مجموعه اشعار پدر + شعرهای دو بیتی زیبا به مناسبت روز پدر

اشعار پدر، شعر دو بیتی زیبا برای روز پدر, زیباترین شعرها برای روز پدر, شعر قدردانی از پدر, اشعار زیبا برای پدر را در این بخش تاپ ناز گردآوری کرده ایم.

شعر زیبا در مورد پدر

ای پدر ای با دل من همنشین           ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم            آشنایی با غم تنهاییم

 

شعر دو بیتی پدر

ای طنین نام تو بر گوش من          ای پناه گریه ی خاموش من

همچو باران مهربان بر من ببار         ای که هستی مثل ابر نو بهار

 

اشعار زیبا در مورد پدر

در صداقت برتر از آیینه ای             در رفاقت باده ای بی کینه ای

ای سپیدار بلند و بی پایدار           می برم نام تو را با افتخار

 

شعر برای روز پدر

هر چه دارم از تو دارم ای پدر              ای که هستی نور چشم و تاج سر

رحمت بارانی روشن تبار            مهربانی از مانده یادگار

 

شعر تشکر از پدر

ای پدر بوی شقایق می دهی          عاشقی را یاد عاشق می دهی

با تو سبزم،گل بهارم،ای پدر        هر چه دارم از تو دارم ای پدر

اشعار پدر
شعر پدر
پدر ای وجودم از تو            قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفس هات            هستی من جان گرفته
پدر ای که از تو جاری             خون زندگی تو رگ هام
ای که از نور دو چشمت           نور زندگی به چشمام
پدر امروز به پاهام            دیگه نای رفتنی نیست
جز دریغی رو لب هام          دیگه حرف گفتنی نیست

شعر زیبا برای پدر

پدرم بوی خاک و گندم داشت‌
دست در دست‌های مردم داشت‌

روی لب‌های خسته‌‌اش یک عمر
تاول زندگی تبسم داشت

شطی از آفتاب در چشمش
تا دم واپسین تلاطم داشت‌

با دهان سپیده‌ می‌خندید
او که با سوختن تفاهم داشت‌

یاد باد آن سپیده، آن امید
آفتابی که بوی گندم داشت

شعر پدر

پدر، پیچ و خم راهم          نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام          توی فکر غنچه باشه

 

مجموعه اشعار پدر

پدر دست یاری تو            اگه دستامو نگیره

کوره راه رفتن من

مثل شب هام می شه تیره

شاعر:مهدی فرجی

 

شعرهای زیبا تشکر از پدر
« خیال پدر»شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال       خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود
در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت            رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

شعر کوتاه پدر

درعالم خیال به چشم آمدم پدر               کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
موی سیاه او شده بود اندکی سپید               گویی سپیده از افق شب دمیده بود

 

شعر دو بیتی کوتاه پدر

یاد آمدم که در دل شبها هزار بار            دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او        کی لذت وصال بدین حد رسیده بود

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا

اشکی به روی گونه زردم چکیده بود

 

شعر زیبا و پرمحتوی در مورد پدر 

ای پدر ای با دل من همنشین

ای صمیمی ای بر انگشتر نگین

ای پدر ای همدم تنهاییم

آشنایی با غم تنهاییم

ای پدر بوی شقایق می‌دهی

عاشقی را یاد عاشق می‌دهی

با تو سبزم

گل بهارم

ای پدر

هر چه دارم از تو دارم ای پدر

اشعار پدر

جملات و اشعار پدر

بار دگر زنده شد کودکیم پشت در
خانه ما منتظر، چشم به راه پدر

خسته نباشی پدر رنج و ملالت مباد
گرچه هیاهوی ما کاهش دردت نداد

باز پدر آمد و باز عطر خوش نان رسید
باز پدر معنی آرامش و ایمان رسید

زین سو و آن سو شدن کاهش دردت نبود
این که پسر بودمت پاسخ رنجت نبود

باز خیال تو بود از پس این سال‌ها
آمده بوی که باز زنده کنی حال‌ها

باز پدر دیدمت از پنجره آسمان
بوی تو را می‌شنوم از در و دیوارمان

 

