شعر انسانیت و مجموعه اشعار زیبا در وصف انسانیت و آدم بودن

شعر انسانیت و اشعار در وصف آدمیت

گلچین شعر انسانیت و مجمعه اشعار کوتاه و زیبا در وصف انسانیت و آدم بودن را در ادامه مطلب گردآوری کرده ایم.

از همان روزی که دستِ حضرت قابیل

گشت الوده به خون حضرتِ هابیل

از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید

آدمیت مُرد

گر چه آدم زنده بود …

« فریدون مشیری»

**

خوشحال کن ای شیعه دل مولا را

بردار دوباره کیسه خرما را

باید که دوباره امتحان پس بدهی

دریاب گرسنگان آفریقا را

**

شعر انسانیت

دی شیخ با چراغ همی‌ گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌ نشود جسته‌ ایم ما
گفت آن که یافت می‌ نشود آنم آرزوست

**

بعد از این هرگز نمی رنجم ز کج رفتارها

لب فرو می بندم از تفسیرِ این کردارها

بیشه هایِ خالی و خاموش گاهی می شوند

در غیابِ شیرها ، جولانگهِ کفتارها

از ازل در گوشه ای تنها بِه از دیدارِ خلق

می گریزم تا ابد از شرّ این دیدارها

حد و مرز عشق را دانستم اما با جنون؛

بی محابا رد شدم از مرزِ آن هشدارها

توبهٔ گرگ است می دانم، پشیمان نیست او

چون که در این راه من هم توبه کردم بارها

گفتمش آن راز را، اما هویدا کرد و رفت

محرمی دیگر نمی بینم، به جز دیوارها

مست باید بود و لایعقل، در این دنیای پست

چون که دائم می رسد، بر عاقلان آزارها

رتبه هر کس در این عالم، به انسان بودن است

کشته شد انسانیت ، با دستِ بی مقدارها

کافر مطلق بخوانیدم، اگر این است دین

آبروی شرع را بُردید، ای دین دارها.

**

گلچین شعر انسانیت

از محبت تلخ ها شيرين شود

از محبت، مرده زنده مي شود

از محبت درد ها صافی شود

از محبت مس ها زرين شود

از محبت شاه بنده مي شود

از محبت درد ها شافی شود

**

شعر انسانیت

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای! جنگل را بیابان می‌کنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می‌کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت‌ها صبور
صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است..
«فریدون مشیری»

**

اگر انسان ها به جای دیـن

به انسانیت معتقـد بودنــد…

انسانیت چیزی ست ورای همه ی ادیان

انسانیت مهربانی ست

نماز و دعا و روزه نـدارد ..

انسانیت گاهـی یک لبخنداست

که به کودک غمگینی هدیه می کنیــد

**

رسد آدمی‌ به‌ جائی‌ که‌ به‌ جز خدا نبیند
بنگر که‌ تا چه‌ حدّست‌ مکان‌ آدمیّت‌

طیَران‌ مرغ‌ دیدی‌، تو ز پایبند شهوت
بدر آی‌ تا ببینی‌ طیران‌ آدمیّت‌

**

بار درخت علم ندانم مگر عمل

با علم اگر عمل نکنی شاخ بی‌بری

علم آدمیت است و جوانمردی و ادب

ورنی، ددی، به صورت انسان مصوری

سعدی

**

زیباترین شعر درباره انسانیت و آدم بودن

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

**

خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش
زآن که هرگز بد نباشد نفس نیک‌ اندیش را

آدمیت رحم بر بیچارگان آوردن است
کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را

مطالب مشابه را ببینید!