مجله تاپ ناز / سبک زندگی / روانشناسی / با خیانت کردن پدر و مادر چه کنیم و با موضوع خیانت والدین چگونه برخورد کنیم؟

با خیانت کردن پدر و مادر چه کنیم و با موضوع خیانت والدین چگونه برخورد کنیم؟

خیانت پدر و مادر, خیانت کردن والدین

خیانت دیدن برای هر فردی امکان دارد رخ دهد و فرد شاهد خیانت دیگران باشد. یکی از شریط سخت در زندگی افراد موضوع فهمیدن خیانت پدر و یا مادر است که بسیار سخت است. اما چگونه باید با خیانت والدین کنار آمد؟

مشکل خیانت پدر و یا مادر و نحوه برخورد با موضوع خیانت

به گزارش تاپ ناز و به نقل از مردمان؛ کشف اینکه یکی از والدینتان به دیگری خیانت کرده است یا می‌کند، کشف وحشتناکی است. این کشف حتی رابطه شما با آنها را هم برایتان زیر سوال می‌برد و ممکن است احساس کنید صمیمیت چندانی با آنها ندارید یا حتی عصبانی شوید. بااینحال آنها هنوز والدین شما هستند و باز هم می‌توانید رابطه‌تان را با آنها حفظ کنید. خیلی مهم است که با روش‌هایی درست احساساتتان را تطبیق دهید، با والدینتان صحبت کنید و مرز تعیین کنید. در آخر شاید بتوانید رابطه‌تان با آنها را ترمیم کنید.

قدم اول: کنار آمدن با احساساتتان

۱. با یک دوست قابل‌اعتماد صحبت کنید. کسی را پیدا کنید که مستقیماً با این جریان در ارتباط نباشد، به همین دلیل بهتر است آن فرد خواهر و برادر یا از اقوامتان نباشد. یک دوست خوب شما را بخاطر احساساتتان قضاوت نخواهد کرد و با اطلاعاتی که به او می‌دهید کمکتان می‌کند وضعیت را ارزیابی کنید.

۲. نزد مشاور بروید. در چنین شرایطی احساسات متفاوتی از خشم تا ناراحتی به سراغ شما خواهد آمد. حرف زدن با یک متخصص روانشناس که در زمینه مشاوره تجربه داشته باشد خیلی خوب است چون ممکن است موضوع را از دیدی به شما نشان دهد که خودتان متوجه آن نبودید. این فرد همچنین والدین شما را هم بخاطر رفتارشان قضاوت نمی‌کند و رویکردی منتقدانه خواهد داشت.

۳. احساساتتان را در دفتری یادداشت کنید. نوشتن راه بسیار خوبی برای کنار آمدن با احساسات و خالی کردن استرس است. قرار نیست نوشته‌هایتان را کسی ببیند یا بخواند چون اینها دغدغه‌های بسیار خصوصی شما هستند. با این روش می‌توانید احساساتتان را ارزیابی کرده و خودتان را برای حرف زدن با والدینتان آماده کنید.

۴. زود نتیجه‌گیری نکنید. شما جای پدر یا مادرتان که خیانت کرده است نیستید و این احتمال وجود دارد که از کل ماجرا باخبر نباشید. ازدواج مسئله‌ای بسیار چالش‌انگیز است و هر دو طرف در موفقیت آن سهیم هستند. ممکن است مشکلی وجود داشته باشد که شما چیزی از آن نمی‌دانید. زود نتیجه‌گیری کردن درمورد اتفاقی که افتاده است کمکی به رابطه شما با والدینتان نمی‌کند.

۵. جاسوسی نکنید. ممکن است وسوسه شوید که شواهد و مدارکی علیه پدر یا مادرتان که خیانت می‌کند پیدا کنید ولی این کار هیچ ارتباطی به شما ندارد و وظیفه شما نیست. این ازدواج شما نیست که احساس کنید به شما خیانت شده است. شما فرزند آن خانواده هستید. با این وسوسه مقابله کنید و سعی نکنید موبایل یا ایمیل او را چک کنید.

۶. به خواهر یا برادرتان رسیدگی کنید. اگر خواهر یا برادرهایتان هم از موضوع باخبر هستند، از اوضاع و احوال آنها باخبر شوید. اگر از شما کوچکتر هستند، سعی کنید به آنها برسید. مثلاً او را برای پیاده‌روی بیرون ببرید تا بتوانید خصوصی با هم حرف بزنید. درمورد احساساتشان و کنار آمدن به آن با او صحبت کنید.

* اگر خواهر یا برادرتان چیزی درمورد این خیانت نمی‌داند، خوب فکر کنید که او را در جریان این مسئله قرار دهید یا خیر. البته انجام این کار وظیفه شما نیست و ممکن است موجب ناراحتی او شوید.

» همچنین بخوانید : روش های فهمیدن خیانت همسر

قدم دوم: ترمیم رابطه‌ با والدینتان

۱. به خاطر آورید که چه محبت‌هایی در حقتان کرده است. اینکه متوجه شوید یکی از والدینتان در حال خیانت به دیگری است ممکن است اعتبار او را در نظر شما زیر سوال ببرد. احترام شما برای او خدشه‌دار خواهد شد و ممکن است احساس ناراحتی و عصبانیت کنید. ولی به خاطر بیاورید که در تمام این سال‌ها چه محبت‌هایی در حق شما کرده است چون این محبت‌هاست که رابطه شما را با او تعریف می‌کند نه خیانت او.

۲. رابطه‌ جدیدتان با هر کدام از والدینتان را به صورت جداگانه بسازید. در بسیاری از موارد خیانت یکی از والدین باعث از هم پاشیدن خانواده و طلاق والدین می‌شود. ایجاد رابطه با این وضعیت جدید والدینتان به شما کمک خواهد کرد وارد مرحله جدیدی شوید و به هر کدام از آنها به عنوان یک فرد نگاه کنید نه یک گروه یا خانواده.

* به هر دو آنها محبت کرده و از هر دو آنها حمایت کنید. این زمان برای هر دو نفر آنها بسیار سخت و سردرگم‌کننده است و اینکه بدانند شما همچنان دوستشان دارید، کمک می‌کند وضعیت بهتری داشته باشند.

۳. تصمیم بگیرید که با مسئله خیانت چطور رفتار کنید. اگر تصمیم دارید که پیش روید و رابطه‌تان را با والدینتان ترمیم کنید، به این فکر کنید که می‌خواهید چه رویکردی نسبت به این خیانت داشته باشید. ممکن است نخواهید یا نتوانید که او را ببخشید. ولی نباید از آن بعنوان سلاحی برعلیه او استفاده کنید و هربار که با او وارد مشاجره می‌شوید آن را به روی او بیاورید.

* البته هیچ نیازی نیست که روی آن خیانت سرپوش گذاشته شود اما نباید از آن بعنوان نقطه‌ضعف پدر یا مادرتان استفاده کنید.

۴. مشخص کنید که می‌خواهید از این به بعد با کدامیک از والدینتان زندگی کنید. رابطه شما با یکی از آنها نباید روی رابطه‌تان با دیگری تاثیر بگذارد. ممکن است تصور کنند که می‌خواهید جانب‌گیری کنید یا اینکه اگر تصمیم بگیرید رابطه‌تان با آن یکی که خیانت کرده است را ترمیم کنید، دیگری ممکن است تصور کند که می‌خواهید او را ببخشید. با هر کدام از آنها تنها بنشینید و درمورد اینکه می‌خواهید از آن به بعد با کدامیک زندگی کنید، حرف بزنید.

* به آنها نشان دهید که رابطه‌تان با یکی از آنها تاثیری روی رابطه‌تان با دیگری نمی‌گذارد.

۵. زندگی خودتان را پیش ببرید. بااینکه خیانت یکی از والدین ممکن است تهدیدی برای آینده خانواده باشد ولی زندگی خودتان هنوز در جریان است. شما می‌توانید کنترل بعضی مسائل در زندگی را به دست گیرید، مخصوصاً وقتی که احساس می‌کنید کنترلی روی بعضی دیگر از مسائل آن ندارید،

* از هر دو والدینتان راهنمایی بگیرید. آنها می‌توانند به ترمیم رابطه‌تان با آنها کمک کنند.

قدم سوم: تعیین مرز

۱. به والدینتان بگویید که نمی‌توانید مابین آنها قرار گیرید. در ازدواجی که خیانت اتفاق افتاده است، متاسفانه بعضی از والدین ممکن است از بچه‌ها برعلیه طرف‌مقابل خود استفاده کنند. این مسئله مخصوصاً وقتی بچه‌ها کوچکتر هستند و هنوز در خانه والدینشان هستند بیشتر اتفاق می‌افتد.

* به والدینتان توصیه کنید که پیش مشاور بروند. خودتان هم می‌توانید برای آنها گوش شنوا باشید اما نباید به تکیه‌گاه آنها تبدیل شوید.

۲. خودتان را درگیر نکنید و جانب‌گیری هم نکنید. درست کردن اوضاع وظیفه شما نیست. بااینکه چنین اتفاقی مطمئناً روی شما هم تاثیر می‌گذارد ولی تصمیماتی که والدینتان می‌گیرند تصمیمات خودشان است، نه تصمیمات شما.

* کارهای یکی از آنها را به دیگری گزارش ندهید و رازهای آنها را برای همدیگر برملا نکنید. بااینکه ممکن است بعضی اوقات این کار بی‌ضرر به نظر برسد، ولی درواقع سوءاستفاده والدینتان از شماست و ممکن است استرس زیادی برایتان به همراه داشته باشد.

۳. از همدردی با یکی از آنها جداً خودداری کنید. شاید خودداری از این کار بسیار سخت باشد چون ممکن است احساس کنید باید از پدر یا مادرتان که به او خیانت شده محافظت کنید. ولی ازدواج مسئله‌ای بین دو نفر است و آنها داستان به مراتب طولانی‌تر و پیچیده‌تری از آنچه شما در جریان آن هستید با همدیگر دارند. سعی کنید تا می‌توانید هیچ جانب‌گیری نداشته باشید.

قدم چهارم: مواجهه با والدینتان

۱. تصمیم بگیرید که دوست دارید نتیجه کار چه باشد. قبل از مواجهه با والدینتان، به این فکر کنید که امیدوارید گفتگویتان با آنها چه نتیجه‌ای در بر داشته باشد. بیان این موضوع ممکن است عواقب جدی برای کل خانواده به دنبال داشته باشد، بنابراین قبل از هر اقدامی باید خیلی خوب فکر کنید. هدف شما از این گفتگو ممکن است موارد زیر باشد:

– جمع‌آوری اطلاعاتی که دوست دارید بدانید.
– ابراز احساساتتان به آنها
– ترمیم رابطه‌تان با آنها
– دانستن اینکه او به خیانت خود ادامه می‌دهد یا خیر

۲. زمانی مناسب برای حرف زدن پیدا کنید. از او بپرسید که چه زمانی برای حرف زدن راحت‌تر است. زمانی را انتخاب کنید که هیچکدامتان برای کاری عجله نداشته باشید و بتوانید به راحتی و ذهن باز با هم حرف بزنید.

۳. با حرف زدن درمورد ناراحتی‌تان شروع کنید نه عصبانیت. احساس ناراحتی و اندوهتان را برای او توضیح دهید. با متهم کردن او شروع نکنید. ممکن است او اصلاً از ناراحتی که ممکن است برای شما پیش بیاید آگاه نبوده باشد. وقتی با حرف زدن درمورد عصبانیتتان شروع کنید، متوجه خواهد شد که این عصبانیت از کجا آمده است.

* مثلاً می‌توانید اینطور شروع کنید، «خیلی ناراحتم، شب‌ها نمی‌توانم درست بخوابم و مدام گریه می‌کنم. نگران آینده خانواده هستم.»

۴. فاعل جمله‌هایتان «من» باشد نه «تو». تمرکزتان را به احساس خودتان درمورد وضعیت موجود قرار دهید و سعی نکنید او را قضاوت کنید. به جای متهم کردن او، برای او توضیح دهید که حال و روحیه خودتان چطور است. به جای اینکه بگویید، «تو خیلی آدم بدی هستید، چطور تونستی همچنین کاری انجام بدی؟» بگویید، «من واقعاً ناراحتم و غصه دارم.»

۵. سعی کنید آرامشتان را حفظ کنید. این زمان برای هر دو شما زمان بسیاری احساسی است و ممکن است حفظ آرامشتان سخت باشد. ولی اگر داد و بیداد نکنید و سعی نکنید با قضاوت و متهم کردن او صحبتتان را ادامه دهید، گفتگوی بسیار موثرتر و کارآمدتری خواهید داشت.

۶. گفتگو را مرحله‌ به مرحله پیش ببرید. این گفتگو خیلی مفصل است و ممکن است پدر یا مادرتان کاملاً متعجب شود که شما از خیانت او باخبر هستید. ممکن است عصبی شود و حالت دفاعی بگیرد. احساس خودتان را به او بگویید و زمانی برای هر دوتان بگذارید تا بسنجید که در چه شرایطی هستید و چه حسی دارید.

* اگر او نمی‌خواهد با شما وارد صحبت شود و درمورد موضوع حرف بزند، به او نشان دهید که شما دوست دارید در این مورد حرف بزنید ولی می‌توانید این کار را در زمانی که او هم آمادگی لازم را داشت انجام دهید.

۷. روی رفتار پدر یا مادرتان که خیانت کرده است متمرکز شوید. گفتگو را حول رفتار او و اینکه چطور این رفتار مطابق با نقش او بعنوان پدری یا مادر نبوده است، قرار دهید. نکته این است که به او حمله‌ور نشوید ولی درمورد رفتار او با هم صحبت کنید.

۸. به تصمیم مورد توافق والدینتان احترام بگذارید. ممکن است پدر یا مادرتان که به او خیانت شده است بخواهد دیگری را ببخشد یا او را از خانه بیرون کند یا اصلاً این موضوع را نادیده بگیرد. ممکن است شما با تصمیم او موافق نباشید ولی باز به خاطر بیاورید که این ازدواج شما نیست. آنها خودشان بهترین تصمیم را برای ادامه رابطه‌شان خواهند گرفت.

* اگر همچنان با والدینتان زندگی می‌کنید یا خواهر و برادرهایی دارید که در خانه هستند، با والدینتان درمورد اینکه چطور این رفتار می‌تواند بر شما و خواهر و برادرهایتان تاثیر بگذارد صحبت کنید.

۹. اگر قصدتان آسیب زدن به او است، با او مواجه نشوید. رفتار پدر یا مادر شما ممکن است ناراحت‌کننده باشد و تاثیر بسیار بدی روی تک‌تک اعضای خانواده بگذارد ولی این مسئله تا حد زیادی فقط بین والدین شماست. نباید خودتان را بین آنها قرار دهید و در تصمیماتشان دخالت کنید.

» همچنین بخوانید : 14 دلیل برای خیانت در زندگی زناشوئی

[امتیاز دهنده: 9 نفر و میانگین امتیاز: 2.6]

15 دیدگاه ها

  1. من مامانم با دوستم رابطه داره و بارها اونها رو در حال سکس دیدم ولی ب نظر من دلیلی برای حساس شدن وجود نداره چون هر کسی زندگی خودشو داره وما نباید در مورد همدیگه قضاوت کنیم …..

    • ادمین نظر این بی غیرتو بردار یعنی چی زشته قباحت داره جون مادرت برش دار نذار قداست مادر ب دست چارتا پوفیوز مثل این یارو زیر سوال بره اینا مریضن از شما تعجب میکنم ک این کامنت پرخزعبل رو گذاشتی…

  2. خیانت برای فرزندی که به چشم میبینه خیلی سخته. اون موقعه ۱۲ سال بیشتر نداشتم در شب عردوسی داداشم بعد مراسم بخاطر دور بودن شهرستانمون خانوادم خوابیدن خونه پدر زن داداشم. که توی اون شب لعنتی کام عروسی برام تلخ شد و زنای محصنه پدرم با مادرزن داداشم دیدیم.باورش برام سخت بود هردوی اونا متاهل بودن بچه داشتن.۱۳ ساله سال از اون خاطره میگزره ولی هنوز باهم رابطه دارن.و خونه ای هم اجاره کردن باهم زندگی مخفیانه ای دارن فاجعه بارترین کارشون توی این ۱۳ سال این بود که بچه دار شدن. اینو از کش رفتن گوشی پدرم خوندن اس ها اینو فهمیدم دنیا رو سرم خراب شد پدرزن داداشم چه ذوقی میکرد برا بچع بیچاره …
    هیچ کاری ازم بر نمیاد از ترس آبرو ریزی شدن و پاشیدن زندگی داداشم سگوت کردم تبدیل شدم به یه آدم عصبی ..کاش هر دوشون زودتر میمردن کاش…

    • خيلى سخته وقتى هيچ راهي جز سكوت ندارى اخه چرا انقد ارزش داره يه خوشى لحظه اى؟

      • چیزی که آزارم میده اینکه تمومش نمیکنن قراره تا آخر باهم باشن.چیزی که تعجب میکنم اینه که چرا خسته نمیشن از هم با اینکه هفته ای چندین بار باهم سکس دارن
        ۱۳ سال خیلیه .شده عادت براشون

