شعر پرستار با مجموعه شعر قدردانی از زحمات پرستاران با عکس نوشته

در این بخش چند شعر زیبا درباره شغل پرستاری، تشکر کردن از پرستار و جملات زیبا برای پرستاران عزیز ارائه کرده ایم.

شعر پرستار

تاجر عشقیم و کالای وفا داریم ما

اصلا ای اهل عالم کیمیا داریم ما

بارش مهریم بر درمانده ها و دردمند

چشم یکسانی بر فقر و غنا داریم ما

سرو ایستاده بپائیم تا بخوابد مهر و ماه

چشم ما نرگس ندارد ادعا داریم ما

شام تاریک است و درد سنگین و ما درد آشنا

اندر آن تاریکی ظلمت خدا داریم ما

با صدای پای ما خورشید برخیزد ز خواب

با نماز صبح بیماران صفا داریم ما

مونس ما آه یلدا و حدیث درد و رنج

همنشینی با نوای بی نوا داریم ما

پای هر تختی دمی درد دلی باید شنید

گوش عادت کرده ای با لهجه ها داریم ما

نیستی ای دوست تا اشکش ببینی در سپاس

ما چنین دردانه را اشک خدا داریم ما

این سجایا را پرستار از برای خود نگفت

این اقلی بود در تقدیر ایشان که رجا داریم ما

**

شعر پرستار

شعر عاشقانه در وصف پرستار

ای پرستار تو یکی شاخه گل

در ره طوفان حوادث هستی

گله از دست حوادث که نشاید کردن

باغبان اما چه ؟

یک نفر نیست که پرسر قربان

شاخه گلهای خود را دریابد

همگی پژمردند

همگی تشنه کارانه ویارانه مسئولینند

بیست و سی ساعت مازاد

اگر هم هر ماه مرحمت فرمایی

سخت شرمنده اخلاق شما می گردیم

راستی سقف اضافه کاری آنقدر کوتاه است

که اگر برخیزم می خورد بر یر من

گویا این قانون آمده تا بخورد بر سر ما

**

شعر نو در وصف پرستار

از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است
از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است
از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است
از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است
از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است
از پیامبر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: از تمام یارانم به من نزدیک تراست
ازخودش پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: خادم خدا

**

شعر نو روز پرستار

ته یک بخش بلند که پر از درد و غم و بیماریست
تکه ای از “تن خورشید فلق گونه ی”صبح
به درود همه پاسخ می گفت
سبدی داشت که شیرین ترین تلخیِ تاریخِ بشر را به تو اهدا می کرد!!
در اتاق ته بخش ،او محبت می کاشت
و در آن سوی دگر
او به نوزاد عجولِ گلِ سرخ
نفس و جان می داد
در غروب زنِ زخمیِ جنوب
از امیدی می گفت که خودش می دانست
در سر کوچه ی تقدیر ،تفأل میزد
و نگاهش پر ازمعجزه بود!
ونگاهش به شیرینی شرق ،به آن رویش نور
ترس و تردید به چشمش می ریخت
بر سر تخت پری گونه یِ خرد،پرِ پروانه یِ مادر شده بود
بارها من دیدم شبنمِ چشمِ خداوندِ زمین را می شست
قلبِ مغلوب محبت و صفا را به طپش می انداخت
فکرِ فردا به نفس های قناریِ لبِ پنجره اهدا می کرد
صورت سیلی دیگر و تب سرخ همه عاطفه های کج و معوج شده بود!!
تو چنان پیچک نوری که تمام دل ما و تمام در و دیواره آن بخش بلند
روشن از حجم تو خواهد بودن
ای سپیدار بلند
و تو ای کاشفِ درد و تو ایوبترین آدمِ حوایِ زمین
بوسه بر روح فداکار و شفا بخش تو باد

**

شعر پرستار

ای پرستار  پرستار نبایست که بد خو باشد

جان من این روشی نیست که نیکو باشد

دوستان شعر مرا یا که نشنیده بگیرید و یا

نیک درباره آن فکر و تامل بکنید

**

شعر در مورد شغل پرستاری

لطف بهاری است از صفای پرستار
ماه بوَد روشن از ضیای پرستار
هر گهری را بوَد بهای معیّن
کس نبو آگه از بهای پرستار
گرکه مرض می شود بَدَل به سلامت
هست ز اعجاز کیمیای پرستار
بعد خدا و پزشک چاره ی بیمار
هست به دست گره گشای پرستار
با گل زیبای عاطفه چه غریب است!
هر نگردیده آشنای پرستار
بس بوَد این فخر چون ولادت زینب(س)
نام گذاری شد از برای پرستار
شعر “حسین” بی گمان بدان که ندارد
ارزش تقدیم خاک پای پرستا
ارج پرستار کی به شعر توان گفت؟
اجر پرستار با خدای پرستار

**

شعر در مقام پرستار

پرستار افسانه نبود

پرستار بیگانه نبود

لحظه ها بوی عطرش

پرستار شبنامه نبود

پرستار،روشن بود

صفای لحظه ها با او

پرستار بال پروانه ها

پرستار صفای میخانه ها

پرستار روشنی شبانه ها

مهمان می شود بر دل

روح بزرگ سر تعظیم

از نور مهر او

پرستار نور وبینایی

پرستار شور ورهایی

قبلکه گاه پاکی زن و مرد

پرستار حورو زیبایی

قلب معرفت گیرد از صفایش

تمامی معرفت در او

پرستار مهد یک شهید

پرستار شهد یک نوید

دم مسیحایی ز دامنش
پرستار دهد یک *فرید

سخن از دل بود و افلاک

پرستار پاک بود وپاک…

سعید مطوری/مهرگان

از دفتر شور عشق

**

شعر پرستار

شعر پرستار تقدیم به پرستاران عزیز روزتان مبارک

به نام قادر سبحان و ستار

ز لطف و رحمتش خلقی پرستار

میان بوسِتانی سبز و پر گل

گلی را هدیه کرد از عشقِ سر شار

محبت در دلِ پاکش زند موج

طریقِ عشقِ او شد وصفِ گفتار

نه روز آسایشی بهرش نهاده

نه شب خوابی بوَد همواره بیدار

شریک درد و رنج دیگران است

تمام لحظه هایش وقفِ ایثار

بُود لبخندِ او تسکینِ دلها

محبت از وجودش شد پدیدار

پری آسا سبک بال و سبک گام

میان دردِ مندان اوستِ هوشیار

پراز مهر و سپید قلب و سپید پوش

صبور و پر تحمل است و بردبار

پرستار مظهر عشقِ خداییست

ز شور عشق خالق گشته سر شار

بُود فرخنده بر تو زادِ روزت

زنم بوسه به دستانت پرستار

**

پرستاری
تنها مراقبت از علایم حیاتی بیمار نیست
پرستاری
فقط نگاهبانی از مرز حیات بیمار نیست
پرستاری
دمیدن روح زندگی است در تن رنجور بیمار
پرستاری
جاری کردن زلال امیدواری در بدن خسته بیمار
پرستاری
روح زلال محبت است در کالبد دل سوزان پاک دل
روز پرستار بر تو همسر عزیزم مبارک

**

چشم به آسودگی بر مبند
خواب را بگو که به غفلت بر چشمت پا ننهد
خستگی را بگو که در تو راه نیابد
که بیماران، دل به مهر و صبوری تو بسته‌اند
و چشم‌های نگران بسیاری در انتظار بهبود
به دست‌های پرتلاش تو خیره مانده است
بیداری و صبور
بدان من تو را همیشه دوست دارم
روزت مبارک همسر عزیزتر از جانم

**

خسته نباشی عزیز جانم!
گرچه می‌دانم خستگی را خسته کرده‌ای
بس که از خودت مایه می‌گذاری
در حیرتم که سینه تو از کدام دریای عشق به خدا پر شده
بدان کسی که وقت سحر سخت کوش و بیدار است
فرشته ایست که نام خوشش پرستار است
دست مریزاد، دست خدا یاورت‌
ای یار مهربان من دوستت دارم

**

با پرستاران پرستاری کنـیم
در مسیر عشـق همکاری کنـیم

گرچه از دنیای آنان، غافـلیم
ساعتی، یک نقش را، بازی کنیم

ولادت حضرت زینب کبری و روز پرستار بر شما مبارک باد

**

به نام قادر سبحان و ستار

ز لطف و رحمتش خلقی پرستار

میان بوسِتانی سبز و پر گل

گلی را هدیه کرد از عشقِ سر شار

محبت در دلِ پاکش زند موج

طریقِ عشقِ او شد وصفِ گفتار

نه روز آسایشی بهرش نهاده

نه شب خوابی بوَد همواره بیدار

شریک درد و رنج دیگران است

تمام لحظه هایش وقفِ ایثار

بُود لبخندِ او تسکینِ دلها

محبت از وجودش شد پدیدار

پری آسا سبک بال و سبک گام

میان دردِ مندان اوستِ هوشیار

پراز مهرو سپید قلب و سپید پوش

صبور و پر تحمل است و بردبار

پرستار مظهر عشقِ خداییست

ز شور عشق خالق گشته سر شار

بُود فرخنده بر تو زادِ روزت

زنم بوسه به دستانت پرستار

**

ای پرستار تو یکی شاخه گل

در ره طوفان حوادث هستی

گله از دست حوادث که نشاید کردن

باغبان اما چه ؟

یک نفر نیست که پرسر قربان

شاخه گلهای خود را دریابد

همگی پژمردند

همگی تشنه کارانه ویارانه مسئولینند

بیست و سی ساعت مازاد

اگر هم هر ماه  مرحمت فرمایی

سخت شرمنده اخلاق شما می گردیم

راستی سقف اضافه کاری آنقدر کوتاه است

که اگر برخیزم می خورد بر یر من

گویا این قانون آمده تا بخورد بر سر ما

مطالب مشابه را ببینید!