انشا مذهبی + 10 انشا با موضوعات مذهبی مانند نماز و ماه محرم برای پایه های مختلف تحصیلی

مجموعه انشا با موضوع مذهبی

در این مطلب مجموعه 10 انشا زیبای مذهبی با موضوعات مختلف مانند نماز، خداوند، ماه محرم و … را آماده کرده ایم. این انشاها برای پایه های ختلف تحصیلی دبستان با مقدمه، بدنه و نتیجه گردآوری شده اند.

انشا: داستان کودکانه ماه محرم

عمو سعید مـن یک ورزشکار قوی اسـت. مـن وی را خیلی دوست دارم. یک روز بـه او گفتم تـو بهترین عموی دنیا هستی. عمو سعید کمی فکر کرد و گفت :نه مـن بهترین عموی دنیا نیستم ولی بهترین عموی دنیا را می شناسم. گفتم خوب او کیست؟
عمو سعید گفت بهترین عموی دنیا حضرت عباس علیه السلام اسـت. گفتم چرا او بهترین عموی دنیاست؟ عمو سعید گفت: خوب قضیه اش مفصل اسـت.

گفتم مفصل باشد خواهش می‌کنم برایم تعریف کنید. عمو سعید گفت: در کربلا، کاروان امام حسین بـه وسیله دشمنان محاصره شده بود. دشمنان سنگدل نمی گذاشتند کـه امام و یارانش از آب رودخانه ي فرات استفاده کنند. قحطی آب، خیلی زود همه ی ي اهل حرم را تشنه کرد. بیشتر از همه ی، بچه ها تشنه شده بودند.

اما بچه هاي امام حسین می‌دانستند کـه عموی شجاع شان میتواند از میان محاصره کنندگان عبور کند و برایشان آب بیاورد. چون عموی آنها یک فرمانده ي بسیار نیرومند و یک شمشیر زن ماهر بود. وقتی تشنگی شدید شد، حضرت عباس بـه دستور امام حسین، همراه بیست نفر دیگر بـه سمت گوشه اي از رودخانه ي فرات حمله کرد.

او با شجاعت و مهارت زیادی مشغول جنگیدن با سربازان یزید شد و حواسشان را پرت کرد تا دوستانش بتوانند مشکها را پر از آب کنند. مشکها کـه پر شد همگی توانستند از دست سربازهای یزید فرار کنند و آب را برای اهل حرم بیاورند. بچه هایي کـه جلوی خیمه ها ایستاده بودند دیدند عمو در حالیکه مشک آب روی دوشش گرفته ،بـه سمت آنها می‌آید. بچه ها از پیروزی عمو خوشحال شدند.

مـن از حرفهای عمو سعید خوشم آمد و ذوق کردم اما عمو سعید با ناراحتی گفت روز عاشورا اتفاق دیگری افتاد. آن روز این عموی مهربان دیگر نتوانست بچه ها را خوشحال کند. او با مشک آب بـه سمت رودخانه رفت اما بعضی از سربازان، پشت درختها پنهان شده بودند و از پشت سر و از پهلو بـه او حمله کردند و وی را تیرباران کردند.

عمو عباس باوجود این کـه از دستهایش خون می ریخت، مشک آب رابه دندانش گرفته بودو سعی می‌کرد هر طوری شده مشک آب رابه خیمه ها برساند. اما دشمنان، وی را محاصره کردند و مشکش را پاره کردند و خودش را هم بـه شهادت رساندند. عمو سعید، آخر قصه را در حالی برایم تعریف کرد کـه اشک می ریخت. مـن هم آن روز برای بهترین عموی دنیا گریه کردم.


انشا زیبای ماه محرم

ماه  محرم  یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری)

و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. شیعیان در این ماه به عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش می پردازند.  اهل سنت نیز روز عاشورا را سالگرد روزی می دانند که موسی دریای سرخ را شکافت و خودش و پیروانش از آن عبور کردند. اهل سنت این روز را گرامی می دارند.

سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد.عاشورا، دهمین روز از ماه محرم در تقویم هجری قمری است ، شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با تقویم هجری خورشیدی این روز برابر با سه‌شنبه، ۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی است . در این روز حسین بن علی  و یاران وی در رویداد کربلا در جنگ با لشکر یزید کشته شدند و مسلمانان در آن سوگواری می‌کنند. در مناطق شیعه نشین مراسم عزاداری برگزار می‎‏‌شود.

در تقویم رسمی ایران، افغانستان، عراق، پاکستان و هند این روز تعطیل می‌باشد.

سوگواری برای کشته شدان کربلا در همان روزهای پس این واقعه انجام شد. در اربعین هنکامیکه اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنکامیکه بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند.سوگواری برای حسین بن علی و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد. در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه پیدا می‌کند.

در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام می‌شود.

این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این مراسم در میان غیر‌مسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های ایران برگزار می‌شود. سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد.


انشا مذهبی

انشا مذهبی در مورد محرم و امام حسین (ع)

محرم می آید و قصه ی اندوه آلاله ها  را در گوش جان ها زمزمه می کند

دوباره شهر بوی غمی آسمانی  می گیرد.

خیابان ها سیاه پوش زخم بزرگ تاریخ می شوند ،محرم می رسد با یک دنیا اشک و غم ،محرمی که یاد آور کربلاست،همان سرزمینی که تمام هستی به گِردش طواف می کندمحرم می آید،روزهای گریه بر عزیز زهرا؛روزهای عطش و تشنگی ،ایثار و شهادت…گاه می اندیشم  به بیابان های عطش،به بوته های سوخته ،به قلب های کوچک اما به وسعت تاریخ،به کودکان بینوا و یتیمان کربلا آنها که یادآوری دردشان،تمام وجودم را می سوزاند.

گاه کربلا را به خاطر می آورم دشت نینوا را …

کربلا با حسین(ع)معنا می یابد

او که عطر حضورش را از خیمه هایی که آکنده  از نگاه سکینه بود حس می کنم و فریادش را  که در بلندای آسمان به گوش می رسد،هنوز نوای کربلایی اش همه جا شنیده می شود«اگر دین ندارید لااقل آزادمرد باشید…» کربلا یعنی  جلوه ی حضور  ابوالفضل العباس(ع) ،سقای تشنه لب،ماه بنی هاشم،یعنی داغ زاده ی ام البنین که کمر مولا را شکست ؛او که بر قله افتخار ایستاد و دستان بریده اش بلندترین قصیده ی ایثار و مردانگی بود ،اوکه کودکان را هم شرمنده ی دستانش کرد،کاش نمی دیدند چگونه با دستان بریده آب آورد و به خیمه نرسید …

کربلا یعنی رشادت علی اکبر؛

شبیه ترین بنی هاشم به رسول خدا (ص)که شهادتش قلب سیدالشهدا را به درد آورد .کربلا یعنی دلاورمردی قاسم که امانت برادر بود و شهادت را «احلی من العسل» می دانست ،یعنی ناله ی علی اصغر شش ماهه ای که با قندانه خونین در یاری پدر غریبش شهید شد.

انشا محرم با متن ادبی

کربلا یعنی  بی طاقتی رقیه،

او که بعد از عاشورا پدر را از عمه سراغ می گیرد و بی قرار پدر می شود:

عمه بابایم کجاست؟هنوز باور ندارد که بابای غریبش سر بر بدن ندارد، آنقدر می گرید که سر را می آورند و لحظاتی بعد در کنار سر بی تن و تازیانه خورده ی پدر آرام می گیرد آرامشی ابدی…و کربلا یعنی صبر و ایستادگی زینب…امان از دل زینب …امان از دل پردرد زینب …امان از صبر زینب…کدام مصیبت را باور کند و برکدام عزیزش بگرید و ناله سردهد …

کربلا یعنی درد یعنی بلا و مصیبت یعنی تشنگی و عطش…

اما….تو ای سرزمین رنج دیده …ای کربلا!…

درد کشیدی اما درمانش نکردی؛غم دیدی اما نسوختی،تازیانه های دشمن را دیدی و تاب آوردی ،کاروان یتیمان را دیدی و دم نزدی…کربلا از تو شکایتها دارم کاش تو تنهایش نمی گذاشتی…کربلا تنها تو اینک در گذر زمان مانده ای همچنان استوار،تو قبله ای هستی که همه روزه عاشقان حسین را می بینی،بمان همچنان استوار بمان و عشق عاشقان حسین را بعد از قرن ها نظاره کن …


انشا زیبای مذهبی محرم

انشا درباره محرم

ناگهان طوفانی از خون شد،ناگهان علم دگرگون شد 

از زمین تا آسمان ناگاه ،غرق دردریایی از خون شد

انشا ماه محرم

محرم ماه حماسه وخون می آید

مقدمه : سلامی می کنم به محرم وخون هایی که برروی سنگ های داغ کربلا نقش بسته است .

سلام بر حسین(ع) پسر زهرا(س)

که دریک سوی میدان با قامتی استوار ایستاده بود و درآن سو لشکری بزرگ وانبوه در برابرش صف کشیده بودند، او که به جز آتش وتشنگی دستی به یاریش نیامد تا زمین از خون او و یارانش رنگین شد ؛در روز بزرگ عاشورا؛ روزی سراسرغم و اندوه و ناله،گویی آن روزخورشید،نور خود را از دست داده بود مصیبتی بس طاقت فرسا بود ،سلام بر حسینی که مانند کوه درتیرباران دشمن ایستادگی کرد وگل ها ی باغ هستی اش دراین راه پرپر شدند.

وقتی زینب(س)شمشیرهای فتنه را می بیند که در آسمان می رقصند و بر جان کسی ضربه می زنند که خداوند از همه بیشتر عاشقش بود ،وقتی شش ماهه حسین(ع)در برابر دیدگانش پرپر می شود وقتی جوانی قاسم و نوجوانی علی اکبر را ازدست رفته می بیند چگونه باید صبر کند و این همه مصیبت را به دوش بکشد …آسمان که هیچ حتی رودها هم از دلتنگی اش مرثیه می خواندند و عزادار او بودند..

 کاش ما قدر این خون هارا بدانیم

وبه یاد داشته باشیم که چرا امام حسین(ع) این رنج هاراتحمل کرده است،چرا زینب الگوی مقاومت و ایثار و جانفشانی است…کاش درس های محرم و عاشورا را از یاد نبریم که محرم زنده است تا تاریخ زنده است.


انشا مذهبی نماز

مقدمه :

با نام خداوند انشای خودرا درمورد نماز آغاز میکنم

کـه امام صادق«ع» در مورد ان فرمودند:

هرکه نماز را سبک بشمرد او راشفاعت نخواهم کرد.

متن انشا :

نماز می‌خوانیم تا بندگی خودرا بـه آفریننده ي جهان هستی ثابت کنیم و بگوییم کـه جز تو سرپناهی برای کمک و یاری نداریم. غیر از تو سنگری برای مقابله با دشمنان تو نداریم و فقط تویی هم درد ما در مشکلات پس بـه تو سجده می‌کنیم.

نماز خواندن ودر نهایت ایمان یک شخص بـه آموزش و اعتقاد خانواده و مخصوصا پدر و مادر بستگی دارد. پس خانواده هاي‌‌ ما در ابتدا خود اعمال دینی ومخصوصا نماز«جماعت»را انجام دهند و از کودکی بـه فرزندان خود آموزش بدهند تا دربزرگسالی دچار مشکل نشوند. وهمچنین نباید والدین فرزندان خودرا طوری بـه نماز خواندن وادارند کـه انها فقط بـه خاطر پدر و مادرشان نماز بخوانند و وقتی کـه آنان نیستند هیچ توجهی نداشته باشند. پس همان طور کـه گفته شد ما باید در کودکی و همچنین کودکان را تشویق بـه اینکار کنیم.

ما انسان ها گاهی نماز را برای دیگران میخوانیم و گاهی برای استفاده بردن از معنویات ان ولی ما موظفیم در برابر نعمت هاي‌‌ بیکران خداوند متعال وی را سپاس گوییم. پس بـه عقیده ي من ما نماز را برای شکر خدا و مهمتر از ان رضای خدا می‌خوانیم.

نتیجه گیری:

در آخر این نکته را فراموش نکنیم کـه امام حسین «ع» حتی در ظهر عاشورا در میدان مبارزه در برابر تیر هاي‌‌ دشمن هم نماز را رها نکرد.


انشا کودکانه درمورد روزه گرفتن

این ماه بعنوان خجسته‌ ترین و بهترین ماه در اسلام شناخته می شود. از این ماه بعنوان ماه میهمانی خدا نیز نامبرده می شود. حدیثی نیز در این زمینه از پیامبر اسلام نقل شده‌ است: ماه رجب ماه خدا، ماه شعبان ماه من و اهل بیتم و ماه رمضان ماه مسلمانان است.

شب قدر «که در باور مسلمانان، قرآن در آن شب بر پیامبر اسلام فرو آمده است» نیز بنابر روایات در یکی از ۳ شب نوزدهم، بیست‌ و یکم یا بیست‌ و سوم این ماه واقع شده است. رمضان با شروع ماه شوال پایان می‌پذیرد. در روز اول شوال نیز عید فطر برای جشن یک ماه روزه‌داری مسلمانان برپا می شود.

مهم ترین پرهیز این ماه روزه است. روزه داران قبل ازطلوع تا غروب آفتاب از خوردن وآشامیدن خودداری میکنند و سعی می کنند با بازرسی خواسته‌های خود تزکیه نفس را تمرین و ملکه کنند. بجز خوردن و آشامیدن، آمیزش جنسی، دروغ گفتن در مورد پیامبر اسلام، فرو بردن سر در آب، و رسیدن دود و غبار غلیظ به حلق نیز باعث باطل شدن روزه میشود.

عده ای از مسلمانان مقید هستند که در ماه رمضان یک دوره قرآن را از اول تا آخر تلاوت نمایند.


انشا درباره روزه و ماه رمضان

در روزهای رمضان عشق و حال های روزانه مانند خورشیدی تابان در بین تابستانی داغ و سوزان در گرم ترین حالت خود طلوع می کنند ودر تاریک ترین و نیمه جان ترین حالتشان در دم دم های شب غروب می کنند و بعد از نیم ساعت دوباره جانی دگر میگیرند و این بار چون ماه می شوند.

حوصله ی آدم ها در ماه رمضان مثل ماه در اول رمضان از مو هم نازک تر است اما تا به وسط های رمضان می‌رسد بدن هم مثل روح عاشق روزه داری می شود و بازهم بعد ازآن شروع به خستگی می کنند تا … به راستی که روزه در ساعات اول بهشت است ولی در ساعات آخر کوه کندن است.

فقط در خانه با بیتابی از این اتاق تا آن اتاق می رفتم و نیرو ی عظیمی را از طرف یخچال و آشپز خانه و مخصوصا شیر آب احساس میکردم. آشپزخانه مانند آهنربایی روحم را دفع و جانم را جذب می‌کرد و من هم مانده بود در تناقضی عجیب.

با چشمانی خسته و به قول بعضی ها صبحانه نخورده می‌نشینم پشت لپ‎تاپ تا مدتی از ابر آهنربای یخچال دور بمانم . تقریباً ساعت های ظهر بود.

هر کجا که صحبتی آغاز می شد، تمام نمی شد مگر این که وسطش از غذا و آب حرفی گفته شود. همه ی جا حتی در کلاس رشید هم ممکن بود حرف از غذا بیاید و من چون شیری گرسنه فقط صبر میکردم. زمان دیر دیر می گذشت. هر ثانیه گویی دو برابر ثانیه ی قبلش بود.صبح را جوری با لپتاپ و بازی و نرم افزار خودرا سرگرم کردم اما گویی فایده نداشت.

یاد باد دو ماه قبل که بعد از مدرسه تا بازی ها را از روی سیستم اجرا میکردیم می‌دیدیم نیم ساعت گذشته است و از درسمان هیچ چیز پیش نرفته است اما امروز که درس نیست هیچ انگیزه ای هم مثل قبل برای بازی کردن نیست.

خلاصه ی کلام که بالاخره بعد از بازی و خواندن درس های زبان در دقیقه ی نود، وقت کلاس زبان و دیدار رشید می‌رسد. ناگاه در این زمان بود که یک چیزی مانند خوره به مغزم و جانم میزند و من در عین خامی و جوانی هوس میکنم که با دوچرخه بزنم تا کلاس زبان.

با چشمانی سرخ و بدنی خیس و با سرعتی بین یک و صفر و کاملا غیر عقلانی. همان ده میلی لیتر آبی را هم که در بدنم مانده نصیب پوستم می شود.

هر لحظه سرعتم کمتر می شود. با چهره ای رنگ پریده و فرو انسانی و رو به موت می‌شوم مضحکه ی پیکان هایی که رد میشوند و میروند و گویی فاصله هر لحظه دورتر می شود و در این میان آدم هایی را میتوان دید که معلوم نیست روزه گرفته اند یا روزه آنها را گرفته است؟


انشا کوتاه در مورد خدا

خدا رو توی زندگیت باور کن تا ببینیش.

بعضیا میگن خدایی که دیده نمیشه و خدایی که خودش رو نشون نمیده به چه دردی میخوره و کجای زندگی ماست؟

مسئله اینه که خدا توی قلب ماست و دیده نمیشه اما باور میشه،

وقتی که خدا رو باور کنی اون موقع میتونی رد پاش رو توی قسمت های مختلف زندگیت ببینی،

اون موقع میتونی موقعیت هایی از زندگیت رو ببینی که اگه خدا در اونها نقش نداشت قطعا تو شکست میخوردی

و در همون موقعیت ها طعم خوش زندگیت به پایان میرسید.

بعضی ها به دنبال اینن که خدا رو با چشم سر ببینن و حرفش رو با گوش سر بشنون اما نکته ای که هست اینه که خدا با این ها دیده و شنیده نمیشه،

خدا با چشم دل دیده میشه و صداش با گوش دل شنیده میشه.

هر وقت تونستی خدا رو در قلب باور کنی، یعنی با چشم دل اون رو دیدی و با گوش دل صداش رو شنیدی.

چقد خوبه که ما آدما دستمون رو به سمت کسی به غیر از خدا دراز نکنیم.

خالق تموم کسایی که ما توی ذهنمون داریم تا برای کمک به سمتشون بریم کیه؟ خداست!

این خدا خالق من و تو هم هست پس چرا وقتی که میتونیم دست مون رو به سمت خدا دراز کنیم تا اون دستمون رو بگیره،

دستمون رو به سمت بنده خدا دراز می کنیم؟

این مسئله ای هست که باید توی ذهنمون حلش کنیم.

تا وقتی که دستمون رو به سمت غیر دراز کنیم، ارزشمون رو کمتر و کمتر میکنیم و ممکنه حتی پاسخی هم نگیریم اما وقتی که دستمون رو به سمت خدا دراز می کنیم،

نه تنها ارزش مون از قبل بیشتر میشه بلکه پاسخی هم که قراره از اون بگیریم حتمی هست

و خدا حتما پاسخی به ما میده تا به واسطه اون بتونیم چالشی که در اون گرفتار شدیم رو برطرف کرده و از بین ببریم.

مطالب مشابه را ببینید!