ساعد باقری

شعر درباره پدر با متن زیبا برای روز پدر

تو ای مولای خانه

یک عشق جاودانه

از آن نام تو پیداست

پدر نام تو زیباست

تو ای سرور و عشقم

تو ای نور بهشتم

برای روز نامت

تو را از دل نوشتم

تو ای تمام هستی

در هشیاری و مستی

تو را می‌خوانم از دل

به آن که می‌پرستی

پدرم نمیشه که

تو را تو شعرا نوشت

شعر من تقدیم تو

ای تو پرچمدار عشق

 

 

اشعار پدر

شعر نو پدر

پناهگاه امن خانه
شانه‏ هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را.
دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود.
در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی.
لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند.
تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند.
آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است.

 

شعر برای تشکر از پدر

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر …

 

شعر زیبا برای پدر از دست رفته

دلتنگ تر از هر شب و هر روز شدم من

بی مهر پدر، شمع پر از سوز شدم من

تقدیر مرا بی سر و سامان و سپر کرد

محروم ز دیدار گل روی پدر کرد

سخت است که دیدار رود تا به قیامت

رویاست پدر، آید از این در به سلامت

شب را به خیالش به سحرگاه رسانم

از حکمت الله دگر هیچ ندانم

***

نیم ساعت پیش،
خدا را دیدم
که قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان
در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که من ایستاده بودم، آمد
آواز که خواند، تازه فهمیدم
پدرم را با او اشتباهی گرفته‌ام

حسین پناهی

شعر زیبای روز پدر

شعر در مورد پدر با انواع متن ها زیبا

ای پدر ای با دل من همنشین

ای صمیمی ای بر انگشتر نگین

ای پدر ای همدم تنهاییم

آشنایی با غم تنهاییم

ای طنین نام تو بر گوش من

ای پناه گریه ی خاموش من

همچو باران مهربان بر من ببار

ای که هستی مثل ابر نو بهار

در صداقت برتر از آیینه ای

در رفاقت باده ای بی کینه ای

ای سپیدار بلند و بی قرار

می برم نام تو را با افتخار

هر چه دارم از تو دارم ای پدر

ای که هستی نور چشم و تاج سر

رحمت بارانی روشن تبار

مهربانی از تو مانده یادگار

ای پدر بوی شقایق می دهی

عاشقی را یاد عاشق می دهی

با تو سبزم،گل بهارم،ای پدر

هر چه دارم از تو دارم ای پدر

***

در چشم‌های پدر
خدا زندگی می‌کرد
هیچ وقت نمی‌شد
در چشم‌هایش نگاه کرد و
با او حرف زد
هیچ وقت نمی‌شد
به چشم‌هایش خیره شد

علیرضا اسفندیاری

شعر در مورد پدر

میان شب مهِ تابان پدر بود

برای غصه ها درمان پدر بود

ترک بر روی انگشتش فراوان

برای لقمه های نان پدر بود

پدر کوه غم و سنگ صبورم

به شب ها گریه ی پنهان پدر بود

به قلبم حک شده نامش همیشه

نشانِ رحمت یزدان پدر بود

پدر زجر و پدر اشک و پدر آه

عزیز و مونس شایان پدر بود

برای شادی کودک همیشه

گذشت از شادیش آسان ، پدر بود

علی الگوی او در زندگانی

همیشه مظهر ایمان پدر بود

به من آموخت او در اولین بار

کلام و آیه ی قرآن پدر بود

 

شعر زیبا در مورد پدر

هر چه دارم از تو دارم ای پدر ای که هستی نور چشم و تاج سر

رحمت بارانی روشن تبار مهربانی از تو مانده یادگار

ای پدر ای با دل من همنشین ای صمیمی ای بر انگشتر نگین

ای پدر ای همدم تنهاییم آشنایی با غم تنهاییم

***

پدرم عاشق مادرم بود ولی هرگز به او نگفت
اما وقتی که مادرم بیمار بود
دکتر درجه تب را
در دهان پدرم می‌گذاشت

نسرین بهجتی

مطالب مشابه را ببینید!