوند. باران یکی از بزرگترین نعمت های خداوند است.

وقتی باران می بارد همه چیز زیبا به نظر می‌ رسد. صدای نم نم باران در کنار نوشیدن یک فنجان چای می‌توانند بسیار دلچسب و دلنشین باشد. وقتی باران می بارد دیگر مردم در مقابل ویترین های رنگارنگ مغازه ها توقف نمی کنند و با سرعت به سمت مقصد خود حرکت می کنند.

این یعنی باران باعث می شود زرق و برق ها ما را از مسیر خود منحرف نکند. یکی دیگر از جلوه های باران این است که سواره ها پیاده ها را با این که نمی شناسند سوار می کنند و آن ها را به مقصد خود می رسانند.

پس می توان نتیجه گرفت باران مردم را دلسوز تر و سخاوتمند تر می کند. باران که می بارد مردم بسیار صمیمی تر و متحدتر می‌شوند. هرگاه صدای باران را میشنویم همه خدا را شکر می گوییم و بابت این نعمتت فراوان و پرسود خوشحالیم.

باران زمین را پاک می سازد، هوا را تصفیه می کنند و آلودگی ها را می شوید. کشاورزان و باغداران بیشتر از سایرین از شنیدن صدای باران لذت می‌ برند دلیل آن آبیاری محصولات و زمین های کشاورزی آن ها می باشد که می‌ تواند به توسعه کشاورزی بسیار کمک نماید.

باران سرشار از خیر و برکت است در کشورهایی که باران به میزان کافی نمی بارد مردم با خشکسالی رو به رو هستند بیماری ها بسیار زیاد می شود و زندگی کردن بسیار دشوار !


انشا با موضوع باران

خواب را از چشمانم ربوده بود. هر کاری کردم نتوانستم چشمان منتظرم را با شهر خواب آلود همراه سازم. از جایم بلند شدم. آرام آرام به سمت حیاط حرکت کردم.

صدای چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد. فضا مملو از بوی باران شده بود. وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم. چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.

چترها را باید بست زیر باران باید رفت، فکر را، خاطره را زیر باران باید برد، با همه مردم شهر زیر باران باید رفت، دوست را زیر باران باید دید عشق را زیر باران باید جست، هرکجا هستم باشم آسمان مال من است.

پنجره، فکر، هوا عشق، زمین مال من است وقتی همنفس باران شدم خودم را به دستش سپردم. حال برخورد قطرات باران را به صورتم حس میکردم. هر قطره از باران جان تازه ای به کالبدم می دمید و زخم های دلم را با هر ترنمش تسکین می داد.

سر مست باران گشته بودم احساس عجیبی داشتم یک نوع احساس سبکی …

دستانم را به سوی خدا بلند کردم و چشمانم به آسمان دوخته شد. ناگهان درهای آسمان بازگشت. صیحه ای از دل آسمان بلند شد و بر قلبم نشست. برخیز و روحت را با باران نگاهت جان تازه ای بخش.

نوری از آسمان بر قلبم فرود آمد و قطرات اشک بر بستر خشک تنهایی ام جاری گشت. حرفهایم را با او زدم و تمام دردها را با او گفتم./ این بود انشای من، از صدای دلنشین باران.


انشای ساده درباره صدای باران

وقتی آسمان تیره و خاکستری می‌ شود به این معناست که باران کم کم شروع می شود. ناگهان صدای مهیبی شنیده می شود این همان صدای رعد و برق است. کم کم باران تند تر و تندتر می شود.

اگر در خیابان باشید می بینید که مردم در خیابان هر کدام به طرفی می روند تا در زیر پناهگاهی قرار بگیرند.

با گذشت زمان کم کم خیابان ها خلوت می شود و خیلی کم پیش می آید که فردی را ببینید که در خیابان است این در حالی است که خیلی ها ادعا می کنند که دوست دارند در زیر باران قدم بزنند.

