مجله تاپ ناز / مطالب جالب / شعر و داستان / انشا در مورد زمستان ؛ 6 انشای زیبای ادبی در مورد فصل زمستان

انشا در مورد زمستان ؛ 6 انشای زیبای ادبی در مورد فصل زمستان

انشا در مورد زمستان

انشا در مورد زمستان

در این مطلب تاپ ناز انشا در مورد زمستان، انشاء با موضوع فصل زمستان، انشای ادبی زمستان و تحقیق در مورد فصل زمستان را برای شما آماده کرده ایم.

انشا در مورد زمستان

انشا ادبی فصل زمستان

فصل زمستان یکی از چهار فصل زیبای خداست. هوای سرد و دلچسب آن همراه با بلورهای درخشان برفش، خاطره انگیز ترین صحنه ها را می سازد. درست کردن آدم برفی با دماغ هویجی و شال گردن بافتنی زیبایش، لذت بخش ترین تفریحات زمستان است. زمستان، روز هایش کوتاه و شب هایش بلند است؛ آنقدر بلند که درخت ها و گل ها و سبزه ها، با لالایی اش به خواب می روند.

گاه گاهی شاخه های به خواب رفته شان کلاهی سفید از برف بر سر می کنند و زمین با لباس سفید و زیبایش، گلوله های تازه از سفر رسیده ی برف را در آغوش می گیرد. قدرتی که درختان را می خواباند آب ها را منجمد می کند پرندگان را فراری می دهد به گرمای طاقت فرسای زمین غلبه می کند بر روی آسمان ابری می کشد و برف و باران می بارد و آهنگ رعد و برق و طوفان از سر می دهد و آدم برفی های کوچک و بزرگ را سربازان قصر خود قرار می دهد قصری از جنس برف.

اما سلطنت آن زیاد طول نمی کشد به طوری که درختان از خواب زمستانی بیدار می شوند پرندگان باز می گردند خورشید دوباره گرم و درخشان می شود و آسمان دوباره آبی رنگ می شود آن موقع است که شیشه ی پر از برف اتاق من تمیز می شود و آنگاه است که می گویم بدرود بر زمستان و درود بر بهاران.

در این فصل عقل ها حیران میشود از زیبایی های طبیعت، حرف های ناگفته ای در این فصل در ژرفای جانمان باقی میماند

هم چنان که در این فصل برف و باران میبارد

قصه ای که نامش زندگی است هم چنان جریان دار

امیدوارم که در این فصل دل ها همچون این فصل

سرد و بارانی نشود!

انشا در مورد زمستان

انشای توصیف زمستان

زمستان یک فصلی که بعد از فصل پاییز است. در زمستان روی درختها برف می ریزد. وقتی که برف باریدن تمام می شود ما می توانیم در زیر درخت برویم و آن را تکان تکان بدهیم تا دوباره برف ببارد. من این کار را دوست می دارم. مادر من این کار را دوست نمی دارد. چون هروقت من این کار را می کنم مادرم من را کتک می زند و میگوید این کارو نکن. سرما می خوری ولی من این کار را می کنم. مادرم برای اینکه من درختها را تکان تکان می دهم من را کتک می زند. مادر من زن مهربانی است. من او را دوست می دارم. او برای درختها که تکان تکان می دهم دلش می سوزد و من را کتک می زند. خانم معلم ما زن چاقی است . او می گوید درختها در فصل زمستان خوابیده اند و دوباره در فصل بهار بیدار شدند. زمستان یک فصلی هست که در آن هوا سرد بوده است. ما در خانه بخاری داریم. ما باید در آن نفت بریزیم . یک شب که خیلی در آن سردم بود از رختخوابم بلند شدم و به نزد پدرم رفتم و او را با سرعت تکان تکان دادم تا بیدارش کنم و به او بگویم که سردم بوده است. وقتی او را بیدار کردم او من را در آغوش گرفت و من را در زیر پتوی خودم گذاشت. در زمستان باران هم می بارد و روی زمین جمع می شود. همیشه پاهای من در زمستان یخ زده بوده است. در زمستان ممکن است مردم بمیرند. در پارسال یکی از همسایه های ما از سرما مرد. آنها بخاری نداشته اند. ما بخاری داریم . بخاری خیلی چیز خوبی است و در زمستان ما خیلی لازم داریم. در زمستان پرنده های قشنگ به مسافرت می روند و کلاغ می آید. کلاغ قارقار می کند. آنها برای درختها لالایی می گویند وگرنه درختها خوابشان نمی توانند ببرد. وقتی درختها در خواب هستند پدرم شاخه های آنها را میبرد. او می گوید آنها در خواب هستند و دردشان نمی شود. من در زمستان آدم برفی درست کرده ام. مــن در حیات آدم برفی درست کرده ام. آدم برفی من هیچوقت دماق ندارد. آدم برفی من نمی تواند نفس بکشد و زود می میرد. من در کارتن دیده ام که دماق آدم برفی از هویج است. مادرم به من هویج داده است. ولی یک بار من در آشپزخانه رفتم و یک دانه هویج که داشتیم دزدیدم و آن را دماق آدم برفی کردم و او توانست که نفس بکشد و خیلی خوشحال شد. وقتی مادرم فهمید خیلی خندید. من در فصل زمستان خیلی بیشتر کتک می خورم و نمی دانم چرا اینجوری است. من فصل زمستان را دوست می دارم. این بود انشای من.

 

انشا در مورد زمستان

انشا دوم : فصل زمستان را توصیف کنید

انشای خود را آغاز میکنم با نام خداوند مهربانی که آفرید فصل زیبا زمستان را.

فصل زمستان با پایان فصل پاییز شروع می شود، در این فصل وقتی که از خواب بیدار می شوم هنوز همه جا تاریک است، در زمستان زمانی که ابر ها نیستند، موقع تاریکی شب ستاره ها چشمک میزنند و بهترین زمان برای دیدن سیاره ها و ستارگان است.

در زمستان زمین پیراهن سفید خود را بر تن کرده و به استقبال این فصل می رود، درختان به خواب زمستانی میروند، من شروع و پایان زمستان را دوست دارم، چون شروع فصل زمستان با شب یلدا همراه است و پابان آن با عید نوروز.

هر فصل نشانه ای از شاهکار طبیعت است که بر گرفته از قدرت خداوند است، چه بسا فصل زمستان یکی از این فصل هاست که با سرما، برف و لباس های گرم و رنگارنگ خاطرهای خوش و زیبایی را برای من می سازد.

پس در این فصل زیبا خاطرات خوبی بسازیم و از آن لذت ببریم.

بخوانید : متن زمستانی عاشقانه؛ زیباترین جملات و متن اس ام اس های زمستانی و برفی

انشا در مورد زمستان

زمستان و انسان های مظلوم

زمستان همیشه حامل برف و باران و سرما بوده است وهمیشه خواهدبود.

فصلی که خیلی از مردم ان را به خواب طبیعت تعبیر می کنند.

فصلی که روح ازبدن طبیعت خارج می شودوبه خواب موضعی می رودتا که نوروز و بهار فره برسد

ودوباره طبیعت نفسی تازه بکشدودباره زیبایی های خودرا به نمایش برساند.

زمستان فصلی است که ابرهای سیاه،اسمان را می پوشاندوازان هابرف های سفید همچون مرواریدبه زمین می نشیندو زمین را سپیدپوش می کند.

گویی طبیعت لباس سپیدی پوشیده تا خودرا برای روز عیدوبهاراماده کندوجشن و پایکوبی به راه کند

باامدن زمستان و باران زمین از اب و برکت خداوندسیراب می شودو درختان و زمین کم کم از بستر و ارامگاه خود بیرون می اید

گویی که دوباره متولدشده اند.فصل زمستان همچون همه ی فصل ها سه ماه دارد به نام های دی و بهمن واسفند.

