گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
صفحه اصلی / سرگرمی / دانستنی ها / ۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

تغییر شکل

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

منطقه ی شمالگان که در قطب شمال قرار گرفته یک چرخه ی ذوب شدن طبیعی را دنبال می کند که در طی آن تقریباً نیمی از لایه های یخ در طول تابستان ذوب می شوند و در زمستان دوباره یخ می زنند. در زمستان مساحت یخ قطب شمال تقریباً به اندازه ی آمریکا است. با این حال تحقیقات جدیدی وجود دارند که ادعا می کنند لایه ی یخی که به قطر ۳,۵ کیلومتر در گرین لند قرار دارد به سرعت در حال ذوب شدن است به طوری که تا پایان قرن میلادی کنونی چیزی از آن باقی نخواهد ماند. سایر تحقیقات نشان داده اند که تا پایان این قرن ممکن است منطقه ی شمالگان در طول تابستان به کلی بدون یخ باشد.

از طرف دیگر در منطقه ی جنوبگان که در قطب جنوب قرار دارد این چرخه ی آب شدن یخ ها اتفاق نمی افتد و لایه های یخ تقریباً در تمام مدت سال به یک اندازه و شکل هستند. اما تحقیقات جدید ثابت کرده اند که قطب جنوب هم به دلیل تأثیرات گرم شدن کره ی زمین و تغییر در آب و هوا در حال ذوب شدن است. اگر در یک روز  تمام یخی که در قطب جنوب قرار دارد ذوب شود ( که البته این اتفاق به این زودی نخواهد افتاد ) ارتفاع آب دریاها و اقیانوس ها تا ۶۰ متر افزایش خواهند یافت. جالب این است که قطب شمال سریع تر ذوب می شود چون داخل آب اقیانوس است و جریان های آن سرعت ذوب شدن را افزایش می بخشند اما قاره ی قطب جنوب بر روی بستری از سنگ است و بنابراین جریان های اقیانوسی بر آن تأثیری ندارد.

سوراخ لایه ی ازن

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

درست در بالای منطقه ی جنوبگان در لایه ی ازن سوراخی ایجاد شده که در حال حاضر سه برابر مساحت آمریکا است. لایه ی ازنی که در بالای منطقه ی شمالگان قرار دارد هم هر روز نازک تر می شود اما هنوز سوراخی در این قسمت وجود ندارد. البته عبارت سوراخ لایه ی ازن به این معنی نیست که واقعاً به صورت فیزیکی سوراخی در این منطقه از جو ایجاد شده بلکه به این معنی است که ماده ی شیمیایی به نام ازن که جو زمین را پوشانده و از آن در برابر پرتوهای خورشیدی محافظت می کند به شدت صدمه دیده و در بعضی جاها به کلی از بین رفته است.

صدماتی که در نیمکره ی جنوبی به لایه ی ازن وارد شده بسیار بیشتر از نیمکره ی شمالی است و این از آن جهت است که چون دمای نیمکره ی شمالی بالاتر است، از تشکیل ابرهای استراتوسفری قطبی  که ازن را از بین می برند، جلوگیری می کند. با این وجود در سال های اخیر دمای استراتوسفر در قطب شمال نیز کاهش یافته که باعث ایجاد صدمات قابل ملاحظه ای در لایه ی ازن شده است.

سرد و بسیار سرد

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

دمای هوا در قطب جنوب بسیار سرد تر از قطب شمال است به طوری که در بعضی قسمت های قاره ی قطب جنوب برف ها هیچ وقت ذوب نمی شوند. در طول سال میانگین دمای هوا در قطب جنوب ۴۹- درجه ی سلسیوس است و این در حالی است که دمای هوای قطب شمال در طول زمستان ۳۴- درجه ی سلسیوس است و در تابستان چند درجه هم بالاتر می رود.

کمترین دمایی که تا به حال بر روی کره ی زمین ثبت شده ۸۹,۶- درجه بوده که مربوط به منطقه ی وستوک در نزدیکی قطب مغناطیسی جنوب است. قطب شمال در واقع یک لایه ی یخی است و از این جهت در برابر تغییرات آب و هوا بیشتر تأثیر می پذیرد.

خرس های قطبی و پنگوئن ها

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

اکثر افراد فکر می کنند خرس های قطبی و پنگوئن ها زیستگاه مشترکی دارند اما این دیدگاه اشتباه است. پنگوئن ها فقط در نیمکره ی جنوبی زندگی می کنند یعنی در منطقه ی جنوبگان، جایی که بر روی خشکی هیچ دشمن طبیعی ندارند. اگر پنگوئن ها و خرس های قطبی در یک منطقه ی مشترک زندگی می کردند آنوقت خرس ها هیچ نگرانی در مورد منابع غذایی نداشتند.

در هر صورت این اتفاق نیافتاده است و پنگوئن ها به صورت پرندگانی در آمده اند که قادر به پرواز نیستند و بالهای آنها به صورت باله در آمده اند که در موقع شنا کمک خوبی هستند. از طرف دیگر خرس های قطبی بزرگترین شکارچیان روی خشکی و بومی قطب شمال هستند. آنها در قسمت های یخ زده ی قطب شمال حکومت می کنند و از خوک های آبی، گاو های دریایی و گاهی حتی نهنگ های کوچک تغذیه می کنند.

طلای سیاه

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

تقریباً بیش از نیمی از ذخایر باقی مانده ی نفت جهان در زیر یخ های قطب شمال قرار دارند و بنابراین کشور روسیه قسمت بزرگی از این منطقه را در انحصار خود در آورده است و سعی در استخراج آن از طریقخط الرأس لومانوسوف دارد این محل در واقع یک برآمدگی زیر آبی در اقیانوس منجمد شمالی است. وسعت این منطقه ۱۸۰۰ کیلومتر است و تخمین زده می شود که بیش از ۱۰ میلیارد تن نفت خام داشته باشد.

آمریکا هم ادعای مالکیت بخشی از این منطقه را دارد و کشتی های یخ شکن را به منطقه فرستاده تا قلمرو خود را در نزدیکی آلاسکا مشخص کند. به نظر می رسد منابع نفتی در زیر پوسته ی قاره ی قطب جنوب هم وجود داشته باشند اما پیمان نامه ی قطب جنوب فعلاً هر گونه استخراج نفتی از این منطقه را شدیداً منع می کند.

قاره ی غیر قابل سکونت

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

با وجودی که عکس های بسیاری از مکتشفین قطب جنوب وجود دارد که پرچم هایشان را در یخ های قطب جنوب محکم می کنند اما قاره ی قطب جنوب تنها منطقه در کره ی زمین است که به هیچ کس تعلق ندارد. هنوز هم هیچ آثار تاریخی کشف نشده که نشان دهنده ی حضور مردم بومی در این منطقه باشد. قاره ی قطب جنوب توسط پیمان نامه ی قطب جنوب اداره می شود که تصریح میکند این منطقه یا منابع آن تنها باید در جهت مقاصد علمی و صلح جویانه استفاده شوند.

در مقابل بیش از ۴ میلیون نفر در منطقه ی شمالگان زندگی می کنند، چه در روستاهای کوچک و چه در شهرها مثل بارو در آلاسکا، ترومسو در نروژ و مورمانسک و سالکارد در روسیه.

همه جا یخ

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

جنوبی ترین قاره ی کره ی زمین ۹۰ درصد از کل یخ های زمین را در خود دارد که برابر با سه چهارم منابع آب شیرین در جهان است. بنابراین برخی افراد حتی به این فکر افتاده اند که بخشی از این یخ ها را جدا کنند و در مناطق کم آب جهان از آن استفاده کنند. در واقع شاهزاده  ی عربستان سعودی محمد الفیصل برنامه ای برای بردن یک تکه یخ ۱۰۰ میلیون تنی از قطب جنوب به شبه جزیره ی عربستان در نظر دارد. در مقابل یخ های قطب شمال بسیار کمتر از قطب جنوب است.

قاره در برابر اقیانوس

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

منطقه ی شمالگان در واقع یک اقیانوس است اما منطقه ی جنوبگان یک قاره است که بر روی بستر سنگی و اشکال مختلف زمین مثل کوه، دره و دریاچه قرار گرفته و دور تا دور آن را نیز اقیانوس در بر گرفته است. در قاره ی قطب جنوب حتی یک آتشفشان فعال به نام کوه اربوس هم وجود دارد.

از نقطه نظر اجتماعی و سیاسی، منطقه ی شمالگان که تنها از یخ تشکیل شده منافع بسیاری از کشور ها را در یک جا جمع کرده، کشور هایی مثل کانادا، گرین لند ( بخشی از دانمارک )، روسیه، ایسلند، نروژ، سوئد، فنلاند و آمریکا. همانطور که قبلاً گفته شد قطب جنوب به هیچ کشوری تعلق ندارد و هرگز نه به سکونت در آمده و نه استعمار شده است.

گردباد قطبی

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

یک پدیده ی جالب که در نزدیکی قطب های جغرافیایی زمین اتفاق می افتد گردباد قطبی است. این پدیده یک گردباد عظیم است که در نزدیکی لبه های عمودی زمین اتفاق می افتد. گردباد قطبی در بخش های میانی و بالایی تروپوسفور و استراتوسفور قرار دارد.

این گردباد ها مناطق قطبی را در بر می گیرند و بخشی از منطقه ی آب و هوایی بین جریان های هوای منطقه ی قطبی و مناطق گرم تر همسایه در دو نیمکره هستند. گردباد قطبی جنوبگان از شمالگان قوی تر است و بیشتر هم طول می کشد. این مسئله بخاطر وجود خشکی های بزرگ در نیمکره ی شمالی است که باعث تولید موج های اتمسفری شده و از شدت گردباد قطبی کم می کنند. در مقابل در قطب جنوب عوامل چندانی برای اثر گذاشتن بر این پدیده وجود ندارد.

میدان مغناطیسی و منابع معدنی

۱۰ تفاوت قطب شمال و جنوب !

از آنجایی که قاره ی قطب جنوب بر روی بستر سنگی قرار دارد منابع معدنی بسیاری هم مثل نیکل، طلا، نقره، پلاتین و آهن دارد که در قطب شمال وجود ندارند.

قطب های مغناطیسی زمین در نزدیکی قطب شمال و قطب جنوب قرار دارند. به این ترتیب که وقتی می گوییم قطب مغناطیسی شمال به منطقه ی جغرافیایی که در شمال وجود دارد اشاره می کنیم اما این درست نیست چون قطب شمال مغناطیسی زمین در جنوب است و قطب جنوب مغناطیسی در شمال. بر این اساس قطب نما شمال مغناطیسی را نشان نمی دهد بلکه شمال جغرافیایی را نشان می دهد اما به طور قراردادی گفته می شود که شمال مغناطیسی نزدیک قطب شمال و جنوب مغناطیسی در نزدیکی جنوب جغرافیایی است.

قطب های مغناطیسی کره ی زمین با قطب های جغرافیایی برابر نیستند زیرا منطقه ی مغناطیسی زمین مدام در حال تغیییر است. بر خلاف قطب های جغرافیایی، دو قطب مغناطیسی در حال حرکت هستند و این مسئله در آنها مشترک است. قطب شمال مغناطیسی ( جنوب منطقه ی مغناطیسی ) دقیقاً در قطب شمال وجود ندارد و با سرعت سالانه ی ۵۵ تا ۶۰ کیلومتر به سمت شرق در حرکت است و به همین ترتیب قطب شمال مغناطیسی ( شمال منطقه ی مغناطیسی ) هنوز داخل قطب جنوب است اما با سرعت ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر در سال به سمت غرب در حرکت است.

Reference
http://www.iranvij.ir
loading...

10 دیدگاه ها

  1. مقاله جالب و کاملی بود .از نظر شخصی من این گونه مقاله ها طرفداران زیادی دارد ،چون که چیزهای جالبی در ان هست و میتواند برای همه مفید باشد

  2. لطفآ مقاله های علمی بیشتری را در وب بگذارد

  3. چند خطی از مطلب راجع به دو قطب شمالی و جنوبی رو خوندم ممنون .

  4. چرا زمستانهای قطب جنوب بسیار سردتر از زمستانهای قطب شمال است ؟!
    به خوبی میدانیم که زمستانهای قطب جنوب بسیار سردتر از زمستانهای قطب شمال است که اگر در طول سال دمای هوا در قطب جنوب49- سانتیگراد باشد ، دمای هوای قطب شمال در طول زمستان 34- سانتیگراد است و در تابستان هم فقط چند درجه بالاتر می رود و باز میدانیم سرد ترین نقطه کُره زمین هم باز در وستوک در نزدیکی قطب مغناطیسی جنوب با دمای 6/89 – سانتیگراد می باشد…حال چرا قطب جنوب اینچنین سردتر از قطب شمال است ؟!
    جواب این معما و این « چرا؟! » کاربرد شگرف و سرنوشت سازی در مسیر تکامل علم دارد و بسیاری از حقایق فیزیک و رازورمز جهان را بازگو می کند و حتی می تواند به پیش بینی زلزله ها هم بیانجامد .
    همه میدانیم زمین در مدار بیضی به دور خورشید می چرخد که خورشید در یکی از دو کانون این بیضی قرار دارد .در تابستانهای نیمکره شمالی « مقارن با تقویم ایران تیرماه » زمین در دورترین فاصله از خورشید قرار دارد « نقطه اوج » و در زمستانها « دیماه » به نزدیکترین فاصله از خورشید می رسد « نقطه حضیض ».
    بنابراین :
    در تابستانهای نیمکره شمالی ، زمین از خورشید دور است و در زمستانها به خورشید نزدیک می شود .
    چون فصول نیمکره شمالی برعکس نیمکره جنوبی می باشند ، می توانیم بگوئیم :
    در تابستانهای نیمکره جنوبی ، زمین به خورشید نزدیکتر می شود و در زمستانها از خورشید دور است و این موضوع مهم دور بودن کُره زمین در زمستانهای نیکره جنوبی و قطب جنوب از خورشید ،کلید صندوقچه اسرار سردتر بودن هوای قطب جنوب نسبت به قطب شمال است اما اشتباه نکنید من به هیچوجه قصد ندارم در استدلال این موضوع از قضیه مایل بودن محور کره زمین و همچنین دورتر بودن زمین از خورشید « نقطه اوج » و دریافت کمتر قطب جنوب از نور خورشید در این موقعیت مداری و دور بودن از خورشید استفاده کنم و صحبتی به میان آورم زیرا از نگاه من وجود برودت حتی در پوسته سیارات غول پیکر و بسیار دور از خورشید هم تأثیر چندانی با محروم بودن آنها از شدت نورخورشید ندارد و عامل برودت فوق العاده بالای آنها فقط بخاطر نیروی جاذبه الکتریکی فوق العاده بالای پوسته آن سیارات است پس حرف تازه من در فیزیک این است که جاذبه الکتریکی پوسته زمین باعث برودت است حالا چگونه ؟!
    پوسته زمین الکتریسیته خور یا جریان برق خور است و جریانهای برق « الکترونهای جاری » را به روش های مختلف و با قدرت می بلعد ، قورت می دهد و به امعا و احشای خود یعنی به درون کُره زمین فرو می برد تا آنها را به اضدادشان یعنی پوزیترونهای ستاره درون زمین « ضد ماده » برساند و این خاصیت نیروی جاذبه الکتریکی زمین است همان نیروی جاذبه الکتریکی که الکتریسته خطوط انتقال فشار قوی سطح زمین را می بلعد و به اصطلاح استهلاک یا به هدر رفتن الکتریسیته خطوط را بوجود می آورد ویا بار اکتریسیته ابرها را به صورت رعد وبرق و آذرخش به خود جذب می کندو به اعماق زمین می رساند تا تحویل متضادشان « پوزیترونهای ستاره ضدماده درون زمین دهد.
    پس کُره زمین علاوه بر نیروی جاذبه و نیروی دافعه ، نیروی جاذبه الکتریکی هم دارد .
    تفاوت نیروی جاذبه « نیوتونی ـ جذب اجسام» زمین با نیروی جاذبه الکتریکی زمین« جذب و بلعیدن الکتریسیته سطح زمین » را بازگو می کنم:
    قبلاً گفته بودم که عامل بوجود آمدن نیروی جاذبه زمین و همچنین نیروی جاذبه الکتریکی زمین ، ستاره ضد ماده درون زمین است .
    هر دو این نیرو بواسطه جذب ماده به طرف ضد ماده بوجود می آیند .
    در نیروی جاذبه ، ذرات درون اجسام اطراف زمین به مرکز زمین که جایگاه ضد ماده است جذب می شوند که نیروی جاذبه و شتاب ثقل زمین را بوجود می آورد و در نیروی جاذبه الکتریکی زمین هم الکترونهای جاری « الکتریسیته » سطح زمین به متضادشان « پوزیترونهای ستاره درون زمین » جذب می شوند که نیروی جاذبه الکتریکی را بوجود می آورد و تفاوت این دو نیرو در این است که در نیروی جاذبه نیازی به واسطه انتقال نیست و این نیرو از داخل خلاء هم اعمال می شود ولی در نیروی جاذبه الکتریکی و رسیدن الکترونهای جاری الکتریسیته به متضادشان « پوزیترونهای ستاره ضد ماده درون زمین » واسطه انتقال که هادی و رسانای الکتریکی باشد ، لازم است ودر این روند ، پوسته جامد زمین نقش سیم رسانای الکتریکی را دارد حال هرچه این سیم انتقال « پوسته جامد زمین » رساناتر باشد « مقاومت الکتریکی زمین کمتر باشد » جاذبه الکتریکی آن منطقه بیشتر خواهد بود بر این اساس است که نقاط مختلف سطح زمین بخاطر نوع عناصر رسانائی تشکیل یافته پوسته جامد زمین ، نیروی جاذبه الکتریکی متفاوتی دارد مثلاً در بیابانهای کویر ، نیروی جاذبه الکتریکی صفر است ولی کوههای مرتفع ونقاطی که دارای آب و هوای سردسیری هستند دارای بیشترین نیروی جاذبه الکتریکی هستند .
    بطور کل ، نیروی جاذبه الکتریکی پوسته زمین باعث برودت ، بارندگی و سبزینگی « بخاطر کامل بودن عمل فتوسنتز گیاهی » می شود بنا براین شدت نیروی جاذبه الکتریکی را می توان از روی وضع آب و هوا و چگونگی بارشها و سبزینگی مناطق مختلف هم سنجید که هر چه منطقه ای پُر بارش و برودت هوا بالاترباشد آن منطقه دارای نیروی جاذبه الکتریکی بالاتری می باشد.
    تعریف گرما و سرما :
    برای رسیدن به واقعیت های علم مجبورم گرما را از درون محفظه بسته و سفسطه آمیز « انرژی » نجات دهم و آنرا مانند دیگر ذرات مادی این جهان هستی ، ذره معرفی کنم و جالب است که ملا صدرا « قوام شیرازی » در پانصد سال پیش هم گرما و حرارت را عنصر مادی میدانست و گفته بود چون اثرات آن کاملاً مشهود است بنابراین گرما و حرارت جوهر مادی دارد.
    یکی ازموضوعات بسیار مهم فیزیک ذرات که نا شناخته مانده و در اینجا توجه محققین فیزیک را جداً و مصرانه به آن جلب می کنم ، این است که :
    ذرات قابل تبدیل به یکدیگرند .
    سطح پوسته زمین ،ترموکوپل است و ذرات گرمای جذب شده را « ترموالکتریک » به الکتریسیته « ذرات الکترون جاری » تبدیل می کند و سپس جاذبه الکتریکی کره زمین این الکتریسیته را از طریق رسانائی پوسته جامد زمین می بلعد .
    وقتی که ذرات گرما در منطقه ای به این طریق به الکتریسیته تبدیل و سپس این الکتریسیته جذب اعماق زمین می شود معنی اش اینست که منطقه عاری از ذرات گرما می شود و مُسلم است جائی که گرما رخت بربندد لاجرم سرما و برودت حکمفرما می شود و هر چه شدت جاذبه الکتریکی بیشتر باشد ، قدرت تبدیلی ذرات گرما به الکتریسیته و بلعیدن این الکتریسیته بیشتر است اینجاست می بینیم مناطقی مانند کوهستانها و کوهپایه ها و جاهائی که نیروی جاذبه الکتریکی بالائی داشته باشند « مقاومت الکتریکی زمین منطقه پائین باشد » برودت و سرما بیشتر است .
    پس حرف اول برودت را نیروی جاذبه الکتریکی سیارات میزند در نظر آوریم سیاره زمین میلیونها سال در معرض تابش گرما بخش خورشید است ولی سطح زمین همواره تعادل گرمایش حیاتی خود را حفظ کرده است که اگر نیروی جاذبه الکتریکی دراین سیاره وجود نداشت و گرمای اضافی را به برودت تبدیل نمی کرد هم اکنون این کره مسکونی ما گلوله ای از آتش و سطح آن مذاب بود.
    بر همین اساس باید بگویم علت برودت بسیار زیاد سیارات غول پیکر دور از خورشید تنها بخاطر عدم دریافت تابش گرمازای خورشید نیست بلکه این شدت بی حد نیروی جاذبه الکتریکی آنهاست که اینگونه برودت و سرمای فوق العاده ای به آنها بخشیده است.
    میانگین فاصله زمین تا خورشید صدوپنچاه میلیون کیلومتر است و زمین هم در مدار بیضی به دور خورشید می چرخد و تفاوت فاصله ای نقطه حضیض « نزدیک ترین فاصله به خورشید » و نقطه اوج « دور ترین فاصله به خورشید » پنج میلیون کیلومتر است بنا براین در زمستانهای نیمکره جنوبی « زمستان قطب جنوب » موقعیت مداری زمین به گونه ای ست که نسبت به زمستانهای قطب شمال پنج میلیون کیلومتر از خورشید دور تر است بر همین اساس گفته اند که چون در زمستان قطب جنوب ، زمین پنج کیلومتر نسبت به زمستانهای قطب شمال از خورشید دورتر است بنابراین زمستان قطب جنوب از زمستان قطب شمال سرد تر است !
    اصلاً مگر در زمستانهای تاریک قطب های شمال و جنوب زمین ، تابش آفتابی وجود دارد که این استدلال دور و نزدیک بودن به گرمای خورشید را به میان می آورند ؟!
    علت سردتر بودن زمستان قطب جنوب نسبت به زمستان قطب شمال ارتباطی مستقیم به مدار حرکت انتقالی زمین و دور و نزدیکی زمین به خورشید دارد اما نه بخاطر دریافت نوع تابش آفتاب ! در این رابطه حرکت انتقالی زمین ،گرمایش خورشید هیچ نقشی در این قضیه ندارد بلکه دور بودن زمین از خورشید در زمان زمستانهای قطب جنوب که پیامد و بازتابش سردتر بودن زمستانهای این قطب می شود بخاطر فعل و انفعالات هسته ای مزونهای تشعشعات کیهانی خورشیدی « چسب های هسته ای » بر درون زمین است که کم شدن این تشعشعات باعث شدید شدن نیروی جاذبه الکتریکی پوسته زمین می شود که بازتابش افزون شدن برودت است .
    زمانی که «مقارن با زمستانهای قطب جنوب » ، کره زمین در مدار انتقالی خود به نقطه اوج « دورترین فاصله از خورشید » می رسد ، نیروی جاذبه الکتریکی پوسته کُره زمین به شدت افزایش پیدا می کند که بازتابش شدید شدن برودت قطب جنوب است و بالعکس « مقارن با زمستانهای قطب شمال » ، کره زمین در نقطه حضیض « نزدیکترین فاصله به خورشید » قرار می گیرد و در بیشترین تشعشعات کیهانی خورشید غوطه ور می شود ، نیروی جاذبه الکتریکی زمین کم می شود که اثراتش پائین تر بودن برودت در قطب شمال نسبت به قطب جنوب است .