    • اين وسط دلت مثه من برا مامانت نميسوزه وقتي زحمتاشو ميبيني دست نميكني تو موهات تا ته بكشيش در برابر مامانت چ واكنشي داري؟

      • مگه میشه نسوزه
        اما پدرم با مادرم رابطه خوبی داره همین باعث شده که لو نره .
        فقط من خودم زدم به بیخیالی چون کاری نمیتونم بکنم .به فکر خودت باش

  3. من 20 سالمه پدر و مادرم عاشقانه ازدواج کردن این اواخر …
    یه چیزایی ازشون دیدم که اصلا حس خوبی ندارم یه تیکه هایی بهم میپرونن مثه پارنترنش یکی دیگه اس … یا اینکه گوشی بابام کلی رمز داره … یا ساعت 3 شب میره بیرون اینا در حالیه که مادرمم کاملا در جریانه و وقتی برگشت تا صب ح میزنن… ولی نمیفهمم چی میگن
    یه حسای بدی دارم نسبت به این رفتارا … مدرکیم ندارم برا کاراشون ولی حسم …😔

  4. تورو به عزیزتون کمکم کنید ، به خدای واحد قسم یک مرحله مونده برام تا خودکشی
    زندگی تلخ من از اونجا شروع شد که ۸ سال داشتم، پدرم شهرستان کار میکرد ، تو اون دوران متوجه شدم که مادرم با حروم زاده ای در ارتباطه ، باور کنید ۸ سالم بود ولی عقل بزرگی داشتم مبفهمیدم چرا اینکارو میکنه . چون شرایط اقتصادی نامناسبی داشتیم، همیشه سکوت میکردمو تو خلوتم گریه میکردم ، هیچوقت نفهمید که من این موضوع رو میدمنستم ، حتی الان که ۲۸ سالمه .
    دوران گذشت ، کار بابام عوض شد ، زندگیمون خیلی رشد کرد. اومدیم تهران و. زندگی ایده ال رو به بالا داشتیم . ولی متاسفم واسه زندگیم چون فکر میکردم دیگه اون دوران گذشته ، من خودمم فراموش کردم همه چیزو ، ولی چند روز پیش تونستم وارد گوشیش بشم و فهمیدم بعد از این همه مدت هنوز با اون حروم زاده در ارتباطه ، دیگه غیرت اون. پسر ۸ ساله رو. ندارم ، دبگه منطقی نیستم ، مادریو که من میپرستیدمش شد کابپس زندگیم . دیگه هیچ لذتی نمیبینم تو. این زندگی ، چیکار کنم ، تو رو به عزیزتون کمکم کنید . بتونم باهاتون صحبت کنم ، دارم دیوونه میشم .
    من

  5. دیروز برای اولین بار گوشی پدرم نگاه کردم پیام هاشو بایکی دیدم مادرم بسیار شریفه بسیار باایمان و باحجاب بخدا هیچ چیزکم نداره تمام فکرش اینه چطور پدرم خوشحال کنه ،بدون اجازش کاری نمیکنه پدر همیشه ادم خوبی بود وقتی گوشیشو دیدم اصلا شک کردم این گوشی پدرمه یانه بخدا خجالت کشیدم از پیام هاش الان حدودا21سال سنمه بخدا سمت هیچ دختری نرفتم تا ی وقت کسی به ناموس نگاه نکنه برام خیلی سخته ببینم مادرم کنار این چنین مردی بخوابه باور کنید دارم میمیرم با پدر دعوام شد بد دعوایی کردم مادرم خبر نداره ولی من واقعا دیگه سختمه تواین خونه دارم میمیرم نفس کشیدن برام سخته بخدا ماخانواده خوبی بودیم باایمان با اصل و نسب نمدونم چی شده خدا لعنت کنه کسی که تلگرام رو خواست خدا درست کنه همه زندگیارو بعضی وقتا نمیدونم ولی حس میکنم کسایی که غیرت ندارن راحتتر زندگی میکنن من دارم میمیرم بخدا