دراین فصل بعضی از حیوانات به خواب زمستانی می روندمانندمار،مارمولک و خرس

و پرندگان به علت سرما از منطقه ی سردسیر به منطقه ی گرم سیر مهاجرت می کنند

و همچنین دراین فصل سفره های زیرزمینی و چشمه ها و رودخانه ها پراب می شوندو زمین را برای کشت و کاربهاری اماده می کنند.

نتیجه گیری:
زمستان یکی از پرنشانه ترین فصل های خداوندمی باشد.این فصل این نتیجه را به ما می دهد که خداوندقادر و توانا می تواند مردگان را در روز رستاخیز زنده کندو بهار بعداز امدن زمستان بهترین نشانه ی ان می باشد.

انشا در مورد زمستان

انشای زیبای توصیف زمستان

زمستان، فصلی است که وقتی از خواب بیدار می شویم هنوز همه جا تاریک است . فصلی است که دوست داریم بخوابیم . زمستان یعنی شاید فردا سوخته باشم، شاید هم قرار است یک عمر بسوزم …یعنی زهرا سرما خورده، یعنی زینب لباس پشمی ندارد، فاطمه امسال هم چکمه نمی خرد. یعنی سیران می خواهد دکتر شود و همه سرما خورده ها را درمان کند. مریم هر روز کتک می خورد . یعنی معلم عزیزمان یک سال پیرتر شد.

زمستان یعنی بابا جانمان با هزار امید شال گردنش را به دور گردن من انداخت تا گرمم شود . یعنی مامان عزیزمان صبحانه دو قاشق عسل به ما داد تا داغ شویم . یعنی وقتی از در بیرون می رویم باز هم همه جا تاریک است . یعنی شهر در امن و امان است و ما قرار است روزی بزرگ شویم . وزیر شویم، وکیل شویم‌، لباس پشمی بپوشیم، یاد شین آباد هم نیافتیم.

زمستان یعنی وقتی به معلم عزیزمان سلام می کنیم صدایمان بلرزد، معلم عزیزمان حالمان را بپرسد، ما بگوییم خوبیم . پاهایمان سردشان است، خواهر فاطمه دارد عروس می شود، مریم دفتر مشقش را جا گذاشته و دعا می کند معلممان نفهمد، بخاری خاموش است، هنوز مدرسه، گاز کشی نشده و کدخدا روز به روز چاقتر می شود. تخته هنوز گچی است، معلم آسم می گیرد، لاغر می شود، دستهایش پینه می بندد، زهرا دیگر اجازه ادامه تحصیل ندارد، بابا جان شال گردنش را دیگر نمی خواهد، پدر مریم زن دوم گرفته،، پدر زینب زندان است، سیران می خواهد دکتر شود ….آه سیران، سیران ….

زمستان یعنی بخاری روشن شد. گرم شد، داغ شد و گر گرفت …. زمستان یعنی آتش، یعنی جیغ، فریاد، فداکاری معلم برای خارج کردن بخاری از اتاق، یعنی دود، شال گردن، سیران، زهرا، فاطمه، آتش، شین آباد ….

زمستان یعنی …. سیران سوخت

انشا در مورد زمستان

زیبایی هایی فصل زمستان

قلم را در دستانم میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم. البته بر همگان واضح و مبرهن است که فصل زمستان فصل خیلی خوبی است و به نظر ما این فصل یکی از 4 فصل خوب سال می باشد!!!! ما زمستان را به چند دلیل خیلی دوست داریم که مهمترین دلیلش هم این است که شب چله و چهارشنبه سوری در این فصل قرار دارد و ما میتوانیم مقدار زیادی ترقه زیر پای دختر همسایه بیندازیم و حسابی خوشمان بیاید!! البته این فصل مزایای زیادی هم دار…د که یکی از آن تعطیلی زیاد مدرسه ها می باشد!!! البته اگر از بعد کارشناسی هم به این فصل نگاه کنیم میتوانیم فواید دیگری هم ببینیم!! و چون پدرمان بگفته خودش یکی از کارشناسان خبره در امر زمستان میباشد!! ما نیز اطلاعاتمان در مورد این فصل زیاد است!! برفهایی که در زمستان میبارند به چند دسته تقسیم شده اند که ما با استفاده از اطلاعات بابایمان آگاهی زیادی نسبت به آن داریم!! بابایمان به وقت بارش برف با یک پاروی خیلی خوب میرود و برفهای خانه های مردم را پارو میکند و از این راه پول خوبی بدست می آورد و به همین خاطر است که برف را خوب میشناسد و میتواند حسابی برایمان در مورد نوع برف صحبتهای کارشناسی کند!!! البته زمستان ایراداتی هم دارد که مهمترینش سردی هوا می باشد که در این شرایط هم انسان باید به فکر راه چاره باشد و بابایمان که انسان خیلی تیز هوشی می باشد راههای صحیح مصرف انر‍‍ژی را میداند!! بطور مثال او در شبهای زمستان مادرمان را محکم بغل میکند و میمالد تا مادرمان از سرما تلف نشود!!! ما تصمیم داریم وقتی بزرگ شدیم یک بخاری خیلی بزرگ بخریم تا مادر فرزندانمان از سرما نلرزد و ما مجبور نباشیم او را هی بغل کنیم!!!! البته بابایمان یک مثال خیلی جالب هم در مورد خانوم ها دارد!! او می گوید در زمستان آنجایمان قندیل میبندد اما نمیدانم جطور این خانومها بدون جوراب به بیرون میروند و سردشان نمی شود!!! البته ما هنوز نفهمیدیم کجای بابایمان قندیل میبندد!!! ما راههای بسیاری برای تفریح در زمستان بلد هستیم که یک مقداری از آنها را برایتان شرح میدهیم تا شما هم یاد بگیرید!!! راه اول اسکی کردن میباشد که به عنوان یک ورزش خیلی مفرح در دنیا شناخته شده میباشد! طریقه اسکی به این صورت میباشد که بعد از بارش برف مقداری زمین مورد نظر را لگد مال نموده تا برفش سفت شود و بعد به وسیله یک کفش که زیرش صاف میباشد بر روی آن بسرعت دویده و بایستیم!!! این یکی از ورزشهای مورد علاقه ما است که در آن تبحر خاصی داریم!!!! ورزش بعدی ساخت آدم برفی میباشد که اکثر شما بلد میباشید!! بابایمان یک بار با آقا جعفر باجناقش یک آدم برفی خیلی بزرگ ساخته بودند که ما خیلی از آن خوشمان آمده بود و یک بادمجان هم پایینش زده بودند که مادر و خاله مان از آن خیلی خوششان آمده بود!! البته به نظر ما آدم برفی بدون بادمجان زیباتر میباشد!!! ورزش مفرح سوم هم این است که گلوله برفی بسازید و جایی قایم شوید و مردمی که مثل خنگها در حال عبور هستند را بزنید و بعد بخندید!!! خواهرمان هم فصل زمستان را خیلی دوست دارد و همیشه در این فصل با دوستش که یک پیکان جوانان گوجه ای خیلی قشنگ دارد به گردش میروند و خوش به حالشان میشود!! البته فصل زمستان یک ایراد دیگری هم دارد که خیلی خصوصی میباشد!! و آن این است که نباید بعد از بارش برف بروی دیوار مستراح همسایه رفت و دخترش را دید زد چون اثر پای آدم بر روی دیوار میماند و آقا جهان پدر آدم را در می آورد!!!! ما از این انشا نتیجه میگیریم که فصل زمستان فصل خیلی خوبی میباشد و ما باید قدر آن را بدانیم!!!!!

همچنین : 5 انشا با موضوع زمستان