خلاصه آخرین قسمت سریال عمارت سراب

خلاصه سریال عمارت سراب:

سریال عمارت سراب پیرامون دختری به نام گلی است که در یک کارخانه کار می کند. او عاشق پسر فقیری به نام کمال می شود اما پدر و برادرانش راضی به این وصلت نیستند زیرا می خواهند او با رمضان ، پس خواهر مظفر که رئیس کارخانه است ازدواج کند.

گلی و کمال از خانه فرار می کنند اما برادر گلی با اسلحه بدنبال انها می رود و وقتی کمال می خواهد اسلحه را از دست او بگیرد یک تیر شلیک می شود بنابراین کمال به زندان می رود.

مادر گلی به زندان می رود و از کمال می خواهد به گلی نامه ای بنویسد و بگوید او را دوست ندارد تا گلی با رمضان ازدواج کند وقتی گلی نامه را می خواند راضی به ازدواج می شود ولی وقتی به مزرعه رمضان می رود دایی او یعنی مظفر عاشق گلی می شود و گلی از لج رمضان با مظفر ازدواج می کنند و کم کم عاشق او می شود و از او حامله می شود اما مظفر به قتل می رسد و گلی صاحب اموال او و کارخانه می شود در نهایت گلی می فهمد که برادرش به دستور رئیس کارخانه مظفر را کشته است.

گلی به سامان دادن کارخانه می پردازد و بچه اش را به دنیا می آورد و در نهایت با کمال ازدواج می کند.

خلاصه قسمت آخر سریال عمارت سراب:

در آخرین قسمت سریال عمارت سراب مظفر میمیره و داداش گلی هم اعدام میشه. کمال و گلی با هم عروسی میکنند ولی شب عروسی یک عده از روستاییان به دستور هالیده برای انتقام از گلی برای مرگ برادرش مظفر به مزرعه حمله میکنند و مزرعه را به آتش میکشند.

 عکس سریال عمارت سراب:

مظفر و گلی

 

پسر گلی تو اتاق خواب خوابیده. آقا یاسین به مجلس عروسی گلی و کمال میره و به گلی میگه که مزرعه آتش گرفته گلی و کمال با عجله به سمت مزرعه میرن کمال هم میره توی خونه که بچه ی گلی رو نجات بده ولی سقف میریزه روی سرش و رمضون میره و پسر گلی رو نجات میده و کمال رو هم به بیمارستان میبرن ولی کمال توی بیمارستان میمیره.

به هالیده هم خبر مرگ کمال میرسه و هالیده خیلی گریه میکنه و تصمیم میگریه که از شهر خارج بشه که پلیس ها قضیه رو نفهمند.پاکیزه هم از رمضون حامله است و بچه اش به دنیا می آید.

گلی هم که میدونه مردن کمال و حمله روستاییان کاره هالیده است میره که انتقامش رو از هالیده بگیره مادر گلی و پاکیزه هم بهش میگن نرو ولی میره.مادر گلی هم میره به جمشیر میگه جمشیر هم میره دنبال گلی.

همون موقع هالیده از شهر داره خارج میشه که گلی میاد روی هالیده اسلحه میکشه بهش میگه که چرا این کار رو کردی؟هالیده هم بهش میگه من نمیخواستم کمال رو بکشم بعدش گلی میگه این حرفا کمال رو به من برنمگیردونه.

بعدش صدای شلیک میاد گلی پشت سرش رو نگاه میکنه میبینه که باباشه اون هالیده رو کشت.بعدشم پلیس میاد جمشیر رو دستگیر میکنه و میبرن.

بعدش نشون میده که گلی داره داستان زندگی خودش رو برای یک کتاب نویس تعریف میکنه تا داستان زندگیش در سراسر دنیا بخش بشه.بعدش نشون میده گلی میاد سر قبر مادرش زهرا و براش گل میاره بعدشم میره سر قبر کمال و گریه میکنه.

بعدش ۸ سال بعد رو نشون میده حالا گلیزار با آقا حافظ ازدواج کرده و با گلی دوست شده.بعدش نشون میده که جشن تولد ۸ سالگی بچه گلی همه به جشن تولد بچه گلی اومدن از جمله پاکیزه و همسرش رمضون با سه تا بچه.

گلیزار و آقا حافظ هم با دو تا بچه میان به جشن تولد و بچه گلی شمع ها رو فوت میکنه که یک دفعه پیک میاد دم خونه گلی یک کتابه همون کتاب داستان زندگی گلی که الان چاپ شده بعدشم هم در کنار هم خوشحالن و می خندند و داستان به پایان میرسه.

آهنگ تیتراژ سریال ترکی عمارت سراب را می توانید از تاپ ناز دانلود کنید.

گلی در عمارت سراب

دانلود آهنگ با کیفیت Mp3 12

نوشته های مشابه