  6. چند وقتی بود مادرم رفتارهای مشکوکی میکرد .با گوشی خیلی ور میره وقتی بش میگی جنگه .یا با ماشین تنهایی خیلی بیرون میرفت این کاراش باعث عذاب و مشکوک شدن من شد .تااینکه امشب گوشیمو گذاشتم رو حالت ظبط صدا جاسازی کردم تو ماشین .😭😭.وقتی گوشش کردم از مادرم متنفر شدم.صدای خیانتش تو گوشم زینگه میکنه .انگار دنیا رو سرم خراب شد .همه جای اتاقم جای مشتامه.منی که غیرت زیادی داشتم رو ناموس منی که حتی نگاه به ناموس مردم هم نمیکردم …. .ولی امشب که این پستو می زارم صبر میکنم .فردا قیامته .یا خودمو می کشم یا مادرمو یا طرفو…از تنها چیزی که می ترسیدم به سرم اومد. واقعا امشب مطمعن شدم که آیندم بوی گند میده .انگاری بیزار شدم از زندگی .دلم میخواد زمین دهن باز کنه برم توش .واقعا پدرم مادرمو از هیچ چیز بی بهره نذاشته حالا اون خیانت میکنه .ای خدا موندم اگه زنده بمونم هر روز این ننگ یادمه .حس میکنم دارم خواب میبینم .دردش اینه از تنها کسی که فکر میکردم ک همیشه پشتمه همراهمه هم دردمه ضربه خوردم .یعنی اگ میمرد انقدر عذاب نمیکشیدم .الان ۱۸ سالمه .اینو مطمئنم که باید یکیو بکشم که دردم آروم شه

    • ببین اینجوری فکر نکن با کشتن هیچکس اروم نمیشی…من خودم گذروندم میفهمم چی میگی…فقط باید بزاری زمان بگذره…اگه بتونی باهاش حرف بزنی خیلی بهتره ولی اگه نتونیم یکی میشی مث من…درسته من پسر نیستم ولی ب مرور زمان غیرتت از دست میره اگه صحبت نکنی

  7. 20 سالمه از وقتی که چشم باز کردم پدرم به مادرم خیانت میکرد اونم با زنداییم .وقتی فکر میکنم میبینم درد خیانت 10 درصد قضیه 90 درصد دردش اینه که آدمی که همش تو خونمون میادو میره انقدر مامانم دوسش دارم بیادو با پدرم رابطه برقرار کنه.میدونم و همه چیو میبینم ولی هیچی نمیتونم بگم چون دخترم یه بار به روشون اوردم زندگیو برام زهر مار کردن .دیگه شدم یه مرده متحرک واسه منو و بیشتر دل مامانم دعا کنید…

  8. اولا چه خوبه اینجا ، یه مشت آدم که میتونیم حرفمونو به هم ناشناسانه بزنیم و چون همه با این مساعل برخورد داشتیم درک میکنیم و آروم میشیم ، منم ۹۹℅ مطمعنم هم مامانم خیانت میکنه هم بابام ، اون یه درصدم مثل آب خوردن میتونم بفهمم ولی میترسم از عواقبش ، من میترسم زن بگیرم چون میترسم مثل مامانم بشه . این موضوع بگم که مرد اگه سیقه کنه از نظر شرعی مشکلی نداره با کس دیگه ارتباط داشته باشه ولی یه داستان بگم واستون از یزید: یزید عاشق دختر خشگلی شد به اسم ارینب ، موضوعو به معاویه گفت و سپس تاکید کرد یک مشکلی داره اونم اینه که ارینب شوهر داره ، بماند که با حیله معاویه و وعده دادن دخترش به شوهر ارینب باعث طلاق اونا میشه و بعدم امام حسین ارینب میگیره و نمیزاره به یزید برسه و بعدم طلاقش میده و باز ارینب و شوهر اولش ازدواج میکنن . این داستانو گفتم که این جملرو بگم : حتی یزید که قاتل امام حسین بود و از منفور ترین آدم های تاریخ هستش زن شوهر دارو باهاش ارتباط نگرفت ، بدا به حال این مردا که با امثال مادر من رابطه دارن که از یزید پس ترن ، تصمیم دارم به خود مرده بگم گورشو گم کنه و مامانمم چیزی نفهمه ، اگه نکنه احتمالا کاری باهاش کنم که مختار با حرمله کرد

  9. سلام من تازه فهمیدم تنها مرد زندگیم کسی که فکر میکردم بهترین پدر و مرد دنیاست به مادرم خیانت کرده ،البته نه تنها به مادرم بلکه به من و خواهرم ، نمیتونم به مادرم بگم چون اون زن محکمی نیست… اون جز من و خواهر کسی رو نداره
    حس میکنم زندگیم داغون شده ،اما هیچوقت پدرم برای ما کم نگذاشته ،اما باز هم این دلیل نمیشه
    کمکم کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *