انشا در مورد رسیدن به ثروت + 4 انشا زیبا با موضوع پولدار و ثروتمند شدن

انشا در مورد رسیدن به ثروت، فقر و افراد ثروتمند پولدار

انشا در مورد افراد ثروتمند، در مورد فقر، انشا در مورد پولدار شدن و انشا در مورد رسیدن به ثروت را برای پایه های مختلف تحصیلی در این بخش تاپ ناز آماده کرده ایم.

انشا در مورد ثروتمند و فقیر با سنجش و مقایسه طنز

مقدمه: اول از همه باید دو نکته را در همین مقدمه ذکر کنم: یکی اینکه قصد ندارم از ثروت معنوی و اخلاقی که مسلما بهتر از ثروت مادی است بنویسم، بحث این انشا درباره ثروت و فقر مادی است. دوم اینکه ثروتمندان شریف بسیاری وجود دارند که با توانایی و زیرکی خودشان به ثروت و رفاه رسیده اند، اما در این انشا، منظور از ثروتمند، افراد سوء استفاده گری است که با سوار شدن بر شانه زحمتکشان و پا گذاشتن بر نردبان حق دیگران به ثروتی می رسند که با اخلاق و انسانیت جور در نمی آید. حتما قبول دارید که این دسته افراد در جامعه ما و در کل دنیا، اصلا کم نیستند!

بدنه انشا: ـ می‌گویند به هر چیزی که فکر کنید همان می‌شود. ما که خیلی به پولدار شدن فکر کردیم ولی به جایی نرسیدیم! همه انرژی های مثبت را به سمت خودمان جذب کردیم که بشود، اما باز هم نشد. درس خواندیم، مدارک عالیه گرفتیم، کار و تلاش کردیم، حتی از ثبت اختراعی که کلی برایش زحمت کشیده بودیم و فسفر سوزانده بودیم چیزی دستگیرمان نشد. رفتیم سربازی و برگشتیم، پدرمان از کار افتاده شده بود. رفتیم سر کار روزی ۱۲ ساعت کار کردیم، آخر سال پس اندازمان به اندازه یک ساعت مچی نشد. گفتند پولدارها ساعت زیادی کار و فعالیت نمی کنند، آن‌ها باهوشند، می‌نشینند و سرمایه گذاری می‌کنند. خواستیم به سبک ثروتمندان بنشینیم و پول در بیاوریم، دار و ندارمان را زدیم توی بورس و سهام خریدیم که آن هم ترکید. می‌گویند بورس بلدی می‌خواهد ما که بلد نبودیم. می‌گویند باید صبور باشید که البته هستیم. چه کار دیگری می‌شود کرد اصلا؟ فعلا عصرها که از کارخانه می‌آییم، با پراید قسطی مسافرکشی می‌کنیم.

این ها حرف‌های دایی من است که جوان پر شر و شوری است اما جرات عاشق شدن ندارد! حالا بشنوید از پسرعمه خوش تیپم که عاشقان زیادی دور و برش هست اما فعلا قصد ازدواج ندارد:

ـ بابای من خیلی مهربان است، دست خیلی ها را گرفته و در کارخانه بند کرده، همین دایی جان شما مگر از سربازی که آمد، بیکار و بی حاصل نمی‌گشت؟ حالا سرش گرم کار است و آینده خوبی پیش روی اوست. همین خوبی ها و خیرخواهی هاست که انرژی مثبت را به زندگی آدم می‌آورد. بله بله مدتی است حقوق کارگرها به تعویق افتاده، می‌دانم. پدر سرش شلوغ است و سرمایه گذاری جدیدی راه انداخته که خرج زیادی برایش داشته است. تا این کار جدید خوب راه بیفتد کارگرها باید کمی صبر و تحمل کنند، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد. بگذارید بنده خدا از خارج برگرد همه چیز را سر و سامان می دهد. خب کمی کسالت داشت و باید استراحت می کرد تا کمی از استرس هر روزه کار فاصله بگیرد. مادرم هم این اواخر افسرده شده بود. این شد که تصمیم گرفتند مدتی را در یک منطقه خوش آب و هوا در نزدیکی کوه های آلپ سپری کنند. بابا یک وام خوب هم گرفته که با آن چند قطعه زمین خریده، ساخت و سازش که تمام شد، ما بچه ها هم از در به دری خلاص می شویم و می‌توانیم ویلای اختصاصی خود را داشته باشیم. فعلا در طبقه بالا همین خانه سر می‌کنیم تا ببینیم چه می‌شود. ای وای دلار امروز بالا نرفته است و سرمایه ام خوابیده. واقعا که چقدر استرس برای بدن و سلامتی مضر است. سرم درد می‌کند. با اجازه می‌روم استراحت کنم. شب کلی مهمان دارم. تو هم اگر خواستی بیا. ولی این بار آن دایی بی کلاس بی اعصابت را نیاور. آبرویم پیش دوستانم می‌رود.

نتیجه: نوشتن انشا مقایسه فرد ثروتمند و فقیر به زبان طنز، انشای تلخی خواهد بود. از هر زاویه ای که نگاه کنیم عدالت را نخواهیم دید. من می‌خواهم بزرگتر که شدم در دانشگاه رشته اقتصاد بخوانم. شاید توانستم راه های تقسیم عادلانه ثروت را در جامعه پیدا کنم و البته امیدوارم قابل اجرا هم باشد.

**

انشا در مورد رسیدن به ثروت

انشا با موضوع ثروت واقعی از نگاه حضرت علی علیه السلام

در کتاب کشکول بحرانی اینگونه آمده است: جمعیت زیادی دور حضرت علی (ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: «یا علی! سؤالی دارم، علم بهتر است یا ثروت؟ »، علی(ع) در پاسخ گفت: «علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.» مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید: «اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟» امام در پاسخ آن مرد گفت: «بپرس!»، مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: «علم بهتر است یا ثروت؟»، علی فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.» نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال، سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!» هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. اودر حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟» حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.»

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.»

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند، یکی از میان جمعیت گفت: «حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت!»، کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟»، امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: «علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.» مرد ساکت شد.

همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟» امام فرمودند: «علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.»

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: «علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط تا هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.» سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که، نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: «یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟»، امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: «علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.»

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت.

مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید: «یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟»، نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی (ع) مردم به خود آمدند: «علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌ اند.» فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.

سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند. صدای امام را شنیدند که می‌گفت: «اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.»

 

مطلب پیشنهادی: انشا درباره دوست و رفیق + 6 انشای زیبا درباره دوستی و رفاقت

**

انشا زیبا در مورد ثروت و رسیدن به ثروت

به نام خداوند بخشنده مهربان
موضوع انشا :ثروت
من این انشا را با چند پرسش از خودم مینویسم
ثروت چیست؟راه رسیدن به ثروت چیست؟چرا میخاهم ثروتمند شوم؟
ثروت یعنی فراوانی نعمت در تمام جنبه های زندگی،ثروت یعنی ارتباط آگاهانه وبا آرامش با خداوندو ارتباط قشنگ با بندگان خداوند همراه با آرامش و عشق و مودت ،یعنی ارتباط آگاهانه و همراه با عشق با خودم ،ثروع یعنی سلامت جسم و روح،ثروت یعنی بی نیازی مالی که هرآنچه ارارده کردیم درهمان زمان از بهترین تهیه شود ثروت یعنی دیدن زیبایی های جهان ،ثروت یعنی خدا خدایعنی ثروت
چرا میخواهم ثروتمند شوم ؟چون میخواهم خداوند را بیشتر باور کنم چون میخواهم آدم باتقوا تری شوم به خداوند نزدیکتر شوم چون میخواهم ازنعمت های خداوند که برای من خلق شده(آسمان و زمین را مسخرشماکردیم)کمال استفاده را ببریم ،چون میخواهم آسایش داشته باشم وتمام دیدنی های دنیا را ببینم (قل سیرو فی الارض)چون میخواهم با خودم و کاعنات وخداوندهماهنگ باشم چون میخواهم آرامتروشادترو خیر خواه ترباشم،چون میخواهم لذت بیشتری از زندگی تجربه کنم ،چون میخواهم قدرت خلق کننده آی که خداوند دروجودم قرارداده به واسطه روحی که از خودش در من دمیده به نحوه احسنت استفاده کنم چون میخواهم ذهن خلاقتر و پویاتری داشته باشم چون میخواهم دست خداوند باشم بر روی زمین برای گسترش جهان واشاعه توحید چون میخواهم یکتا پرست باشم وتوحیدی چون میخواهم شکر گزارتر وسپاسگزارتر باشم
راه رسیدن به ثروت درحال حاضرباافکارو شرایط فعلی من چیست؟
۱تقویت باورهاودیدگاهای توحیدی
۲شناخت بیشتر خداوندو قوانین حاکم بر جهان
۳عمل به قوانین که لازمه آن دانستن قانون درک آن و عمل آن است کنترل وری ها و ساختن باورهای قدرتمند کننده
۴ساختن باور فراوانی و احساس لیاقت
۵درک قدرت رزاقیت خداوندازراهی که گمان نمی کنم
۶تلاش بیشترفکری کارکردن روی باورهاودیدگاهای قانون
۷باز هم توحید توحید توحید ایمان به ربوبیت خداوند که تنها قدرت اوست وتنها اومیتواندبه من عطاکندهمه چیز را ایمان. به هدایت خداوند ایمان به رزاق بودن خداوند به وهاب بودن خداوند
۸سپاسگزاری ودیدن زیبایی ها و نعمت های خداوند و باور آنها و تحسین آنها
این بود انشا من 😊
سلام میکنم خدمت استاد عزیزم و تمام خانواده عزیزم دوستان ایده این انشارو از کامنت دوستی خوندم و گفتم بزار انشابنویسم ببینم واقعا دیدگاه من نسبت به ثروت چیه با افکار فعلیم از دوستان عزیز و حتی خود استاد خواهش میکنم انشا خودشونو بنویسن تا ما باخوندن اون باور هامون تقویت بشه و خود دوستان هم افکارشونو بیشتر شناسایی کنند یه دنیا تشکر بابت اینک وقت میزارید ومیخونید و پاسخ میدید در پناه الله یکتا شاد سعادتمند و ثروت مند باشید استاد عزیزم یک دنیا عشق و سپاسگزاری تقدیم شما

**

انشا با موضوع زندگی افراد ثروتمند

انشاء امروز ما در مورد افراد پولدار است و میخواهیم در مورد این برای شما توضیح دهیم که چگونه پولدار شویم و پولدار شدیم چگونه خود را در رده بالا نگه داریم، پولدار شدن فقط به املاک زیاد یا ارث خانوادگی یا پول زیاد نیست فرد ثروتمند کسی است که  افکار سرمایه ساز دارد.

برای مثال فرضا شما چند صد میلیون تومان سرمایه دارید اما اگر از شرایط و اوضاع فعلی بازار بی خبر باشید می توانید سرمایه خود را با یک تصمیم اشتباه بر باد دهید، به همین دلیل ما به شما توصیه میکنبم اگر میخواهید صاحب ثروت کلان شوید ابتدا باید برروی خودتان سرمایه گذاری کنید و علم و سواد مالی را در خودتان تقویت کنید و بیاموزید تا با یک تصمیم و ایده ثروت ساز به پول برسید.

اگر به اصطاح می خواهید پرول پارو کنید باید به شما بگویم که تنها راه شما یک ایده پول ساز یک تخصص و علم و سواد مالی و اندکی سرمایه برای شروع نیاز است که 3 مورد اول بیشتر تاکید می شود زیرا کسانی هستند که این 3 مورد را داشته اند و با دست خالی به افرادی ثروتمند تبدیل شده اند.

نتیجه گیری
در افراد پولدار  یک سری از فاکتور ها بسیار قابل توجه است شما برای آنکه جنتلمن به نظر برسید باید از ادبیات و ظاهر معتدل و خاص استفاده کنید و رفتارهایی را از خود بروز دهید که جنتلمنانه به نظر برسید، مثلا برای یک معامله باید با ظاهری آراسته و نوع ادبیات خاص وارد مذاکره شوید و تاثیر خود را بر روی طرف دیگر معامله بگذارید و این فاکتورها که سطحی به نظر می رسد تاثیرات مثبتی دارد بر روی فرد.

 

مطلب پیشنهادی: انشا با موضوع هدف زندگی + مجموعه 4 انشا زیبا در مورد اهداف زندگی

نوشته های مشابه