صفحه اصلی / مطالب خواندنی و اخبار / اخبار حوادث / پسری ایرانی که سر مادرش را برید

پسری ایرانی که سر مادرش را برید

خون

به گزارش جهان سرهنگ رحمت‌الله طاهري در گفت‌وگو با ايسنا، دراين‌باره گفت: در ساعت 16:30 جمعه، 29 ارديبهشت برابر اعلام وقوع يك فقره قتل در شاهرود به مركز فوريت‌هاي پليسي 110، اكيپي از ماموران پليس به محل حادثه رفتند و موضوع را از نزديك بررسي كردند.

وي ادامه داد: ماموران پس از حضور در محل حادثه با سر بريده زني كه در بررسي‌هاي بعدي مشخص شد 40 ساله است، روبرو شدند.

طاهري با بيان اينكه، اقدامات ماموران براي شناسايي عامل يا عاملان اين جنايت به سرعت آغاز شد، گفت: تيمي از كارآگاهان پليس جنايي با استفاده از شگردهاي خاص و ترفندهاي علمي، قاتل كه فرزند مقتوله و با هويت «علي-ح» 19 ساله بود را در يكي از روستاهاي اطراف شاهرود شناسايي و دستگير كردند.

فرمانده انتظامي شاهرود درباره انگيزه متهم در ارتكاب اين جنايت گفت: اين جوان، وجود اختلافات شديد با مقتوله با هويت «طيبه – ش» را انگيزه اين جنايت اعلام كرده است.

وي كه در صحنه بررسي جرم حضور داشت با بيان اينكه تحقيقات پليس در خصوص اين جنايت هولناك همچنان ادامه دارد، به خانواده‌ها هشدار داد: آمار موجود و تجربه سال‌ها برخورد با انواع جرايم ثابت كرده كه رفتار ديني و اخلاقي والدين و تربيت فرزندان بر پايه مباني اعتقادي، ميزان وقوع اين گونه رفتارهاي خشن و دور از انسانيت را در سطح جامعه به كمترين حد خود مي‌رساند.

loading...

نوشته مشابه

تجاوز دو مرد به زن دوستشان در مقابل شوهرش!

دوستان همسرم به سراغ من آمدند و در را قفل کردند و به زور به …

11 دیدگاه ها

  1. حتی نمیتونم بخونم چون میدونم ک وحشتناکه ولی خدا ازش نگذره الهی

  2. سپهر جان من خوندم اینکه چیزی نیست تو سایتای دیگه برو جنایت خفن.

  3. نگو تو رو بخدا
    از این چیزا میترسم
    حالا خوب شد عکس نبود

  4. الهی فدات بشم اگه بدونی چقدر عکس و فیلم ترسنا ک دیدم.

  5. شاید باورت نشه ولی ی بار تصادفی ی صحنه از فیلم اره و دیدم شبا کابوس میدیدم
    فیلم اره و جزیره آدم خورها خیلی خیلی خیلی وحشتناکه آخه خیلی واقعی ب نظر میاد
    حالا خوبه اون ی بار روز بود ک دیدم اگه شب بود ک ………………..

  6. من بلعکس شما فیلم اره رو تا ته نگاه کردم خودشم تو شب ولی انصافا خیلی ترسناک بود.

  7. دیدنش دل و جرات میخواد ک من ندارم و ب روحیم نمیخوره
    ماشا….شما پر دل و جراتین
    حتی از تاریکیم میترسم چ برسه ب این چیزا
    خیلی خیلی خیلی ترسوم

  8. نترس بابا من خودمم اولا خیلی ترسو بودم .

  9. سپهر جون اگه جایه من بودی چه حالی داشتی؟ صبح 30 خرداد 90 رفتم اتاق تنها برادرم دیدم خودشو حلقه آویز کرده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *