فیلم و سریال

مصاحبه جدید گلشیفته فراهانی با روزنامه لبنانی

گل‌شیفته فراهانی در گفتگویی با روزنامه لبنانی النهار، حرف‌هایی درباره زندگی خودش و ادعاهایی درباره برخوردها پس از بازی در فیلم هالیوودی در نقش مقابل دی‌کاپریو داشته است. کافه سینما بخش‌هایی از این گفتگو را به نقل از ایرانیان یوکی، منتشر می‌کند، تا به سوال انتهای این گفتگو برسد:

گلشیفته فراهانی

 

گل‌شیفته گفته:

«…خانواده‌ام مرا به سمت هنر کشانده است. در خانواده ما این باور هست که هنر یک کار پیامبرگونه است. بر خلاف خانواده‌هایی که به خاطر پول و قدرت وارد عرصه بازیگری می‌شوند. هنر برای خانواده ما یک مفهوم مقدس است هر چند این کلمه مقدس را نمی‌پسندم. من از پدرم یاد گرفته‌ام که هنرمند مثل خدمتگزار مردم است و باید در خدمت آن‌ها باشد. پدرم به هنر مثل یک کار واجب نگاه می‌کند.»

«حدود دو سال است که در پاریس هستم. قبلا انگلیسی‌ام بهتر بود. مشکل اینجا است که نمی‌توانم دائم در پاریس بمانم و به خاطر کار فیلمبرداری باید مدام از جایی به جای دیگر بروم. بعد از اینکه ایران را ترک کردم دیگر در هیچ کجا ریشه نداشته‌ام. باد‌ها مرا به جاهای ناشناخته‌ای می‌برند که چیزی از آن‌ها نمی‌دانم. انگار به چیزی می‌رسم بدون آنکه جستجویش کرده باشم. من فرانسه را در خیابان‌های پاریس یاد گرفتم. کلاس خصوصی نرفتم. به خاطر آموزش موسیقی در کودکی گوش‌های حساسی دارم.»

«من در کودکی پیانو می‌زدم و پدرم ابتدا موافق کار سینمایی من نبود. وقتی چهارده ساله بودم داریوش مهرجویی مرا برای بازی در فیلم درخت گلابی انتخاب کرد. دو ماه پدرم از این موضوع بی خبر بود. من به والدینم چیزی نگفتم. بعد کار پیانو را‌‌ رها کردم به هارد راک و متال علاقه‌مند شدم. جایی از دوره آموزش موسیقی کلاسیکم فهمیدم که با این موسیقی نمی‌توانم در قلب مردم بخصوص جوان‌ها رخنه کنم.»

گل‌شیفته فراهانی در ادامه این گفتگو ادعا کرده: «من برای بازی در فیلم مجموعه دروغ‌های ریدلی اسکات در مقابل لئوناردو دی کاپریو از ایران خارج شدم. به محض اینکه در یک فیلم آمریکایی ظاهر شدم حمله‌ها به طرفم شروع شد. این در حالی بود که هنوز فیلم پخش نشده بود و هیچ کدام از مسئولان دولتی آن را ندیده بودند.»

«در موقعیت بدی گرفتار شده بودم. در ایران در لیست سیاه حکومت بودم و در آمریکا به خاطر پاسپورت ایرانی‌ام مشکل داشتم. وقتی فیلم تمام شد و به ایران برگشتم بازداشت شدم…»

«وقتی از کشورهایی مثل چین و ایران و الجزایر که تحت فشار شدید هستی به جایی پناهنده می‌شوی، زندگی قدرت زیادی برای تطابق با محیط تازه در اختیارت می‌گذارد. من با فرهنگ فرانسوی خو گرفته‌ام اما روزهای اول شرایط سخت بود. الان ارتباط‌هایم را پیدا کرده‌ام اما هیچ وقت فرانسوی نمی‌شوم. در فرانسه من به این حس رسیدم که افتخار کنم آدم‌ها از زن‌ زاده می‌شوند. پاریس حس مجرم بودن مرا از بین برد.»

هیچ کس از عاقبت گل‌شیفته فراهانی و موقعیت این روزهای این استعداد سینمای ایران خشنود نیست. همه می‌دانیم که کشورهای دیگر استراتژی‌های فرهنگی خودشان را در مقابله با ما داشته‌اند و دارند. اما سوالی که کافه سینما مطرح می‌کند این است: آیا به عنوان یک پدیده فرهنگی، به هنگام حضورش در ایران، خوب مدیریت‌اش کردیم؟ آیا در صورت اتخاذ راهکارهای مناسب، باز بازیگر فیلم میم مثل مادر، دور از کشورش، چنین سرنوشتی می‌یافت؟ به هر حال هر بازیگری قرار نیست یک استراتژیست فرهنگی و یک سیاستمدار هم باشد. آیا مدیریت فرهنگی ما درباره او نقش خود را به درستی ایفا کرد؟/کافه سینما

نوشته های مشابه