تا حالا دقت کرده اید که وقتی باران بند می آید خیابان ها چقدر زیبا می شوند همه جا پاکیزه و تمیز می شود و آسمان آبی را می‌توان به راحتی دید.

شاید در لحظه ای که باران می بارد عده ی کمی باشند که از شنیدن صدای باران لذت می‌ برند و به آن گوش می دهند اما به نظر من صدای باران یکی از آرامش بخش ترین صداهای موجود در زمین است.

این صدا می تواند خاطرات خوب و بد بسیاری را مانند یک حافظه قوی در خود بگنجاند. امیدوارم شما نیز جز آن دسته کسانی باشید که از شنیدن صدای باران لذت می برد و صدای باران پر از خاطرات بسیار زیبا و قشنگ برای شما باشد. این بود انشای من.


انشا صدای باران با مقدمه و نتیجه

مقدمه: صدای رعد و برق آسمان سکوت سنگین شهر را می شکند. دانه های تسبیح از دست ابر رها می شوند و هر کدام در جای جای این شهر فرو می افتند. یکی بر سر دشت، یکی بر روی رود. دیگری بر صورت گلی سرخ و آن یکی بر سقف خانه ما.

بدنه: باران با همه عظمتش می بارد تا گلی را زنده کند و زمینی را تازه کند و دل خاک خورده انسانی را از غم بشوید. بارانی که از خود می گذرد تا شاعر با آهنگ دل نشینش شعری بسراید و به راستی که چه صدای موزونی دارد!

صدای تپش قلب آسمان همانند لالایی مادران آرام و گوش نواز است و انسان را به وجد می آورد. صدای شلپ شلپ پای مردمی که با چترهایشان زیر باران قدم می زنند و چاله های آب را رد می کنند نیز زیبا است.

جالب تر ازآن کودکانی هستند که بدون توجه به باران، همچنان گل کوچک بازی می کنند سر و از پا نمی شناسند و بدون هراسی از سرما خوردگی فریاد می دوند و فریاد می زنند ، دعوا می کنند و در نهایت خسته می شوند.

باران شدید مرا مجبور میکند به خانه پناه می ببرم. بهترین مکان خانه هنگام بارش باران اتاق زیر شیروانی است. صدای تاک تاک باران اتاق را پر کرده است و این پیام را به من می دهد که باران هنوز ادامه دارد.

و د رپس این پیام، امید به آینده را نیز در وجود من تداعی می کند. اینکه بالاخره باران تمام می شود و از خانه بیرون خواهم آمد.

نتیجه: مرواریدهای الهی به بزرگی خداوند متعال ایمان دارند و این گونه از اوج آسمان پایین می آیند و سر بر خاک می گذارند. در حالی که ما انسان های روی زمین هنوز در خواب غفلت به سر می بریم.

پس چه خوب است که با شنیدن صدای این نعمت بزرگ الهی ، از خواب غفلت بر خیزیم و خدا را با تمام وجود حس کنیم.


انشا درمورد باران

نه، از پشت پنجره روی صندلی چوبی نشستن و چای گرم در دست گرفتن و کتابی زیر بغل گذاشتن نمی نویسم، از شیشه ماشین های در حال حرکت نمی نویسم.

می خواهم با باران روبرو شوم و طعم و صدا و عطرش را احساس کنم. باران چه در خود دارد که این همه احساس در شعر و ادبیات تمام ملت ها برانگیخته است ؟

این قطره آب های سرگردان در هوا و معلق میان زمین و آسمان چه در خود نهان دارند که این چنین ما را به وجد در می آورند.

برای فهمیدن و درک کردن باران، به خیابان می روم و زیر بارش تند باران قدم می زنم، میدوم و شیره ی باران را با بوییدنش به عمق جانم می کشم.

چند لحظه می ایستم، با تمام تن گوش می شوم و صدای برخورد دانه دانه های باران را که به کف خیابان ها و تن درختان و پیشانی خودم برخورد می کند، پذیرا می شوم.

موسیقی عجیبی است، باید خودت را درونش حل کنی و قطره قطره باران شوی و از گوشت آسمان کنده شوی و به قلب زمین فرو افتی تا بفهمی صدای باران چیست.

باید حنجره ی ابرها شوی که انعکاس هیاهوی شان بر زمین نقش می شود، تا بتوانی ترنم باران را بشنوی و لذت ببری.

اصلا حیف باران نیست که بنشینیم زیر سقف سیمانی ؟ حیف ابرها نیست که بر سر ما نبارند ؟ حیف ما نیست که زیر سایه ابر نرویم… باران دارد می بارد برای ما، برای شما! ابر دارد می خواند برای گوش های ما، که آوازش را بشنویم!

زبان تنها مال آدم ها نیست! ابرها هم زبان دارند. و در زبان ابرها کلمات بهتری یافته می شود.


انشا صدای باران پایه هشتم

مقدمه: باران یکی از با ارزش ترین نعمت های خداوند است. این نعمت اگر روزی نباشد بشر نیز نابود می شود.

تنه انشا: باران همواره نعمت با ارزش خداوند است که از ابرها حاصل می شود. باران از برخورد ابرها و ارتعاشاتی که در آن ها صورت می گیرد حاصل می شود.

در بعضی از نقاط ایران به دلیل نزدیکی به دریا باران بیشتری می بارد مانند مناطقی چون گیلان و مازندران. اما مناطق مرکزی ایران به دلیل خشکی و دوری از دریا همواره با کمبود باران و کم آبی رو به رو هستند.

صدای باران برای این مناطق بسیار دلنشین تر است هر چند که باران برای مناطق شمالی نیز سرشار از شعف و سرور است. وقتی باران می بارد صدای نم نم باران که بر برگ های درختان می خورد احساس بسیار زیبایی در من ایجاد می کند.

باران وقتی می بارد بوی خاک را بلند می کند که با آن صدا، من را به زیباترین رویاهایم می برد. صدای باران همواره این احساس را تلاقی گر است که اگر روزی نباشد بشر چه خواهد کرد.

باران باعث رویش درختان و مزارع و پر شدن آب های زیرزمینی است و نقش بسیار مهمی در تامین آب شیرین زمین دارد. باران گاه به صورت نم نم است و گاه انقدر شدید می شود که باعث آب گرفتگی معابر و سیل می شود.

سیل یک بلای طبیعی است که گاهی گریبان گیر انسان ها می شود و صدمات جبران ناپذیری را به بار می آورد. صدای باران هرگاه بسیار شدید شود.

در من ترسی را ایجاد می کند که مبادا به سیل منجر شود. ولی در بیشتر مواقع از صدای نم نم باران لذّت می برم و احساسی سرشار از آرامش را به روح ام تزریق می کند.

نتیجه گیری: باران یکی از با ارزش ترین نزولات خداوند است. صدای آن بسیار دلنشین است، زیرا نمایانگر حاصل خیزی و رشد گیاهان و درختان است. باران سرشار از عشق و محبت است.


انشا درباره صدای باران برای ابتدایی

مقدمه ی زیبای زندگی انسان ها و تمامی موجودات روی این بزرگ پهنه ی خاکی، لطف بی دریغ پروردگاری است که همواره بر گوشه گوشه ی زندگی این دنیا به وسعت سال های سال، با طراوتی جاودانه می بارد و می بارد و جان جهان را لبالب تازه و با طراوت می سازد،

بذل توجهی بی منت که با بارش جاودانی اش، نشاط و تازگی را در وجود تک تک موجودات نتیجه می دهد، بی آن که طلبی داشته باشد از جنس قدرت بی نهایت خویش که سیطره اش بر تمامی موجودات هویداست.

صدای باران صدای بارش مرحمتی است که پروردگار عالمیان به منظور آفرینش تازگی و نشاط برای همگی موجودات خلق نموده است، تا پژمردگی برای شان خاطره ای باشد از جنس تجربه هایی دور.

مطالب مشابه را ببینید!