مجله تاپ ناز / مطالب جالب / اختصاصی تاپ ناز / مجموعه شعر پروین اعتصامی + اشعار زیبای پروین اعتصامی با موضوعات مختلف

مجموعه شعر پروین اعتصامی + اشعار زیبای پروین اعتصامی با موضوعات مختلف

مجموعه شعر پروین اعتصامی

در این بخش مجموعه اشعار پروین اعتصامی با موضوعات مختلف مانند مرگ، زندگی، عشق، پدر و مادر و … را با اشعار کوتاه و بلند آماده کرده ایم.

مجموعه اشعار پروین اعتصامی

در ادامه زیباترین اشعار پروین اعتصامی را می خوانید و در ابتدا به مناسبت روز 25 اسفند، روز بزرگداشت پروین اعتصامی، چکیده ای از بیوگرافی او را آماده کرده ایم.

پروین اعتصامی متولد 25 اسفند ماه سال 1285 در شهر تبریز است. نام اصلی او رخشنده است و یکی از شاعران نامی معاصر است که زیر نظر پدرش تربیت شد و رشد کرد.

پدر او یکی از دانشمندان، مترجمان و سخندانان زمان خودش بود. او ادبیات فارسی و عربی را با مهارت نزد پدرش یاد گرفت.

از سن 7 سالگی استعداد و ذوق او برای سرودن اشعار مختلف آغاز شد . با طبع بلندی که داشت، ورود به دربار را نپذیرفت و مدال وزارت معارف را رد کرد.

پروین اعتصامی در سن 18 سالگی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را با موفقیت گذراند و در جشن فراغت از تحصیل خطابه جالبی با عنوان زن و تاریخ ایراد نمود.

او پدرش را در تمام سفرهای داخلی و خارجی همراهی می کرد و همین باعث شد تجارب او بیشتر شود.

او اشعار زیادی سروده است و آثار گرانقدری از او به جای مانده است و در تمام سروده هایی که دارد راه تاریک زندگی را با پند و اندرز روشن کرده است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در مورد مسائل اجتماعی و ظلم و بیداد شاها ن وفقر عمومی می باشد.

پروین اعتصامی در سال 1313 با پسر عمویش ازدواج کرد و بعد از چند وقت که به کرمانشاه رفت از همسرش جدا شد.

چند ماه پس از این طلاق او نخستین دفتر شعرش را با پیش درآمد ملک الشعرا بهار و سرمایه یوسف اعتصامی در تهران منتشر کرد و خیلی زود پروین به عنوان یکی از شاعران زن برجسته شناخته شد.

دیوار پروین شامل 248 قطعه شعر است که از میان 65 قطعه به صورت مناظره می باشد.

مجموعه شعر پروین اعتصامی

اشعار پروین اعتصامی

روز بگذشته خیالست که از نو آید

فرصت رفته محالست که از سر گردد

کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود

پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد

زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش

نیست امید که همواره نفس بر گردد

دیوان شعر  پروین اعتصامی

در دست بانوئی به نخی گفت سوزنی

کای هرزه گرد بی سر و بی پا چه میکنی

ما میرویم تا که بدوزیم پاره ای

هر جا که می رسیم تو با ما چه میکنی

خندید نخ که ما همه جا با تو همرهیم

بنگر به روز تجربه تنها چی میکنی

بخوانید: شعر عاشقانه خیام ؛ اشعار و رباعیات عاشقانه خیام + زندگینامه عمر خیام

مجموعه شعر پروین اعتصامی

اشعار عاشقانه پروین اعتصامی

با قضا، چیره زبان نتوان بود

که بدوزند، گرت صد دهن است

دل پاکیزه، بکردار بد آلوده مکن

تیرگی خواستن، از نور گریزان شدن است

شعر کوتاه پروین اعتصامی

بی رنج، زین پیاله کسی می نمی‌خورد

بی دود، زین تنور بکس نان نمیدهند

تیمار کار خویش تو خودخور، که دیگران

هرگز برای جرم تو، تاوان نمیدهند

شعر پروین اعتصامی

نه کسی میکند مرا یاری

نه رهی دارم از برای فرار

نه توان بود بردبار و صبور

نه فکندن توان ز پشت، این بار

خواری کس نخواستم هرگز

از چه رو، کرد آسمانم خوار

آثار پروین اعتصامی

ای دل، اول قدم نیکدلان

با بد و نیک جهان، ساختن است

صفت پیشروان ره عقل

آز را پشت سر انداختن است

ای که با چرخ همی بازی نرد

بردن اینجا، همه را باختن است

دل ویرانه عمارت کردن

خوشتر از کاخ برافراختن است

بخوانید: اشعار عاشقانه شهریار؛ شعر عاشقانه غزلیات دوبیتی و شعر کوتاه شهریار در مورد عشق

مجموعه شعر پروین اعتصامی

دیوان پروین اعتصامی

سیر یک روز طعنه زد به پیاز

که تو مسکین چه‌قدر بدبویی

گفت : از عیب خویش بی‌خبری

زان ره، از خلق عیب می‌جویی

شعرهای پروین اعتصامی

ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی

جز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی

ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتو

جز مشتری سفله، ببازار چه دیدی

رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت

غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی

هر بلائی کز تو آید نعمتی است

هر که را رنجی دهی آن راحتی است

زان به تاریکی گذاری بنده را

تا ببیند آن رخ تابنده را

دل پاک آینهٔ روی خداست
این چنین آینه زنگار نداشت

گوی علم و هنر اینجاست، ولی بیرنج
دست هرگز نتوان برد بچوگانش

فضل است چراغی که دلفروزست
علم است بهاری که بی خزانست

مجموعه شعر پروین اعتصامی

گویند عارفان هنر و علم کیمیاست
وان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست

فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد
همدوش مرغ دولت و هم عرصهٔ هماست

وقت گذشته را نتوانی خرید باز
مفروش خیره، کاین گهر پاک بی بهاست

مجموعه اشعار پروین اعتصامی

روشنی اندوز که دل را خوشی است
معرفت آموز که جان را غذاست

پایهٔ قصر هنر و فضل را
عقل نداند زکجا ابتداست

پردهٔ الوان هوی را بدر
تا بپس پرده ببینی چهاست

در دفتر ضمیر، چو ابلیس خط نوشت
آلوده گشت هرچه بطومار و دفتر است

ای دوست، مجازات مستی شب
هنگام سحر، سستی خمار است

آنکس که از این چاه ژرف تیره
با سعی و عمل رست، رستگار است

فردا ز تو ناید توان امروز
رو کار کن اکنون که وقت کار است

ای دل عبث مخور غم دنیا را
فکرت مکن نیامده فردا را

کنج قفس چو نیک بیندیشی
چون گلشن است مرغ شکیبا را

بشکاف خاک را و ببین آنگه
بی مهری زمانهٔ رسوا را

این دشت، خوابگاه شهیدانست
فرصت شمار وقت تماشا را

زیباترین اشعار پروین اعتصامی

هجوم فتنه‌های آسمانی
مرا آموخت علم زندگانی

نگردد شاخک بی بن برومند
ز تو سعی و عمل باید، ز من پند

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

مهر بلند، چهره ز خاور نمی نمود
ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت

آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت

از مهر دوستان ریاکار خوشتر است
دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

آن کیمیا که می طلبی، یار یکدل است
دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست

نباید تاخت بر بیچارگان روز توانائی
بخاطر داشت باید روزگار ناتوانی را

دلت هرگز نمی گشت این چنین آلوده و تیره
اگر چشم تو می دانست شرط پاسبانی را

متاع راستی پیش آر و کالای نکوکاری
من از هر کار بهتر دیدم این بازارگانی را

مطلب پیشنهادی: اشعار عاشقانه فریدون مشیری + شعر کوتاه و بلند با مضامین متنوع و احساسی

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

اشعار حکیمانه پروین اعتصامی

رهائیت باید، رها کن جهانرا
نگهدار ز آلودگی پاک جانرا

بسر برشو این گنبد آبگون را
بهم بشکن این طبل خالی میانرا

شعر پروین اعتصامی درباره عشق

خوش آن رمزی که عشقی را نوید است
خوش آن دل کاندران نور امید است

گمان میکردم ای یار دلارای
که از سعی تو باشم پای بر جای

چرا پژمرده گشت این چهر شاداب
چه شد کز من گرفتی رونق و آب

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن
پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن

Xبستن تبليغ
دیگر صفحات سایت را هم ببینید