داستان سریال سعید و شورا

داستان سریال سعید و شورا

سریال سعید و شورا

کارگردان: Hilal Saral
بازیگران : Kıvanç Tatlıtuğ – Farah Zeynep Abdullah – Ushan Çakır – Birkan Sokullu – Seda Güven
نویسنده : Ece Yörenç – Melek Gençoğlu
خلاصه داستان : کورت سعید پسر بزرگ یه خانواده ترک اهل کریمه (مرز روسیه و اوکراین) است . او که از بچگی عاشق باباشه مثل باباش یکی از بهترین افسرهای ارتش تزار شده . و وقتی زمانش برسه هم طبق اون چیزی که بهش گفتن با یک دختر ترک ازدواج خواهد کرد . شورا هم دختر یه خانواده اصالتا روسه و به خاطر مریضی لاعلاج پدرش ناراحته . به همراه خواهرش والنتینا پدرش رو برای مداوا به پتروگراد (سنت پترزبورگ) میبرن . وقتی میرسن به پتروگراد مهمان پترو دوست قدیمی کورت سعید و خانوادش میشن . پترو به خاطر یه اشتباه با دستور کورت سعید مجبور به ترک منصبش شده و به خاطر همین کینه به دل میگیره و مخفیانه برای کورت سعید نقشه میریزه . کورت سعید و شورا ابتدا در یک مراسم رقص باله همدیگرو میبینن ولی به طور رسمی وقتی برای یک دعوت به یک مهمانی میرن اونجا با هم آشنا میشن و شعله های عشقشون هم از همونجا شعله ور میشه .

و قسمت آخر:

سعید بعد از رفتن شورا حسابی ناراحت می شه و نوشیدنی می خوره از طرفی افراد پترو می رن عالیه رو که برای خداحافظی با شورا رفته بوده را دستگیر می کنن و پترو با عالیه بدرفتاری می کنه و عالیه می خواد از دست اش فرار کنه که پترو به هردو پاش شلیک می کنه. تینا که افراد انگلیسی می خوان خونه اش رو بگیرن به هتل می ره و اونجا مروه و مادرش رو هم می بینه افراد انگلیسی دنبال سعید هستند و فکر می کنند که او هم در قتل سروان بیلی دست داشته . افراد به هتل می ریزن سعید و جلیل در حمام هستند که عایشه زرنگی می کند و به حمام می رود کمی اب بر روی موهایش می ریزد افسرها می خوان در را باز کنن که حقی شوهرش می گه اگر در را باز کنید اینجا همه قاطی می کنن که حریم یک زن وارد شدید و افسرها بی خیال می شوند. سعید یک نامه به یک افسر انگلیسی که همدست پترو است می نویسد که امشب بیاید سراغ عالیه و او را تعقیب می کند تا به جای عالیه برسد. پترو چند بار شلیک می کند و بعد سعید می گوید که گلوله هایت تمام شده و یک گلوله داری که پترو می خواهد به سرش شلیک کند که جلیل می رسد و با شلیک اسلحه از دست پترو می افتد. سعید او را در قبری که برای عالیه کنده می اندازد به پاهایش و دستانش شلیک می کند و شروع به خاک ریختن روی او می کند و یاد عثمان برادرش می افتد و خانواده ای که دفن کرده و دوستش میشا که سعید فکر می کرد قاتل عثمان اوست و او را کشته بوده و او را زنده دفن می کند.  جلیل دارد با گزیده خداحافظی می کند که یحیی وارد می شود یحیی به انها مشکوک بود و مراقب انها بود که گزیده می گه من قبل از ازدواج عاشق جلیل بودم و بهتر است من را بکشی نه جلیل را. یحیی به خودش شلیک می کند و می میرد.در ادامه چندین سال بعد را نشان می دهد که ترکیه از دست انگلیس در امده وبه استقلال رسیده و سعید یک دختر دارد . گزیده و جلیل با هم زندگی می کنند و یک بچه دارند انها در اماسیا خانواده سعید و برادرش محمود را پیدا می کنند مروه به جلیل می گوید که محمود را پرا بفرستد و سعید از دیدن برادرش خیلی خوشحال می شود برادرش اسم پسرش را عثمان گذاشته است و داستان تمام می شود همه به ارامش رسیدن جز شورای بیچاره.

 

همچنین:

خلاصه قسمت آخر سریال سعید و شورا

معرفی بازیگران سریال سعید و شورا +عکس بازیگران

عکس های سعید در سریال سعید و شورا

عکس های سریال سعید و شورا

عکس های شورا در سریال سعید و شورا

عکس های تاتیانا در سریال سعید و شورا

عکس های ولنتینا در سریال سعید و شورا

عکس های حوا در سریال سعید و شورا

دانلود آهنگ سریال سعید و شورا

عکس های آلیا در سریال سعید و شورا

عکس های پترو در سریال سعید و شورا

بیوگرافی شورا در سریال سعید و شورا

عکس های نینا در سریال سعید و شورا

بیوگرافی و عکس های نریمان در سریال سعید و شورا

عکس های میرزا در سریال سعید و شورا

دانلود آلبوم موسیقی سریال سعید و شورا

بیوگرافی والنتینا در سریال سعید و شورا +تصاویر

عکس های گزیده در سریال سعید و شورا

بیوگرافی گزیده در سریال سعید و شورا

نوشته های مشابه