    بر این اساس :
    1 ـ چگونگی نیروی جاذبه الکتریکی پوسته زمین باعث تغییرات دمای سطح زمین است .
    2 ـ زمانی لکه های خورشیدی فزونی پیدا می کنند وتشعشعات کیهانی ارسال شده از خورشید شدیدتر و پرنفوذ تر میشوند و به تبع آن ، نیروی جاذبه الکتریکی زمین کم می شود، برودت کم می شود و دمای قطبین زمین پائین می آید و یخهای قطبی شروع به ذوب شدن می کنند.
    3 ـ نیروی جاذبه الکتریکی زمین کم اهمیت تر از نیروی جاذبه نیوتونی و نیروی دافعه « نیروی دافعه را معرفی کرده ام » نیست و در آینده علم بشر متوجه خواهد شد که نیروی جاذبه الکتریکی سیارات حرف اول را در سنتز ملکولهای اولیه گیاهان وجانوران وتکامل آنها می زند و زمینی که فاقد نیروی جاذبه الکتریکی باشد ، گیاه و جانور قادر به ادامه زیست بر سطح آن نیستند به همین خاطر است فضانوردانی که چندین ماه در ایستگاههای فضائی و محروم از نیروی جاذبه الکتریکی زمین به سر برده اند ، هنگام برگشت به زمین بسیار رنجور و بی رمق هستند و باید با آمبولانس و برانکاد به پیشواز آنها رفت.
    4 ـ نیروی جاذبه الکتریکی در همه سیارات و قمرها حکفرماست و هرچه سیارات بزرگتر و عظیم تر باشند نیروی جاذبه الکتریکی آنها به همان نسبت شدید تر است .
    5 ـ نیروی جاذبه الکتریکی زمین بخاطر حرکت انتقالی زمین وتغییرات فاصله ای زمین با خورشید ، در ماههای سال متغییر است ولی نسبت به ماهها و فصول مشابه سالهای گذشته ثابت است مگر در دوره فعالیتهای خورشید « زیاد شدن لکه های خورشیدی » که جاذبه الکتریکی زمین کم می شود که می توان اثرات این دوره فعالیت خورشید و زیاد شدن لکه های خورشید را در کم شدن استهلاک خطوط انتقال فشار قوی ملاحظه کرد .
    کاربرد های نیروی جاذبه الکتریکی زمین :
    1 ـ پیش بینی زلزله ها .
    2 ـ باران زائی ابرها.
    3 ـ شناسائی منابع آبهای زیر زمینی و مشخص شدن ارتباط چگونگی نیروی جاذبه الکتریکی لایه های زمین با دمای این آبها .
    4 ـ کشف میدانهای نفت و گاز .
    5 ـ تعیین مرغوب ترین زمین ها برای کشاورزی وهمچنین تعیین بهترین مکان برای ایجاد پرورش مرغ و طیور و همچنین ایجاد دامپروری ها و پرورش دام.
    روزی که به اهمیت نیروی جاذبه الکتریکی زمین کاملاً پی ببریم متوجه خواهیم شد که گرم شدن هوای کره زمین هیچ ربطی به زیاد شدن CO2 و گرمای گلخانه ای ندارد بلکه در اثر ازدیاد بی اندازه نیروگاههای تولید برق در جهان است که زمین را در این یکصد ساله اخیر به پیری زود رس رسانده و به اندازه میلیونها سال آنرا به تحلیل برده ایم که نتیجه اش کوچکتر شدن کره زمین و کم شدن نیروی جاذبه الکتریکی آن است که پیامدش گرم تر شدن هوای کره زمین است … بالا آمدن سطح آب دریا ها هم بخاطر ذوب شدن یخهای قطبی نیست بلکه این کوچک شدن کره زمین است که باعث بالا آمدن آب دریاها و اقیانوسها می شود … احمد فتحی ــ مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  5. صاعقه و آتشفشانها
    فوران ماگما از دهانه کوههای آتشفشانی با برخورد رعد وبرق و صاعقه های بسیار شدید وهمچنین رگبار باران همراه است بطوریکه رقص رگه های نور صاعقه ها بخصوص در نزدیکی دهانه آتشفشانی جلوه خاصی به فوران می بخشد.
    هنوز نتوانسته اند جوابی بر این عملکرد طبیعت بیابند ودریابند این انبوه الکتریسیته چگونه در اطراف دهانه فوران کرده آتشفشانها تجمع می کند .
    اگر علت این امر مشخص شود تحول شگرفی در فیزیک و شناخت صاعقه ها و ابرها خواهد بود و موثر ترین کاربرد حیاتی این شناخت هم باران زائی ابرها می باشد که بر همین مبنا جا دارد متخصصین امر و دانشمندان با دقت این مطلب ارائه شده را بررسی کنند.
    فقط خواهشمندم بدون ناراحتی و بدون هر گونه تعصب و وابستگی به آموخته های قبلی لحظه ای ذهن خود را از بعضی نظریات و تئوری های رایج علمی وارداتی پاک کنند تا این موضوع برایشان قابل هضم شود.
    نظریه وارداتی آهن و نیکل چگال درون زمین از واقعیت بسیار دور است ولی اگر بپذیریم که در این دنیای متضاد ، ستاره ای از جنس ضد ماده در درون زمین جای دارد آنوقت پرده کدر ابهام و ناشناختگی ها از جلو چشمانمان کنار خواهد رفت و واقعیت های هستی را به وضوح خواهیم دید.
    این ستاره ضد ماده درون سیارات و قمرهاست که نیروهای جاذبه ، دافعه و نیروی جاذبه الکتریکی آنها را بوجود می آورد.
    در کُره زمین هم بواسطه وجود ستاره ضد ماده درون آن ، سه نیرو حکفرماست :
    1 ـ نیروی جاذبه نیوتونی که ذرات اتمهای عناصر « ماده » ، کشش جذب به ضد ذرات خود یعنی ضد ماده درون زمین دارند.
    2 ـ نیروی دافعه که ضد ماده درون زمین از ستاره خورشید «که از جنس ضد ماده است» گریزان و باعث می شود که زمین به داخل خورشید سقوط نکند « نیروی دافعه را با ذکر آزمایشهای مختلفی معرفی کرده ام »
    3 ـ نیروی جاذبه الکتریکی ـ الکتریسیته ، جریان ذرات الکترونهاست و الکترونها هم بار منفی دارند. ستاره ضد ماده درون زمین « پوزیترونهای مثبت » هم تمایل شدیدی دارند تا الکترونهای جاری سطح زمین را به سوی خود جذب کنند اینجاست که می بینیم پوسته زمین الکتریسیته خواه است و الکتریسیته ابرها را می بلعد و صنعت برق از این خاصیت جاذبه الکتریکی زمین و بدون اطلاع از وجود نیروی مهم جاذبه الکتریکی ، بهره ها می برد که چاه اِرت و سیم اِرت یکی از کاربرد های این صنعت است « نیروی جاذبه الکتریکی زمین را هم بطور مفصل توضیح داده ام »
    فرق بین نیروی جاذبه نیوتونی با نیروی جاذبه الکتریکی زمین :
    در نیروی جاذبه نیوتونی ، قدرت کشش جذب ذرات اتمهای اجسام «ماده » به سوی ستاره ضد ماده درون زمین نیاز به واسطه انتقال یا حمل کننده ندارد و این نیرو در خلاء هم تأثیر گذار است ولی در نیروی جاذبه الکتریکی و رسیدن الکترونهای جاری به پوزیترونهای ستاره ضدماده درون زمین حتماً نیاز به حامل انتقال « سیم انتقال برق » از جنس رسانای الکتریکی ست و پوسته جامد زمین هم مانند سیم برق وظیفه انتقال الکتریسیته را انجام میدهد.
    بر این مبناست که هر چه ترکیبات پوسته جامد زمین منطقه ای از عناصر رساناتری تشکیل شده باشد مقاومت الکتریکی زمین آن منطقه کمتر و شدت الکتریسیته خواهی بیشتر خواهد بود که در اینگونه مناطق به علت سهولت تخلیه بار الکتریکی ابرها به درون زمین ، صاعقه ها زیادتر و بارندگی های بیشتری صورت می گیرد.
    تفاوت ماگما با گدازه :
    مواد درون زمین وقتی که به صورت مذاب فوران می کند ماگما نام دارد و زمانی که این ماگما در سطح زمین سرد و منجمد گردد ، گدازه می شود .
    تفاوت ماگما و گدازه در هدایت جریان الکتریکی آنهاست یعنی ماگمای مذاب مانند سیم اِرت ، رسانای الکتریکی یا هادی جریان برق بسیار قوی به اعماق درون زمین است و بخوبی می تواند ارتباط الکتریکی سطح زمین را با ستاره ضدماده درون زمین« پوزیترونها » برقرار کند انگار که یک کابل برقی به قطر دهانه آتشفشان از نوک قله آتشفشان به مرکز زمین و جایگاه پوزیترونها وصل شده باشد و مسلم است ماگمای در حال فوران این کوه چنان جاذبه الکتریکی پُر قدرتی را بوجود می آورد که اولاً ابرهای بار دار مناطق اطراف را به سوی جذب می کند و سپس بار الکتریکی آنها را به صورت رگه های صاعقه می بلعد و ابری هم که فاقد بار الکتریکی شود دیگر ابر نیست و قطرات آب می شود و مجبور است بارش کند به همین خاطر در زمان فوران آتشفشان و بروز صاعقه ، بارش رگبار باران هم در اطراف این کوه وجود دارد .
    قبلاً در یکی از مقالاتم توضیح داده ام ابرها بار الکتریکی خود را از ذرات نور خورشید بدست می آورند به همین علت در قطبین زمین صاعقه و بارندگی وجود ندارد در عوض هر چه از قطبین به خط استوا نزدیکتر شویم به علت چگونگی محور زمین و ماکزیمم تابش نور خورشید بر ابرها ، صاعقه ها بیشتر و بارندگی ها بیشتر می شود تا اینکه در نواحی خط استوا و مناطق حاره این صاعقه ها به بیشترین حد خود می رسند و بارندگی ها سیل آسا می گردند بطوریکه رودخانه های پر آب و جنگل های انبوه در این مناطق هستند.
    پس چگونگی موقعیت مکانی و مدار جغرافیائی استقرار ابرها در مقدار صاعقه ها و بارندگی ها موثر است.
    با این کیفیت باید گفت مقدار و شدت صاعقه بر فوران ماگمای آتشفشانها هم به دو عامل بستگی دارد :
    1 ـ شدت وقدرت فوران آتشفشان.
    2 ـ چگونگی موقعیت مکانی کوه فوران کرده آتشفشان از لحاظ مدار جغرافیائی یعنی اگر این کوه آتش فشان در خط استوا که ابرهای منطقه بی وقفه در معرض تابش نور خورشید هستند ، باشد دارای بیشترین صاعقه خواهد بود.
    بی مناسبت نیست که باز بگویم جنس ستاره درون زمین و درون سیارات ودرون قمرها ، جنس خورشید وهمه ستارگان و همچنین جنس کُره آتشین حاصل از انفجار هسته ای ، ضد ماده می باشد بر این مبنا در لحظه انفجار هسته ای و در لحظه چند ثانیه ای که کره آتش اتمی شکل می گیرد و نیروی جاذبه نیوتونی و نیروی دافعه و نیروی جاذبه الکتریکی آن بوجود می آید اگر آسمان منطقه انفجار مملواز ابر باشد صاعقه ها و بارش باران را تا کیلومترها در پیرامون کره آتش اتمی و محل انفجارخواهیم دید .
    نتیجه :
    اگر در ارتفاع کوههای مرتفع که سرشاخه آب سدها هستند صاعقه گیرهائی نصب شود که سیم اِرت رابط آنها به چاههای عمیق اِرت پائین دامنه وصل گردد ، در اثر تخلیه بار الکتریکی ابرهای آن منطقه ، بارش و بارانهای سیل آسا بوجود خواهد آمد.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی»

  6. پروژه هارپ ، توهین به شعور مردم جهان
    هارپ یا بلوف علمی سیاسی آمریکائی ها یک پروژه پژوهشی بود که در سال 1993 برای بررسی و پژوهش لایه یونوسفر جو زمین با استفاده از امواج رادیوئی ELF/ULF/VLF تأسیس شده است.
    این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن های مخصوص شامل 180 برج آنتن آلمینیومی با ارتفاع 50/23 متر و در زمینی به مساحت 23000 متر مربع در منطقه آلاسکا تشکیل گردیده که امواجی را با 6/3 مگاوات تولید کرده و به لایه یونوسفر زمین می فرستد.
    هارپ در دوران جنگ سرد به این هدف راه اندازی شد که روش هائی را برای ارتباط با زیر دریائی های مجهز به سلاح اتمی را کشف کنند ولی اینک هارپ وسیله شده است جهت عوام فریبی و ارعاب ملت های ضعیف .
    در سیستم کاپیتالیسم و سرمایه داری ، رحم و مروت و انصاف جایگاهی ندارد و برای حفظ منافع و رسیدن به اهداف خود به هیچکس و هیچ چیز رحم ندارند حتی علم و دانش بشر را هم ملعبه و مسخره امیال خود می نمایند که تاریخ علم یکصد ساله گذشته گواه این ادعاست.
    دسیسه های علمی سیاسی با ظهور آلبرت انیشتین یعنی دو سال پس از انقلاب اکتبر 1917شوروی سابق آغاز شد .نظریات انیشتین ضد ماتریالیستی بود و بی ارزش کردن ماده می توانست پایه های مارکسیسم را تضعیف نماید بر این مبنا دلارهای هنگفتی صرف تبلیغات اغراق آمیز سفر های جهانی وجهانی شدن انیشتین شد و او را به عنوان دانشمندی نابغه به پیکر علم تزریق و برای اندیشه هایش معادلات ریاضی ساختند و نیروی هوائی آمریکا هم نظریاتش را با آزمایشات فرمایشی مُهر تأیید زد و عاقبت هم جهت مستور بودن همیشگی این راز ، سناتور مک کارتی او را در اواخر عمر متهم به کمونیست بودن نمود و خواهان اخراجش از آمریکا شد !
    درسال 1969 به مدت هشت روز و سه ساعت وهیجده دقیقه و بیست وپنج ثانیه ! مردم دنیا مظلومانه ملعبه بزرگترین و زشت ترین دروغ علمی شدند و آنهم ماجرای سفر سه فضانورد آمریکائی به کُره ماه بود!
    درآن زمان نوجوانی دانش آموز بودم و علی رغم سن کودکی و نوجوانی ، بسیار دلهره از کار افتادن سفینه این سه فضانورد آمریکائی را داشتم و می ترسیدم که بیچاره ها نتوانند به زمین بازگردند و در سطح ماه سرگردان شوند !
    مدیر دبیرستانمان بلندگوئی گذاشته بود روی شاخه درخت کاج مدرسه و آنرا به رادیو وصل کرده بود . گزارشگر لحظه به لحظه این سفر علمی و تاریخی ! را با شور و هیجان گزارش می داد.
    کلاس ها تعطیل و همه دانش آموزان و معلمها حتی فراش مدرسه هم با زن و بچه هاش تو حیاط جلو دفتر اجتماع و ساده لوحانه با نگرانی و استرس و با نفس حبس شده در سینه ، اخبار این سفر را دنبال می کردند و نمی دانستند که در آن زمان ، ماه دست نیافتنی ست و همه این بلوف ها به قصد نشان دادن برتری علمی از مغز سناتورهای آمریکائی تراوش و از استودیوهای هالیوودی بیرون می ریزد .
    هر از گاهی اشیاء نورانی بر فراز آسمان شهرها مشاهده می گردد که با سرعت مافوق تصور و عجیبی نقل مکان می کنند که به آنها یوفوUFO یا بشقاب پرنده می گویند .
    این اشیاء نورانی و پرنده درآسمان شهرهای ایران هم به وفور مشاهده گردیده اند. در مورد ماهیت بشقاب پرنده ها و صحت وسُقم وجود آنها فعلاً صحبتی ندارم ولی رفتار وحرکات عجیب غریب گروهی این اشیاء پرنده مخصوصاً سرعت سرسام آور آنها از علم فیزیک ما بسیار جلوتر است بر این مبنا ایالات متحد آمریکا در پی سیاست نشان دادن برتری علمی و ارعاب کشور های جهان ، تلاش می کند تا به صورت تبلیغات غیر مستقیم و شایعاتی از قبیل لو رفتن پروندهای سری و طبقه بندی شده پنتاگون ، ساخت این بشقاب پرنده ها را در قالب پروژه و برنامه های جاسوسی به خود اختصاص و هر گونه اظهار نظری در مورد فرا زمینی بودن آنها را شبه علم جلوه دهد.
    هم اکنون پروژه هارپ هم وسیله ای و نمایشنامه ای شده است جهت ارعاب کشورهای ضعیف .
    هارپ ترسناک ، زمینی به مساحت 23000 متربع با یکصدو هشتاد آنتن بیست و سه متری در آلاسکا مرا به یاد باغ سنگی درویش خان اسفندیارپور در سیرجان می اندازد .
    آویزان کردن سنگها به چوب درختان خشک شده باغ سنگی ، پیام و اعتراض درویش خان بود اما این باغ بی حاصل هارپ پیامی غیر از ترساندن مردم جهان و استثمار آنها ندارد.
    بلوفشان این است که از این باغ سنگی « آلاسکا محل تجمع آنتن ها » امواج رادیوئی مایکروویو را به لایه یونوسفر می فرستند که انعکاس این امواج به سطح زمین کنترل شده و می تواند هر منطقه ای از سطح زمین را هدف قرار دهد و به مانند اجاق مایکروفر ، مردم آن منطقه را کباب کند !
    امواج مایکروویو در جنگ جهانی دوم بعنوان اساس رادار جهت تشخیص و مکان یابی هواپیماهای دشمن در مسافت های طولانی بکار برده شده و در سال 1945 بطور اتفاقی مهندس آمریکائی « پرسی لی بارون اسپنسر » که در زمینه ابزار رادار کار می کرد متوجه شد مقداری شکلات که در جیبش بوده آب شده است و فهمید که این امواج مایکروویو بوده که باعث آب شدن شکلات و همچنین گرمای بدنش شده است بعد از آن به توانائی چنین کشفی پی بردند و اولین اجاق خانگی مایکروفر را ساختند .
    پس شک نیست که امواج رادیوئی آنتن های آلاسکا باعث سوزاندن و جزغاله کردن موجودات زنده پیرامون این تأسیسات باشد اما ارسال به لایه یونوسفر جو زمین و انعکاس این امواج مرگبار به نقاط دلخواه ، بلوف علمی سیاسی مانند بلوف سفر سه فضانورد آمریکائی آنهم در پنجاه سال پیش به کُره ماه است .
    حالا نه تنها ادعای پرتوهای مرگ وجود دارد بلکه شایع شده است که این امواج رادیوئی انعکاس یافته از یونوسفر می توانند کنترل ذهن آدمها را هم بدست بگیرند !
    وقتی که علم بشر هنوز زلزله ها و آتشفشانها و سونامی ها را بدرستی نمی شناسد و هیچ آگاهی از آنها ندارد ، بروز خشکسالی های بزرگ ، آتشفشانها ، زلزله های مهیب ، سونامی های ویرانگر و طوفانهای مرگبار از جمله طوفان کاترینا در نیواورلئان و طوفان گانو در عمان را هم به پروژه هارپ ربط داده اند !
    آمریکا نیازمند و مروج این شایعات است و در پی این هدف از کلاغ های سوئد و دلفین های خلیج فارس هم گذشت نکرد . در سوئد تابه آنتن مایکروویو را به سوی کلاغ های در حال پرواز نشانه رفت و بعد در تیتر اخبار خبرگزاری ها اعلام شد سقوط جنازه سوخته کلاغ ها از آسمان سوئد ! و به همین ترتیب ، کشتی های آمریکائی در خلیج فارس با امواج مایکروویو گله های دلفین را نشانه گرفتند و بعد اخبار جهان اعلام کرد : مرگ ماهی ها و دلفین های سوخته خلیج فارس !… و باز شایعه امواج انعکاس یافته از یونوسفر و پروژه هارپ!
    در این رابطه و علمی و مهم نشان دادن پروژه هارپ ، قتل عام حیوانات بیشماری صورت گرفته که تعدادی از آنها عبارتند از :
    1 ـ مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزانس.
    2 ـ بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی.
    3 ـ مرگ دسته جمعی میلیونها ماهی در خلیج جزابیک آمریکا.
    4 ـ مرگ صدها تن ماهی در سواحل برزیل و دهها هزار خرچنگ در انگلیس.
    5 ـ مرگ دسته جمعی نهنگ ها در استرالیا.
    6 ـ مرگ عجیب هزاران ماهی ساردین در سواحل شیلی.
    7 ـ و…
    چنین ادعاهای علمی را باور نداشته باشیم و از آنها دچار ترس و هراس نشویم …علم واقعی را باید خودمان تولید کنیم .
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  7. رادار ، چشم نابینای هواپیماها…سوانح هوائی بخاطر عدم شناخت ما از ماهیت ذرات است.
    امواج مایکروویو با موج کوتاه و فرکانس بالا اساس کار رادارهاست و تاکنون خدمات بیشماری را در زمینه ایمنی هوائی انجام داده است ولی این رادار هم همیشه قابل اطمینان نیست و هرازگاهی و در شرایط بخصوص جوی ، چشمش را بروی موانع می بندد و باعث سوانح فاجعه آمیزی در سقوط هواپیماها می شود.
    امواج رادار که از دماغه تابه هواپیما به سمت جلو ارسال می شوند پس از برخورد با مانع ، منعکس شده و دوباره به سمت هواپیما بر می گردند که باعث شناسائی این مانع می گردد.
    آزمایشات نشان داده اند که فلزات باعث انعکاس و بر گشت امواج رادار می شوند ولی تا کنون در هیچ آزمایشی این فلزی که باعث انعکاس و برگشت امواج رادار می شود را به سیم اِرت زمین وصل نکرده اند تا عکس العمل این فلز به سیم اِرت وصل شده را در شرایط دریافت امواج رادار را ببینند.
    اگر این موضوع جدی گرفته شود و این آزمایش انجام گیرد چشم رادارها بینا و برای همیشه سوانح اصابت هواپیماها به کوهها که جعبه سیاه هم قادر به بازگوئی اینگونه نحوه سقوط نبود ، تمام خواهد شد.
    قابل توجه فیزیکدانان:
    ذرات این جهان قابل تبدیل به یکدیگرند و برخورد ذرات رادار هم در شرایطی می توانند به الکترونهای جاری یا الکتریسیته مبدل شوند.
    بر خورد امواج رادار به فلز رسانائی که به سیم اِرت متصل باشد به الکترون تبدیل می گردد و این الکترونها یا الکتریسیته به سرعت از طریق سیم اِرت جذب درون زمین می گردد در نتیجه قسمت اعظم این امواج از محیط عمل فرار می کنند و دیگر موج آنچنانی باقی نمی ماند تا عمل انعکاس و برگشت به تابه فرستنده را انجام دهد یعنی رادار ، فلز متصل به سیم اِرت را نمی تواند ببیند.
    به همین نحو، کوههای مرتفعی که دارای جاذبه الکتریکی بالائی هستند « مقاومت الکتریکی پائینی دارند » مانند فلز رسانای الکتریکی که به سیم اِرت وصل شده باشند قسمت اعظم امواج رادار را به صورت الکتریسیته می بلعند و به امواج برخوردی اجازه انعکاس را نمی دهند و از چشم رادار مخفی می مانند مخصوصاً کوههای پُر بارشی که دچار طوفان ، باد و بوران و تلاطم شده باشند.
    ــ علت طوفان و باد و بورانهای شدید چیست؟!
    ــ تداخل جبهه های هوای سرد با هوای گرم.
    ــ درست ولی هوای سرد چگونه بوجود می آید؟!
    ــ نمیدانم !
    ــ من می گویم… وقتی به ناگهان جاذبه الکتریکی منطقه ای بالا رود یعنی مقاومت الکتریکی پوسته جامد زمین آن منطقه کم شود ، ذرات گرمای هوای آن منطقه به ذرات الکترون « الکتریسیته » تبدیل می شود و سپس جذب اِرت زمین می گردد و در منطقه ای هم که بدینگونه ذرات گرمای خود را از دست دهد لاجرم سردی و برودت حکمفرما خواهد شد به همین علت است مناطفی که دارای جاذبه الکتریکی بالائی باشند یا بهتر بگویم، مقاومت الکتریکی پوسته زمین آن پائین باشد این مناطق ، خوش آب وهوا ،سردسیر و سرسبز هستند و تابستانهای خنک ومطبوعی دارند برهمین منوال ، بالا رفتن ناگهانی جاذبه الکتریکی کوهستان علاوه برتخلیه بار الکتریکی ابرها و بارش های سیل آسا ، باعث برودت سریع وناگهانی هوای منطقه میشودکه بازتابش باد و بورانهای شدید است و در این لحظه چنین کوهستان متلاطم شده ای برای هواپیماها بسیار خطرناک و به چشم رادار آنها نمی آیند.
    ــ چگونه به ناگهان جاذبه الکتریکی کوهها آنقدر بالا می رود که باعث کوری رادار هواپیماها و برخورد آنها با کوه می شود؟!
    ــ کوهها پُر بارش مانند سیم اِرت رسانای الکتریکی هستند که ریشه به اعماق زمین دارند . ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زمین هم ضریب هدایت الکتریکی بالائی دارد و رسانای الکتریکی مطلوبی دارد یعنی کوهها از طریق مذاب ماگمای زیر پوسته جامد زمین به پوزیترونهای « ضد الکترون »مرکز زمین اتصال الکتریکی دارند بر این مبناست که کوههائی مانند بینالود ش، خرم آباد ، سیرچ و… جاذبه الکتریکی بالائی دارند یعنی مقاومت الکتریکی آنها پائین است و این مقدار جاذبه الکتریکی بر رادارها تأثیر چندانی ندارد و باعث عدم انعکاس برگشتی امواج رادار به هواپیما ها نمی شود ولی اگر فشار ماگمای مذاب زیر پوسته جامد زیاد شود ، ماگمای مذاب در اثر فشار تمام حفره ها و منافذ خالی زیر پوسته جامد زمین منطقه را می پوشاند و پُر می کند در نتیجه اتصال الکتریکی ریشه کوهستان به پوزیترونهای مرکز زمین بسیار کامل می شود و جاذبه الکتریکی کوه را بطور فوق العاده ای چنان بالا می برد که علاوه بر بلعیدن همه امواج رادار هواپیماها ، هر نوع امواج رادیوئی را قورت می دهد بر این مبناست که در چنین لحظات تلاطم کوهستان ، بیسیم های رادیوئی حتی از فاصله نزدیک هم قادر به مکالمه نیستند.
    پس علائم بالا رفتن غیر متعارف جاذبه الکتریکی کوه و ایجاد شرایط بحرانی پرواز هواپیماها بر فراز آن عبارتند از باد و بوران شدید همراه با رگبار و صاعقه و مه و ابر غلیظ.
    در چنین شرایطی خلبان با اطمینان از چشم رادار بر فراز چنین کوهستان متلاطمی در حال پرواز است و علم فیزیک به آن مرحله از تکامل نرسیده است که عدم موج برگشتی رادار را به او هشدار دهد که ناگهان بدنه هواپیما به قله این کوه نامرئی از چشم رادار کوبیده می شود و بعد همه چیز تمام … حتی فرصت کمک خواستن خلبان از برج مراقبت نیست . جعبه سیاه هم قادر به بازگو کردن اینگونه سوانح سقوط نیست .
    سالها پیش :
    1 ـ هوپیمای هرکولز در چنین شرایطی در کوههای بینالود سقوط کرد
    2 ـ هواپیمای ایران ایر در چنین شرایط بحرانی کوهستان در کوههای خرم آباد با کوه برخورد کرد و در آن زمان مقاله مفصلی در این مورد و نارسائی رادار در چنین شرایطی را خطاب به ریاست وقت هواپیمائی کشور در روز نامه ها منتشر کردم و علت اینگونه سقوط را کاملاً تشریح کردم.
    3 ـ هواپیمای ایلیوشین در چنین شرایط تلاطم کوهستان به کوه سیرچ برخورد کرد و لحظات کمی بعد از سقوط ، از نزدیکی منطقه عبور می کردم و شرایط بسیار بد باد و بوران و رگبار که حاصل بالا رفتن غیر متعارف جاذبه الکتریکی کوهستان بود را بخوبی حس کردم.
    در عبور هواپیماها از فراز چنین کوهستانهای متلاطم شده ای که جاذبه الکتریکی آنها بالا می رود و امواج رادار را می بلعد بهترین شیوه ایمنی پرواز ، بالا بردن سقف پرواز و یا انحراف مسیر است.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  8. کانیبالیسم طیور…
    قابل توجه انجمنهای حمایت از حیوانات
    در جریان انقلاب کبیر فرانسه و اوج اعدامهای بیشمار آن ، دکتر «گیوتین » با اختراع دستگاه گیوتین که گردن متهم را در زیر آن می گذاشتن و در یک لحظه بسیار کوتاه با سقوط تیغه تیز و سنگین دستگاه بر گردن او ، سرش جدا و داخل سبد می افتاد ، بزرگترین خدمت را به بشریت انجام داد و کاری کرد که اعدامین درد و رنج مُردن را نداشته باشند چرا که با قطع سریع نخاع گردن ، ارتباط مغز با اندام محو می شد و مغز پیام دردها را دریافت نمی کرد .
    در کُشتار حیوانات هم اگر سلاخ ماهر باشد وسریع کارش را انجام دهد حیوان بیچاره درد را زیاد حس نخواهدکرد وزجر نخواهد کشید ولی درد و رنج حیوانات به اصطلاح حلال گوشت فقط ذبح شدن نیست آنها شکنجه های دردآلود و وحشتناکی بابت پروار شدن تحمل می کنند که یکی از آنها اخته شدن است .
    انجمن های حمایت از حیوانات هم که مخالف سرسخت آزار حیوانات محسوب می شوند انگار چشم عنایتشان را از حیواناتی که به عنوان غذا وارد جهازهاضمه و شکم پیچ در پیچ ما می شوند بسته و شکنجه شدن آنها برایشان اصلاً اهمیتی نداردکه نوک چینی پرندگان یکی از ظالمانه ترین و بی نتیجه ترین روشهای جلوگیری از بیماری کانیبالیسم مرغ وخروس های مرغداری هاست .
    کانیبالیسم به « به انگلیسی cannibalism » عادت و یا رسم خوردن گوشت انسان است به وسیله انسانی دیگر و اروپائیان عادت همنوع خواری را کانیبالیسم نامیده اند.
    مرغ و خروس ها ، بوقلمون ها ، قرقاولها و بلدرچین های داخل سالن های پرورش طیور به ناگهان عصبی و پرخاشگر شده و آنقدر به یکدیگر نوک می زنند که موجب مرگ یکدیگر می شوند . این موضوع برای تولید کنندگان خسارت آور و حیات گله را غیر ممکن می سازد که به این پرخاشگری طیور ، کانیبالیسم می گویند . کانیبالیسم طیور شامل کشیدن پر یکدیگر ، نوک زدن به سر یکدیگر ، نوک زدن به بالهای یکدیگر ، نوک زدن به مقعد یکدیگر و نوک زدن به ناخن های یکدیگر است .
    و مرغداری ها هم برای جلو گیری از این نوک زدن ها با تیغ های داغ و تیز و یا ناخن چین معمولی ، مقداری از نوک این پرندگان بیچاره را قیچی می کنند بدین لحاظ و در اینجا بخاطر توقف شکنجه های دردناک این پرندگان ، علت این بیماری را معرفی و راهکار جلوگیری ازکانیبالیسم را ارائه می دهم :
    بیتابی و پرخاشگری طیور نقص سیستم عصبی آنهاست و سیستم عصبی هم توسط جریانهای الکتریکی و سیناپس دادن نرونهای عصبی ماهیت می یابد .
    الکترونها یا الکتریسیته مورد نیاز سیستم عصبی پرندگان از ذرات نور « فتوالکتریک »و همچنین از ذرات گرمای محیط «ترموالکتریک » تأمین می شود.
    ذرات نور پس از برخورد با پر های پرنده ، به جریانهای الکتریکی تبدیل شده و سپس از طریق ریشه و پیاز های پر به نرونهای اندام آنها ریخته می شود.
    جریانهای الکتریکی اندام پرنده لازمه رشد وهمچنین بوجود آمدن تخم مرغ است چرا که ملکولهای آلی تشکیل دهنده تخم مرغ فقط در مجاورت و حضور جریانهای الکتریکی پیوند پیدا می کنند و سنتز می شوند « الکتروسنتز » بر این مبناست زمانی که مرغ تخم گذار دچار کُرکی می شود و تخم گذاری اش متوقف میگردد ، پرهایش می ریزند چون به علت عدم تخم مرغ سازی ،نیازی به این صفحات خورشیدی جذب الکتریسیته از ذرات نور « پرها » ندارد در نتیجه دچار ریزش پرها می گردد.
    بنابراین نور و حرارت خوب ، لازمه بهترین بهروری مرغداری هاست ولی متأسفانه توصیه شده است برای جلوگیری از نوک زدن ،نور سالن ها را به اندازه ای تاریک کنند که مرغها فقط قادر به دیدن آبخوری و ظرف دون باشند و بهیجوجه هم نور آفتاب از درب و پنجره ها به داخل سالن های پرورش مرغ نتابد که باعث بوجود آمدن کانیبالیسم می گردد !
    حق هم دارند که سالن ها را تاریک نگهمیدارند زیرا به تجربه دریافته اند که با شدت نور ، این بیماری شدت پیدا می کند ولی مگر می شود نوری که باعث سلامتی ، رشد و تخم مرغ سازی طیور می شود از سالن های پرورش حذف کرد ؟!
    علت این بیماری طیور جذب جریانهای الکتریکی از نور اما ساکن ماندن وبیکار مانده این الکترونها در سیستم عصبی آنهاست و این الکتریسیته یا این الکترونهای دریافتی از نور بواسطه عایق الکتریکی بودن کف قفس ها و سالن ها نمی توانند به صورت الکترونهای جاری از پاهای طیور به اِرت زمین منتقل گردند در نتیجه سیستم عصبی مرغ دچار به هم ریختگی و آشفتگی می گردد.
    همه موجودات زنده اینچنین هستند . اگر در زمان عصبانیت و پرخاشگری ، کف پای لخت خود را بر روی باغچه و زمین نمناکی قرار دهیم بلافاصله آرام می گیریم . لذت کوه رفتن فقط هوای سالم آن نیست آنچه به خاطرش دچار شعف می شویم جاذبه الکتریکی کوه است که باعث جریانهای الکتریکی سیستم عصبی مان میشود.
    پس علت بوجود آمدن بیماری کانیبالیسم در طیور ، عایق الکتریکی بودن و نارسائی الکتریکی جایگاه طیور با اِرت زمین است که متأسفانه سازندگان اینگونه قفس ها با این موضوع ناآشنایند و به اصطلاح خودشان برای راحتی پاهای مرغها ، کف قفس ها را از پلاستیک ! می سازند … پلاستیک هم عایق الکتریسیته است .
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  9. آزمایش فوکو ثابت می کند که در حرکت وضعی زمین ، کُره زمین هیچگاه به دور خود نمی چرخد !
    وقتی که نام تخم مرغ را می بریم منظورمان محتویات آن یعنی زرده و سفیده است و پوسته آهکی آن فقط پوسته تخم مرغ محسوب می شود .
    منظور از کُره زمین و سایر سیارات و قمرها هم ، تمام حجم و محتویات درون آنها می باشد و پوسته نازک آنها مانند ماسک و نقابی چهره واقعی آنها را مخفی و از دانش ما پنهان کرده است.
    کُره زمین و سایر سیارات با اقمارشان مانند خورشید و دیگر ستارگان آسمان ، کُرات فروزان و ملتهبی هستند از جنس ضد ماده و فاقد حرکت وضعی یعنی بهیچوجه به دور محور فرضی خود چرخش ندارند.
    این کُرات ضد ماده با یکدیگر نیروی دافعه دارند « ضد ماده از ضد ماده گریزان است » به همین علت است که سیارات و قمرها و یا ستارگان آسمان هیچگاه با یکدیگر برخورد ندارند و فاصله ای را با همدیگر حفظ می کنند. « نیروی دافعه را با ذکر آزمایش هسته ای معرفی کرده ام »
    ماسک ونقابی که باعث شده است ستاره زمین را به عنوان سیاره ای چرخنده ببینیم ، پوسته ماده جداره آن است و این پوسته نازک جداره است که برروی محتویات درون این کُره ضد ماده زمین می چرخد و همه هیکل و حجم آنرا حول محور آن چرخان جلوه می دهد و فکر می کنیم که ستاره زمین دارای حرکت وضعی است !
    روزگاری ستاره زمین در همسایگی منظومه شمسی ، منظومه ای داشته که ماه سیاره آن بوده است بعد در جنگ های طولانی با خورشید شکست می خورد و تحت تأثیر آتشباری چسب های هسته ای که از طرف خورشید دریافت می کرده در سطحش سنتز هسته ای صورت می گیرد و جداره اش تبدیل به ماده می شود که این قشر ماده بوجود آمدن سطحش باعث ایجاد نیروی جاذبه « نیروی جاذبه جذب ماده به طرف ضد ماده است » و کشیدنش به حلقوم منظومه شمسی واسارت و طواف به دور خورشید می شود.
    1 ــ محتویات درون زمین « ضد ماده » با خورشید که ضد ماده است نیروی دفع و دافعه دارد .
    2 ــ پوسته ماده زمین به خورشید که ضد ماده است نیروی جاذبه دارد.
    تضاد و کشمکش این دو نیروی جاذبه و دافعه زمین با خورشید باعث حرکت انتقالی کُره زمین به دور خورشید و چرخش پوسته ماده جداره زمین برروی ستاره ضد ماده زمین می گردد.
    پس کُره زمین فاقد حرکت وضعی ولی پوسته ماده و جامد آن بر روی محتویات درون که از جنس ضد ماده است از غرب به طرف شرق چرخش دارد که نتیجه چرخش این جنس متضاد ، بوجود آمدن میدانهای مغناطیسی زمین است و شدت این میدانهای مغناطیسی هم به سرعت چرخش جداره ماده بر روی محتویات ضد ماده درون است بر همین اساس ، کُره ماه که فاقد این گونه چرخش است ، میدانهای مغناطیسی وجود ندارد و بالعکس درکُره مشتری که جداره ماده آن سرعت سرسام آوری بر روی ضد ماده درون خود دارد ، آنقدر میدانهای مغناطیسی قوی دارد که بر روی رادیو تلسکوپ های زمین تأثیر گذار است .
    بنابراین ضد ماده بدون چرخش درون زمین باعث می شود که اجسام چرخان جداره ، سطح و پیرامون زمین را به خود جذب نماید که یکی از این اجسام هم آونگ فوکو بود .
    « لئون فوکو » فیزیکدان فرانسوی در سال 1851 در محل ساختمان پانتیون پاریس و از سقف گنبد آن ، آونگ سنگینی آویخت تا اثبات حرکت وضعی کُره زمین باشد و چرخش زمین را نشان دهد واین آزمایش و حرکت تقدیمی سوزن آونگ بر صفحه زیرین ثابت کرد که اولاً زمین می چرخد و ثانیاً جهت حرکت از غرب به شرق است.
    ولی…؟!
    ولی آیا اثبات این آزمایش چرخش مربوط به همه حجم کُره زمین است و یا مربوط به چرخش پوسته ماده بر روی محتویات ضد ماده درون زمین ؟!
    آیا اگر فرضاً همه هیکل و حجم کُره زمین چرخش داشته باشد می تواند حرکت تقدیمی آونگ فوکو را بر صفحه نمایشی رسم نماید ؟!…مسلماً خیر و آنچه باعث ترسیم حرکت تقدیمی سوزن آونگ بر صفحه فوکو می شود ، ثابت بودن عامل نیروی گرانش « ستاره ضد ماده درون زمین » و دوار بودن جداره ماده زمین است .
    آونگ سنگین فوکو توسط طناب 67 متری از گنبد پانتیون آویزان بود به هر حال این گنبد توسط ستون و پایه به زمین اتصال و تکیه دارد ولی با این حال همین انعطاف طناب 67 متری باعث تأثیر گذاشتن بر این آزمایش است ولی فرضاً در نظر آوریم اگر این گنبد محل اتصال طناب آونگ هیچگونه پایه وستونی به زمین نداشت و مثلاً این طناب فقط به سقف آسمان وصل بود چه اتفاقی صورت می گرفت و صفحه فوکو چه واقعیتی را باز گو می کرد ؟!
    اتم های سازنده آونگ سنگین فوکو از ذرات تشکیل شده که این ذرات تمایل شدید جذب به طرف ضدذراتشان که در درون زمین هستند را دارند و از طرفی ، این ضد ذرات یا ستاره ضد ماده درون زمین فاقد حرکت چرخش وضعی است و فقط این پوسته ماده زمین است که می چرخد یعنی این ساختمان پانتیون و آونگ آویزان شده از سقف آن است که بر روی ستاره درون زمین از غرب به شرق چرخش دارد و در اینجا ذرات درون اتم های سازنده آونگ متأثر از چرخش خود ، واکنش نشان می دهد و می خواهند در حال حرکت به سوی ضد ذرات ثابت درون زمین جهش داشته باشند که نتیجه اش رفتار بر صفحه فوکوست .
    این مطلب ، پیش زمینه تنظیم مقاله چگونگی حرکت بادهای غربی ، ریز گردها ، ابرها و بطور کل چگونگی تغییرات آب و هوائی و بارندگی های کره زمین است که در فرصت مناسب ارائه خواهد گردید.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  10. آزمایش فوکو، اثبات عدم حرکت وضعی کُره زمین ــ قسمت دوم
    در قسمت اول این مقاله و با استناد به آزمایش مهم فوکو عنوان کردم که کُره زمین فاقد حرکت وضعی می باشد و یک سمت آن همیشه به طرف خورشید است .
    چون طرح این موضوع در تاریخ علم بی سابقه و ذهن های کنجکاو بی صبرانه پیگیر این ادعا هستند و از طرفی آگاهی به این واقعیت طبیعت می تواند رهگشا کشف ناشناخته هائی چون علت بوجود آمدن زلزله ها ، چگونگی گرد بادها و طوفانها ، چگونگی مسیر ابرها و ریزگردها و همچنین چگونگی تغییرات ناگهانی جاذبه الکتریکی مناطق و بارش های سیل آسا گردد بر این مبنا باز آزمایش فوکو را با استدلالی نوین در مدارهای عرض جغرافیائی مختلف کُره زمین ، از قطب شمال تا قطب جنوب را انجام میدهیم تا کاملاً ثابت گردد کُره زمین به دور محور خود نمی چرخد و این چرخشی که به عنوان حرکت وضعی زمین از آن نام می برند فقط چرخش جداره ماده و جامد کره زمین بر روی ستاره ضدماده درون زمین است .
    زمین مسکونی ما مانند خورشید و سایر ستارگان ، ستاره ای ملتهب و فروزان از جنس ضد ماده است منتها جداره اش تحت تأثیر چسب های هسته ای ارسالی از سوی خورشید « مزون های تشعشعات کیهانی » سنتز هسته ای شده و به ماده «عناصر و اتمهای مختلف » تبدیل شده است و همه کُراتی را هم که به عنوان سیاره و قمر می شناسیم مانند کره زمین ستارگانی از جنس ضد ماده هستند که جداره شان تبدیل به ماده شده است .
    ماده و ضد ماده ، اساس نیروی جاذبه طبیعت است یعنی ضد ماده با قدرت ، ماده را به سوی خود جذب می کند.
    کُره زمین ستاره ای از جنس ضدماده است با توان نیروی جاذبه و سطح و جداره این ستاره هم از ماده تشکیل شده است که جذب این ماده به طرف مرکز زمین ، تعریف نیروی جاذبه یا نیروی گرانش زمین می باشد.
    حالا آزمایش آونگ فوکو را از قطب شمال آغاز می کنیم مدارهای عرض جغرافیائی نیمکره شمالی را در می نوردیم تا به عرض صفر درجه یعنی خط استوا برسیم و باز این کار را ادامه میدهیم و وارد نیمکره جنوبی می شویم تا به قطب جنوب برسیم و در تمام این مراحل مختلف آزمایش ، چشم از صفحه زیر آونگ برنمی داریم و شکل و شمایل های رسم شده را با هم مطابقت می نمائیم تا کاملاً عدم چرخش وضعی ستاره زمین محرز گردد.
    آونگ سنگینی توسط طناب باریک و طویلی از ارتفاع گنبد آویزان است.
    در زیر سوزن آونگ ، صفحه دایره ای قرار دارد که حرکات آونگ را بر روی خود ثبت می کند.
    رقص سوزن آونگ بر صفحه نمایشی چگونه است :
    بالای صفحه رو به شمال و پائین صفحه رو به جنوب و قاعدتاً سمت راست مشرق وسمت چب مغرب خواهد بود و این صفحه روی سطح زمین و زیر سوزن رسام آونگ و به صورت ثابت قرار دارد.
    هم اکنون هم فرضاً در قطب شمال هستیم و می خواهیم آزماش فوکو در اثبات عدم حرکت وضعی کُره زمین را انجام دهیم.
    با حرکت مختصری آونگ را بر بالای صفحه به نوسان در می آوریم. آونگ با حرکت پاندولی و دامنه ای به شکل دو بال پروانه شروع به نوسان رفت و برگشتی می کند.
    نیروی گرانش یا نیروی جاذبه زمین در ستاره ثابت و بدون حرکت چرخشی ضد ماده زیر پوسته ماده می باشد یعنی این پوسته زمین و مکان آزمایش ماست که حول محور فرضی زمین از غرب به سمت شرق چرخش دارد.
    در این آزمایش به خاطر قطب شمال بودن مکان آزمایش ویژگی های مهمی در صفحه زیر آونگ به نمایش درمی آید که بسیار مهم و قابل تعمق است که عبارتند از :
    1 ــ هر نوسان رفت و برگشتی ، شکل دو گلبرگ متقارن یک گُل و یا اگر بخواهیم بهتر تجسم کنیم باید بگوئیم دو بال پروانه را بوجود می آورد که این دو گلبرگ یا این دو بال پروانه ، پُر پهنا و چاق هستند.
    2 ـ این دوبال مانند دو عقربه در جهت عقربه های ساعت چرخش دارند.
    3 ــ در این مکان قطب شمال ،زمان یک دور کامل چرخش این دو بال پروانه ، یک روز نجومی یعنی 24 ساعت است.
    ــ چرا آونگ فوکو در قطب شمال چنین رفتاری دارد؟
    ــ مکان آونگ در شمالی ترین نقطه کره زمین در چرخش جداره زمین است و در این چرخش جداره زمین از سوی غرب به سوی شرق ، مکان آزمایش هم چرخش دارد و در این چرخش ، ذرات مادی درون اتمهای سازنده آونگ می خواهند به عامل نیروی گرانش یا جاذبه زمین که همان ستاره ضد ماده درون زمین است جذب شوند .
    در اینجا مسئله بسیارمهمی را نباید از نظر دور داشت و آنهم موقعیت فاصله مکانی محل آزمایش تا قطب جغرافیائی یا محل محور چرخش جداره زمین می باشد.
    چون در این آزمایشی که درمکان قطب شمال صورت می گیرد و فاصله مکانی تا قطب وجود ندارد ، از سمت شمال نیروی گرانشی بر آونگ اعمال نمی شود و همه قدرت گرانش ستاره ضد ماده از سمت جنوب است در نتیجه اولاً هر دور چرخش گلبرگها و ترسیم سوزن آونگ بر صفحه نمایشی ،24 ساعت به اندازه یک شبانه روز یا چرخش کامل جداره زمین بر روی ستاره ضد ماده زمین است ثانیاً چون همه نیروی گرانش در این چرخش زمین از سوی جنوب کُره زمین اعمال می شود در نتیجه ضمن اینکه گلبرگها ، پهن و بزرگ ترسیم می شوند ، جهت چرخش این گلبرگها هم در جهت حرکت عقربه های ساعت است .
    حالا هر چه مکان آزمایش را از قطب شمال به خط استوا نزدیکتر کنیم یعنی مدار عرض جغرافیائی کمتر شود ، گلبرگها باریکتر و مدت زمان یک دور کامل آنها فزونی می گیرد.
    حالا مکان آزمایش را در تهران به دانشگاه صنعتی شریف که دارای چنین تأسیساتی می باشد و در مدار عرض جغرافیائی 35 درجه قرار دارد می بریم .
    در صفحه نمایش آونگ فوکو دانشگاه صنعتی شریف که در مدار عرض جغرافیائی 35 درجه قرار دارد ، گلبرگها نسبت به آزمایش در قطب شمال باریکتر شده اند و چرخش باز هم در جهت عقربه های ساعت و گردش یک دور کامل این گلبرگها 41ساعت زمان می برد.
    حال مکان آزمایش را به مدارعرض جغرافیائی صفر درجه یعنی به خط استوا مثلاً به یکی از شهرهای کنیا که بر روی مدار صفر درجه عرض جغرافیائی است می بریم و نتیجه را اینگونه می بینیم :
    صفحه نمایش آونگ فوکو ، گلبرگ ترسیم نمی کند و چرخش هم ندارد ! فقط رفت و برگشت آونگ بر روی صفحه ، خط باریک است بدون چرخش دورانی که گفته شده است زمان یک دور کامل آونگ فوکو در خط استوا بی نهایت است یعنی اصلاً نه گلبرگی بر صفحه نمایش وجود دارد و نه چرخشی !
    ــ چرا ؟!
    ــ چون فاصله مکانی خط استوا تا قطب شمال و قطب جنوب یعنی تا دو سر محور چرخشی جداره زمین مساوی است و برایند نیروی های جذب آونگ از سمت شمال و جنوب در این چرخش از غرب به سمت شرق خنثی است و لزومی به شکل گیری گلبرگها و جهت حرکت آنها ،موافق عقربه های ساعت و یا مخالف عقربه های ساعت نیست .
    اینک مکان آزمایش را از خط استوا به نیکره جنوبی مثلاً یکی از شهرهای استرالیا می بریم :
    با ورود به مناطق نیمکره جنوبی ، گلبرگهای صفحه نمایش آونگ فوکو شکل می گیرد و با ازدیاد درجه عرض های جغرافیائی این گلبرگها پُر پهناتر ، زمان یک دور چرخش آنها بر صفحه نمایش کمتر و اینبار جهت چرخش این گلبرگها مخالف عقربه های ساعت است .
    آزمایش در قطب جنوب هم عیناً قطب شما است با این تفاوت که جهت چرخش گلبرگها مخالف عقربه های ساعت می باشد.
    حالا :
    آزمایش فوکو چنین نشان می دهد که پوسته ماده جداره زمین که ما ساکن بر روی این پوسته هستیم در حال چرخش است و نیروی گرانش یا ستاره ضد ماده درون زمین هم ساکن و ثابت است .
    جداره ماده زمین در خط استوا با سرعت 463 متر در ثانیه بر روی ستاره درون زمین چرخش دارد اگر غیر از این بود یعنی تمام حجم زمین چرخش داشته باشد و سرعت این چرخش در خط استوا 463 متر بر ثانیه باشد آیا نیروی گریز از مرکز در این منطقه پُر سرعت اجازه سکونت و زیستن را به مردم آن مناطق می داد؟!
    آیا در آنجا حیوانات و گیاهان می توانستند به حیات ادامه دهند؟! آیا معماران و بناها میتوانستند در آنجا با شاقول کار کنند ؟! آیا کشتی ها در دریاهای خط استوا می توانستند از شرق به طرف غرب یعنی مخالف جهت چرخش زمین حرکت کنند ؟!
    آنچه که اشیاء و موجودات ساکن خط استوا را از نیروی سهمگین گریز از مرکز آن ناحیه مصون نگه داشته و نگذاشته که کوچکترین اثری بر آن مناطق برجای گذارد ، ثابت بودن و بی حرکت بودن منبع گرانش یعنی عدم چرخش ستاره ضد ماده درون زمین است.
    ما برروی جداره و پوسته دوار زمین زندگی می کنیم و این پوسته در مناطق استوائی با سرعت سرسام آور1670کیلومتر در ساعت بر روی ستاره ضد ماده درون زمین می چرخد ولی ذرات اتمهای سازنده وجودمان به نیروی گرانش ثابت و بی حرکت ستاره درون زمین جاذب است بر این اصل ، نیروی سهمگین گریز از مرکز در سطح زمین کم رنگ وناچیز است.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *