صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / سینما و تلویزیون / خلاصه داستان قسمت آخر سریال دست سرنوشت

خلاصه داستان قسمت آخر سریال دست سرنوشت

سریال دست سرنوشت

سریال دست سرنوشت” خلاصه داستان سریال دست سرنوشت

عکس های بازیگران سریال دست سرنوشت

 

مثل هر سال امسال هم خانواده یروکهان در آنتاکیا دور هم جمع میشن . اولین محصول انار رو با آرزوی برکت برای همه جمع میکنن . در حالیکه همه چیز روبه راهه کیمت خانوم در مورد ناتوانی عروسش در به دنیا آوردن بچه به کنایه حرفی میزنه و همین حرف باعث میشه تا عروسش دفنه خیلی آزرده بشه و از شوهرش قهرمان بخواد تا به وسیله یک زن دیگه بچه ای به دنیا بیارن و بزرگ کنن ولی قهرمان این حرف رو بعد از یه مدت مخالفت شدید قبول میکنه . این زن کسی نیست جز الیف دختری که به تازگی مادرش پدرش رو کشته و مشکلات دیگه ای هم سر راهش قرار گرفته و بی خانمان شده و …

 

 

سریال دست سرنوشت

 

در اولین روز برداشت محصول انار که خانواده یوروخان جشن می گیرند همه دور هم جمع شده اند و برای سلامتی و سودآوری بیشتر دعا می کنند.

در این جشن حرف هایی گفته می شود که به مذاق دفنه خوش نمی آید. همه او را سرزنش می کنند که چرا بچه دار نمی شود. شوهر او قهرمان از دفنه دفاع می کند و به همه می گوید که بچه دار شدن برایش اهمیتی ندارد.

اما دفنه که به شدت ناراحت است تلاش می کند و تصمیم جدی میگیرد که به هر قیمتی که شده است بچه دار شود. پس از مشورت با مادرشوهرش عفت آنها تصمیم میگیرند که با رحم جایگزین فردی دیگر بچه قهرمان را نگه دارند و پس از زایمان و به دنیا آمدن بچه فردی که استخدام شده است را مرخص کند.
اما این اتفاق زندگی خانواده یوروخان را برای همیشه تغییر می دهد.
دفنه پس از راضی کردن شوهرش قهرمان دختر زیبایی به نام الیف را برای رحم جایگزین پیدا می کند.

الیف که دختر زیبا و ساده اس است و به اجبار پدرش به ازای دریافت پول با مردی ازدواج کرده است. مادر این دختر برای حمایت از دخترش مقابل شوهرش او را ناخواسته می کشد و بعد از این قتل به استانبول فرار می کند که به زندان می افتد. اما الیف که با خواهر کوچکش زندگی می کند مجبور می شود پیشنهاد رحم اجاره ای را قبول کند و مجبور می شود بچه را در رحمش نگهداری کند.

الیف که فکر می کند بعد از 9 ماه حاملگی و نگهداری از بچه می تواند پول را بگیرد و زندگی اش را از سر بگیرد با اتفاقات عجیبی روبرو می شود. گویا دفنه توانایی مادر شدن را نداشته است و بدنش تخمک گذاری نمیکرده و به همین دلیل عفت با دکتر قرار گذاشته که از تخمک خود الیف و اسپرم قهرمان استفاده کنند و این موضوع یک راز بین عفت و دکتر باقی بماند. امام همه فکر می کنند که بچه ای که در شکم الیف است بچه دفنه است در صورتی که الیف بچه خودش را باردار است!

 

 

سرنوشت قهرمان یوروکهان در سریال دست شرنوشت :

تا اینجا بچه دزدیده شده و در آخر مریم پشیمون میشه و توپراک رو میاره.تو قسمت ۲۹ اورجینال بهترین صحنه های الیف و قهرمان هستش و قهرمان به عنوان هدیه زایمان الیف بهش یه ماشین میده و الیف هم تصادف میکنه.بعد تصادف الیف قهرمان اصلا باور نمیکنه که عشقش مرده و حتی ابراهیم رو هم پیدا میکنه و میفهمه ک ابراهیم برادر الیف بوده و وقتی میخواست بکشتش ضیا جلوشو میگیره.
وقتی ک پلیس پرونده رو میبنده خودش پیگیر ماجرا میشه ولی متاسفانه نمیتونه پیداش کنه و خودشو از همه چی و همه کس کنار میکشه و تو رشادیه میمونه و مشروب میخوره و بعضی وقتا ک توپراک خوابه میره بچه هارو میبوسه و میاد.بعد اینکه توپراک تب میکنه و حالش بد میشه ضیا میاد دنبال قهرمان و میگه باید خودتو فدای بچه هات بکنی و یه زن تو خونه منتظرته(دفنه) و بهترین کار اینکه باهم ازدواج کنین تا برای بچه هات پدری کنی و قهرمان هم قبول میکنه برگرده و با دفنه ازدواج میکنه ولی بهش میگه که این ی ازدواج واقعی نیست و من فقط میخوام واسه بچه هام پدری کنم .
کار اورگانیک هم ب لطف یعقوب شکست خورده و شرکت ورشکست میشه و قهرمان هم داره سعی میکنه تا اوضاع رو درست کنه.مقصود هم یعقوب رو با عکسایی ک با زنا داره تهدید میکنه .یعقوب هم قهرمان رو راضی میکنه تا با مقصود شریک بشه ولی هیچکی غیر یعقوب نمیدونه مقصود شریکه.بعد برای توپراک جشن ختنه میگیرن و اینجاست که الیف بعد دوسال دست در دست مقصود و به عنوان زن مقصود میاد ک قهرمان هم تعجب که ن ب معنای کامل هنگ میکنه.بعدم هی میخواد به الیف نزدیک بشه و حرف بکشه که الیف هیچی نمیگه و یه بار توپراک و مریم رو میفرسته تا توپراک مادرشو ببینه و اونجا میشنوه ک مقصود ب الیف میگه به زودی همه چیزو از قهرمان میگیریم و سلطنت میکنیم.
تو همونروز ضیا سکته میکنه و قهرمان هم بعد شنیدن این حرف مقصود و خبر سکته ضیا ک فلج میشه با الیف بد میشه و میخواد ازش به عنوان جعل هویت شکایت کنه ک نمیتونه ولی بجاش دفنه از الیف شکایت میکنه.بعد اینکه در مورد الیف تحقیق میکنه میفهمه ک بعد تصادف فلج شده و میره دادگاه و الیف رو نجات میده.بعد اونم با ی روانشناس صحبت میکنه تا ب توپراک بگه الیف مادرشه و اینکارو میکنه.بعدم قهرمان با موذی گری الیفو ب بهانه جلسه میبره آلاچاتی و اونجاست ک الیف و قهرمان آشتی میکنن.
قهرمان با موذی گری الیفو ب بهانه جلسه میبره آلاچاتی و اونجاست ک الیف و قهرمان آشتی میکنن ولی بازم مقصود میاد و الیف رو تهدید میکنه و الیفم مجبور میشه ب قهرمان بگه همش ی بازی بود برای گول زدن تو و میره.
بعدم مقصود الیف رو میدزده ک قهرمان میره دنبالش و تیر میخوره و با حال وخیمش بازم میره دنبال الیف و پیداشون میکنه و وقتی مقصود میخواست قهرمان رو با چکش بزنه الیف به مقصود تیر میزنه.و اینطور از دست مقصود خلاص میشن.بعدم دوباره باهم عقد میکنن.ولی بازم دفنه با نقشه هایی ک میکشه یه مدت خیلی خیلی کوتاه بینشون بحث پیش میاد و با اومدن بتزیگر جدید مرد قهرمان احساس خطر میکنه و با الیف آشتی میکنه.
بعدم با حرفای الیف ب دفنه شک میکنه و میفهمه ک دفنه تو سکته کردن ضیا نقش داشته.(نکته جالبی ک اینجاست اینکه ضیا با گوشی صدای دفنه رو که به همه چی اعتراف کرده ضبط میکنه)قهرمان هم اون گوشی رو پیدا میکنه و روز عمل ضیا به اون گوشی گوش میده و دلیل مرگ نازلی و سکته ضیا و دستور قتل الیف و همکاری دفنه با ابراهیم و مقصود رو میفهمه.بعدم دفنه رو به پلیس تحویل میده و در آخر دفنه با کمک سونر(نقش مردی ک قهرمان بخاطرش احساس خطر کرد) از زندان آزاد میشه و اجه رو میدزده.وقتی هم که اجه رو پیدا میکنه سونر الیفو که حاملس میدزده .در آخر هم بعد چند ماه قهرمان با الیف و بچه ها برای همیشه میرن هاتای و به خوبی و خوشی زندگی میکنن.

 

سرنوشت الیف یوروکهان در سریال دست سرنوشت :

الیف تو تصادف فلج میشه و به مدت چند ماه تو کما بود و به هوش میاد .ولی فلجه.و نمیتونه از دست مقصود خلاص بشه.برای معالجه هم مقصود ی اسم جدید درست میکنه و با اسم زینب چاکر الیف میره سوئیس.حتی چندین بار هم تصمیم به خودکشی میگیره ولی هربار نجات پیدا میکنه و اینجا مژگان به عنوان پرستار الیف وارد داستان میشه و بعد ی مدت الیف خوب میشه ولی از مقصود پنهون میکنه و با کمک مژگان فرار میکنه که میشه همزمان با عقد قهرمان ولی مقصود بازم میگیرتش و زندانیش میکنه.
بعدم سلطان رو که نازلی رو از دست داده بود و تنها بود پیدا میکنه و سلطان هم به الیف میرسه و الیف وقتی میفهمه نازلی مرده خیلی بهم میریزه.(همه فک میکنن نازلی از تراس افتاده)سلطان بهش میگه قهرمان بعد ی مدت دیگه دنبالت نگشت و ولت کرد ک الیف باور نمیکنه و مقصود الیف رو یواشکی میبره عمارت که قهرمان بیچاره هم تازه برای اولین بار داشت با بچه ها بازی میکرد و الیف میبینه این صحنه رو توپراک جلوی چشم الیف دفنه رو مامان صدا میکنه و با این ح ف قهرمان که توپراک ب حرف مادرت گوش کن بیشتر میشکنه عشقم.
مقصود هم میگه برو بگو من اومدم.و میره.الیف هم خودشو نشون نمیده و برمیگرده.بعد هم مصاحبه قهرمان و دفنه رو تو روزنامه میبینه که از قول قهرمان نوشته دفنه بهترین مادر دنیاست و در کنار اون آرامش دارم (در حالی ک قهرمان دقیقا برعکس اینا رو گفته و دفنه حرفشو عوض کرده)کلا از قهرمان متنفر میشه.ی بار دیگه ک توپراک تب میکنه . الیف هم نگران میشه و یواشکی میره بیمارستان و اونجا دفنه میبینتش.بعدم تعقیبشون میکنه و به هر حال میفهمه ک الیف زنده هست.الیف هم که میبینه قهرمان با دفنه ازدواج کرده و توپراک دفنه رو مادرش میدونه تصمیم میگیره پسرشو بگیره.مقصود هم بهش پیشنهاد ازدواج میده و قول میده توپراک رو هرجور شده بگیره که اول الیف قبول نمیکنه ولی بعد اومدن دفنه و تهدید کردن الیف ب شرطی ک مدیریت سهامو بهش بده قبول میکنه تا با مقصود ازدواج کنه (البته دقت کنین با اسم زینب چاکر).
بعد ازدواج هم روز جشن ختنه توپراک به عنوان زن مقصود میره مقابل قهرمان.قهرمان هم میبرتش تو اتاق و میخواد بفهمه چی شده ک الیف هیچی نمیگه و میگه الیف مرد.تو کشتیش و میره.بعدم مریم توپراکو میاره پیشش و بوی پسرشو استشمام میکده .
بخاطر سکته ضیا از راه مخفی میره عمارت ک قهرمان میبینتش و میگه اونقد جسوری ک تو شرکت دست کردی.اگه میخوای انتقام بگیری بگیر.منم میدونم چیکار کنم.بعدم پلیس میاد و الیف رو ب اتهام جعل هویت میبرن کلانتری و اونجا بازم الیف به قهرمان میگه ازش متنفره و قهرمان هم دیگه بیخیال میشه و میره.تو دادگاه که نزدیک بود به الیف ده سال حبس بخوره عشقم میاد و میگه زن مرده.ایشون شریکمونن و الیف رو نجات میده.
بعدشم الیف میره تو شرکت و یه پروژه رو ارائه میکنه ک استقبال زیادی ازش میشه. بعدم ب بهانه ی شرکت میرن آلاچاتی و اونجا بالاخره با مقاومتای الیف با هم آشتی کردن.ولی بازم مقصود با جون قهرمان و توپراک تهدیدش میکنه و مجبور میشه با مقثود بره ک در آخر قهرمان نجاتش میده و باهم ازدواج میکنن.بخاطر نامه های تهدید آمیزی ک ب عمارت میاد مجبور میشن برگردن عمارت که قهرمان مجبور میشه دفنه رو هم بیاره و الییف میفهمه اینا کارای دفنه هست و به قهرمان میگه ولی قهرمان باور نمیکنه و یه مدت کم با هم سرد میشن ولی با ورود سونر باهم آشتی میکنن.
با رو شدن دست دفنه و زندان رفتنش که سه ماه طول میکشه توپراک و اجه بهش عادت میکنن و میفهمه ک حاملس ولی بخاطر تصادف امکان سقط هست و از قهرمان مخفی میکنه ولی قهرمان میفهمه.بعد آزاد شدن دفنه با کمک سونر دفنه اجه رو میدزده قهرمان نمیزاره ک الیف چیزی بفهمه چون استرس واسش خوب نیست.بعدم الیف میشنوه و میره که اینم نقشه سونر بود تا الیفو بگیره(سونر مشکل روحی داره و چون زن و پسرشد تو تصادف از دست داده الیف و توپراک رو جای اونا گذاشته)در آخر قهرمان الیف رو نجات میده و بعد چندماه بعد ازدواج جلال با بچه هاشو عشقش به هاتای میرن و با خوشی زندگی میکنن.

 

سرنوشت دفنه باشار در سریال دست سرنوشت :

دفنه بعد رفتن الیف و با وجود اجه پاش به عمارت یوروکهانها باز میشه و مثلا واسه توپراک مادری میکنه تا اینکه عفت بهش میگه که میخوایم با قهرمان ازدواج کنی و دفنه هم خدا خواسته قبول میکنه.بعد هم در طول ازدواج سعی میکنه خودشو به قهررمان نزدیک کنه ک قهرمان بهش میگه این ازدواج وواقعی نیست.
یه بار ک از روزنامه مییان برای مصاحبه همه حرفای قهرمان رو عوض میکنه ولی ضیا گردن میگیره.بعدم تو بیمارستان الیف رو میبینه و تعققیبش میکنه و میفهمه ک زندس و سعی میکنه اسم مادر تو شناسنامه توپراک رو عوض کنه ولی موفق نمیشه.و بعد اومدن الیف همواره بر کارهای بدش افزوده میشود.
بعدم به عفت میگه سی دی همکاری اون با مقصود رو بهش بده چون ممکنه دست قهرمان بیفته و شکران اینو میشنوه و زودتر سی دی رو برمیداره و در ازاش از دفنه پول میگیره که ضیا این صحنه رو میبینه و وقتی دفنه نبود سی دی رو میبینه و میخواست ب قهرمان بگه که دفنه میفهمه و تعقیبش میکنه و عصبی میشه و همه گندکاریاشو بهش میگه که قلب ضیا تحمل نمیکنه و سکته میکنه و دفنه هم سی دی رو میشکدنه.وقتی هم ک تو بیمارستانه بازم تعریف میکن غافل از اینک ضیا داشت صداشو ضبط میکرد. تا اینکه قهرمان و الیف با هم آشتی میکنن و دفنه میره ب الیف التماس میکنه که چیزی راجب به همکاری ابراهیم و اون نگه(مقصود همه چی رو برای الیف تعریف کرده)الیف هم بخاطر اجه قبول میکنه ک چیزی نگه.شب عروسی الیف و قهرمان چند نفرو میفرسته تا خونه رو آتیش بزنن.و نامه های تهدید کننده میفرستاد خونه و حتی عکس بچه هارو هم فرستاد ک قهرمان مجبور میشه الیف و توپراکو برگردونه عمارت و با دروغ و حقه بازی میگه ک چند نفر اطراف خونن و من ترسیدم و به هر حال نقش بازی میکنه ک قهرمان مجبور میشه اونم بیاره عمارت.
بعدم هی زیر زیرکی سعی میکنه توپراکو علی الیف پر کنه که ی بار الیف میشنوه و باهم دعوا میکنن.بعدم وقتی داشت با آدمایی ک خونه رو آتیش میزد حرف میزد الیف میشنوه و شک میکنه و به قهرمان میگه ولی قهرمان باور نمیکنه.بعد ی مدت ک قهرمان تحقیق میکنه و با حرفای الیف و پیدا کردن گوشی ضیا همه چی رو میفهمه و دفنه وقتی میخواست بره خارج قهرمان اونو ی جوری برمیگردونه و تحویل پلیس میده و سه ماه تو زندون میمونه که با کمک سونر آزاد میشه و اجه رو میدزده ولی قهرمان پیداش میکنه و اونو دوباره ب پلیس تحویل میده.

 

 

سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت سریال دست سرنوشت

 

 

 

خلاصه داستان قسمت آخر سریال دست سرنوشت

 دانلود آهنگ تیتراژ سریال ترکی دست سرنوشت

عکس های قهرمان در سریال دست سرنوشت و بیوگرافی قهرمان

عکس های دفنه بازیگر سریال دست سرنوشت و بیوگرافی بگوم کوتوک

عکس های الیف در سریال دست سرنوشت و بیوگرافی خدیجه شندیل الیف

سریال کافی | خلاصه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های سریال کافی

خلاصه داستان قسمت آخر سریال راهزنان در این دنیا حکومت نمی کنند

داستان قسمت آخر سریال هسل سریال مادر و تمام قسمت ها

سریال پاتریکس خلاصه قسمت آخر و تمام قسمت های سریال پاتریکس

سریال وطنم تویی خلاصه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های وطنم تویی

سریال قشر مرفه داستان قسمت آخر و تمام قسمت های قشر مرفه

“سریال سلطنت” Reign خلاصه داستان و عکس های سریال سلطنت

دانلود آهنگ تیتراژ سریال کافی

سریال ماه پیکر | تصاویر و داستان قسمت اخر سریال ماه پیکر 

سریال دختران آفتاب قسمت آخر و داستان تمام قسمت های سریال دختران آفتاب

سریال عشق اجاره ای قسمت آخر و داستان تمام قسمت های عشق اجاره ای

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترانه زندگی Hayat Sarkisi

سریال عشق بی پایان خلاصه داستان قسمت آخر سریال عشق بی پایان

سریال گوزل خلاصه داستان قسمت آخر گوزل

سریال نفوذی سریال Icerde قسمت آخر و عکس بازیگران سریال نفوذی

loading...

نوشته مشابه

سریال منتالیست | داستان و عکس بازیگران سریال منتالیست The Mentalist

سریال منتالیست یا The Mentalist روانکاو مجموعه تلویزیونی موفق ساخت سال 2008 در آمریکا است …

14 دیدگاه ها

  1. سریال قشنگیه
    ولی قسمت آخر داستان سریال کجاست؟
    لینک دانلود سریال دست سرنوشت رو پیدا نکردم

  2. خلاصه قسمت اخرش ؟؟

  3. خیلی بد بود خلاصه اش نبود

  4. لطف کنید قسمت های آخر را بزارید

  5. قسمت آخرش چی میشه چرا ننوشته ؟

  6. فیلم دست سرنوش رادرگوشی بگزارید تلویزیون

  7. ممنون ازخلاصه ای که ازسریال دست سرنوشت گذاشتیدوبقیه مطالبتون ولی بایدبگم که کارگردان خیانت وهوسوتواین داستان عشق وادم بوالهوسی مث قهرمانوعاشق ودخترموذی وخونه خراب کنی مث الیفوپاک ومعصوم نشون داده بودمن ازازجان دنیزوخدیجه شندیل خوشم میادولی ازکاراکترشون توی دست سرنوشت متنفرم قهرمان که ادعامیکردبدون بچه هم بادافنه خوشبخته چطوربراحتی عشق چندین سالشوفراموش کردوزنشوکنارگذاشت به نظرمن پاکترین عشقوتوسریال مقصودداشت چون باوجوداینکه میدونست الیف همیشه باحرفاش تحقیرش کرده وازش متنفره همه جوره پای عشقش موندحتی حاضرنشدبرای خوشگذرونی باکس دیگه ای باشه والیف رسیدنش به قهرمانم مدیون اون بودچون مقصودجون خودشوبه خطرانداخت تاجون اونونجات بده واقعابرای کارگردان این سریال متاسفم.

  8. بهترین سریال دنیاست. خیلی قشنگ بود ولی حیف شد بچه تو شکم الیف را نشان ندادند.

  9. مزخرفترین سریال دنیابودبایه فیلنامه خیلی ضعیف

  10. مزخرفتزین سریالی ک دیدم

  11. قشنگ بود
    آون شخصی که گفت فیلم مزخرف بود براش متأسفم😘

  12. مزخرففففففففففففففففففففففففففففففففففف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن تبلیغ