گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
مجله تاپ ناز / مطالب جالب / شعر و داستان / انشا زمستان؛ 5 انشای زیبا در مورد فصل زمستان برای دانش آموزان
بازی، سرگرمی، بیوگرافی، سریال، عکس

انشا زمستان؛ 5 انشای زیبا در مورد فصل زمستان برای دانش آموزان

انشای زمستان | 5 انشا در مورد زمستان

در این مطلب تاپ ناز 5 انشا در مورد زمستان را گردآوری کرده ایم. انشای زمستان بسیار ساده و ادبی است و در این انشاها فصل زمستان، بارش برف و سرما را می خوانید. این انشا برای دانش آموزان در پایه های متلف تحصیلی مناسب هستند.

انشا زمستان

انشای اول در مورد زمستان و منظره های زیبای آن

در یک روز زیبای زمستانی به یکی از روستاهای اطراف شهرمان رفتیم تا مناظر بی نظیر زمستانی روستا را از نزدیک ببینیم. از میان جاده های کوهستانی گذشتیم در حالی که باران ریزی شروع به باریدن کرده بود.

از میان کوه ها و درختانی که دیگر برگی روی شاخه هایشان نمانده بود عبور کردیم و تقریبا به بالای کوه رسیدیم. هر چه بالاتر می رفتیم باران تبدیل به برف می شد و هوا سردتر، مه همه جا را فرا گرفته بود و برفی که دیشب باریده بود زمین را سفید پوش کرده بود.

از جاده می شد خانه های روستایی را دید که از دودکش پشت بام ها دود بخاری هایشان به آسمان می رفت.

برخی از اهالی، دور خانه های خود حصاری چوبی و برخی دیگر فنس کشیده بودند تا محدوده ی زمین ها مشخص باشد.

یک جا توقف کردیم از ماشین پیاده شدم به طرف جایی که پوشیده از برف بود رفتم و کمی برف برداشتم و آنقدر منتظر ماندم تا برف در دستانم آب شد. سرد بود، اما لذت بخش.

به اطراف نگاه کردم، مردی از یکی از خانه ها بیرون آمد و علوفه ای که در دستش بود را به طرف دیگر خانه که احتمالا جای دام هایش بود برد. مردمان روستا در بهار و تابستان باید علوفه را ذخیره کنند تا گله هایشان در زمستان گرسنه نمانند.

مادرم می گفت برخی مواقع که برف سنگینی در این منطقه می بارد جاده ی کوهستانی که ما از آن آمدیم با برف پوشیده می شود و حتی ممکن است منجر به بهمن نیز شود. مردم روستا در این مدت نمی توانند از روستا خارج شوند پس باید قبل از زمستان وسایل ضروری خود را تامین کنند.

دوباره سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم از یک جا به بعد دیگر به سختی می شد اطراف را دید، چون مه غلیظ تر می شد. دور زدیم و دوباره از روستا گذشتیم و به طرف شهر حرکت کردیم.

 

انشا زمستان

انشای دوم در مورد زمستان و سختی های آن

زمستان فصل بسیار خوب و دوست داشتنی ای است اما در روستای ما زمستان به سختی می گذرد، چون هم هوا خیلی سرد می شود و هم رفت و آمد به شهر سخت تر از قبل می شود.

در روستای ما هنوز برخی از اهالی، خانه های کاهگلی دارند و یا محل نگه داری دام هایشان هنوز کاهگلی است و زمانی که برف می بارد باید همگی به پشت بام ها بروند و برف ها را پارو کنند، اگر آن ها این کار را انجام ندهند برف ها کم کم آب می شوند و از سقف به درون خانه و طویله ها چکه می کنند.

یکی از سرگرمی های ما در زمستان و روزهایی که برف روی زمین نشسته است، سرسره بازی است. هر کدام از ما بچه ها یک پلاستیک بر می داریم و بالای تپه هایی که شیب زیاد و خطرناکی ندارند می رویم و سرسره بازی می کنیم، بعضی وقت ها بزرگ تر هم با ما می آیند و سرسره بازی می کنند.

زمستان فصلی است که اکثر ما با چکمه های پلاستیکی به مدرسه می رویم چون بیش تر وقت ها برف زیادی می بارد و ما باید کفشی بپوشیم که مناسب این هوای برفی باشد.

همچنین در این فصل همه باید بیش تر مراقب باشیم تا حیوانات وحشی ای که به دلیل گرسنگی به روستا نزدیک شده اند باعث بروز حادثه ای نشوند یا به مرغ و خروس ها حمله نکنند.

خدا را شکر می کنم که چند سالی است روستا دارای آب لوله کشی شده است، چون قبل از این برای خانواده ها بسیار سخت بود که در سرمای زمستان به چشمه ها بروند و ظرف و لباس بشویند یا برای مصارف آشامیدنی و بهداشتی آب به خانه بیاورند.

 

انشا زمستان

انشای سوم فصل زمستان را تعریف کنید

هر سال چهار فصل دارد. هرکدام از این فصل‌ها خصوصیات خاص خود را دارند. بهار، تابستان، پاییز و زمستان اسامی فصل‌های سال هستند و زمستان یکی از فصل‌های زیبای سال است.
زمستان چهارمین و آخرین فصل سال است و سه ماه دی، بهمن و اسفند دارد. زمستان با اولین روز دی‌ماه که کوتاه‌ترین روز سال است، آغاز می‌شود. شب قبل از آن شب یلدا  طولانی‌ترین شب سال است.  در انتها نیز پس از آخرین روز اسفند اعتدال بهاری شروع شده و فصل زمستان پایان می‌پذیرد.
زمستان را با سرمای هوا می‌شناسند. دما در فصل زمستان افت پیدا می‌کند و تا منفی بیست درجه در کوهستان‌ها عادی است حتی در برخی نقاط روسیه دما تا منفی پنجاه درجه هم کم می‌شود. البته برعکس تصور بعضی‌ها دلیل سرمای هوا در زمستان دور شدن زمین از خورشید نیست. دلیل سرمای هوا در زمستان به دلیل زاویه چرخش زمین است، طوری که اشعه های خورشید به صورت مایل به زمین می‌تابند و نور و گرمای کمتری به زمین می‌رسد.
برف یکی دیگر از شاخصه‌های زمستان است. اکثر مردم انتظار دارند که در فصل زمستان برف بیاید. برف بارش بخار آب است که در شرایط خاص و با سرد شدن هوا در لایه‌های بالایی جو صورت می‌گیرد. برخی وقایع از جمله خشکسالی و آلودگی هوا از بارش برف کاسته‌اند.
یکی دیگر از خصوصیات زمستان کوتاه بودن روزها و طولانی بودن شب‌ها است. این هم به علت زاویه‌ای است که مدار زمین با خورشید پیدا می‌کند. بلند بودن شب‌ها طوری است که بیشتر دانش‌آموزان باید قبل از طلوع خورشید از خواب برخیزند و برای رفتن به مدرسه حاضر شوند.
در سال‌های اخیر پدیده وارونگی دمایی و شدت گرفتن آلودگی هوا در صبح‌های روزهای سرد که باعث تعطیلی مدرسه‌ها در شهرهای بزرگ می‌شود، از خصوصیات روزهای زمستان شده است. در این روزها بیرون آمدن از خانه و قرار گرفتن در آلودگی‌ها برای سلامتی ضرر دارد.
زمستان با همه ویژگی‌های متنوعی که دارد، فصلی است که حضورش در چرخه زندگی طبیعت ضروری است.
انشا زمستان

انشای چهارم در مورد زمستان انشای هنری

پس از اتمام پاییز،زمستان کوله بار سرد خود را بر زمین میگذارد

زمستان فصلی است،سفید…

این فصل آخرین فصل سال است

روزها،ماه ها،در پی هم میگذرند ….

تا به این فصل زیبا میرسیم

در این فصل درختان لباس عریانی به تن میکنند

همه ی خیابان ها،کوچه ها عروس میشوند…

عروسی از جنس سرما،از جنس آرامش

کوله بار این فصل پر از برف و پر از ترانه های بارانی است…..

ترانه های بارانی هم کوله بار بارانی و غم خود را در این فصل میگذارند

این فصل روح لطیفی به شاهرگ هستی می بخشد

در این فصل عقل ها حیران میشود از زیبایی های طبیعت

حرف های ناگفته ای در این فصل در ژرفای جانمان باقی میماند

هم چنان که در این فصل برف و باران میبارد…..

قصه ای که نامش زندگی است هم چنان جریان دارد…..

امیدوارم که در این فصل دل ها همچون این فصل ….

سرد و بارانی نشود….

اما آخر این فصل مانند فصل های بی وفای دیگر هوس رفتن میکند

کاش زمستان کفش داشت…..

و او را نگه میداشتم ،…..

در را به رویش قفل میکردم…..

و چه کارها که برای ماندنش انجام نمیدادم

تا مرا با این همه زیبایی تنها نگذارد….

اما من چه بخواهم و چه نخواهم میرود…….

اما با رفتن او سال جدیدی آغاز میشود….

که فصل بهار فرا میرسد که جشن طبیعت است……

و در پایان:

نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

کسی گل بدمد و باز تو در گل باشی

 

انشا زمستان

انشای پنجم در مورد زمستان و زیبایی های فصل زمستان

زمستان است. هوا سرد است. چه بيچاره ها آدم هايي كه ندارند سرپناهي براي شب هايي به درازي شب يلدا. يلدا اولين شب است. اولين شب سال، سالمان زمستان است، يعني من دوست دارم كه سال با زمستان شروع شود. من زمستانيم.

شايد نبايد از ترحم صحبت كنيم. زمستان خشك و خشن است. خشونتي كه در آن طراوت جاريست، طراوتي مانند زندگي. شايد به نظر آيد همه مرده اند، اما اين مردگي نيست، خشوع طبيعت است در برابر عظمت زمستان.

مي گويند زمستان مبارزه اي است، مبارزه اي بين ماندن و نماندن، اما فكر مي كنم اشتباه است. زمستان برهه ايست براي نشان دادن لياقت ها. آن كه دارد لياقت ماندن را، منتخب مي شود. پس آدم هاي بزرگند كه مي مانند.

كم نيستند كساني كه متنفرند از اين فصل پرموهبت و چه بسيار دارند علاقه به بهار. آنها بهار را عروس مي دانند، يعني عروسش كردند. چنان از آن ياد مي كنند كه حتي بعضي مواقع در وصف هم نمي گنجد، اما در برابر شكوه و جلال زمستان هيچ نيست.

وقتي چشم به باغچه ي برف نشسته ي حياط مي اندازيم، برف را آن چنان مظلومانه مي توان ديد كه در روي زمين با تواضع و فروتني وصف ناپذيري روي زمين جاي گرفته. چه چيز از اين بالا تر است؟ آيا اين زيباست يا آن برگ هاي سبز بهار؟

آدم برفي كوچكي در گوشه ي حياط با چشماني سرمه شده، چشم به در حياط دوخته، انگار منتظر است. منتظر كسي، چيزي يا نسيمي.
دلمان تنگ مي شود براي سردي زمستان، براي برف هايش، براي سفيديش. سفيدي بي لك و يكدست. آدم برفي كم كمك آب دماغش مي آيد، انگار گرما خورده. ديگر قرص هاي مسكن و پني سيلين درمانش نمي كند. آب شدنش را با چشم مي بينم، نمي توانم از بين رفتنش را نظاره كنم، درد كشيدنش را. اكزاز و ديازپامي براي مدهوشي و بي هوشي. فكر مي كنم بهتر باشد بخوابد، شايد درد كم تري را احساس كند.
شب چهارشنبه است و چهارشنبه سوري، آخرين چهارشنبه ي سال. بهار مي آيد.

آدم برفي مان ديگر نيست. شال گردنش روي زمين است، هويجي كه روي آن افتاده و …

بخوانید : موضوع انشا در مورد پدر برای دانش آموزان
loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن تبلیغ
loading...