گردشگری, سفر مدل لباس, عکس, سریال, آهنگ
مجله تاپ ناز / گالری تصاویر / عکس بازیگران / عکس های سریال لطیفه و داستان قسمت آخر سریال لطیفه

عکس های سریال لطیفه و داستان قسمت آخر سریال لطیفه

سریال لطیفه

عکس های سریال لطیفه , عکس بازیگران سریال لطیفه

نزدیک به چند ماه بود که هواداران انگین و طوبی بیوکستان از انها خواهش کرده بودند که با هم همبازی بشوند سر انجام این دو بازیگر محبوب و خوش قیافه ترکی قرارداد بازی در سریال لطیفه را امضا کردند و قرار است حدود یک ماه دیگر روی انتن برود. انگین را کسانی که سریال فاطما گل را دیده اند در نقش کریم همسر فاطمه گل می شناسند و طوبی هم با سریال عاصی و بیست دقیقه در ایران معروف شده است.

بازیگران سریال لطیفه

نام اصلی در نقش
Tuba Büyüküstün Elif Denizer
Engin Akyürek Ömer Demir
Erkan Can Tayyar Dündar
Burak Tamdoğan Hüseyin Demir
Saygın Soysal Metin Dündar
Emre Kızılırmak Levent İnanç
Öykü Karayel İpek
Bestemsu Özdemir Nilüfer Denizer
Hazal Türesan Aslı Denizer
Güler Ökten Elvan Demir
Bedia Ener Fatma Andaç
İlkin Tüfekçi Pelin Serter
Ahmet Tansu Taşanlar Arda Çakır
Ali Yörenç Mert Dündar
Elif İnci Melike Demir
Işıl Yücesoy Nedret
Deniz Barut Pınar
Kerimhan Duman Can

عکسهای سریال لطیفه

سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه سریال لطیفه

 

سریال لطیفه

خلاصه داستان سریال لطیفه و داستان قسمت آخر سریال لطیفه

سریال ترکیه ای لطیفه (Kara Para Ask) مجموعه ی تلویزیونی که از سال 2014 در شبکه atV ترکیه در حال پخش است. این سریال یکی از پرطرفدارترین سریال های ترکی می باشد ،که کارگردانی این سریال را کرم کاتای- Kerem Catay به عهده دارد.

عمر دمیر با هنرنمایی (انگین اکیورک) در نقش کمیسر پلیس در شعبه جرایم سازمان یافته در وان و لطیفه دریا با بازی (طوبا بویوکاوستون) دختر یک خانواده ثروتمند که یک طراح موفق است و که در رم زندگی می کند.

سریال لطیفه

خلاصه داستان سریال پول سیاه عشق با سریال لطیفه

عمر دمیر در اداره پلیس وان مشغول خدمت است . لطیفه دختری با اعتماد به نفس است که روی پای خودش ایستاده و به پول پدرش دل نبسته . لطیفه که در رم زندگی میکند و طراح جوهرات است برای جشن تولدش به استانبول میاد . در یک شب دختری که عمر قرار است با آن ازدواج کند به همراه پدر لطیفه در یک ماشین کشته پیدا میشوند.و این جنایت بزرگ پلی میشه برای ارتباط عمر و لطیفه . از یک طرف لطیفه توسط یک عده دزد و تبهکار که ادعا میکنن پدر لطیفه الماس های اونا رو دزدیده تهدید میشود از طرف دیگر عمر به دنبال پیدا کردن دلیل قتل نامزدش است .لطیفه بعد از اینکه میفهمد عمر پلیس است از او میخواهد اطلاعاتی که در مورد این پرونده به دست میارود را در اختیار او بگذارد اما عمر قبول نمیکند . ارتباط عمر و لیطفه رفته رفته بیشتر شده و …

خواهر لطیفه نیلوفر در دام مرد بدی گرفتار شده است، لطیفه و عمر به نیلوفر کمک می کنند. نقش مادر لطیفه را نباهت چهره (مادر سلطان سلیمان) بازی می کند. در فیلم لطیفه عشق تووانا تورکای در نقش بهار چنار دوست لطیفه نیز هنرنمایی می کند.

و بسیاری از ماجرای های دیگر که در ادامه سریال خواهید دید.

و اما قسمت آخر سریال لطیفه که کاربر مرتا (marta) ارسال کرده :

نیلو و متین ازدواج میکنن..حسین و علی می افتن زندان.. طاهرعلی رو فراری میده نقشه میکشه که حسین رو بکشه بندازه گردن لطیفه اما متین طیارو گول میزنه حسین نجات میده تا طاهرو بکشه لطیفه میره زندان و تو زندان چاقو می خوره میره بیمارستان متوجه میشه حامله بوده بچش سقط میشه.. بعد از یه مدت حسین گیر می افته با متین میرن زندان..حسین هم میره دادگاه لطیفه آزاد میکنه.. عمر طیارو تو یه عملیات دستگیر میکنه میندازه زندان..عمه ندرت هم دستیار طیار بوده و واسه انتقام از برادرش نقشه قتلشو کشیدن چون فیلیز بچه نامشروع ندرت بوده و برادرش از ترس آبرو اونو میذاره پرورشگاه..ایپک به ندرت مشکوک بوده میره دنبالش ندرت بهش رو دست می زنه می کشتش..آردا و پلین میفهمن دستگیرش میکنن و ندرت قول میده که اعتراف کنه ولی سکته میکنه میره بیمارستان طاهر هم میترسه و از داخل زندان سعی میکنه جلو ندرتو بگیره..ندرت میمیره ولی عمر نمیذاره کسی بفهمه و میره زندان به طیار میگه قبل از اینکه حکم مرگش صادر شه خودشو بکشه طیار هم گول می خوره خودشو میکشه.. عمر زندان مجبور میکنه خودشو دار بزنه.. عمر از این کارش عذاب وجدان میگیره و لطیفه ازش میخواد کارشو ترک کنه..اول عمر جوابشو نمیده ..آردا و پلین عروسی میکنن و بچه ایپک رو به سر پرستی قبول می کنن.. لطیفه عمرو تو عروسی پلین ترک میکنه و تصمیم میگیره واسه همیشه بره..عمر هم دیگه دنبالش نمیره..نیلوفر هم حاملست به حسین و متین کمک میکنه از زندان فرار کنن..نیلوفر و متینو مادرش می رن تو یه خونه قدیمی زندگی کنن خیلی هم سختی میکشن..گروه طیار به سرپرستی یکی دیگه در میاد و میخوان عمر حسین و متین رو بکشه..توی یه مراسم تقدیر از عمر حسین خودشو میندازه جلو تیر که به عمر نخوره و واسه همیشه فلج میشه و پیش مادرش اینا زندگی میکنه..لطیفه هم تو یه جزیره جواهرات درست می کنه و صاحب هتل واسش میفروشه..عمر هم پشیمون میشه میره دنبالش پیداش میکنه و با هم ازدواج می کنن..مرت از دمت خواستگاری میکنه عمر قبول میکنه..آسلی با صاحب هتل لطیفه ازدواج میکنه..آردا پلین و تولگا هم هنوز دنبال متینن..متین هم که کار گیرش نمیاد و خیلی از زندگی ناراضیه و ناراحت واسه نیلو و دخترش که هنوز دنیا نیومده..تولگا متین رو سر مزار طیار پیدا میکنه به آردا خبر میده همزمان پلین به آردا خبر میده که حاملست..همون موقع یکی از قاتلها هم متین رو پیدا میکنه که بکشتش..آردا متین رو دستگیر میکنه ولی نیلو پیداش میشه و بهش التماس میکنه ولشون کنه آردا هم دلش میسوزه ولشون میکنه..لطیفه و عمر هم توی همون جزیره کتاب فروشی باز میکنن ولی به خاطر اتفاقایی که اطرافشون می افته به این نتیجه میرسن که نمیتونن از کمک کردن به مردم دست بکشن و بازم به پلیس بازیشون ادامه میدن..

2 دیدگاه ها

  1. شماها خیلی خوشگیلین ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *